چند هفته پیش حکومت ائتلافی شامیر با امتناع و عدم رأی اعتماد بعضی از نمایندگان افراطی پارلمان اسرائیل سقوط کرد و «حائیم هرزوک» رئیسجمهور کشور عبری به شیمون پرز رهبر حزب کارگر فرمان تشکیل کابینه جدیدی داد.
پرز که به مهارت و تردستی و قدرت مانور مشهور است، برای تشکیل حکومت جدید تلاش کرد، اما این تلاشها به ثمر ننشست. زیرا بعد از اینکه پرز با حزب «اگودات اسرائیل» که حزبی مذهبی افراطی است کنار آمد و توانست با جذب یک عضو از ائتلاف لیکود اکثریت پارلمان را با خود هم صدا کند، و میرفت تا کابینه خود را معرفی کند، دو تن از اعضای «اگودات اسرائیل» انصراف خود را از حمایت پرز اعلام کردند و تصمیم گرفتند که چنانچه پرز بخواهد برای گرفتن رأی اعتماد کابینه خود را به پارلمان معرفی کند، آنها علیه کابینه وی رأی خواهند داد. این امر پرز را بر آن داشت تا از معرفی کابینه منصرف شود و کنار بکشد. سپس بار دیگر شامیر مکلف به تشکیل حکومت شد و اکنون هم سرگرم کسب رضایت افراطیون یهودی است.
در همان روزها خبرگزاریها یک خبر کوتاه، اما بسیار گویا مخابره کردند. در این خبر آمده بود که «آریل شارون با مناخم مندال شنیورسون خاخام یهودی آمریکا تماس گرفته و او را متقاعد کرده است که روی حزب اگودات اسرائیل فشار بیاورد تا این حزب از حمایت شیمون پرز در تشکیل کابینه جدید دست بکشد. این کار هم عمل شد و شنیورسون از نیویورک با اعضای این حزب تماس گرفت و دو تن از این اعضا را متقاعد کرد که از حمایت پرز دست بکشند و این دو عضو هم دست به چنین اقدامی زدند و امیدهای رهبر حزب کارگر برای تشکیل حکومت جدید هم بر باد فنا رفت.
اکنون تمام نگاهها به سوی شنیورسون که به نظر میرسد تاثیر بسیاری روی یهودیان افراطی در اسرائیل دارد، معطوف شده است. اما این توجه فقط محدود به «شنیورسون» نیست و خاخام دیگری بنام «العازر شاخ» هم در صحنه سیاستهای اسرائیل حضور فعال دارد. و علاوه بر این دو، کانون افراطی موسوم به «شورای خاخامهای بزرگ تورات» هم وجود دارد که امروزه تصمیمگیریهای سیاسی اسرائیل را در قبضه گرفتهاند.
حال باید دید که آیا بعد از شکست پرز، شامیر موفق به تشکیل حکومت خواهد شد؟(1) باید گفت که پاسخ به این سئوال بستگی به «شورای خاخامهای بزرگ تورات» دارد که رهبران روحی و مؤسسین حزب اگودات اسرائیل هستند. و این حزب پنج نماینده در پارلمان دارد و میتواند اکثریت را به نفع هر کس که بخواهد برساند. اما در کنار این شورای خاخامها، همانطور که قبلاً هم اشاره شد، خاخام بزرگ «العارز شاخ» و همتای او «مناخم مندال شنیورسون» که مقیم آمریکاست قرار دارند و سرنوشت اسرائیل را اینها رقم میزنند.
شاخ و شنیورسون که امروزه در تلاویو حرف آخر را میزنند، اولی 96 ساله است و زبان عبری نمیداند و در اسرائیل ساکن است. و دومی 87 ساله است و در نیویورک زندگی میکند و تا بحال از اسرائیل دیدن نکرده است و مایل هم نیست دیدن کند.
