«ویل دورانت» تاریخنگار برجسته میگوید:
جنگ یکی از عناصر پایدار تاریخ است، از 3421 سال تاریخ مدرن که در تمدن بشری ثبت شده فقط 267 سال بدون جنگ گذشته است.
در تاریخ بشری همیشه گروهی در حال تهاجم و دستهای در شرایط دفاع از خود قرار داشتهاند. هر آینه قومی برای گسترش حیطه منافع خود به منافع ملی دیگران دست گشوده، آتش جنگ شعلهور شده است. مهاجمین همواره زیادهطلبها، تشنگان قدرت و استعمارگران بودهاند. استعمارگران و رهبران تشنه قدرت در تمام طول تاریخ مدون بشری وجود داشتهاند. اما خطر وجود آنها در عصر حاضر جدیتر است، زیرا در دنیای پیچیده امروز منافع اقوام گوناگون بشریت آنقدر به هم در آمیخته که کوچکترین اصطحکاکی منجر به بزرگترین حریق میگردد!
آیا آنطوریکه «صدام حسین» ادعا میکند میتوان پذیرفت که هدف او از اشغال کویت آزادسازی فلسطین اشغالی بوده است؟
رهبران عراق، در ماجرای هولناکی بمباران شیمیائی «حلبچه» که منجر به امحای دسته جمعی ساکنین بیدفاع این شهر پرجمعیت کردنشین گردید و کودکان در آغوش مادران خود به واسطه استنشاق گازهای سمی خفته شدند، در پاسخ به خبرنگار کانال دو تلویزیون فرانسه که بمباران شیمیائی حلبچه را «غیراخلاقی» خوانده بود گفت: «در سیاست و رهبری هیچ جایی برای اخلاق وجود ندارد!»
صدام در یک محاسبه غلط کشور خود را درگیر 8 سال جنگ فرسایشی پرهزینه با ایران کرد و انرژی و ظرفیتهای دو کشور مسلمان منطقه را به نفع امپریالیستها به تحلیل برد.
عراق از یک کشور ثروتمند و مرفه منطقه به یک مملکت مقروض و مدیون مبدل گردید. اقتصاد عراق فلج و صدها هزار نفر از مردم این کشور کشته و معلول شدند.
صدام فقط با پرداخت چنین بهای سنگینی از سوی مردم مسلمان عراق بود که متوجه شد در محاسبات اولیه خود اشتباه کرده است.
اینبار مردم عراق چه بهایی را خواهند پرداخت تا رهبر خود را متوجه اشتباه محاسبهاش بنمایند؟ صدام که مایل است او را «استالین عرب» بنامند در مصاحبه با تلویزیون فرانسه میگوید: «من برای شکست آفریده نشدهام، ممکن است نابود شوم اما شکست نمیخورم!»
مفسر تلویزیون فرانسه در تفسیر این جمله صدام میگوید این عبارت معنای صحیحتری هم دارد و در حقیقت صدام میگوید من تا نابودی کامل کشور و ملتم پایداری خواهم کرد!
اشتباه محاسبه رهبری عراق مجوز ورود کفار به سرزمین پیامبر(ص) را صادر کرد. بیش از نیم میلیون نظامی غربی در منطقه استراتژیک خلیجفارس مستقر شدند و انتفاضه و مسئله فلسطین تحتالشعاع قرار داده شده.
ارتش عراق که میتوانست جزو ذخایر نظامی کشورهای اسلامی توازن استراتژیک با اسرائیل را حفظ کند در معرض نابودی تمام و کمال قرار گرفته و مردم مسلمان و ستمدیده عراق آماج بمبارانهای سهمگین جنایتکاران آمریکایی واقع شدهاند.
با اینهمه، صدام و رهبری عراق دست از لجاجت برنداشته و به بهای از میان بردن یک ملت و یک کشور بر اشتباه محاسبه سیاسی خود پافشاری میکنند.
