محسن مقصودی
دولت نهم، با گفتمان عدالتخواهی به مسند قدرت رسید و مردم با امید فراوان و در انتظار حاکمیت «عدالت و معنویت» پیروزی خود را در سوم تیر جشن گرفتند. مردم در انتخاب هوشمندانه خود شعارها و آرمانهای اصیل انقلاب اسلامی را که از زبان احمدینژاد شنیده بودند، برگزیدند. آنچه همه بر آن اذعان دارند انتخاب سوم تیر، انتخاب یک شخص و یا یک حزب سیاسی نبود، بلکه انتخاب گفتمان «عدالت و معنویت» در برابر گفتمان «لیبرال سرمایهداری» بود. اما پس از آغاز به کار دولت نهم، حلقهای از حامیان افراطی و عمدتا جوان دولت شکل گرفت که با نگاهی به عملکرد دو ساله این دوستان باید گفت که بیش از آنکه به سود دولت و رئیسجمهور محترم حرکت کرده باشند با عملکردهای انحصاری و افراطی خود، دولت را بیشتر دچار مشکل نمودهاند:
1- متاسفانه حامیان افراطی دولت نهم و سایتهای وابسته به آنان، دکتر احمدینژاد را مساوی با «عدالت» و «حق» میدانند و هر آنکس را که به نقد دولت و یا شخص رئیسجمهور مبادرت کند، مخالف حق و عدالت معرفی میکنند!!
در باور اینان سوم تیر متعلق به شخص احمدینژاد و همین تعداد محدود حامیان افراطی دولت است. در حالیکه سوم تیر، متعلق به همه مردم عدالتخواه و انقلابی ایران است و همه نخبگان و دانشجویان و رسانهای متعلق به این گفتمان، صاحب این پیروزیاند و در خصوص آن حق انتقاد و حتی اعتراض نسبت به عملکرد دولت منتخب دارند.
2- حامیان افراطی دولت، با زیر پا گذاشتن اخلاق و تقوای سیاسی، هر آنکس را که منتقد دولت باشد، دارای انگیزهای خاص میدانند و انگی را نصیب او میکنند. یکی را انگ سهمخواهی و قدرتطلبی، یکی را انگ ضدیت با ولایت میزنند و دیگری را جیرهخوار رقیب میدانند و با همین روش به جای آنکه به نقدهای دلسوزانه توجه کنند، با انگها و تهمتهای غیراخلاقی شخصیت منتقد را زیر سئوال میبرند.
3- شکی نیست که دولت نهم، در برابر هجمه سنگین رسانههای داخلی و خارجی قرار دارد و حمایت رسانهای و کمک به موفقیت دولت مردمی، وظیفه همگان است. اما در مکتب دینی ما، انتقاد سازنده و دلسوزانه، از بهترین هدایا و کمکها به مجریان حکومتی محسوب میشود. ضمن آنکه عملکرد حامیان افراطی دولت در انحصار گفتمان «عدالتخواهی» به عده محدود خود، بزرگترین ضربه دولت محترم است. اقدامات انحصارگرایانه این دوستان موجب شده است که حلقه دوستان و حامیان واقعی دولت کوچک و کوچکتر شود. آیا این دوستان تجربه تلخ انتخابات شوراهای سوم و انحصارطلبی خود را فراموش کردهاند؟ آیا ضربهای که با منش و رفتار خود در آن مقطع به دولت زدند از یاد بردهاند؟ آیا متوجه نشدند که مردم با هیچ کس عده اخوت نبستهاند.
4- دولت محترم و شخص رئیسجمهور محبوب باید با تذکر جدی به این دوستان، هر چه سریعتر جلوی این بیاخلاقیهای سیاسی را بگیرند و نگذارند سایتها و رسانههای متعلق به جبهه عدالتخواهی بپردازند.
5- دوستان جوان حامی دولت نیز باید با تجدیدنظر در روشهای غیراخلاقی خود و پرهیز از سیاست بازیهای رایج، معیار حق و باطل را در عملکرد دولت نهم و یا شخص رئیسجمهور خلاصه ننمایند و بدانند که برای ملت انقلابی ایران معیار حق و باطل، تنها و تنها خط اسلام ناب محمدی (ص) و آرمانهای انقلاب اسلامی است.
6- اما منتقدان دلسوز و نخبگان متعهدی که امروز، نقد درون گفتمانی را بهترین کمک به دولت میدانند، باید بیش از اینها به ظرایف سخنان و انتقادهای خود توجه کنند. همانطور که رهبر معظم انقلاب فرمودند، انتقاد از دولت مطلوب است به شرط آنکه منصفانه و خیرخواهانه باشد و شرط منصفانه بودن آن نیز در بیان نقاط قوت دولت در کنار نقاط ضعف است و این امر باید بیش از پیش مورد توجه نخبگان و اساتیدی باشد که ضمن هم راستا بودن با شعارهای دولت به شیوههای اجرایی و یا برخی از انتصابات و یا حتی برنامهها انتقاد دارند. رعایت کردن این ظرایف در نقد میتواند هم فرصت سوء استفاده از طیفهای رقیب را بگیرد و هم بهانه را دست جریان بیاخلاقی که با پرچم حمایت از دولت، فضای نقد علمی و دلسوزانه را با تهمت و انگ پاسخ میدهند، بگیرد. به امید نزدیکی بیشتر دولت محترم به نخبگان و اساتید متعهد و انقلابی.