حال باید دید که این دو تن که تصمیمگیریهای اسرائیل باید از کانال آنان بگذرد، چه کسانی هستند؟
العازر شاخ از لیتوانی
پیش از سخن از دو نامبرده بالا به ناچار بایستی قدری پیرامون کانون اصلی افراطگری دینی در کشور عبری سخن بگوئیم. این کانون که همان شورای «خاخامهای بزرگ بنی براک» است دارای یازده خاخام بزرگ است. این خاخامها شورای «بزرگان» تشکیل دادهاند و وظایف خود را حمایت از تورات و سنتهای سختگیرانه یهودیان مذهبی و مبارزه علیه بیمذهبی (لائیک) قرار دادهاند. آنها اصرار دارند که تعریف شخص یهودی به این شکل است که «هر کس از مادری یهودی به دنیا آمده باشد، یهودی محسوب میشود» آنها هر کس را که به دین یهود منتسب شده باشد، یا از پدری یهودی و مادری غیریهودی به دنیا آمده باشد، یهودی بحساب نمیآورند. این شورای خاخامها مقر خود را در شهرک «بنی براک» قرار دادهاند و در این مرکز به آزمایش و تجارت ایدئولوژیک خود سرگرم هستند.
یازده خاخام تشکیل دهنده شورای خاخامهای بزرگ تورات، صهیونیسم را که بعنوان یک حرکت سیاسی لائیک است رد میکنند و کشور اسرائیل را به رسمت نمیشناسند. آنها به «کشور لائیک اسرائیل» که بوسیله دیوید بن گوریون ایجاد شده نیز اعتراض دارند.
با این حال حاضر نیستند حتی یک وجب از زمینهایی را که اسرائیل اشغال کرده است پس بدهند و طبق تعالیم تورات در انتظار ظهور پیامبر موعود خود هستند. این شورا از حزب اگودات اسرائیل که پنج نماینده در پارلمان دارد حمایت میکنند. اما این حزب تحت تاثیر شدید خاخام شنیورسون در نیویورک هم قرار دارد.
این یازده خاخام بزرگ که به رسم قرون وسطایی زندگی میکنند، در شهرک یهودینشین معروف به «بنی براک» واقع در نزدیکی تلآویو اقامت دارند که دژی برای افراطیون مذهبی اسرائیل محسوب میشود.
اما دوازدهمین خاخام که شنیورسون باشد در آمریکا زندگی میکند و نبرد تبلیغی برای خاخامهای بزرگ تورات را آنجا برگزار میکند. او حوزه فعالیت خود را به اروپا و تمام جهان گسترش داده است و این در حالی است که بطور رسمی در شورای خاخامهای بزرگ عضویت ندارد. نبرد افراطگرایی مذهبی برای خاخامهای بزرگ تورات و شاخ و شنیورسون کلا در یک جهت است و اینها با اینکه در یک گروه قرار ندارند، در یک خط حرکت میکنند.
«خاخام العازر شاخ» مردی کوتاه قامت با ریش سفید و عینکی است که نوک دماغ قرار میدهد.
او 96 سال پیش در لیتوانی در خانوادهای یهودی به دنیا آمد. خانواده شاخ که نفوذ زیادی داشت در کار تجارت در جمهوری بالتیک بود. در آن زمان کشور لیتوانی هنوز به شوروی ضمیمه نشده بود.
شاخ مراحل مختلف تحصیلی را در لیتوانی به پایان رساند و در همانجا بعنوان خاخام منصوب شد. از همان آغاز گرایشهای تعصبآمیز خود را نشان داد و معیارهایی برای جهان و هستی با استناد به تعالیم تورات قرار داد.
شاخ از همان آغاز با جنبش صهیونیسم مخالفت کرد. اما این امر از استقرار او در اسرائیل و زیر چتر کشور صهیونیسم باز نداشت. در سال 1939 وقتی «جوزف استالین» لیتوانی را به اتحاد جماهیر شوروی ضمیمه کرد و در همان زمان که سیاستهای سرکوبگری نازیها علیه یهودیان در اروپا ظهور کرد شاخ به آمریکا گریخت و بعدها به اسرائیل پناه برد که هنوز هم در این کشور بسر میبرد.
العازر شاخ زندگی خود را در اسرائیل وقف عبادت و ایجاد نسل جدیدی از خاخامهای «ارتودکس» یعنی افراطیون متعصب مذهبی کرده است. او هر روز ساعت چهار صبح - علیرغم پیری - بیدار میشود و در طول روز و تا ساعت 10 شب به دانشآموزان خود درس «تلمود» میدهد.
شاخ زبان عبری یعنی زبان رسمی کشور صهیونیستی و زبان توراتی که تدریس میکند، نمیداند! بلکه به لهجه «ییدیش» یعنی لهجهای که یهودیان اروپای شرقی تکلم میکنند، سخن میگوید، او در چند باری که در برابر جمعیت زیاد مردم در مناسبات مختلف سخن گفته است، انتقاد و اعتراض ناظران اسرائیلی را به دلیل ندانستن زبان رسمی اسرائیل برانگیخته است.
در آخرین جشن مردمی که چند هفته پیش در اسرائیل برگزار شد، خاخام شاخ در یک استادیوم بزرگ بسکتبال حضور یافت و در برابر 20 هزار نفر فیالبداهه سخنرانی کرد. او نیمی از سخنان خود را به لهجه «ییدیش» و نیمی دیگر را به «عبری» تکلم میکرد و لذا یکی از مترجمان به ناچار دخالت کرد و به ترجمه گفتههای «دکتر شاخ» برای استفاده طرفدارانش پرداخت.
اصول بسیار آسان
اما به نظر طرفداران این خاخام پیر که او را «حکیم بزرگ» مینامند و معتقدند هیچ کس بهتر از او با تورات آشنا نیست، ندانستن زبان «مانع» بحساب نمیآید. در یک نظرخواهی که اخیرا در تلآویو منتشر شد، آمده بود که 50 درصد از مردم اسرائیل خاخام شاخ را همسنگ «پاپ واتیکان» میدانند.
اصول عقیدتی شاخ بسیار آسان است. او معتقد است که ادامه حیات ملت یهود و عدم زوال آن به ضرورت اجرای سختگیرانه اصول و قوانین و سنن تورات از سوی یهودیان بستگی دارد. به عبارتی یهودیان بایستی به تعالیم تورات و تلموذ حرف به حرف پایبند شوند.
بر این اساس، خاخام شاخ به همراه طرفداران خود مبارزههای شدید برای جلوگیری از برپایی مسابقات ورزشی در روزهای شنبه - که روز مقدس یهودیان است - انجام میدهند. طبیعتاً شاخ با هرگونه نشانه بیمذهبی (لائیک) در جامعه اسرائیل به مبارزه میپردازد و علیرغم اصل لیتوانیاییاش و گرد آمدن یهودیان غربی در پیرامون او، اما از سوی یهودیان شرقی هم با تأیید و حمایت فراوانی روبروست.
شاخ معتقد است که ماندگاری ملت یهود و عدم زوال آن به همان اندازه که مرهون سرزمین و کشور اسرائیل است، به حاکمیت تعالیم صحیح یهودیت هم بستگی دارد و طبق اساطیر یهودی این تعالیم بایستی در جامعه پیاده شود و به انتظار بازگشت «پیامبر» موعود نشست.
این دیدگاه نسبت به کشور عبری برای «شاخ» به مفهوم صرفنظر از خاک اسرائیل یا رد شهروندی اسرائیل نیست. زیرا او خود را بصورت شهروندی مرحلهای و انتقالی محسوب میکند که این دوره فاصلهای میان مشخص یهودی تا بازگشت پیامبر موعود است. به اعتقاد شاخ در این مرحله انتقالی میتوان از مساعدتهای مالی که حکومت برای جماعت پیروان او و برای شورای خاخامهای بزرگ خرج میکند، بهره برد. برای مثال شیمون پرز اخیرا به منظور جلب آرای حزب «آگودات اسرائیل» به نفع خود برای تشکیل کابینه، کمکهای مالی در اختیار این خاخام بزرگ قرار داد. این در حالی است که حزب «دیغیل هاتوراه» که دارای دو نماینده در پارلمان است و زیر نظر شاخ عمل میکند، از حزب لیکود حمایت کرده است.