«هنری کیسینجر» وزیر امور خارجه اسبق آمریکا با اشاره به موقعیت صدام میگوید «مثلث برمودا» اینبار در خلیجفارس پیدا شده و بزودی رهبر عراق را به کام خود میکشد.
شکست صدام و یا آنطور که کیسینجر میگوید سقوط او در کام «مثلث برمودا» اهمیتی ندارد. رهبران سیاسی تا ابد نمیتوانند زنده بمانند. از جورج واشنگتن، نهرو، لنین و گاندی چه مانده است؟ اما مردم آمریکا، هندوستان و روسیه هنوز پابرجا هستند.
آنچه اهمیت دارد آن است که صدام همراه با سقوط خود ملتی را و مملکتی را (مطابق میل آمریکا و متحدانش) به نابودی میکشاند.
برای جلوگیری از این حادثه شوم که زمزمه تجزیه عراق وجود دارد سناریوی آنرا محتمل ساخته است جمهوری اسلامی ایران خواستار تلاش وسیع کشورهای اسلامی جهت متوقف کردن جنگ و یا حداقل ممانعت از گسترش بیشتر آن گردیده است.
در شرایطی که کشورهای دور و نزدیک منطقه و حتی همنژادان مردم عراق برای دریافت دلارهای آمریکایی و قرار گرفتن نامشان در لیست ائتلاف بینالمللی و کسب رضایتنامه از واشنگتن آتش بیار معرکه شده و در تائید مواضع جنگافروزان آمریکایی، با یکدیگر مسابقه گذاشتهاند، رهبری مدبر ایران با آیندهنگری و وثوق کامل به اندیشههای اهریمنی طراحی شده در پنهان، توسط استکبار جهانی ضمن اعلام سیاست اصولی ایران دایر بر حفظ بیطرفی و دور نگاه داشتن ملت ایران از خطر این جنگ «سیاستبازان و دیکتاتورها» در خاموش کردن آتش آن تلاش میکند.
تقاضای آشکار و پنهان از جمهوری اسلامی برای ارائه تلاش در این جهت که آخرین آن ضمن تسلیم پیام کتبی رهبر شوروی از ریاست جمهوری ایران به عمل آمد نشانه احترام جهانی به مواضع دولت ایران و «قدرت» رهبری و نقش اساسی جمهوری اسلامی در منطقه است.
یکبار دیگر به سخن «ویل دورانت» برمیگردیم که میگوید: «قدرت یک مملکت نه به سنگرهای آن کشور است و نه به نیروهای نظامی آن، فقط بسته به قدرت رهبران مردان آن است. «و به روح پاک بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی قدسسرهالشریف درود میفرستیم که با قدرت عظیم رهبری خود ایران اسلامی را در حساسترین شرایط تاریخی از گزند دشمنان حفظ، و همزمان مردانی را برای اداره این کشور در مکتب خود تربیت نمود که امروزه در بحرانیترین شرایطی که منطقه در گرداب حوادث شوم غوطهور است، با درایت و تدبیر، کشتی ایران را در ساحل نجات پر صلابت و استوار هدایت مینمایند.
غارت داراییهای کویت
این روزها به موازات استمرار جنگ هولناک در خلیجفارس، بازار انتشار و آمار و ارقام گوناگون از تعداد هواپیماهای ساقط شده آمریکایی گرفته تا میزان داراییهای شیخ متواری کویت و خاندان ساقط شده او در مطبوعات و رسانههای همگانی جهانی سخت گرم است.
مجله آمریکائی نیویورکر و لوسآنجلس سندیکت در این میان گزارشهای موثق و خواندنی دارند: «... وزیر دارائی کویت دوازدهم اوت 1990 ده روز پس از حمله عراق به کویت) در مصاحبهای با خبرنگاران آمریکائی میزان داراییهای برونمرزی کویت را بالغ بر یکصد و پنجاه میلیارد دلار اعلام کرد. این داراییها شامل دلارهای نفتی سپردهگذاری شده در بانکهای اروپائی (بیشتر انگلیسی) و آمریکایی، طلا، اوراق سهام، و درصدی نیز مربوط به سرمایهگذاریهای خارجی شیخنشین کویت در کمپانیهای فراملیتی از پمپ بنزین گرفته تا همبرگر مکدونالد، کمپانیهای تولید فیلم سینمائی و ویدئو و فاحشهخانهها و قمارخانههای اروپا میشد. یکی دو تن دیگر از مسئولین کویتی متواری شده به حجاز و بحرین نیز در اظهارات مشابهای ارقام و آمار کلانی از دارائیهای کویت در اختیار رسانههای غربی قرار دادند ...»
