سعدالله زارعی
فضای انتخاباتی در کشور به موازات نزدیکتر شدن به روز برگزاری ـ یعنی 24 اسفندماه ـ پرمباحثهتر میشود و طبعاً آن دسته از نیروها ـ داخلی و خارجی ـ که به نوعی سرنوشت خود را تحت تاثیر این انتخابات میبینند و یا مایلند بر آن تاثیر بگذارند فعالتر میشوند. برای اینکه یک جمعبندی از این فضا ـ که در فواصل کوتاه زمانی باید ارائه گردد ـ به دست آید، موارد زیر اهمیت مییابند:
1- در جریان اصولگرایان جدای از دغدغه تلاش برای مشارکت حداکثری مردم در پای صندوقهای رأی ـ که در نقطه مقابل اهداف دشمنان انقلاب و نظام قرار دارد ـ دغدغه وحدت و همگرایی درون طیفی از اهمیت ویژهای برخوردار است. اصولگرایان اگر چه در جریان انتخابات ریاست جمهوری نهم و شوراهای سوم ـ علیرغم تعدد نامزدها و تکثر لیستهای طیف خود ـ به پیروزیهای قاطع دست یافتند ولی بروز رخنهها و نتایج آن به آنان آموخت که «عدم وحدت» و تکیه گروههای طیف اصولگرا به «مطلوبیتهای حزبی» میتواند مشکلاتی را برای انقلاب پدید آورد که جبران آن کار آسانی نباشد. از این رو اینک شاهد تلاش همگرایانهتری در این طیف هستیم در عین حال تردیدی هم وجود ندارد که ممکن است در نهایت امکان تجمیع همه آنان در زیر یک فهرست و عنوان میسر نشود و بعضی از آنان به گونهای دیگر از رفتار همگرایانه موافقت کنند که اشکالی هم ندارد در عین حال اکثریت قاطع عناصر طیف اصولگرا به وحدت میاندیشند و بر همین اساس گروه 11 نفره شکل گرفته است و قرار است همین مدل در هر استان تکرار شود.
یک دغدغه دیگر طیف اصولگرا «همبستگی درونی مجلس آینده» است. آنان با نگاه به مجلس هفتم نیک دریافتهاند که ناهماهنگیهای درون مجلس فرصتها و انرژیهای زیادی را ـ بخصوص در حوزه مسایل اقتصادی ـ هدر میدهد و این چیزی است که قطعاً مورد رضایت مردم نمیباشند بر همین اساس گروههای طیف بزرگ اصولگرا پذیرفتهاند که همراهی بیشتری با کمیته تخصصی انتخاب کاندیداها داشته باشند و روی کاندیداهای حزبی حساسیت کمتری نشان دهند. اگر این اتفاق بیفتد میتوان به مجلس ممتازی چشم دوخت که با قدرت مسیر رشد و تعالی کشور را هموار نماید.
2- در جریان دوم خرداد اما دغدغهها چند وجهی است. الف: آنان از یک سو دغدغه همگرایی درونی دارند. تجربه آنان در انتخابات ریاست جمهوری نهم نشان داد که «وحدت در هنگام عمل» برای آنان به غایت دشوار است مگر آنکه دست روزگار آنان را کنار هم قرار دهد ـ همانگونه که در فاصله 27 خرداد تا سوم تیر 84 قرارداد ـ بر همین اساس برنامهریزیهای این جریان در طول هفتههای گذشته تلاش کردهاند که فضایی تهدیدآمیز را برای آنها به تصویر بکشند.
ب: یکی دیگر از دغدغههای این طیف وحدت اصولگرایان است چرا که میدانند اگر اصولگراها به وحدت برسند ـ که چشمانداز کنونی اینگونه است ـ آنان شانسی برای موفقیت ندارند و ناچارند به یک فراکسیون کوچک ـ نظیر وضع کنونی ـ رضایت بدهند. از همینرو تلاش زیادی را به کار بستهاند تا صف اصولگرایان را دچار شکاف کنند و در پارهای از موارد موفق نیز شدهاند.
ج: یکی دیگر از دغدغههای آنان حرکت شورای نگهبان روی «مرز قانون» است. اگر شورای نگهبان روی مرز قانون حرکت کند ـ که وظیفه آنان جز این نیست ـ بسیاری از سرشناسهای جریان دوم خرداد رد صلاحیت میشوند. در این بین اعضای احزاب مشارکت و مجاهدین که خود را «پیشروان دوم خرداد» میدانند و فعلاً به فرماندهی این جبهه اشتغال دارند، عمدتا رد صلاحیت میشوند بر همین اساس طی هفتههای گذشته رقبای داخلی این طیف با دستهبندی دوم خردادیها به معتدل و تندرو به سران مشارکت و مجاهدین و ملی مذهبیها یادآور شدهاند که کنار بکشند. این موضوع البته اعتراض فراوان این دو گروه را در پی داشته است. تندروها برای اینکه مشکل را حل کنند به خاتمی و کروبی فشار میآورند تا در نقش «ریش سفید» مشکل را حل کنند ولی پاسخ شورای نگهبان ـ مبتنی بر حرکت روی مرز قانون ـ آنان را ناامید کرده است.
د: دغدغه دیگر جریان دوم خرداد، رقابت درونی است. آنان به خاطر دارند که در جریان انتخابات ریاست جمهوری شکاف عمدهای میانشان پدید آمد. تندروها و بعضی دیگر از اعضای این طیف، بخصوص روی حجتالاسلام کروبی حساسیت ویژهای دارند و معتقدند از ماجرای «رد صلاحیت تندروها» بیش از هر کس او نفع میبرد و در باطن از این وضعیت بسیار خوشحال است از همینرو چندی پیش یک عضو حزب مشارکت به خاتمی فشار آورد تا بگوید کاندیدای ریاست جمهوری آینده نمیشود تا خیال کروبی از انتخابات سال 88 آسوده باشد و البته خاتمی به گونهای تمکین کرد و روزنامه آقای کروبی آن را با بزرگترین تیتر و عکس خاتمی در صفحه اول خود درج نمود. در عین حال در اردوگاه اصلاح طلبان روی اینکه کروبی در آینده شانسی برای ریاست جمهوری داشته باشد تردید جدی وجود دارد.
ه: دغدغه دیگر آنان روحیه هواداران خود است. آنان معتقدند نیروهایی که به صورت پیشتاز تبلیغاتی آنان عمل میکردند، امروز امید خود را به آنان و نیز به موفقیتشان در انتخابات آینده از دست دادهاند. طراحان تبلیغاتی دوم خرداد برای حل مشکل بر دو موضوع تاکید دارند؛ یکی نارضایتی تودههای مردم از برنامههای دولت دکتر احمدینژاد و دیگری بازگشت آراء مردم به سوی اصلاحطلبان.
طراحان این طیف گمان میکنند نارضایتی مردم از «وضع کنونی» آنان را از احمدینژاد دور میکند این در حالی است که احمدینژاد بیش از همه از «وضع کنونی» که محصول سیاستهای 16 ساله قبل از خویش است انتقاد دارد و سرگرم تحولاتی است که مردم آنها را دوست دارند و البته میدانند این تحولات بدون تبعات میان مدت هم نیست بعنوان مثال مردم از سیستم بانکی کشور ناراضیاند و آن را در خدمت خود نمیدانند یا نظام برنامهریزی کشور را در خدمت رفع محرومیتهای خود نمیدانند و از مسامحه رؤسای قوا با زیردستهای خود رنج برده و خواهان برخورد بدون ملاحظه آنان هستند، مردم در عرصه سیاست خارجی کشور خواهان قاطعیت دولت و تمرکز روی منافع و مصالح ملی هستند، کشاورزان در کشور خواهان تضمین خرید محصولات و رسیدگی به نیازهای خود هستند و... بسیاری از مردم اینها همه را در احمدینژاد جمع میبینند و از سوی دیگر کارگزاران، مشارکت، مجاهدین، ملی مذهبیها و... را در رسیدگی به این خواستهها صالح نمیدانند و حتی آنان را مسبب مشکلات خود ارزیابی میکنند. اما تکیه طراحان تبلیغاتی دوم خرداد روی شیوههای جذب گلدکوئیستی آراء، مخاطب را به یاد نظرسنجیهای ـ ساختگی ـ میاندازد که جریانهایی با تکیه بر آمار و ارقام دروغ سعی در فریب افکار عمومی داشتند.
3- آمریکا و نیروهای مرتبط با آن روی انتخابات آتی مجلس ایران حساسیت ویژهای دارند. در جریان انتخابات مجلس هفتم، محافل آمریکایی از هدر رفتن سالها کار محافل، اطلاعاتی و فرهنگی خود در ایران خبر دادند. آنان تلاش میکنند با استفاده از شیوههای خاص، آب را به جوی باز گردانند. بر این اساس آنها سناریوهای مختلفی را در دست گرفتهاند که شامل این موارد میشود: الف: آنان طی چند سال گذشته و بخصوص ماههای اخیر تبلیغات زیادی روی تأثیر گذاری سپاه روی انتخابات و تعیین کنندگی ـ برجستهسازی شده ـ آن کردند تا جایی که ظاهراً خود نیز باور کردند آنان اینک با طرح تبلیغاتی و رسانهای «قرار دادن سپاه در لیست» تلاش میکنند تا ـ به رغم خود ـ نیروهای موثر را مشغول کنند و فضایی برای دوستان خود در ایران برای موفقیت در انتخابات فراهم نمایند. ب: آمریکاییها با پیش کشیدن بحث تشدید تحریمها ـ و صدور قطعنامه سوم در اواسط مهرماه آینده ـ تلاش میکنند تا فشارها را بر اصولگرایان زیاد کنند و آنان را مسبب تشدید فضا معرفی نمایند در همان حال با برجستهسازی ندای صلح طلبی گروههای همسو با خود جا را برای جایگزین شدن آنان در مجلس و دولت آینده آماده نمایند. این در حالی است که مردم ایران با فشار خارجی منسجمتر شده و اعتماد بیشتری به مسئولان کشور ابراز مینمایند.
ج ـ آمریکاییها گمان میکنند نیروهایی در داخل ایران هستند که به «فشار خارجی» برای موفقیت چشم دوختهاند ـ و البته بعضی از این نیروها چنین تمنایی را بروز دادهاند ـ بر همین اساس به خویشتن وعده تغییر ایران را میدهند. بعنوان مثال دو روز پیش محسن سازگارا ـ یکی از حلقههای وصل محافل آمریکایی به محافل خاص در ایران ـ در مصاحبه با رادیو آلمان «دویچه وله» گفت: «قرار دادن سپاه در لیست سپاه کافی نیست زیرا مسئولان ایرانی آن را جدی نمیدانند باید در عمل کاری کرد که ایرانیان دریابند موضوع خیلی هم مهم است یعنی اقدام عملیاتی». در واقع آمریکاییها با اعمال فشار در صدد هستند از یک سو انتخابات آینده مجلس را کم رونق نمایند و از سوی دیگر امکانی برای عبور هواداران خود از فیلتر نظارتی نظام و در نهایت انتخاب آنان از سوی مردم فراهم نمایند و این البته بارها تجربه شده و نتیجه معکوس داشته است.