هر چند شاخ و «خاخامهای بزرگ تورات» تاکنون نتوانستهاند اصولگرایی یهودی را بر تمام جامعه اسرائیل تحمیل کنند، اما طبق اظهار ناظران مسائل داخلی اسرائیل، این خاخامهای افراطی مذهبی موفقیتهای قابل ملاحظهای بدست آوردهاند. آنها علاوه بر پدید آوردن «جهانی کوچک» در مجتمع مسکونی «بنی براک» توانستهاند تأثیر روز افزونی بر شهرکهای یهودینشین باقی بگذارند. برای مثال تعالیم این خاخامها باعث شده است که در شهرک «ایمانوئل» واقع در کرانه باختری اشغالی زنان در انتخابات شرکت نکنند و در این شهرک دختران و زنان لباسی بلند میپوشند که دستها و پاهایشان را میپوشاند.
دکتر شاخ و شورای خاخامهای بزرگ تورات برای سیاستمداران لائیک در اسرائیل احترام زیادی قائل نیستند. این خاخامها فقط وقتی خود میخواهند با این سیاستمداران اسرائیلی و فقط به مدت شش دقیقه در شهرک بنی براک مقر خاخامها ملاقات میکنند. برای نمونه چنین ملاقاتهایی با آریل شارون و نیز نمایندگان حزب کارگر در سال 1988 صورت گرفت. پیش از ملاقات خاخامها سیاستمداران مدتی طولانی در سالن انتظار میکشند و به هنگام ملاقات از آنها خواسته میشود که بطور دقیق و بدون حاشیهروی به سئوالها پاسخ بدهند. بعد هم فورا محل را ترک میکنند.
شاخ مدتهای مدید با شورای خاخامهای بزرگ تورات فعالیت میکرد تا اینکه در سال 1983 به دلایل تاکتیکی و نه اصولی و لاهوتی از آنها جدا شد و از آن زمان به بعد در احزاب منشعب از اگودات اسرائیل که شورای خاخامها در حاشیه بر آن نظارت دارد، حمایت میکند. این امر در مورد حزب «شاس» و «دیغیل هاتوراه» نیز صادق است. با این حال، دایره تأثیرگذاری دو طرف یکی است و شامل احزاب افراطی مذهبی است و بدین ترتیب این خاخامها به همراهی خاخام شنیورسون سیاست امروز اسرائیل را پیش میبرند.
مناخم مندال شنیورسون
«مناخم مندال شنیورسون» در شورای خاخامهای بزرگ تورات عضو رسمی نیست. او مایل نیست به اسرائیل برود و هیچگاه هم از این کشور دیدار نکرده است. اما با شورای یاد شده در یک سنگر قرار دارد و برای اهدافی یکسان مبارزه میکند. حزب «اگودات اسرائیل» از سوی «گروه لوباویچ» که شنیورسون رهبری آن را بر عهده دارد حمایت میشود و علیرغم اینکه حزب مذکور اصولا تشکیلاتی وابسته و تحت نظر شورای خاخامها محسوب میشود، اما تا حدود زیادی زیر نفوذ شنیورسون و گروه لوباویچ قرار دارد. شاید همین امر است که خاخام پیر آمریکایی را به عنوان دوازدهمین عضو حلقه «بنی براک» قرار میدهد.
تفاوت اصلی میان شنیورسون و شاخ در این است که اولی وارث یک «طریقت یهودی» یا یک «فرقه یهودی» است که تأسیس آن به حدود دو قرن پیش برمیگردد. این فرقه در روسیه تزاری تأسیس شد و لذا جدایی انداختن میان سیرت شخصی شنیورسون و روش «طریقت» او که بنام «لوباویچ» معروف است کاری بس دشوار است.