مجله آمریکایی ضمن چاپ ارقام مربوط به دارائیهای کویت اظهارنظر میکند این دارائیها اگرچه به ظاهر «ثروت ملی» هستند اما توسط موسسه سرمایهگذاری خارجی کویت که مدیریت آن در انحصار تنی چند از اعضای خانواده شیخ کویت قرار دارد، اداره و کنترل میگردد.
لوسآنجلس سندیکت به نقل از مقامات آگاه در بخش خاورمیانهای سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سی،ای،ا) اضافه میکند: ارقام نجومی مزبور (دارائی 150 میلیارد دلاری) جدا از دارائیهای نقدی موجود در حسابهای شخصی شیخ کویت و اعضای بلندپایه خانواده سلطنتی و دولت فراری این شیخنشین نزد بانکهای غربی (عمدتاً سوئیسی، آمریکایی و انگیسی) میباشند.
نیویورکر دارائی نقدی امیر کویت را (دارائی شخصی) بیش از 14 میلیارد دلار تخمین میزند. نیویورکر کهنسالترین نشریه آمریکایی است که از یک قرن پیش در ایالات متحده منتشر میگردد. این مجله به محافل دولتی و رسمی آمریکا وابسته و نزدیک است. به همین دلیل اخبار و گزارشهای آن مورد اعتنا قرار میگیرند. مجله نتیجهگیری میکند سادهلوحی و بیتجربگی شیوخ فراری کویت در افشای آمار و ارقام مربوط به دارائیهای این شیخنشین، اشتهای کشورهای وارد در انقلاب ضدعراقی رابه شدت تحریک کرده است.
ترکیه که متوسط حقوق روزانه یک کارگر معدن در آن فقط یک دلار آمریکائی است، همزمان با اعلام تصمیم کابینه این کشور، در پیوستن به تحریم بینالمللی عراق اعلام کرد، «از رهگذر مسدود کردن خط لولهای که نفت عراق را با عبور از خاک این کشور به بندر مرسن در دریای مدیترانه میرساند سالیانه بالغ بر چهارصد میلیون دلار متضرر شده است.» هنوز 20 روز از اشغال کویت توسط عراق نگذشته بود که آنکارا اعلام کرد میزان زیانهای اقتصادی وارد بر ترکیه از 4 میلیارد دلار هم فراتر میرود. آمار رسمی دولت ترکیه و تراز اقتصادی منتشره توسط وزارت دارائی این کشور نشان میدهد ترکیه از محل ترانزیت نفت عراق از خاک این کشور هر سال چهارصد میلیون دلار، از بابت تجارت و مبادله کالا با عراق نزدیک به همین مبلغ عایدی داشته است.
میانگین درآمدهای ترکیه از محل عبور خط لوله نفت عراق از خاک ترکیه، و مبادلات اقتصادی با عراق حتی در دوران جنگ ایران و عراق که «فرصت طلائی ترکیه» نامیده میشد، هرگز از یک میلیارد دلار فراتر نرفت. اکنون 4 ماه پس از بحران خلیجفارس، ترکیه اعلام میکند به سبب حمایت آنکارا از تحریمهای اقتصادی و شرکت در نبردهای نظامی متحدین بیش از ده میلیارد دلار زیان دیده است.
