تاریخ انتشار : ۱۴ فروردين ۱۳۹۰ - ۱۱:۰۸  ، 
کد خبر : ۲۹۸۰۹

پیامدهای شوم مذاکرات صلح خاورمیانه

مترجم: محمدحسن ایمانی اشاره: با پیوستن شماره دیگری از کشورهای خط مقدم مبارزه با رژیم صهیونیستی به روند مذاکرات صلح خاورمیانه اوضاع سیاسی اجتماعی منطقه وارد مراحل تازه‌ای شده و برآیند تحولات برخلاف آنچه که گفته می‌شود کاملاً به ضرر مسلمانان و به نفع رژیم اشغالگر قدس تغییر یافته است. هر روز که می‌گذرد، حلقه محاصره مسلمانان و کشورهای عربی تنگ‌تر می‌شود، اما رژیم غاصب اسرائیل بدون کوچکترین عقب‌نشینی از مواضعش در هر دور از مذاکرات امتیازات بیشتری را طلب می‌کند. این بار صهیونیستهای اشغالگر با حربه صلح به مصاف با مسلمانان آمده‌اند. در این مطلب که به قلم منیرشفیق نگاشته شده، اهداف آتی اسرائیل از مذاکرات صلح مورد بررسی قرار گرفته است.

در حال حاضر احتمال مبتنی بر این دیدگاه بسیار قوی است که سردمداران رژیم صهیونیستی به رهبری رابین اهدافی فرارتر از مذاکره با اعراب و امضاء قرارداد صلح و مناسبات مسالمت‌آمیزجویانه و همزیستی مشترک را دنبال می‌کنند.
حتی می‌توان معتقد بود که اهداف صهیونیستها فراتر از واگذاری حقوق فلسطینیان و اعراب و مسلمانان است. به این ترتیب که از سرزمینهای فلسطینی رفع اشغال کنند تا عنوان دولت غاصب و غیرقانونی از آنها برداشته شود.
یا داستان پر ماجرای فلسطین و بیت‌المقدس را خاتمه دهند و پناهندگان فلسطینی به منزل و مأوای خود برگردند. و شهرک‌های صهیونیست تفکیک شده و اختلافات رفع گردد.
و یقیناً می‌توان گفت هدف صهیونیستها ابطال قراردادهای صادره بر علیه‌شان از جانب سازمان ملل و مجمع عمومی و شورای امنیت نیز نمی‌باشد.
پس اهداف حقیقی که در پی انجام آن هستند چیست؟ اهدافی که کسی از کم و کیف آن پرس‌وجو نمی‌کند، بلکه از روند بحثها و برنامه‌ریزیهای انجام گرفته برای گفتگوها و ارتباطات فهمیده می‌شود.
برای رسیدن به اهداف صهیونیستی باید نظری به چگونگی حل مشکل حقوق فلسطینی و عربی و اسلامی داشت و این موضوع را در راستای اعتراف به حق وجود نظام صهیونیستی بررسی کرد.
سپس وارد بحث صلح و آرامش و بهبود روابط شد که بدین وسیله مشروعیت لازم به طرحهای آینده رژیم صهیونیستی داده شده و عقده مشروعیت تاریخی اش از این راه باز شود.
اعتراف به برطرف شدن دشمنیها و وارد شدن به ارتباطات مسالمت‌آمیز و پذیرفتن اصل همکاری و مشارکت کلا برای صهیونیستها وسیله است و به ذاته هدف نمی‌باشد.، این عکس آن چیزی است که بعضی از فلسطینیها گمان می‌کنند.
بعضی از این فلسطینیها نزد خود امور را چنین ترسیم می‌کنند که سازش با رژیم صهیونیستی می‌تواند راهی برای نابودی یا شکست آن رژیم در عرصه رقابتهای اقتصادی و فرهنگی و تمدن باشد. یا دست کم در دریای عربی و اسلامی او را فرو برد، و سپس احاطه‌اش نمود و نیشها و چنگالهایش را کشید با این توصیف بررسی در اندیشه‌های صهیونیستها برای رسیدن به اهداف حقیقیشان در راستای مذاکرات سازش مشروعیت می‌یابد.
این بحث ضروری است نه جهت نابودی اوهام کسانی که جدال بر سر پیروزی مسالمت‌آمیز بر رژیم صهیونیستی دارند. و نه برای رد تفکر کسانیکه قرارگرفتن در کنار رژیم صهیونیستی را بعنوان کشور همتا در سر می‌پرورانند. با رد اندیشه کسانیکه خیال می‌کنند با این مذاکرات مانع فروپاشی نظامی اعراب در برابر صهیونیستها می‌شوند.
بلکه از این حیث نیز بحث و بررسی ضرورت پیدا می‌کند که گروهی در پس فعالیتهای سازش جاری خصوصاً پس از پیمان اسلو خطر نابودی‌کننده‌ای را می‌بینند که دهها بار خطرناکتر از مضراتی است که از جنگ و سیاست مقابله و قطع رابطه و محاصره به آنها رسیده بود.
شاید در بررسی و تفحص ضرورت داشته باشد که مسائل ذیل مدنظر قرار گیرد.
اولاً – اینکه سردمداران صهیونیست نه تنها هدفهای دور و پنهان خود آشکار نمی‌کنند بلکه اهداف نزدیکشان را هم که در پی دارند مطرح نمی‌سازند.
صهیونیستها در هر دوری از مذاکرات مطلب و هدفی را مطرح می‌نمایند که به مجرد پذیرفته شدن از آن بعنوان پلی برای رسیدن به اهداف و مطالب دیگری که به دنبال دارد بهره می‌گیرد.، یعنی دائماً از سیاست پله به پله و گام به گام استفاده می‌کنند.
این مسئله‌ایست که باید آشکار شود. و اهدافی که در پی تئوری «حل گام به گام یا طی مراحل متعدد» وجود دارد فاش گردد.
می‌توانیم سیاست مرحله‌ای صهیونیستها را در تقاضاهاشان بیابیم. آنها دائماً در جریان مذاکرات درخواست مذاکره مستقیم و بدون واسطه را دارند، و عدم مذاکره مستقیم را بهانه‌ای برای عدم اجراء قراردادهای سازمان ملل و سفارشات مجمع عمومی قرار می‌دهند.
مذاکرات مستقیم اهرم فشار رژیم صهیونیستی
در چنین شرایطی است که این پرسش مطرح می‌گردد، که چرا بهانه را از دست صهیونیستها نمی‌گیریم و چرا مذاکرات مستقیم را مستقیم را نمی‌پذیریم تا صهیونیستها قراردادهای سازمان ملل را اجراء نمایند ولو در حد پذیرش و اجرای قرارداد 242 این سازمان اکنون که باب مذاکرات مستقیم به سرپرستی آمریکا در مادرید گشوده شده در جاهای دیگر باید پیدا کرد، صهیونیستها خواسته بعدی خود را مطرح نمودند که ابراز تمایل به ادامه مذاکرات بدون دخالت آمریکا است. و با نظارت آمریکا بطوریکه صرفاً نقش یک نامه‌رسان را داشته باشد، نقشی که اکنون کریستوفر بعهده گرفته است. وی از سوی دیگر نسبت به طرف فلسطینی و عربی نقش اهرم فشار را برای پذیرش شرائط اسرائیلی دارد.
دیری نپائید که بالعیان آشکار گردید که مقصود از مذاکرات مستقیم به اجراء درآوردن قرارداد 242 یا بقیه قراردادهای سازمان ملل نبوده است. بلکه عکس آن مقصود است، و حتی به نامه‌های دعوتی که بر اساس آن کنفرانس مادرید تشکیل شد بی‌اعتنائی شد.
و همان سیاست گام به گام از طریق بستن قراردادهای دو جانبه پیگیری می‌شود، و این روشی است که پیمان اسلو پایه‌های آن را مستحکم نمود پیمانی که تا ابد نفرین شده باقی خواهد ماند، و پس از آن قرارداد قاهره و در پی آن اجراء خودمختاری است تا تأکید نماید که آنچه در چنته سردمداران صهیونیستی است فاصل بسیاری با آنچه اعلام میکنند با آنچه که بیشتر مخالفین سازش حدس میزنند دارد.
این مسئله را بزودی تجربه رابطه اردن با دشمن صهیونیستی به اثبات خواهد رساند، و ثابت خواهد شد آنچه اسرائیل در چنته دارد با حقیقت فاصله‌اش بسیار است و موضوع مذاکرات اعراب و رژیم صهیونیستی بی‌‌شباهت به داستان معروف شکسپیر نیست که مبلغ موجود در چنته تاجر سلاح تفاوت بسیاری با مبلغ ربائیکه بدهکار فکر می‌کرد داشت.
