محسن مقصودی
خبر پذیرش مهرداد بذرپاش، رئیس سابق گروه مشاوران جوان رئیسجمهور، در دوره دکتری دانشگاه علامه طباطبایی با دستور وزیر علوم موجب شگفتی و تاسف بسیاری از مردم و دانشجویان عدالتخواهی شد که به استقرار عدالت، بدون هیچگونه استثناء و تبصرهای دلخوش کرده بودند و دولت انقلابی و عدالتخواه آقای احمدینژاد باید هرچه سریعتر موضع خود را نسبت به این رانت دولتی مشخص نماید. در این خصوص به نکاتی چند اشاره میشود:
1- «عدالت تبصره نمیخورد» این جمله شعار کلیدی و معروف ائتلاف رایحه خوشخدمت در انتخابات شورای شهر سوم بود، که آقای بذرپاش یکی از بانیان اصلی آن بود. برخی حامیان افراطی دولت، که گاه با نوع عملکرد انحصاری خود، موجب تنگتر شدن حلقه حامیان واقعی دولت شدهاند باید پاسخ دهند که آیا واقعا عدالتی که این دوستان از آن سخن میگویند، هیچگاه تبصره نمیخورد؟! آیا انتصاب آقای بذرپاش به عنوان مدیر عامل، شرکت پارس خودرو که یکی از مهمترین خودروسازان کشور است، در حالیکه ایشان از کمترین تجربه مدیریت صنعتی در این سطح کلان برخوردار نیستند در شرایطی، تبصره خوردن عدالت سیاسی و علمی و زیر سئوال رفتن شعار شایستهسالاری در دولت نهم نیست؟ این در حالی است که در میان نخبگان علمی و صنعتی کشور گزینههای متخصص و متعهد فراوانی برای این مسئولیت وجود دارد و انتظار از دولت عدالت محور این بود که با شکستن حلقه بسته مدیران سیاسی و باندهای قدرت و ثروت این مسئولیتهای کلیدی را به نخبگان متعهد و شایسته بسپارد، نه اینکه یک جوان تازه فارغالتحصیل فقط به علت رانت قدرت بتواند، در این مناصب حضور یابد.
2- در خصوص خبر شگفتانگیز پذیرش آقای بذرپاش در دوره دکتری دانشگاه علامه طباطبایی که یکی از بهترین دانشگاههای داخلی است نیز برداشت جدیدی از عدالت را در دولت عدالت محور شاهدیم. پذیرش در دوره دکتری باید یا از طریق قبولی در آزمون دانشگاهها و یا پذیرش در بورسیه دانشگاههای خارجی و تبدیل آن به بورسیه داخل و یا برای دانشجویان استعدادهای درخشان و اعضای هیات علمی دانشگاهها صورت گیرد حال سئوال اینجاست که آقای بذرپاش، جوان محبوب دولت نهم، با چه معیاری و با چه تفسیری از عدالت علمی میتواند در دوره دکتری تحصیل کند. وزیر علوم که دستور پذیرش ایشان را به رئیس دانشگاه علامه طباطبایی دادهاند باید پاسخگوی مردم عدالتخواه ایران و هزاران دانشجوی مستعدی که در انتظار پذیرش دکتری هستند باشند. در چند سال گذشته، اعتراض سراسری دانشجویان انقلابی و عدالتخواه کشور را به روند روزافزون پذیرش دانشجوی پولی با هزینههای بیش از 30 میلیون تومان در دانشگاههای کشور (همچون دانشگاه پیام نور) شاهد بودهایم، که به انحصار دانشگاه برای طبقه مرفه و سرمایهدار جامعه اعتراض میکردند. حال آیا دربهای باز دانشگاه برای صاحبان قدرت و محدود شدن آن برای مردم عادی با عدالت سازگار است؟
3- بهتر است عملکرد تیم و ائتلاف رایحه خوشخدمت که ظاهرا خود را تنها حامیان دکتر احمدینژاد میدانند، در انتخابات شورای شهر سوم و نتیجه عبرتآموز آن مورد بررسی قرار گیرد. این دوستان باید به یاد بیاورند که چگونه با عملکرد انحصاری و مغرورانه خود در تشکیل آن ائتلاف، دولت را به بازنده آن انتخابات تبدیل نمودند. عملکرد انحصارطلبانه این دوستان در این سالها، سبب شده است که نیروهای نخبه و انقلابی جبهه عدالتخواهی به مرور از دولت فاصله بگیرند تا آنجا که در انتخابات شورای شهر، انحصارطلبی و غرور بدانجا رسید که مهندس مهدی چمران که از بانیان معرفی دکتر احمدینژاد به ملت ایران بود نیز از فهرست حامیان دولت و ائتلاف رایحه خوشخدمت کنار گذاشته شد!! اتفاقاتی که سرانجام به شکست سراسری این ائتلاف در انتخابات انجامید و مانع پیروزی مطلق اصولگرایان در این انتخابات نیز شد. اما ظاهرا، آقای بذرپاش پس از اینکه با عدم موفقیت در انتخابات شوراها، به یک چهره سوخته سیاسی تبدیل شده حالا باید در عرصه صنعت وارد شود تا در عرصه دیگر بخت خود را بیازماید و برای پیشرفت بیشتر باید دوره دکتری را نیز با استفاده از رانتهای دولتی، بگذراند.
4- رهبر معظم انقلاب در دیدار با دانشجویان بسیجی در سال جاری که البته با حمایت جدی از دولت خدمتگزار نیز همراه بود، خطاب به جوانان میفرمایند: «البته جوانها حواسشان باشد، من هیچ توصیه نمیکنم که شما اول درس خواندن بروید و عضو عالی فلان اداره ـ مشاور وزیر یا غیر آن ـ بشوید؛ نه، اینطور چیزها را اصلاً من قبول ندارم، اسم و عنوانی که انسان را از لحاظ اعتبار بالا بیاورد، اما از لحاظ واقعیت در آن چیزی نباشد، فایدهای ندارد.» لذا نباید دانشجویانی که هنوز مهر مدرک لیسانس آنها خشک نشده است و امکان ادامه دوران تحصیلات تکمیلی را به صورت عادی (و نه با رانت دولتی) دارند به این سرعت در پستهای کلیدی حاضر شوند و این نکتهای است باید مورد عنایت مشاوران جوان قرار گیرد و دولت نهم نیز ضمن استفاده از جوانان در بخشهای مختلف از رشد بادکنکی و بدون ضابطه جوانان جلوگیری نماید تا توجه به اصل جوانگرایی به ذبح شایستهسالاری نیانجامد.
5- آقای احمدینژاد، رئیسجمهور محبوب و عدالتخواه ما، باید بدانند که مردم نه با شخص ایشان که با شعارها و آرمانهایی که مطرح کردهاند بیعت کردهاند. برای مردم هیچ تفاوتی نمیکند که مدعیان تفکر لیبرال سرمایهداری و اصلاحات و...، به تبعیضها و عدالتخواهیها در جامعه دامن بزنند و یا مدعیان اصولگرایی و عدالتخواهی بر عدالت، تبصره بزنند و از تبعیضها دفاع کنند و چه بسا این دومی برای مردم بسیار سختتر و تحملناپذیرتر باشد! اگرچه امروز بحمدالله روند کلی و جهتگیری دولت محترم در خدمت به محرومین و رفع تبعیضها و محرومیتها علیالخصوص در سفرهای استانی وجه همت دولت است، اما برخی اتفاقات خاص و حرکتهای سئوالبرانگیز میتواند به این حرکت عظیم ضربه وارد کند. کمااینکه اکثراً مورد استفاده تبلیغاتی جریانهای رقیب و مدعیان اصلاحطلبی نیز قرار میگیرد. اتفاقاتی نظیر: انتصابهای فامیلی و داستان حضور باجناقها و... در پستهای کلیدی و اصرار بر ابقاء افراد مسألهدار بر صدر سازمانهایی چون میراث فرهنگی و گردشگری، انتصاب مدیران چندشغلهای همچون دکتر الهام (سخنگوی محترم دولت، وزیر دادگستری و رئیس ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز و عضو شورای نگهبان) و یا اهدای سکههای طلا از سوی وزیر کشاورزی به برخی نمایندگان کمیسیون کشاورزی و عدم برخورد جدی با وی توسط دولت، انتصابهای سیاسی و جهتدار در باشگاههای ورزشی، اتفاقاتی هستند که سخت خاطر مردم و دانشجویان عدالتخواه را آزرده است و به برداشت جدیدی از عدالت تبدیل شده است! انتظار میرود دولت محترم و رئیسجمهور انقلابی اجازه ندهند خدمات شبانهروزی ایشان با برخی اشتباهات در چشم مردم کوچک شود تا این نقاط ضعف مورد سوءاستفاده جریانهای رقیب و لیببرالها قرار نگیرد.