ایالات متحده که داراییهای عظیم کویت در آمریکا را تحت کنترل دارد به محض پخش اظهارات مقامات ترک، هفت میلیارد دلار بدهی مالی ترکیه را بخشید. عربستان سعودی، کویت، ژاپن، آلمان و آمریکا بیش از یک میلیارد و دویست میلیون دلار به صورت نقدی در اختیار دولت آنکارا قرار دادند و دولتهای آلمان و ایالات متحده مقادیر متنابهی تانکهای لئوپاردوام - 60 هواپیمای جنگنده را بطور رایگان به ترکیه اهدا کردند.
ترکها که آمار و ارقام مربوط به دارائیهای کویت را از زبان وزیر دارایی و سایر مقامات فراری این کشور شنیدهاند با اشتهای سیریناپذیری به کیک دارائیهای کویت که برای تقسیم روی میز متحدین قرار دارد نگاه میکنند.
«اوزال» طی سخنانی در پارلمان این کشور به انتقاد نمایندگان مخالف دولت که ادعا میکردند شرکت ترکیه در محاصره اقتصادی عراق، این کشور را متضرر کرده است پاسخ داد و ضمن رد ادعای مخالفین با ارائه آمار و ارقام پولهایی که وزش طوفان در خلیجفارس برای ترکیه به ارمغان آورده است اظهار داشت که: «آنکارا از بحران خلیجفارس منافع اقتصادی عظیمی کسب کرده این روند همچنان ادامه دارد.»
ایالات متحده در اقدام مشابهای بدهی 9 میلیارد دلار مصری را بخشید و همچنین 3 میلیارد دلار کمکهای نظامی و اقتصادی بطور بلاعوض در اختیار قاهره گذاشت.
پاکستان و سوریه نیز که سربازانی به عربستان اعزام داشتهاند، در فهرست منتظران دریافت کمک قرار دارند. عمدتاً 17 کشور جهان از این نمد کلاهی برای خود دست و پا کردهاند. حتی اتحاد شوروی علیرغم عدم اعزام نیرو به عربستان و خودداری از شرکت در نیروهای نظامی متحدین به سبب آنکه دوست دیرینه خود را با دشمنان فراوانش یکه و تنها گذاشته مورد سپاسگزاری عربستان و کویت قرار گرفته و تاکنون از وعده دریافت بیش از 2 میلیارد دلار کمک، بیش از یک میلیارد دلار آن به حسابهای این کشور واریز شده است.
این بذل و بخششهای سخاوتمندانه از محل همان داراییهای 150 میلیارد دلاری کویت صورت میگیرد.
حسابهای ادعایی ایالات متحده را هم باید به مخارج انجام شده افزود. آمریکا هزینه جنگی در خلیجفارس را روزانه از پانصد تا یک میلیارد دلار تخمین میزند.
«نیویورکر» در گزارش خود فاش میکند آمریکائیان به داراییهای کویت و سپردههای این کشور دست گشوده و تاکنون مقادیر اعظم این داراییها توسط ایالات متحده هزینه شده است.
طنزنویس روزنامه آمریکایی «هرالد تریبیون» مینویسد: رهبران تبعیدی کویت از آن میترسند که حتی قبل از پایان جنگ در خلیجفارس، داراییهای آنها تمام شود.
اشک تمساح
در نیمه دوم ماه ژانویه مسکو کوشید تا از انحراف افکار عمومی جهان به حوادث خلیجفارس بهرهبرداری و حاکمیت خود را در جمهوری لیتوانی اعمال نماید.
اعزام نیروهای وزات کشور شوروی به ویلنیوس سبب بروز درگیریهایی گردید که در خشنترین آن 14 نفر در ایستگاه رادیو تلویزیون این جمهوری نافرمان بالتیک شوروی کشته و زخمی شدند. آمریکا در یک واکنش جدی فوراً اعلام کرد: اقدام مسکو در لیتوانی به معنای دور شدن گورباچف از سیاستهای اعلام شده موسوم به گلاسنوست و پروسترویکا بوده، آینده دمکراسی در اتحاد شوروی را به مخاطره میاندازد.
