تاریخ انتشار : ۱۸ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۱۶:۰۱  ، 
کد خبر : ۲۹۳۷۷

چندگانگی سیاسی، یگانگی ملی


محمدرضا تاجیک

دوران اصلاحات نیز به سر آمد و تدبیر منزل به اصولگرایانی نه چندان آشنا واگذار شد. روایت دگرسازی و تخریب و تحدید و تهدید، یک بار دیگر به روایت تاریخی جامعه ایرانی تبدیل گشت. گفتمان مسلط بر این دوران، میراث‌دار و میراث‌خوار کردارها، پندارها و رفتارهای غیریت‌ساز اربابان قدرت و سیاست در این مرز و بوم شد و به مثابه فرزندی خلف تلاش کرد تا به سهم خود، چیزی بر آن بیفزاید و چهره‌ای حادتر و زمخت‌تر بدان ببخشد. از این رو، امروز شاهد تحولاتی چندسطحی در این عرصه هستیم. در سطح نخست، بسیاری از دوانگاری‌های متضادی که در طول تاریخ وارد حریم ادبیات و فرهنگ عمومی و سیاسی ما شده‌اند، در سراشیبی تراکم و تقاطع قرار گرفته‌اند. در سطح دوم، خصلت دگرسازی در مسیر تعمیق، تکثیر و گسترش قرار گرفته و در حال رسوخ به درونی‌ترین لایه‌های خودی‌ها است. در سطح سوم، این «دگرسازی» در حال همراه شدن با کنشی به نام «طرد و حذف» است.

نمود و نماد آشکار این تحول را امروز می‌توان در برخورد با افراد و جریان‌هایی که تا دیروز در درونی‌ترین لایه خودی‌های نظام دینی ـ انقلابی تعریف می‌شدند، مورد مشاهده و مطالعه قرار داد. از یک سو، یاران غار دوران سخت، یعنی دوران «انقلاب»، «امام»، «جنگ» به مثابه خاران راه تعریف شده‌اند و از سوی دیگر، جریان‌های فکری و سیاسی که در همین دوران سخت، بی‌فاصله در کنار امام و انقلاب و جنگ ایستاده‌ بودند و «بودن» و «هستی» خود را در ربط تنگاتنگ و وثیق با آنان تعریف کرده بودند، به عنوان جریان‌هایی که در مسیر انقلاب و امام انحراف ایجاد کردند، تصویر شده‌اند.

تردیدی نیست که این خصلت در جامعه امروز ما (خصوصا در گستره گفتمان مسلط) در حال تشدید و تعمیق است اما آنچه تجربه دیروز و امروز دگرسازی و طرد به ما می‌آموزد، این است که: غیریت، ضدیت و طرد هر قدر هم شدید باشد، نمی‌تواند فرآیند حذف رقیب را به سرانجام برساند، چرا که گفتمان‌های رقیب هیچگاه کاملا حذف و سرکوب نمی‌شوند و همواره امکان بازسازی و بازگشت آنها وجود دارد. همچنین باید توجه داشت که سرکوب خشن و به حاشیه‌رانی شدید یک گفتمان به رادیکال شدن آن منجر خواهد شد. این تجربه، همچنین به ما می‌آموزد، کسانی که هر دم بر کوره دگرسازی می‌دمند، به زودی خود در آتشی که برافروخته‌اند گرفتار خواهند شد و در حریم خود و در میان اهل حرم خود نیز مصون از این آفت نخواهند بود.

در شرایط کنونی، به نظر می‌رسد موثرترین راه برون‌شد از این وضعیت، طواف همگان (خصوصا دولتمردان) به گرد قانون اساسی باشد. قانون اساسی، منشور عمومی ملت ماست که به رفتار، کردار و گفتار آحاد جامعه ایرانی، معنا، جهت، ارزش، حدود و هویت می‌بخشد. لذا تنها ایستارها و هنجارهای قانونی از این استعداد و اقتدار برخوردارند که «گزاره‌های» خود را «جدی» تعریف نموده و گفتمان خود را بر سرتاسر جامعه مسلط گردانیده، فراگیرترین و مقبول‌ترین و عبورناپذیرترین اصول، چارچوب‌ها، مرزها، هنجارها و قواعد را به صاحبان قدرت تحمیل نموده و منطق نظم و سامان خود را بر سر هر کوی و برزنی پرتوافکن نمایند.

قانون، نتیجه اراده اجماعی و معطوف به آگاهی و رشادت و مدنیت یک ملت است. بالمان، قانون، مشروعیت و مقبولیت خود را هم مدیون نظام دانایی / معرفتی و نظام صدقی و هم وامدار آگاهی، رشادت و ارده یک ملت است. بنابراین، فقدان قانون و یا ضعف قانون‌گرایی در یک جامعه، نشان‌ از نوعی «نابالغی» و «توسعه‌نایافتگی» انسانی ـ اجتماعی دارد؛ دلالت بر زیست و حیاتی ماقبل مدنیت دارد؛ اشارت بر روابط و مناسبات آنارشیک (جنگ همه علیه همه) در میان مردمان آن جامعه دارد و نشان از عدم امکان بازیگری جمعی مسالمت‌آمیز و قاعده‌مند در حوزه سیاست دارد.

اگرچه، در میان ایرانیان، قانون، هیچگاه مجال و فرصتی تاریخی برای استقرار در جایگاه شایسته و کسب منزلت و شان بایسته خود را نیافته است و از دیرباز، مشکل اساسی ما ایرانیان همین «یک کلمه» (قانون) بوده است. اما، امروز کمتر کسی تردید روا می‌دارد که مطلوب‌ترین و در عین حال ممکن‌ترین مسیر ورود جامعه به سرزمین وحدت و انسجام از طریق همین یک کلمه می‌گذرد. در شرایط کنونی بسیاری از آحاد جامعه ما، به تجربه تاریخی و به حکم آگاهی و رشادت سیاسی، بدین نتیجه نائل آمده‌اند که «قانون» همان اکسیر شفابخش و سامان‌بخشی است که می‌تواند در میان پراکندگی و کثرت، انتظام و وحدت بیافریند؛ می‌تواند روایت «فصل‌ها» و «گسست‌ها» را به روایت «وصل‌ها» و «پیوست‌ها» تبدیل کند؛ می‌تواند «جان‌های از هم جدا» را همنشین و جانشین هم سازد؛ می‌تواند در کالبد رقابت‌ها و چالش‌های سیاسی روحی زیبا و پرنشاط بدمد؛ و باز در یک کلمه می‌تواند به حکایت دیرینه تشتت و شقاق ایرانیان خاتمه دهد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات