تاریخ انتشار : ۰۲ مرداد ۱۳۹۰ - ۰۹:۰۱  ، 
کد خبر : ۲۹۷۰۱

توطئه بعثی‌ها بر ضد مسلمانان


انقلاب اسلامی ایران از همان روزهای اولی که باعث اضطراب و به لرزه درآوردن جامعه رو به انحطاط ایران شد، در معنا و روش اسلامی بوده و کمک بسیاری به دوباره زنده‌ گردانیدن هویت اسلامی کرده ‌است. هویتی پرغرور، سازش‌ناپذیر و شجاع، پیام روشن انقلاب به توده‌های مستضعف جهان و بخصوص مسلمانان این بود که با قیام توده‌ای قادر به آزاد ‌کردن خود از یوغ استکبار خواهند شد.
این مسئله قابل توجهی بود برای انقلابی که توسط شیعیان آغاز شده و سپس سراسر جهان اسلام را دربرگرفت. این پیامی جدید بود که در همه جا با استقبال روبرو گردید. اتحاد شیعه و سنی به تحقق پیوست. اسلام زندگی مستحکم و نیرودهنده دوباره‌ای را آغاز کرده و برخوردهای بی‌ارزش و کوچک گروهی را در خود مستحیل نموده و کاربردی فلسفی جهت تغییرات اجتماعی عرضه داشت.
با وجود این ارزشها، انقلاب ایران نمیتواند فقط بصورت واقعه‌ای محدود، بوجود آمده بدنبال غرشی ناگهانی مورد بررسی قرار‌ گیرد، چون بوجود آورنده آثار و نتایج بخصوصی بدنبال خود بوده است.
«عربیسم در ردیف صهیونیزم»
سال 1400 هجری، توسط، جمعیتهای اخوان‌المسلمین و جامعه اسلامی بعنوان سال تولد دوباره اسلام نامگذاری شده بود. این دو جنبش اسلامی نه تنها در جوامع خود هیجانات سازنده‌ای بوجود آوردند، بلکه دولتهای اسلامی را نیز مجبور کردند تا خواست ملتهای مسلمان را مبنی بر اتحاد و همبستگی در کنفرانسها و نشست‌های بین‌المللی بیان نمایند. با وجود توخالی بودن این کنفرانسها، بوجود آمدن یک نیروی جدید در جهان نشان داده ‌شد. هرچند در قرن چهاردهم هجری اسلام قدرت دوباره‌ای بدست آورد ولی خوط مخالف اسلام چندی، نیز در جهان مسلمین بوجود آمد.
جنبش‌های ملی‌گرای کمالیها در ترکیه و بعثیها در عراق و غیره در جهت مخالف یگانگی اسلامی بوجود آمدند. در عمل نیروهای مقابل اسلام بر نیروهای اسلامی برتری یافتند، چنانکه ترکیه بشدت زیر نفوذ جنبش کمالیها بوده و بعثی‌ها موفقیت چشمگیری در دوباره زنده ‌کردن ناسیونالیزم عرب داشته‌اند. وجود اتحادیه عرب، و بکار بردن اصطلاحاتی همچون کشورهای عرب و مسلمان (مثل اینکه اعراب مسلمان نیستند) توسط آندسته از رؤسای کشورهای اسلامی که از دیرباز خود را نگاهبان اسلام میدانسته‌اند، نشان‌دهنده عمق این جدائی تلخ هست.....
ارتباط عربی:
جنگ کنونی عراق بر ضد ایران جنگی حساب شده‌ بوده و یکی از دلایل آن ایجاد شکافی، هر چه بیشتر بین اعراب و مسلمانان غیرعرب هست. این یک ریسک حساب شده از جانب عراقیهاست.
بدنبال حادثه‌ای که در اول آوریل 1980 روی داد و ضمن آن معاون نخست‌وزیر عراق، طارق ‌عزیز، بسختی مجروح شد، صدام‌حسین با عصبانیت شدید خطاب به ایرانیان گفت که بیاد داشته‌ باشند که چگونه در سال 637 هجری در قادسیه سپاه اعراب ارتش پیشرفته ایرانیان زردشتی را شکست داد همچنان که جنگ عراق با ایران ادامه مییابد، مطبوعات بعثی، ‌بدون خجالت شروع به نشان ‌دادن صدام‌حسین بعنوان سعد‌بن‌ابی وقاص، صحابی بزرگ حضرت پیغمبر نموده‌اند.
اینان فراموش کرده‌اند که حضرت محمد(ص) و اصحابشان اولین مسلمانانی بودند که بر ضد کفر اعراب شوریده و پیروزی آنان بر کفار ایرانی پس از پیروزیشان بر کفار عرب در جنگ بدر روی داد البته این نادیده‌ گرفتن تاریخ اسلام بدون هدف نبوده و برای جدا کردن مسلمانان از تاریخشان هست.
بعثی‌ها از حمایت کامل مطبوعات در غرب برخوردارند. بدنبال سخنان یک آیت‌الله ناشناس بنام صادق ‌روحانی، مبنی بر قیام شیعیان بحرینی بر ضد رهبر سنی این کشور، شیخ عیسی، مجله اکونومیست در شماره 29 سپتامبر خود مغرضانه نوشت: «دوشنبه 24 سپتامبر 1979 میلادی برابر با سوم ذیقعده 1399 بعنوان یک رسوائی در تاریخ اسلام ثبت خواهد‌ شد.
در آنروز پس از هزار سال یک رهبر شیعه از فرمانبرداران خود خواست که یک حکمران سنی را صرفأ بخاطر سنی ‌بودن سرنگون کنند. آخرین باری که دولتهای اسلامی به خاطر اختلافات مذهبی با یکدیگر به جنگ پرداختند، در دوران حکومت قرامطه در اطراف بصره، در قرون نهم و دهم میلادی بوده است... آیت‌الله خمینی و آیت‌الله‌های اطرافش با کنترل کامل خود، سیاست خارجی ایران را بصورت سیاست پان شیعه درآورده‌اند...
رهبری مذهبی در یک کشور اسلامی، چیزی عجیب و غیرطبیعی میباشد. این مسئله دوران فرمانروائی حسن صباح را بیاد میاورد وی پیر‌مردی شیعه بود که مقر فرمانروائیش در کوههای نزدیک تهران بوده است. میتوان گفت که وی رهبری اولین دسته تروریستی تاریخ را بعهده داشته است.»
جنبشهای اسلامی و عربی
طرز استفاده بعثی‌ها از اسلام برای پیشبرد اهدافشان در آثار بنیان‌گذار بحث، میشل عفلق دیده میشود. مشکل عفلق در این بود که وی برای مردمی سخن میگفت که اسلام تمامی زندگی ‌آنان بود. با در نظر گرفتن این حقیقت عفلق میگوید: «هیچ ترسی از این نیست که ناسیونالیزم عرب و مسئله مذهب با هم برخوردی داشته باشند، زیرا این ناسیونالیزم نیز همچون مذهب از قلب سرچشمه گرفته و نشان‌دهنده خواست خداست.
این هر دو دست در دست میتوانند پیش ‌روند... مخصوصاً اگر مذهب (اسلام) نشان‌دهنده بنوع عرب باشد چون به این ترتیب با ناسیونالیزم عربی هماهنگ است.
اسلام در معنای واقعیش که انکار‌کننده هر نوع محدودیت و تعصب فکری و نیز شکل نژادی هست، محبوبیتی برای بعثیها ندارد. بعثی‌ها معتقدند که اسلام بدنبال بیداری ملی اعراب بوجود آمده و یک جنبش عربیست. معنای این جنبش نو و کامل کردن عربیسم بوده است. چون عفلق قادر به انکار اثر عظیم حضرت محمد(ص) بر اعراب نبوده ‌است، در اینباره میگوید که حضرت محمد(ص) در شخصیت و زندگیش تمام ملت عرب را دربرگرفته است.
ولی روحانیت پیام محمد(ص) را نادیده گرفته و وی را یک انقلابی مبارز با زشتی، عقب‌ماندگی و بی‌عدالتی میداند. عفلق میگوید، «انقلابیون، معتقدین واقعی به محمد(ص) هستند.» ولی پس از انقلاب چگونه جامعه‌ای باید ساخته شود؟ او خواهان ساختن جامعه‌ای مادی هست. نبردهای انقلابی بعقیده عفلق دارای فایده‌های عملی نیز هست باین ترتیب که با جنگیدن در مقابل دشمن، بعثی‌ها قادر به بیدار کردن توده‌های مردم خواهند ‌شد!
بنام عربیسم
با در نظر ‌گرفتن عقاید میشل عفلق در مورد عربیسم و انقلاب، میبینیم که حمله عراق به ایران جهت دور کردن اعراب از اسلامیت و هر چه بیشتر متمایل‌ نمودن آنها به عربیسم هست، هدفی که انگلستان و متفقینش در ابتدای قرن بیستم با روبرو قرار دادن اعراب و ترک‌ها داشتند. برای بهتر پی بردن به دیوصفتی نقشه بعث میتوان به موضع‌گیری آنها در مورد مسئله میانجیگری بین ایران و عراق نظری افکند.
عراق از میانجیگری اعراب در مسئله جنگ جلوگیری نمود به این دلیل که این عمل باعث جدائی افکندن بین اعراب خواهد شد - میانجیگری اعراب باعث میشود که توده‌های عرب این جنگ را نه بعنوان یک جنگ نژادی عرب و فارس بلکه بصورت جنگی بین عراق و ایران دانسته و لزومی در دخالت خود در آن نبینند - مسئله‌ای که باعث میشود عراق نتواند نقشه خود را در مورد جدا کردن اعراب از میراث اسلامیشان پیاده کند.
جدیداً در جریان یک مصاحبه مطبوعاتی، سعدون حمادی وزیر امور‌ خارجه عراق دیدگاه دولتش را در رابطه با میانجیگری اعراب در مورد جنگ چنین بیان کرد: «در ابتدای شروع جنگ، رئیس دولت کویت با رئیس‌جمهور ما تماس گرفته و پیشنهاد کرد که وی همراه رئیس‌جمهور الجزایر جهت میانجیگری به بغداد و تهران مسافرت نمایند.
دولت ما در جواب گفت که ما آمدن آنان را به بغداد بعنوان برادران عرب خوش‌آمد میگوئیم ولی دوست نداریم که یک کشور عربی در اینمورد میانجیگری کند. این مشکلیست بین اعراب و ایرانیان و هر عربی باید تصمیم بگیرد که یا از برادران عرب خود حمایت نموده و یا بیطرف بماند. میانجیگری دولتهای عرب باعث بوجود‌ آمدن کدورت بین اعراب شده و ما خواهان چنین چیزی نیستیم.
بعثی‌های عراق بقدری خواهان جدا کردن نژادی مسلمین هستند که دولت بعثی نتوانست نا‌خوشنودی خود را از عضویت الجزایر در هیئت هفت نفره حل اختلاف کشورهای غیرمتعهد پنهان دارد.
از به بازی گرفتن تاریخ اسلام بوسیله بعثیها نباید به آسانی گذشت، زیرا دوباره زنده کردن جنگ قادسیه بعنوان جنگ بین اعراب و غیرعربها مسئله‌ایست هول‌انگیز و نابود‌کننده. باین معنا که بنابراین مسلمین غیر‌عرب نباید با اسلام کاری داشته ‌باشند زیرا اسلام مسئله‌ای عربی بوده و زاده ‌شده و از نبوغ اعراب است. اگر مسلمانان بگذارند این مسئله بدون مجازات بگذرد، نتایجی بسیار دردناکتر از مبارزه بین اعراب و ترکها ببار خواهد آورد. کیفر این عمل برای اعراب بوجود آمدن یک اسرائیل دیگر خواهد بود!

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات