حمید امیدی
چند ماه تا انتخابات هشتم مجلس شورای اسلامی باقی است و طبعاً تا موعد رسمی تبلیغات انتخاباتی و زمان مقارن با آن، آنچه بین اردوگاه اصولگرایان و اصلاحطلبان بر سر تضعیف یا تخریب مواضع طرفین در دسترسی به کرسیهای مجلس رخ میدهد، نوعی جنگ سرد و البته بیشتر با حربه مطبوعات است. در این میان معمولا چهرههای شاخص احزاب و گروههای دو جناح که خبرسازتر از دیگرانند و شخصیت منتفذتری به حساب میآیند، اخبارشان تیتر میشود، برای مصاحبه به سراغشان میروند، یادداشت و مقاله مینویسند و خلاصه آنکه تیغ تیزشان را در میدان مطبوعات به رخ حریف میکشند.
یکی از خطوطی که این روزها توسط روزنامههای اصلاحطلب به شدت دنبال میشود، ترسیم سیمایی غیرکارآمد از دولت اصولگرا و عدم توانایی دولتمردان در تحقق سیاستهای عدالتجویانه است. این روزنامهها هر از چندی با پرداختن به موضوعاتی از قبیل سفرهای استانی دولت و سیاستهای کلان اقتصادی، در ماههای گذشته و سهمیهبندی بنزین، در روزهای اخیر و نمونههایی از این دست سعی در القاء نارضایتی مردم و سلب اعتماد آنان از مجلس و دولت اصولگرا دارند.
آنان طی یک تئوری که بیشتر به هجو شبیه است، معتقدند که رویکرد مردم به اصولگرایی به خاطر آن بوده که این واژه را چیز نو(!) و نابی دیده و اصولا برایشان ناشناخته بوده است، اما امروز بعد از گذشت چند سال از عمر مجلس و دولت اصولگرا دیگر «اصولگرایی» برایشان جذابیت چندانی ندارد!!
با توجه به اینکه این مورد، اولین باری نیست که اصلاحطلبان مردم فهیم ایران را بدون بینش و شعور سیاسی قلمداد میکنند و طبعاً با رویه این گروه و نوع نگاهی که در آن خود را قیم سیاسی مردم تلقی میکنند، آخرین بار هم نخواهد بود. ذکر چند نکته لازم به نظر میرسد،
1ـ بخش اول سخن مدعیان اصلاحات قابل قبول است و پذیرفتنی است که مردم در اصولگرایی و شعارهای عدالتجویانه دولت چیزهایی نو و نابی یافتند که در هیچکدام از نسخههای اجرا شده در دولتهای قبلی مابهازاء ندارد. طی سالهای گذشته، در طراحی و اجرای سیاستهای ـ خصوصاً اقتصادی ـ دولتهای سابق، اقشار ضعیف و آسیبپذیر جامعه یا در عمل و بطور جدی مورد توجه نبودند و یا رسیدگی به این بخش از جامعه با حرکتی کند و بطئی همراه بوده است. ولی اکنون مدار شعارهای دولت و کانون عملی توجه دولتمردان همین ولینعمتهای واقعی انقلاباند.
به عنوان نمونه امروز قریب به 60 محصول کشاورزی توسط دولت به روز خریداری میشود و پول خرید این محصولات را که سابقاً شاید طی دورهای 3 ساله پرداخت میشد، سه روزه به کشاورزان زحمتکش میپردازد.
سالهای پیش اهالی روستاها، شهرستانها و تودههای مردم به مدیران ارشد دسترسی نداشتند و به قول مقام معظم رهبری؛ دستشان حتی به یک مدیر کل هم نمیرسید اما، امروز به برکت سفرهای استانی دولت به اقصی نقاط کشور، مردم مناطق مختلف امکان دسترسی به وزراء، معاونین وزراء و حتی رئیسجمهور را پیدا کردهاند.
مردم طی این سالها دنبال یک مسئول شجاع و صریحاللهجه میگشتند تا روابط ناسالم و غیرمنطقی حاکم بر بعضی از دستگاههای دولتی را بشکند و با این ساختارشکنی امکان ارتباط بیشتر و سالمتر بین مردم و حکومت را فراهم نماید.
دنبال کسی بودند تا در عرصه سیاست خارجی آنجا که پای مصالح ملی به میان میآید، اهل مسامحه نباشد و خصوصاً موضوع انرژی هستهای را از چنبره مناسبات بعضاً بیخاصیت دیپلماتیک خارج سازد.
اینها و دهها نمونه قابل طرح دیگر، همان چیزهای نو و نابی است که مردم در سایه اصولگرایی و گرایش به صاحبان این اندیشه یافتهاند.