طبق گفته «شالوم کوهین» در کتابی که اخیرا در پاریس منتشر کرده است: فرقه لوباویچ منسوب به شهرکی در روسیه به همین نام است. این فرقه در دو قرن پیش بوسیله «شنیور زالمان» تأسیس شد و تمام کسانی که بعد از او رهبری این فرقه را بر عهده گرفتند به «شنیورسیون» یعنی فرزندان شنیورسون معروف شدند و مناخم مندال که مورد نظر ماست، یکی از وارثان این فرقه است.
بعد از مرگ «زالمان» موسس این فرقه، برادر او «یوسف اسحاق» جانشین وی شد. اما به دلیل تعقیب پلیس تزار روسیه که از این فرقه «زیرزمینی» و اهداف آن واهمه داشت، ناچار به «آلماآتا» پناه برد و در همانجا هم درگذشت. بعد از یوسف اسحاق، برادر دیگر او جانشین شد و او هم به دلیل تعقیب پلیس به شهر ریگادر «لتونی» که یکی دیگر از کشورهای دریای بالتیک است، رفت. این برادر هم، در شهر یاد شده بالا درگذشت. اما پیش از مرگ زمینه را برای جانشینی برادرزاده خود مناخم مندال فراهم کرده بود. او در سال 1927 یکی از دخترانش را به عقد برادرزادهاش مناخم مندال درآورد و راه رهبری فرقه «لوباویچ» را که شرط رهبری آن ارثی است، باز کرد.
در سال 1941 مناخم مندال از ترس تعقیب نازیها تحصیلات خود را در دانشگاه «سوربن» ناتمام گذاشت و به آمریکا گریخت. و از آنجا با عموی خود ارتباط برقرار کرد و از آن زمان به بعد شورای لوباویچ در ساختمانی مخصوص به خود در شماره 770 خیابان ایسترن بارکوای در نیویورک مستقر شد.
شعار یهودی کردن یهودیان
در سال 1950 با مرگ عمومی مناخم مندال شنیورسون، او رهبری «لوباویچ» را بر عهده گرفت و مبارزات شدیدی را که رهبران قبلی این گروه تعصبی دنبال میکردند، ادامه داد. این گروه علیه آنچه که به «اصطلاحات دینی» در یهودیت معروف است مبارزه میکنند. آنچه مشهود است اینکه سالهای تحصیل در فرانسه بر خاخام 87 ساله هیچگونه تاثیری غیرمذهبی (لائیک) نگذاشته است زیرا او با سرسختی تمام برای اجرای شعار «یهودی کردن یهود» مبارزه میکند و در این راه بر اساس فرضیهای که میگوید یهودیان - یا به قول شنیورسون اغلب آنها - از اصول دین یهود که در تورات و تلموذ آمده است، منحرف شدهاند عمل میکند.
همانطور که گفتیم، شنیورسون از اسرائیل دیدن نکرده است، اما تعدادی از نمایندگان و طرفداران خود را در اسرائیل مستقر ساخته تا «یهودیان را یهودی کنند». طبیعتا این نمایندگان برای نمونه از دنیای دلخواه خود روستای «کفر حباد» واقع در فاصله بیتالمقدس و تلآویو را ساختند. ماموریت این روستا، فتح دلهای یهودیانی است که از تورات دور شدهاند». لذا اصول زندگی در این روستا برگرفته از اصول و سنتهای صرفا یهودی است.
ورد باطل کرد چشم زخم
خاخام شنیورسون، مانند همتای خود خاخام شاخ سنی از او گذشته است. و در یک شهر مدرن زندگی زاهدانهای دارد. او از نیویورک برای پیروانش در اسرائیل و هر کدام از سیاستمداران اسرائیلی که روی آنها تأثیر دارد، فرمان صادر میکند.
فرمانهای دینی سختگیرانه شنیورسون برای او از فرمانهای سیاسی کم اهمیتتر نیست. او خواستار حفظ و عدم چشمپوشی از یک وجب از سرزمینهای اشغالی فلسطین در سال 1967 است. شنیورسون این اراضی را سرزمین اسرائیل بشمار میآورد.
شنیورسون مانند شورای خاخامهای بزرگ در انتخابات اخیر در اسرائیل به نفع حزب اگودات اسرائیل تبلیغ کرد و برای نخستینبار در تاریخ جنبش خود مبلغ یک میلیون دلار کمک مالی به این حزب داد. او کارتهایی هم میان کسانی که به این حزب رای میدادند، توزیع میکرد که روی آن دعاهایی برای دور کردن چشم زخم و ابطال جادو بود.
برپایی پرستشگاه سوم
دلیلی که شنیورسون را بر آن داشت تا از «آگودات» حمایت کند، این است که حزب آگودات با هرگونه حکومت ائتلافی در اسرائیل که قانون «حق بازگشت» را اصلاح نکند مخالفت میکند و آن را تحریم میکند. این قانون در حال حاضر بر این اساس است که هرکس یهودیت خود را اعلام کند، حق بازگشت به اسرائیل را مییابد. اما شنیورسون و افراطیون مذهبی دیگر خواستار تعدیل این قانون هستند و میگویند طبق تعالیم یهودیت این قانون بایستی منحصر به «یهودیانی باشد که مادرشان یهودی است» و فقط آنها حق بازگشت دارند.
از طرفی چنانچه بخواهیم اندیشههای شنیورسون را بخوانیم، این اندیشه را به ترتیب ذیل خواهیم یافت:
شنیورسون تلاش میکند که به انشعاب موجود بین گروههای یهودی خاتمه بدهد و تمام این گروهها را در درون طایفه یهودی جای دهد. او با گرایش به تفکرات پراگماتیسمی آمریکا بسیار نزدیک میشود و به تعصب مذهبی پایبند است.
به نظر او یکپارچه شدن گروههای یهودی راه را برای بازگشت پیامبر موعود هموار میکند. زیرا این پیامبر فقط در صورتی بازمیگردد که گروهبندیهای یهودی از بین رفته و تعالیم صحیح یهودیت برقرار شده باشد.
بعد از بازگشت طبق گفته رهبر گروه لوباویچ «همه به اسرائیل بازمیگردیم و پرستشگاه سوم را میسازیم».
شنیورسون برای تحقق این اهداف خواستار برپایی مبارزه بیامان علیه بیمذهبی (لائیک) و ایجاد جنبش افراطی مذهبی صهیونیسم است؛ جنبشی که هیچگونه ارتباطی با کشور لائیک فعلی اسرائیل نداشته باشد.
تصور شنیورسون برای تحقق اهداف خود، فقط به اسرائیل محدود نمیشود، بلکه شامل تمام جهان و بخصوص یهودیان دو قاره آمریکا و کشورهای عربی است. در آمریکا گروه شنیورسون نام حدود پانصد هزار نفر از یهودیان را مشخص کرده است و آنها را یهودی به حساب نمیآورد. این افراد که بر اساس تفکر گروه شنیورسون یهودی محسوب نمیشوند در حد ادعای این گروه جایز نیست که با آنها خویشاوندی سببی بوجود آورد، خاخامهایشان هم به رسمیت شناخته نمیشوند و اصولا هیچگونه ارتباطی به دین یهود ندارند لذا شنیورسون سعی میکند که ارتباط این نیم میلیون نفر را که در آمریکا و اسرائیل نفوذ زیادی دارند، با کشور عبری قطع کند.
برای اختصار باید گفت که جهانی که شنیورسون رؤیای آن را در سر میپروراند جهانی بسته است که در دو قرن پیش طرح آن در مغز موسس گروه «لوباویچ» در روسیه تزاری شکل گرفت و اکنون بعد از دویست سال هنوز هم در اندیشه وارثان و طرفداران این فرقه زنده است و آنها سعی میکنند که سنتهایشان را حفظ کنند.
مساله مهمتر در این اندیشه موضعگرفتن در برابر پیشرفت و مبارزه با هرگونه تحول جدید در جامعه است.
و بدین ترتیب بحران کابینه در اسرائیل همچنان ادامه دارد و مهمترین ویژگی این کشور این است که دو خاخام افراطی دموکراسی آن را رقم میزنند.