«دن کوئیل» معاون رئیسجمهوری آمریکا در بیانات شدیداللحنی نسبت به سرکوب دمکراسی در قلمرو اتحاد شوروی هشدار داد که «جورج بوش» رئیسجمهور ایالات متحده ضمن تماس تلفنی با «میخائیل گورباچف» صراحتاً اظهار داشت اقدامات ضدانسانی شوروی در سرکوب دمکراسی، آینده روابط آمریکا و شوروی را دچار مخاطرات جدی مینماید.
«جیمز بیکر» وزیر امور خارجه ایالات متحده از احتمال لغو ملاقات سران آمریکا و شوروی در ماه فوریه سخن گفت و اضافه کرد: ادامه روند بهبود روابط آمریکا با شوروی بستگی تمام به کارنامه حقوق بشر شوروی دارد.
کشورهای عضو پیمان ناتو در یک اجلاس اضطراری، ادامه کمکهای اقتصادی به شوروی را به خودداری مسکو از تجدید دمکراسی در جمهوریهای کرانه بالتیک شوروی موکول کردند.
ایالات متحده و همپیمانانش در پیمان ناتو در حالی برای صیانت از دمکراسی در لیتوانی سینه چاک میکنند و اشک تمساح میریزند که خود بیش از نیم میلیون سرباز تا دندان مسلح را به یک جنگ نابرابر با ملت مسلمان عراق فرستاده و زنان و کودکان را آماج بمبهای خوشهای، ناپالم و موشکهای امحاء جمعی کروز قرار میدهند.
«جورج بوش» رئیسجمهوری کنونی ایالات متحده (مدعی دفاع از حقوق بشر و دمکراسی) در جنگ ویتنام مدتی خلبان هواپیمای بمبافکن استراتژیک بی-52 بود او در بیان خاطرات خود صریحاً اعتراف میکند که شخصاً بیش از دویست و پنجاه تن بمب آتشزای ناپالم بر روی مردم شهرهای شمالی ویتنام ریخته است. این مدعی افراطی دفاع از آزادی و دمکراسی نوع بشر در قسمت دیگری از خاطرات خود به تشریح دیدگاه سیاسی خود پرداخته، میگوید: دمکراسی حقیقی به حفظ منافع حیاتی آمریکا در سطح جهان کمک میکند و حفظ منافع حیاتی ما فقط با اشاعه دمکراسی امکانپذیر است ما برای حفظ این منافع اگر لازم باشد باید دهان مخالفین دمکراسی را خرد کنیم.
بوش در مصاحبه 18 ژانویه خود با خبرنگاران آمریکایی در سالن مطبوعاتی کاخ سفید در پاسخ به خبرنگار سی.ان.ان اظهار میدارد: اهداف اصلی ما در خلیجفارس بازگرداندن دمکراسی به منطقه است.
تقریباً در اظهارات تمامی مسئولین آمریکایی چند عبارت نیز با مضمون حفاظت و صیانت از دمکراسی و آزادی گنجانده میشود. ایالات متحده در حالی نسبت به تیراندازی چند مامور وزارت کشور شوروی به اغتشاشگران در ویلنیوس اعتراض میکند که خود دست به بزرگترین لشکرکشی تاریخ زده است.