2ـ بد نیست برخی از اصلاحطلبان به یکی دو سؤال جواب بدهند. روزگاری که خیلی هم دور نیست، وقتی آقای حجاریان از بنبست اصلاحات صحبت میکرد گفت که «ما راهی به درون مردم نداریم». واقعاً طی این چند سال شما برای اصلاح این نقیصه چه کردهاید؟ و چطور توقع دارید که تودههای مردم به شما روی بیاورند؟
در جایی دیگر بهزاد نبوی گفته بود؛ کسی که میتواند پرچم اصلاحگرایی را علم کند، هاشمی رفسنجانی است. بفرمائید نسبت شما با آقای هاشمی چیست؟ مگر همین شما و گروههای همفکرتان نبودید که دولت سازندگی را متهم به اقتصادگرایی صرف میکردید؟ و باز هم مگر جبهه شما از هاشمی رفسنجانی به عنوان «عالیجناب سرخپوش»! یاد نمیکرد و صدها تهمت و افتراء دیگر به ایشان... اکنون چه شده، آیا تغییر عقیده داده و اقتصادگرا شدهاید و یا آقای رفسنجانی به توسعه سیاسی علاقمند شدهاند؟ جواب این است که؛ هیچکدام. در واقع مراجعه شما به آقای هاشمی رفسنجانی صادقانه نیست و این عدم صداقت چیزی است که بارها به مردم فهیم ایران ثابت شده است. حال چگونه انتظار دارید مردم مجدداً به شما اعتماد کنند؟ آیا همین «عدم صداقت» مشکل اصلیتان نیست و به همین دلیل نباید بیاعتمادی مردم تداوم یابد؟
3ـ برخلاف نظر و القاء ناصواب اصلاحطلبان که زایش دوباره خود در عرصه سیاسی و اجتماعی و بازگشت به قدرت را در خیال خام جدایی مردم از اصولگرایان جستوجو میکنند، بازگشت مردم به «اصول» و «ارزش»های انقلاب و نظام از سر آن است که اراده کردند «باد مسمومی» را که از میدان عملگرایی سیاسی، اقتصادی و فرهنگی 8 سال حاکمیت اصلاحطلبان برخاست و آفت سوزان «شجره طیبه» انقلاب اسلامی شد، خاموش و کشور را به آستان «سایه ممتد» اصولگرایی و حفظ ارزشها و اهداف نظام مقدس جمهوری اسلامی برسانند.
اینکه در میان مردم عدهای منتقد دولتاند، عیب نیست بلکه برگ برندهای است در دست دولتمردان که عیب کار خویش را در سایه نقد منصفانه و خیرخواهانه بیابند و برای آن چارهای بیندیشند. حتی اگر دولت از درون هم نقد شود، باز یک امتیاز به حساب میآید و چه بسا به تصحیح سیاستها و تسریع در خدمترسانی به مردم بینجامد. سالهای زیادی نگذشته و حافظه تاریخی مردم به خوبی یاری میدهد، سالهایی که همگرایی دولت و مجلس و افراط در سیاستهای حاکم به قدری پیش رفت که قصد داشتند در میانه راه رئیس دولت را از قطار اصلاحات پیاده کنند.
4ـ البته تقلای اصلاحطلبان و طیفهای همسو با آنان برای تسخیر مجدد مراکز تصمیمگیری قدرت، امری طبیعی است. در همه نظامهای سیاسی دنیا، جناحی که از گردونه قدرت خارج میشود، تلاش میکند تا در فرجهای به نام انتخابات رقیب حاکم را از میدان به در کند ولی فراموش نکنیم ما در نظامی زندگی و حرکت میکنیم که شأنیت حکومت در آن «شیفتگی برای خدمت، نه تشنگی برای قدرت» است. چشمان بیدار مردم و همانانی که به زعم اصلاحطلبان هیچگونه گرایش سیاسی و حزبی ندارند و صد البته رأی تعیینکنندهای هم در انتخابات خواهند داشت، یقیناً اجازه نخواهد داد تشنگان قدرتی که حاصل دوره حاکمیتشان چیزی جز ترویج و بسط لیبرالیسم فرهنگی، رانتخواریهای کلان برای افراد و گروههای خاص، کوبیدن بر طبل خالی توسعه سیاسی، گفتمان بیحاصل جامعه مدنی و سرگرم کردن مردم به اینگونه مسائل نبود، دوباره بر مسند قدرت بنشینند و اسب مراد خویش را برانند.
5ـ امروز مردم حقطلب و عدالتجو، تحقق آمال و اهداف انقلاب را در افق مجلس و دولت اصولگرا جستوجو میکنند، همانانی که دست بر سینه خدمت به خلق دارند و در این راه شب از روز و سر از پا نمیشناسند.
بدیهی است که مجلس و دولت نیز خالی از برخی انتقادها نیستند و این دو نهاد باید در عمر باقیمانده خود ضمن رفع کاستیها و تسریع در حصول اهداف ارزشمدار و عدالتجویانه خود، کمر همت محکمتر کرده و در عرصه عمل با توجه به نقدهای دلسوزانه و بیتوجه به اعتراضهای کور و مغرضانه بر خدمترسانی خود بیفزایند. مردم به اصولگرایان اعتقاد دارند و نشان دادهاند که آمال و خواستههای خویش را در این طیف میجویند.