تجربه فلسطینی و عربی بزودی آشکار خواهد ساخت که آنچه در چنته صهیونیستهاست بسیار وحشتناکتر از چیزیست که فکر می‌کنند هر چند که دیدشان بدبینانه باشد، اینها مسائلی است که باید به آن رسید، نه تنها از راه هدایت قرآن و احادیث و کنکاشهای تاریخی، بلکه اضافه بر آن از راه زیرنظر داشتن هوشیارانه تجاربیکه از زمان کنفرانس مادرید تاکنون در پیش رو داشته‌ایم. لذا لازم است تأملی کنیم در روند این پیشرفتهای گام به گام و از خود سؤال کنیم. پس از این پایان کار چه خواهد بود؟ ثانیاً: پس از اجراء سیاست پله به پله و گام به گام، و ارتباط‌های انفرادی، مشاهده میکنیم که سران رژیم صهیونیستی با همکاری حاکمان فعلی آمریکا، بدون هیچ حد و مرزی در پی استحکام پایه‌های برتری نظامی استراتژیکی و تاکتیکی خود بر ارتشهای منطقه به صورت انفرادی یا جمعی میباشند. و هم اکنون صهیونیستها پس از دریافت هواپیماهای آمریکائی به مرحله جدیدی از موقعیت دست یافته‌اند تا برتری نظامی خود را بیشتر کنند. امکان دست‌اندازی نظامی خود را از محدوده کشورهای عربی به کشورهای اسلامی گسترش دهند.
بدین ترتیب آنچه را که نامش را صلح و آرامش و همکاری یا رقابت اقتصادی می‌گذارند تحقق می‌یابد در حالی که با اسلحه صهیونیستی شخصیت فلسطینی و عربی و اسلامی نشانه گرفته شده است. و بدین ترتیب وجه قالب تصویب تمام قراردادها پس از این در دست کسی خواهد بود که برتری نظامی دارد. و روند تغییرات سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و تبلیغاتی را طبق خواست خودش تنظیم خواهد کرد. که سلطه‌اش بر دیگران بیشتر گردد. و بنابراین برنامه‌های اقتصادی محکوم تصمیمهای سیاسی خواهد شد، و در راستای امکانات استراتژیکی قرار خواهد گرفت. و مانند مسابقه دو رقیب در میدان ورزشی بصورت آزاد و رعایت ضوابط و قوانین ورزشی نخواهد بود، و این زورگوئی شدیدتر از زورگوئیهای وادی سیاست و فرهنگ و تبلیغات است. اضافه بر این روش صهیونیستها چنین است که برتری نظامی خود را که به اتکاء آن نظراتشان را بر دیگران تحمیل می‌کنند از دیدها پنهان می‌دارند. و تنها گاهی برای گوش‌مالی خودی نشان می‌دهند. والا به آنها تندخو و اغتشاشگر خواهند گفت و باعث سرکشتگی کسانی خواهد شد که دربرابرش کرنش می‌کنند.
از ویژگیهای برتری نظامی و سلطه و نفوذ که دولتهای بزرگ شیوه خود قرار داده‌اند که مواضع خود را با ایجاد تبعیت سیاسی در دیگران تقویت کنند. و دیگران را وادار کنند که تبعیتشان را نسبت به خود بی چون و چرا سازند.
بنابراین سردمداران صهیونیست که خواهان زورگوئی در منطقه هستند کاری خواهند کرد که کلیه قراردادهای منعقده کاملاً در اختیارشان باشد. و نظرات خود را بر طرف مقابل تحمیل کنند. و با اجبارش به دست برداشتن از حقوق مسلم خود یا باز کردن درها به روی صهیونیستها کاری خواهند کرد که طرف تابع بی چون و چرای صهیونیستها شود.
در این صورت روابط فیمابین بر اساس اندازه تابعیت و حرف شنوی طرفها مذاکره کنند از صهیونیستها خواهد داشت، نه به اندازه چشم‌پوشی از حقوق خود.
اینجا است که شنها زیرپاها بحرکت درخواهد آمد و تعادل از دست خواهد رفت چنانچه قبلاً هم چنین بوده و زمینه برای قرارداهای ظالمانه آماده خواهد شد.
لذا باید گفت اشتباه می‌کند کسیکه گمان دارد خواست رابین و سردمداران قبل و بعد او در این مرحله تنها عقب‌نشینی فلسطینیها از حقوق و خواسته‌های مسلمشان در فلسطین بخصوص بیت‌المقدس بوده، یا فقط مقصود صهیونیستها باز شدن بازرهای کشورهای عربی و اسلامی به روی اقتصاد آنها و تصبیت صلح و همزیستی مسالمت‌آمیز است، بلکه تمام اینها قدمهائی در مسیر می‌باشد. زیرا آنچه از طریق جنگ و کشورگشائی و غصب زمینها می‌خواستند تحقق یابد از طریق صلح مسلح صهیونیستی انجام خواهند داد. و این کار آنطور که بایسته است انجام نمیگیرد، مگر با رساندن اوضاع کشورهای عربی به جائی که امکان هرگونه ایستادگی و حرکت و رقابت در سایه صلح و همزیستی از آنها گرفته شود.
مذاکرات صلح؛ آغاز آشوب در منطقه
یعنی بحثهای حل و فصل جاری در منطقه چیزی جز آشوب و درگیری و تقسیم و دشمنی داخلی و دشمنی با دوستان دربر نخواهد داشت و امیدی به صلح و آرامش و شکوفائی اقتصادی نخواهد بود.
اگر هدف صهیونیستها به زیر یوغ کشیدن دیگران باشد. چنانچه از نوع برخورد رابین با خودگردانی فلسطینی بنظر میرسد، این بدان معنا خواهد بود که آنچه تاکنون بدست آمده با آنچه در آینده نزدیک بدست خواهد آمد. چیزی جز قدمهای اولیه برای رسیدن به هدف حقیقی نخواهد بود.
هدفی که به عنوان زینت قرارداد مورد توجه قرار خواهد گرفت و آن چیزی جز برتری نظامی با تثبیت پایه‌های زورگوئی مستقیم در پیمان سیاسی و اقتصادی و تبلیغاتی و تبعیت کامل نخواهد بود و هرکس با این روند مخالفت کند زمین زیرپایش سست شده و بحرکت درخواهد آمد. و خود را با فشارها و توطئه‌ها و طرحهای صهیونیستی از قبیل ضدیتها و درگیریها در داخل و اطراف رودررو خواهد دید، آنانکه تبعیت را پذیرفته‌اند نیز چون به دام صهیونیستها گرفتار آمده‌اند زمین زیر پایشان سفت خواهد بود. و از مشکلات داخلی و خارجی گریزی نخواهد داشت. بنابراین طرح صهیونیستی قطعاً نتیجه‌ای جز درگیری شدید با ملت و نیروهای فعال رسمی و غیررسمی نخواهد داشت. در اینجا باید به سه نکته توجه داشت.
نکته اول- استراتژی صهیونیستی برای رسیدن به اهداف مورد نظر با پشتوانه آمریکا و غرب و مشارکت صهیونیسم فعال بین‌الملل کار خود را پیش خواهد برد، لذا هرگونه بررسی و موازنه قوای سیاسی و اقتصادی و نظامی و تبلیغاتی باید موضع صهیونیستها ضمن پشتیبانیهای جهانی مورد ارزیابی قرار گیرد. این شیوه در زمان جنگ وجود داشت و در زمان نه صلح و نه جنگ هم چنین بود و باید در زمانیکه به (حل و فصل و صلح) نامیده میشود نیز چنین باشد.
نکته دوم- جنگهائی که در آینده نزدیک یا دور، بین کشورها می‌باشد با طرح صهیونیزم بپا خواهد شد به صورت جاری نخواهد بود.
آنکس که بخواهد موازنه قوای منطقه‌ای و جهانی را بر وضعیت موجود ثابت بداند یا به همین نسبت در جریان بداند و براین اساس ارزیابیهای خود را پایه‌ریزی کند دچار اشتباه مهلکی خواهد شد.
طرح صهیونیستی چه بصورت منطقه‌ای و چه بصورت جهانی هسته‌های تخریبی را بخاطر ویژگی ذاتیش بهمراه دارد. و نیز جنبش غربی و اسلامی امری قطعی و انکارناپذیر است و هر که مایل است اطمینان پیدا کند گوش خود را بر زمین گذارد تا صدای حرکت پاهایش را از نزدیک یا دور بشنود.
نکته سوم- که سزاور است در این شرائط بیشتر مورد توجه قرار گیرد میگوید هر کس بخواهد قدمی برای پاسخ مثبت به خواسته‌های صهیونیستها بردارد نباید با خوش باوری به انتهای نردبان نگاه کند. و هیچ حساب قطعی نباید برای آن قدم باز کند. چون آن قدم فقط در راستای سیاست گام به گام خواهد بود. و زمانی نخواهد گذشت که از طرف صهیونیستها و آمریکا قدمی برداشته شده در همان زمان یا پس از زمانی ناچیز غیر کافی اعلام خواهد شد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات