تاریخ انتشار : ۱۶ خرداد ۱۳۹۰ - ۱۱:۰۸  ، 
کد خبر : ۲۹۴۳۸

کولی‌های جوان بفروش میرسند

اشاره: صبحی بارانی در شهر پاریس است در حالیکه قطار برای خروج از ایستگاه متروی لوور به حرکت درمی‌آید، صدای سوت آن بلند میشود. درست در هنگام بسته شدن درهای قطار، چهار تا بچۀ کثیف، که یکی از آنها طفل کوچکی را هم در بغل دارد وارد قطار می‌شوند آنها کولی هستند. قیافۀ مسافرین فرانسوی توی هم میرود. بچه‌ها برای گدایی دستهایشان را دراز میکنند. مسافرین چیزی که به آنها نمی‌دهند، هیچ کیف‌هایشان را هم محکم در دستشان میگیرند. یک خانم میانسال فرانسوی زیر لب می‌گوید، «موشها، بچه موشهای کثیف، اینها بلا هستند.»

این بچه کولی‌ها، بقایای خانه‌های فقیرنشین و محله‌های شلوغ و پرجمعیت اروپای قدیم هستند. آنها دسته‌دسته، در خیابانها و متروهای پاریس، رم و دیگر شهرها پرسه میزنند، و توریست‌های بی‌خیال و زنان تنهایی را که کیفی بدست دارند، دوره میکنند. بعضی اوقات، با تکان دادن یک تکه روزنامه و یا مقوا برای گدایی، حواس قربانیان خود را پرت میکنند و سپس دستهای کوچک آنها با تردستی تمام بسرعت کیف بغلی و یا پاسپورت‌ها را می‌زنند. اما، چیزی زشت‌تر و بدتر از یک جیب‌بری ساده در جریان است. پلیسی که در خصوص پسربچه‌های دزد تحقیق میکند، معتقد است که بعضی از آنها را والدین‌شان به بزهکاران کولی فروخته‌اند و آنها از این بچه‌ها حقیقتاً بیگاری کشیده و آنها را برای دزدی تربیت میکنند و از این طریق سودهای کلانی عایدشان میشود.
این نوع زندگی از «کوزوواوماسدونیا» فقیرنشین‌ترین مناطق یوگسلاوی ریشه میگیرد. بنا به گفتۀ پلیس، خانواده‌های کولی که در این مناطق زندگی میکنند، بچه‌های خود را به تجار برده فروخته و یا اجاره میدهند قیمت این بچه‌ها فرق میکند. کودکی که تنها بدرد گدایی میخورد، در قبال 150 دلار فروخته میشود، در حالیکه بچه‌ای که خوب تعلیم دیده و دستانی فرز دارد، 2500 دلار ارزش دارد. این تجار به طور قاچاق بچه‌ها را از یوگسلاوی به اروپای غربی می‌فرستند، تا همین اواخر، اکثر آنها از طریق جنگل‌های نزدیک «تریسته» و یا با قایق‌هایی از طریق دریای «آدریاتیک» وارد ایتالیا میشدند. از زمانیکه در اواخر سال گذشته پلیس ایتالیا مرزهای مشترک این کشور با یوگسلاوی را بسته، پلیس اتریش کشف کرده که بیشتر تجار کولی سعی میکنند تا از نزدیکی «لایبنیتس»، شهر کوچکی واقع در جنوب اطریش، وارد کشورهای اروپای غربی گردند. ماه گذشته، پلیس اطریش به اولین موفقیت کامل خود نائل آمد، بدین ترتیب که چهار مرد کولی را، هنگامیکه میخواستند 10 بچه 1 تا 12 ساله را بطور قاچاق از مرز رد کنند، دستگیر کرد. در حالیکه تاکنون مدرکی علیه اتهامات بدست نیامده، اما پلیس عقیده دارد که مصطفی‌ مهمدو یک، یکی از این افراد، گروهی را رهبری میکند که 97 بچه را در ایتالیا فروخته‌اند.
