روزنامه کیهان در شماره سهشنبه خود، در دو گزارش جداگانه «اعتماد ملی» را متهم به همراهی با اردوگاه جهانی غرب و در نهایت تطهیر جورج سوروس کرده است. جالب اینجاست که هر دو مطلب فوق در یک صفحه و یک شماره منتشر شدهاند.
کیهان در مطالبی تحت عنوان «تا اردوگاه جهانی چه خواهد!» اعتماد ملی را در کنار سایر مطبوعات دوم خردادی متهم کرده است که از پیروزی اسلامگرایان ترکیه ناراحت شده، سعی در تخطئه موضوع نموده و حتی سکولارها را به عنوان پیروز میدان معرفی کرده است.
این روزنامه سپس به نقد مطالب منتشر شده توسط سایر رسانهها پرداخته و بیهیچ ارجاعی به مطالب مورد ادعای خود اعتماد ملی را تنها با زدن برچسب به تبعیت از اردوگاه جهانی متهم میکند. این ادعا در حالی مطرح میشود که نگاهی به گزارشهای منتشر شده در مورد انتخابات ترکیه نشان میدهد که تا چه میزان از بر هم خوردن بازی سیاسی توسط سکولارهای شکست خورده، به میدان کشیده شدن احتمالی نظامیان و سوءاستفاده رئیسجمهوری از اختیارات قانونی خود انتقاد شده و از مخالفتهای احزاب سکولار به تلاش برای سد کردن راه اصلاحات مورد نظر مردم یاد میشود. در این میان صدور حکم دادگاه قانون اساسی در برگزاری انتخابات سراسری به پیروزی اسلامگرایان تعبیر شده و پس از آن هم از فتح آخرین سنگر مخالفان اسلامگرایان توسط حزب عدالت و توسعه و سران آن (اردوغان و گل) استقبال شده بود.
اعتماد ملی در اکثر تحلیلهای خود به این موضوع اشاره کرده بود که بحران سیاسی ترکیه آفریده سکولارهایی است که آخرین امیدهای خود به بقا در قدرت را از دست رفته میبینند و نگران عاقبت از دست دادن ریاست جمهوری و به تبع آن کنترل بر ارتش و دادگاه قانون اساسی هستند.
نگاهی به مجموعه مطالب منتشر شده در این مورد به خوبی نشان میدهد که رویکرد اعتماد ملی در گزارشهای متعدد خبری، اختصاص سرمقاله، انتخاب تیتر یک و عکس یک صفحه اول روزنامه، همگی بر حمایت از روند حرکت حزب عدالت و توسعه استوار بوده است؛ حزبی که رفتار خود را بر مبنای پایبندی به عقلانیت، شریعت و البته همراهی با جامعه جهانی و تلاش برای رساندن ترکیه به جایگاهی رفیع تنظیم کرده است، نه سرکشی و تندروی و بیتوجهی به عواقب تصمیمها و اظهارات خود! جالب اینجاست که سیاستهای حزب عدالت و توسعه باعث شده تا بدون آنکه ارزشهای مذهبی قربانی شوند، ترکیه از هر زمان دیگری به دروازههای اتحادیه اروپا نزدیکتر شده و همچنان روابط خود را نیز با رژیم اشغالگر قدس پابرجا بدارد. با این همه اعتماد ملی ضمن داشتن نقد به پارهای از سیاستهای این حزب، بارها دوراندیشی و عقلانیت سیاسی را در سران این حزب ستوده و از آن به نیکی یاد کرده است.
مطالب دیگر کیهان که تحت عنوان «گزارش خبری خانه عنکبوت و احزاب مدعی اصلاحات» منتشر شده نیز با مرتبط دانستن خاطرات خبرنگاری در خارج از کشور با دستگیری متهمان به براندازی نرم، سیاسیون داخلی و... در نهایت اعتماد ملی را به دلیل انشای مطلبی در فروردین ماه (ماهها پیش از دستگیری این افراد) مورد انتقاد قرار میدهد.
فاصله چند ماهه میان انتشار مطالب مورد اشاره و انتقاد کیهان (که به گونهای تنظیم شده که خوانندگان تصور کنند پس از پخش اظهارات دستگیرشدگان مبنی بر ارتباط با بنیادهای زیر نظر سوروس، تلاشی هماهنگ برای تطهیر وی صورت گرفته) خود گویای مطالب بسیاری است! سوروس یک یهودی است، ثروتمند است و تاثیرگذار و در این میان از سوی بسیاری متهم به راهاندازی انقلابهای رنگین آسیای مرکزی میشود. تمامی این موارد در کنار مواضع سوروس در قبال بوش باعث میشود تا وی چهرهای سرشناس و البته خبرساز تلقی شود. اهل انصاف قطعا انتشار یک خبر یا گزارش را دال بر تایید محض نویسنده یا مرجع آن نمیدانند که اگر چنین بود در هیچ رسانهای نه خبری از بوش باید درج میشد و نه سخنی از اولمرت و شارون و... سوروس گذشته از نقش خود در تحولات آسیای مرکزی در زمره مخالفان جدی بوش است.
او خود میگوید: «بیرون راندن بوش از کاخ سفید به مساله مرگ یا زندگی من تبدیل شده است.» مقاله موردنظر کیهان هم که در 25 فروردین ماه سال جاری منتشر شده حاوی انتقادات تند و شدید این چهره خبرساز (و تاثیرگذار به زعم کیهان) از سیاست خارجی بوش و تاثیر آیپاک (به عنوان بزرگترین لابی صهیونیستی) بر جهتگیری دیپلماسی کاخ سفید است. سوروس در همان ابتدا عدم شناسایی حماس را محکوم به شکست دانسته، از ماموریت آیپاک (یعنی تضمین حمایت آمریکا از اسرائیل) انتقاد کرده و بالاخره ضربه کاری را آنجا وارد میکند که به صراحت میگوید: «آیپاک تاکنون با موفقیت جلوی انتقادات را گرفته است. آنها ضد صهیونیسم را ضد یهودی میخوانند و با این حربه هر صدای اعتراضی را خاموش میکنند.» و لحظهای بعد در پایان همان مقاله مینویسد: به نظر من تنها جامعه یهودیان آمریکا میتواند جلوی آیپاک را بگیرد. اینگونه ممکن است آیپاک خلع سلاح شود، به جامعه یهودیان آمریکا که نمیتوان انگ ضدیهودی زد!
انتشار این نوشتار و هیچ نوشتار دیگری قطعا به معنای تایید تمامی مواضع و اقدامات نویسنده آن نیست اما هنگامی که یک یهودی سرشناس و تاثیرگذار به انتقاد از سیاست حامیان رژیم صهیونیستی مینشیند، انتشار آن گذشته از آنکه نشان میدهد در صفوف حامیان این رژیم هم به دلیل سبعیت سران آن چه شکافی افتاده است، قطعا نکات جدیدی را در اختیار خوانندگان قرار میدهد. مقاله سوروس و انتقادات وی از اسرائیل را میتوان مصداق توجه به «آنچه گفته میشود نه آن که میگوید» تلقی کرد و نه تنها جایز که مستحب شمرد! جالب اینجاست که در همان صفحه هم به تشکیک در اصالت مخالفت سوروس با بوش و منابع شاید کثیف مالی او اشاره شده است. انتشار این مقاله اما هیچ ارتباطی با اظهارات اسفندیاری، تاجبخش و جهانبگلو نداشته و وضع چنین ارتباطی میان مقالهای که ماهها پیش از یک رویداد منتشر شده با هدف و انگیزهای خاص قطعا حاصل هیچ ذهن سالم و گرفتار نشده در دام توهم توطئهای نمیتواند باشد.
نوشتار کیهان که بیشتر به بافتن آسمان (خاطرات انتخابی فرد) به ریسمان (اصلاحطلبان و دستگیرشدگان) برای رسیدن به حکم تلاش اعتماد ملی برای تطهیر چهره عامل تمامی فسادها یعنی سوروس باز میگردد، در چنین بستری بیش از آنکه انتقادی مشفقانه و مصلحانه باشد، تلاشی است برای متهم کردن رقیب در آستانه انتخاباتی سراسری و سرنوشتساز و کیست که نداند هدف از این اتهامزنیها (به هر بهانه و با هر دستاویزی ولو مقاله چند ماه قبل) چیست؟