اما پاسخ مسکو به دخالت واشنگتن در امور داخلی اتحاد شوروی چه بود؟
شاید اگر مسئولین آمریکایی اتهامات مشابهای در مورد عدم رعایت حقوق بشر و سرکوب دمکراسی را به بنگلادش و یا جزایر موریس وارد میآوردند، مسئولین این کشورها طبق عرف دیپلماتیک ایالات متحده را به عدم دخالت در امور داخلی خود تشویق و دعوت میکردند. اما اتحاد شوروی قول داد که فوراً نیروهای وزارت کشور را از ویلنیوس خارج کند. «میخائیل گورباچف» نیز در سخنانی خطاب به اعضای پارلمان این کشور (که در حقیقت مخاطب او ایالات متحده بود) اظهار داشت در موقع اقدامات ماموران وزارت کشور در ویلنیوس خواب بوده است! ظاهراً این خواب سنگین هنوز هم ادامه دارد و روسهای خوابآلود متوجه نیستند تمرکز عظیم نظامی آمریکا چه مخاطراتی را در آینده برای مسکو به ارمغان خواهد آورد. در مورد سکوت مسکو پیرامون زورآزمایی ایالات متحده در منطقهای که فاصله اندکی با مرزهای جنوبی شوروی دارد و سخنپراکنیهای مقامات آمریکایی در خصوص لزوم رعایت دمکراسی در شوروی به مثابه عامل اساسی در بهبود روابط غرب با اتحاد شوروی، و تمکین خواستههای غرب و بویژه ایالات متحده توسط کرملین، حرف بسیار است. به این روایت شیرین و حکمتآموز بسنده میکنیم: مردی روستائی با کودک خردسالش از کنار بیشهای میگذشت، ناگهان غرش سهمگین، فضای دشت و بیشه را به لرزه درآورد. کودک روستائی همین که دید رنگ از روی پدرش پرید، پرسید این چه صدائی بود؟ پدر آهسته گفت: این صدای شیر است، حیوان درندهای که از بیم او خواب خوش بر دیده درندگان جنگل نمیرود، تا چه رسد به آدمیخواران شهری. سالها گذشت روزی آن دهقانزاده که دیگر بزرگ شده بود با پدر به شهر به تماشای باغ وحش رفت. در آنجا جانوری دید، بییال و دم و در داخل قفس دو نگهبان شلاق به دست در برابرش ایستاده بودند و صدائی چون صدای زوزه از حلقومش خارج میشد، پس بار دیگر از پدر پرسید این چه جانوری است؟ پدر گفت این هم شیر است. پسر پرسید پس چرا لحن صدایش چنین است؟ پدر جهاندیده گفت: این همان شیر است، منتهی شیر اسیر.
آنچه امروز اتحاد شوروی را به زائده سیاستهای غرب تبدیل و به دنبالروی از ایالات متحده کشانیده غربگرائی و کنار گذاشتن اصول است.
به خاطر بیاوریم بیان تاریخی حضرت امام خمینی قدسالسرهالشریف خطاب به رهبر شوروی که طی نامه تاریخی خود، آقای گورباچف را از افتادن به دام آمریکا نهی کردند. بیش از دو سال از آن نامه تاریخی نمیگذرد. امروز شوروی در برابر استقرار نیم میلیون سرباز آمریکایی در مناطق نزدیک به جنوب اتحاد شوروی سکوت میکند و ایالات متحده نسبت به اعزام یک گروهان از مأموران وزارت کشور شوروی به منطقهای که تحت حاکمیت ملی آن کشور قرار دارد به شدت لب به اعتراض میگشاید.
عملیات طوفان صحرا
ایالات متحده که بعنوان طلایهدار مبارزه با تجاوز عراق در جریان بحران خلیج فارس سینه سپر کرده است، در طول جنگ تحمیلی علاوه بر ارسال سیلآسای تجهیزات نظامی، ارائه اطلاعات ذیقیمت ماهوارهای و جاسوسی، در عرصه سیاسی نیز حامی اصلی این کشور در جنگ علیه جمهوری اسلامی بود. در این ایام که ایران تحت محاصره اقتصادی وسیع قرار داشت حجم مبادلات اقتصادی و نظامی آمریکا به عراق به رقم 5/2 میلیارد دلار در سال رسید و عراق که از اثمار سنتی اتحاد شوروی به شمار میرفت، به یکی از دوستان باوفای آمریکا در منطقه بدل شد.
ایالات متحده در سال 1363 اسم عراق را از لیست کشورهای حامی تروریسم خط زد و با بغداد روابط عادی سیاسی برقرار نمود.
ایالات متحده در 5 سال گذشته معادل 5/1 میلیارد دلار تجهیزات الکترونیک و دستگاههای فوق حساس و کامپیوترهای فوقالعاده قوی که در امر تولید سلاحهای شیمیایی موشکی و هستهای نقش اساسی دارند به رژیم عراق فروخته است.