گردآوری تعداد کامل کولی‌هایی که در تجارت برده شرکت دارند، کار آسانی نیست، بی‌شک، آنها تنها اقلیت کوچکی از 2 تا 3 میلیون کولی‌های جهان را تشکیل میدهند، مقامات پاریسی معتقدند که از میان 150 هزار نفر کولی فرانسوی، شاید 250 کولی بزهکار موسوم به «کولی مترو» باشند، بنظر میرسد که مشکل فعلی در اوائل دهه 1970 هنگامیکه اروپای غربی درهای خود را بروی کارگران میهمان از کشور یوگسلاوی، منجمله کولی‌ها، گشود بوجود آمده است. در سال 1964، پلیس ایتالیا مشتی از این دزدان نوجوان کولی را دستگیر کرده و به کوپار، شهر مرزی یوگسلاوی، برگرداند، در سال 1980 شهر کوپار 471 جوان اخراج شده، و سال گذشته تقریباً 1000 تن از این افراد را تحویل گرفت. البته بازگرداندن این کودکان به یوگسلاوی مشکلات چندانی را حل نمی‌کند، غالباً کولی‌های بالغ که مدعی این بچه‌ها می‌شوند، آنها را مستقیماً به ایتالیا بازمی‌گردانند. یک مددکار اجتماعی اهل یوگسلاوی اظهار داشت این کار، شبیه بازی پینگ‌پنگ است.
اربابان این کودکان با استفاده از آنها برای گدایی و دزدی از چنگال قانون فرار میکنند. در فرانسه، زیر 13 سال را و در ایتالیا زیر 14 سال هیچ بچه‌ای را زندانی نمی‌کنند. پلیس فرانسه اظهار میدارد که بچه‌های کولی که در هنگام ارتکاب جرم دستگیر می‌شوند، همیشه اسامی و آدرس‌های غلط میدهند و غالباً ادعا میکنند که کمتر از 13 سال سن دارند که اغلب حقیقت دارد. اگر پلیس به خود زحمت داده و آنها را بازداشت کند، تنها چند ساعت طول خواهد کشید تا آنها مجبور گردند این بچه‌ها را برای بازگشت به اردوگاههای کثیف کاروانی‌شان آزاد سازند. این بچه‌ها با اربابانشان در این کاروانهای کثیف که در اطراف شهر هستند، زندگی را می‌گذرانند برای مثال اخیراً پلیس یک دختر کولی را از پاسگاه پلیس تا خانه‌اش تعقیب کرد. در آنجا آنها 4 هزار دلار پول نقد و دو تا اتومبیل پیدا کردند. والدین دختر و پدربزرگش دستگیر شدند، اما چنین مواردی نادر هستند. پاتریک ‌مونیه، رئیس پلیس اظهار میدارد، «آنها، این بچه‌ها را استحمار میکنند. ما مایلیم که اربابان آنها را بگیریم. اما این، دنیایی است که برای یک پلیس مقدور نیست به آن راه پیدا کند.»
بی‌شک، خود کولی‌ها هم کارهایشان را با معیارهایی که با استانداردهای پلیس فرانسه فرق بسیار دارد، می‌سنجند. از زمانیکه کولی‌ها در قرن چهاردهم از آسیا وارد اروپا شدند، با دیگر مردم فرق داشته‌اند. زمانیکه بقیه مردم اروپا در جایی مستقر شدند و انقلابهای صنعتی و اجتماعی را تجربه کردند، این چادرنشین‌ها به زندگی کولی‌وار خود ادامه دادند. نکتۀ مهم آنکه، لغتی که کولی‌ها برای افراد غیرکولی بکار می‌برند، «گاجی» است که به معنای «وحشی» و «روستایی ساده‌لوح» میباشد. برای خانواده‌های فقیر کولی که در یوگسلاوی بسر می‌برند، فرستادن بچه‌شان به اروپای غربی برای دزدی و گرفتن پول در مقابل این کار شاید معنای فروش او برای بیگاری نباشد. ریتاکاپونی که برای یک آژانس ایتالیایی کار میکند که سعی دارد به کولی‌ها کمک کند، اظهار میدارد، ممکن است پلیس که این اعمال را بیگاری و بردگی میداند، راه و روش زندگی کولی‌ها را درک نکند.
