روز گذشته برخی از مطبوعات بحرینی در واکنش نسبت به سرمقاله مدیر مسؤول کیهان، با گستاخی و فتنهانگیزی، موجی از یکجانبهنگری و قضاوت یکسویه را علیه جمهوری اسلامی ایران به راه انداختند. اظهارنظر آقای شریعتمداری اگر چه برپایه مستنداتی قابل قبول است، ولی به صراحت اذعان گردید که نظر شخصی وی به عنوان یک روزنامهنگار، ربطی به مواضع رسمی دستگاه دیپلماسی کشور ندارد. در این میان، ادعاهای غیرواقعی و شدیداللحن مطبوعات بحرینی از زوایای گوناگون قابل تأمل است. نشریه بحرینی «الوطن» در سرمقالهای توهینآمیز با عنوان «ایران قدرت منطقهای، چشماندازها و طمعورزیها» کشورمان را برخوردار از سابقه توسعهطلبی و طمعورزی توصیف نموده و رفتار با مردم اهواز و اهل سنت را بدتر از رفتار رژیم صهیونیستی با اعراب در سال 1948 دانسته است. اکنون باید پرسید ایران در گذشته تاریخی خود به کدام کشور منطقهای تجاوز یا تعرض نموده است؟ پس از پیروزی انقلاب اسلامی، این کشور ایران بود که با سکوت و حمایت برخی مرتجعین عرب، از سوی عراق مورد تجاوز قرار گرفت. ایران نسبت به هیچ یک از کشورهای منطقه ادعای ارضی و مرزی نداشته و ندارد، بلکه این کشورهای عربی هستند که ادعاهای ارضی نسبت به یکدیگر و ایران دارند. پایه مناسبات سیاسی و منطقهای جمهوری اسلامی ایران برمبنای رعایت حسن همجواری و احترام متقابل پایهگذاری شده و تاکنون با التزام و پایبندی به این اصل توانسته افق امیدبخش حل معضلات جهان اسلام باشد؛ چنانکه این موضوع بارها از سوی مقامهای کشورهای منطقه و جهان اسلام تایید شده است. اعضای شورای همکاری خلیج فارس تاکنون بارها بر نقش ایران به عنوان بازیگر موثر منطقهای جهت برقراری ثبات تاکید نموده و تلاشهای مقامهای کشورمان را به دیده تحسین نگریستهاند.
در بخشی دیگر از این مقاله رفتار نظام با برخی شهروندان و اهل سنت، با برخوردهای اسرائیل نسبت به اعراب در سال 1948 مقایسه شده است. برکسی پوشیده نیست که امروزه شهروندان ایران (شیعه و سنی) در جوی تفاهمآمیز، زندگی مسالمتجویانه و مبتنی بر انسجام اسلامی را برگزیده و هیچگاه تعاملهای این دو گروه مذهبی مناقشهبرانگیز نبوده است. اکنون اهل سنت جمهوری اسلامی همانگونه که در کوران حوادث انقلاب نقش داشته و در دوران دفاع مقدس انجام وظیفه نمودهاند، آماده جانفشانی در راه آرمانهای نظام مقدس اسلامی هستند.
کسانی که مغرضانه و با ایجاد جوی مسموم ذهنیت منفی نسبت به ایران ایجاد مینمایند، باید بدانند حضور اهل سنت در فرایندهای سیاسی و مقاطع مختلف حمایت از نظام، دلبستگی آنان را به عنوان یک شهروند مسلمان به اثبات میرساند. مرزبندی شیعه و سنی به دلیل اهتمام منطقی از سوی هیات حاکمه، مرزهای تصنعی در کشورهای دیگر را در ایران تداعی نمیکند، بلکه همپیمانی آنان را در عرصههای عمومی کشور تایید مینماید. رژیم صهیونیستی در طول دوران اشغالگری در سرزمین فلسطین برخوردهای وحشیانه و غیرانسانی با اعراب داشت، درحالیکه در همان زمان شیعیان ایران و سایر علما از برادران و خواهران مسلمان و عمدتاً اهل سنت خود حمایت نمودند که این پشتیبانی تا به امروز ادامه دارد؛ در حالی که امروز برخی کشورهای عربی خط مقدم جنگهای چهارگانه اعراب و اسرائیل، روابط دیپلماتیک با رژیم صهیونیستی برقرار نمودهاند، بعضی روابط تجاری دارند و برخی نیز با موضعگیریهای مشکوک، واکنش مردم کشورشان را میسنجند.
در بخش دیگر از این مقاله به تهدید ایران نسبت به کشورهای حاشیه خلیج فارس در مقطع بحرانی شدن پرونده هستهای اشاره شده است. ایران که دستیابی به سلاح هستهای را به دلیل منع فقهی آن ممنوع میداند چگونه میتواند در استراتژیهای خود تهدید کشورهای منطقه را در دستور کار قرار دهد. در سیاست خارجی جمهوری اسلامی منافع کشورها محترم شمرده شده است. ایران توسعهطلبی و کشورگشایی را به هیچ عنوان و برای هیچ کشوری مورد تأیید قرار نمیدهد، ولی نباید فراموش نمود در کشورهایی که به پایگاه آمریکا برای تعرض به دیگران مبدل شده و میزبان اقدامهای امنیتی و نظامی جهت دیگر کشورهایند، آیا این مناسبات سیاسی به منزله حمایت از جنگافروزی و تعرض به دیگر واحدهای سیاسی محسوب نمیشود؟ در این میان، آن دسته از کشورهای اسلامی که همپیمان آمریکا و کشورهای غربی هستند و آنان را جهت حمله به مسلمانان یاری مینمایند و در قتل و کشتار همکیشان خود سهیم میباشند باید مورد شماتت و ملامت قرار گیرند.
ایران هیچگاه پایگاه کشورهای فرامنطقهای و بیگانه جهت حمله به همسایگان نبوده است و هیچ کشوری را نیز تهدید نمیکند، بلکه همواره از رعایت حسن همجواری سخن گفته است. اما نکته تعجببرانگیز، موضع افراطی جمعی از علمای سلفی شیخنشینها در مورد مدیر مسؤول کیهان است. جنبش سلفی که به دلیل رفتارهای غیرعقلانی و خلاف شرع حتی در میان علیمای اهل سنت جایگاهی ندارد؛ با اظهارنظرهای فتنهانگیز در حالی فتوا صادر میکند که با این نگرش، بسیاری از پژوهشگران باید در انتظار فتواهای مشابه از سوی افراد یاد شده باشند. این قبیل اظهارنظرها بار دیگر جایگاه افراطی این جریان را نهتنها در بحرین، بلکه در جهان اسلام به نمایش میگذارد که همواره با سخنان خارج از موازین شرعی، حتی اتهام همکاری با بیگانگان را نیز در اذهان تداعی مینمایند. بدینترتیب، به نظر میرسد جریانهایی که همواره از مشی استقلالطلبی ایران و جایگاه قابل قبول در منطقه خرسند نیستند، اکنون این فضا را جهت تحقق خواستههای تفرقهافکنانه خود مغتنم میدانند و درصددند با رسانهای کردن مسالهای جزئی که از طریق سازوکارهای دیپلماتیک بین دو کشور قابل حل میباشد، روابط مسالمتآمیز جمهوری اسلامی با همسایگان جنوبی را تیره نموده و از این رهگذر گامی جهت دستیابی اهداف استکبار جهانی بردارند، لذا حاکمیت و مردم بحرین باید بدانند که یک موضوع قابل حل، با موضعگیریهای غیرمسؤولانه برخی چهرههای افراطی حوزه خلیجفارس، فضای تفاهمبرانگیز دو همسایه را مخدوش ننماید. نباید فراموش کرد که ادعاهای مکرر امارات در خصوص جزایر سهگانه ایرانی هیچگانه با چنین واکنشهای تندی از سوی ایران مطرح نشده است، بلکه مقامهای تهران همواره با سازوکار دیپلماسی در پی رفع سوءتفاهم و مناقشه موجود برآمدهاند. بدیهی است، ورود عناصر غیرمسؤول باعث پیچیدگیهای بیشتر جهت تطویل موضوعهای فیمابین میشود که نفع هیچ یک از همسایگان در آن نمیباشد.
اما از ذکر این نکته مهم نیز نباید غافل بود که اگر چه در مقطع حساس کنونی و با توجه به شرایط پیچیده منطقهای دامن زدن به اختلاف و تیرگی روابط میان ایران و بحرین به عنوان دو کشور همسایه و برخوردار از روابط مثبت دیپلماتیک چندان منطقی به نظر نمیرسد، لیکن با توجه به راهبردهای سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران مبتنی بر سه اصل «عزت، حکمت و مصلحت»، بایسته است دستگاه دیپلماسی کشورمان در راستای حفظ عزت ملی، با پرهیز از واکنشهای انفعالی، به شکلی کاملاً مقتدرانه اهانتهای روزنامههای بحرینی را بشدت محکوم نموده و اجازه ندهد غرور عزت ملی ما خدشهدار گردد. احضار سفیر بحرین و تذکر جدی به دولت متبوع وی جهت جلوگیری و برخورد با روزنامههای «الوطن» و «الایام» که با درج کاریکاتورهای موهن، به مسؤولان ایرانی اهانت نمودهاند، ضامن اقتدار و عزت ملی خواهد بود.