شرکت آمریکایی، اینترنشنال سیگنال اند کنترل، تکنولوژی تولید بمبهای خوشهای را در اختیار عراق گذاشت و در عین حال عراق با کمک ایالات متحده موفق به دستیابی به تکنولوژی تولید انواع موشک، هواپیما و سایر تجهیزات نظامی شد.
شرکتهای آمریکایی به تنهائی 40 درصد تجهیزات نظامی - صنعتی «مجتمع موصل» را تدارک کردهاند.
سهم فرانسه و انگلستان در تجهیز نظامی عراق بیش از ایالات متحده است. فرانسویها حتی موشکهای «اگزوست را» که تکنولوژی فوق محرمانه این کشور محسوب میگردد به عراق دادند. هواپیماهای میراژ و میراژ اف-1 به بغداد تحویل شد.
نقش ایالات متحده و همپیمانان این کشور در ناتو برای تجهیز و افزایش توان نظامی عراق در طول 8 سال جنگ تحمیلی با ایران اعجابآور است. اکنون عراقیها با همان تجهیزات مدرنی که از غرب گرفتهاند با نیروهای متحد درگیر شدهاند. ایالات متحده، انگلستان و فرانسه نام این عملیات را «طوفان صحرا» گذاشتهاند. شاید آمریکائیان این نامگذاری را با توجه به این ضربالمثل مشهور انجام دادهاند که: کسی که باد میکارد، طوفان درو میکند.
دفاع از بشریت
هواپیماهای بمبافکن آمریکایی در نخستین روز حمله به عراق فقط چهارصد سورتی پرواز دادند و بیش از 8 هزار تن انواع بمب روی سر مردم عراق خالی کردند. آگاهان نظامی قدرت انفجاری این حجم سنگین از مواد منفجره را تقریباً معادل قدرت انفجاری نخستین بمب اتمی که برفراز هیروشیما منفجر گردید تخمین زدند.
در روز دوم حمله هواپیماهای بمبافکن نیروهای متحد غربی اعلام شد بیش از دو هزار پرواز برفراز خاک عراق انجام شده و عملیات مزبور سنگینترین بمباران هوایی تاریخ در یک روز بوده است.
در روز سوم تداوم بمبارانهای هوایی آمارها از چهار هزار سورتی پرواز فراتر رفتند و اعلام شد همزمان 150 موشک کروز (توماهاوک) و 120 موشک زمین پایه نیز به هدفهای موردنظر در عراق شلیک شدهاند.
«جورج بوش»، رئیسجمهوری آمریکا در پاسخ به انتقادات تنها نماینده مخالف با عملیات نظامی در کنگره آمریکا اظهار داشت، این جنگی شرافتمندانه برای دفاع از بشریت است. فرزندان ما آمریکائیان در عربستان از عدالت دفاع میکنند.
میگویند مرشد بزرگواری در کرمان بود. شبی مریدان به او میگویند که:
آقا فلانی که تقاضای تشرف به فقر کرده، مردی عرق خور و عربدهجو و لات است و مصلحت نیست که در گروه ما درآید. آقا اعتنا نکرد و حریف به فقر داخل شد. پس فردا شب به آقا خبر دادند که بله، فلانی دیشب سر کوچه را گرفته و مست کرده و به زن و بچه مردم بد و بیراه گفته و یکی را نیز کتک مفصلی زده است. آن مرد بزرگوار فوراً دو رکعت نماز شکر گزارد و گفت: خوب شد فلانی درویش شد، چه اگر درویش نشده بود، دیشب نه تنها هتک ناموس بلکه چندین نفر را نیز کشته و لت و پار کرده بود.
خوب است که هدف لشکرکشی عظیم آمریکا به منطقه و انفجار 8 هزار تن بمب (معادل قدرت بمب اتمی منفجر شده در هیروشیما) فقط در یک روز به منظور دفاع از بشریت و عدالت صورت میگیرد و الا اگر منظور دیگری مثلاً جنگ در کار بود، چه جنایاتی که مرتکب نمیشدند؟