غالباً کولی‌ها بچه‌ها را از یک خانواده به خانوادۀ دیگر اجاره میدهند تا بفروشند. و بدین ترتیب، مادامیکه ممکن است خانواده‌ای صاحب بچه نباشد، هر دو خانواده سودی عایدشان شود. مقامات پاریسی دریافته‌اند که دزدان جوان کولی را که دستگیر میکنند، تقریباً همیشه برای خودشان یا خانواده‌شان کار میکنند.
بنظر میرسد که غالباً این بچه‌ها به سرنوشت خود اهمیتی نمی‌دهند. یک پلیس اطریشی اظهار میدارد، «آنها فکر میکنند که بدین ترتیب میتوانند وضع‌شان را بهتر کنند.» یک دختر کولی 11 ساله هنگام شهادت در برابر دادگاه ایتالیا، در واقع از اینکه فروخته شده بود عصبانی بنظر نمیرسید، بلکه از اینکه فقط به 30 میلیون لیر فروخته شده بود، ناراحت بنظر میرسید. وی با فخر و مباهات اظهار داشت، «من خیلی بیشتر از اینها ارزش دارم. من میتوانم روزانه اجناسی را که 3 میلیون لیر می‌ارزند، بدزدم.»
به محض آنکه کودکان کولی به تبهکاری روی ‌می‌آورند، در برابر تلاش مددکاران اجتماعی برای اصلاح آنان، مقاومت میکنند. آنها غالباً بی‌سواد هستند و در صورتیکه از خطا و لغزش دست بکشند، تنها میتوانند در جستجوی کارهائی چون نوکری در خانه‌ها باشند. آنها هرگز ساعات منظمی برای خوردن و خوابیدن و رفتن به مدرسه نداشته‌اند. هرودفوزو، یکی از مددکاران اجتماعی در پاریس اظهار میدارد، من دوست ندارم این کلمه را بکار ببرم، اما آنها وحشی هستند، آنها نمی‌دانند در یک جامعه منظم و تابع قانون چگونه زندگی کنند. دفوزو یک دختر کولی را بیاد می‌آورد که موافقت کرد بخاطر آنکه در خانه بطرز بیرحمانه‌ای کتک می‌خورد به دارالتأدیب زیر نظر دولت برود. پس از مدت کوتاهی زندگی منظم و تابع مقررات، وی از زندگی در آنجا ناامید گردیده و مایل به ترک آنجا بود. او به دفوزو اظهار داشت، «من نمی‌توانم در اینجا بمانم، اینها همگی دیوانه هستند.»
بنا به گفتۀ آنهائی که کولی‌ها را خوب می‌شناسند، ممکن است هم دزدان کوچک کولی و هم بزرگسالانی که از آنها بهره‌کشی میکنند، به یک اندازه قابل سرزنش یا قابل ترحم باشند. فرهنگ آنها مبارزۀ محکوم به شکستی را علیه تمدن غرب انجام میدهد. در فرانسه، مقامات از تشکیل یک مرکز خاصی صحبت کرده‌اند که در آنجا کودکان کولی تحصیل کرده و به آنها کمک می‌شود تا خود را با راه و رسم زندگی در فرانسه تطبیق دهند. هیچ شهرداری در پاریس از این مرکز حمایت نمی‌کند. 90 درصد از جوانانی که در دارالتأدیب‌های رم بسر میبرند، کولی هستند و میانگین عمر کولی‌های ایتالیایی 35 سال است. کاپونی اظهار میدارد، «اکثر مردم از آنها بدشان می‌آید آنها مردمانی بی‌خانمان و بدون حقوق هستند».

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات