حسین شریعتمداری
1- این روزها برخی از محافل نزدیک به کاخ سفید از ضرورت بازگشت دیکتاتوری به عراق سخن میگویند و این گزینه را تنها راه پیشروی برای پیشگیری از حاکمیت اسلامگرایان در عراق میدانند!... این زمزمه که از چند روز پیش آغاز شده و مرکز امور بینالمللی دانشگاه نیویورک آن را کلید زده است، اگر چه عجیب است ولی تعجبآور نیست، چرا که به قول رهبر معظم انقلاب در دیدار دیروز کارگزاران نظام با ایشان؛ «امروز فاسدترین انسانها پرچم اصلاح جهان را در دست گرفتهاند».
مرکز امور بینالملل دانشگاه نیویورک پنهان نمیکند که گزینه «بازگشت دیکتاتوری به عراق» هر چند با اهداف اعلام شده بوش قبل از حمله نظامی به این کشور یعنی گسترش دموکراسی منافات دارد ولی اگر یک حکومت دیکتاتور زمام امور عراق را در دست نگیرد، غرب باید تشکیل نظام اسلامگرای دیگری در خاورمیانه را شاهد باشد که به قول پروفسور «مایکل برایمر» - رئیس مرکز امور بینالملل دانشگاه نیورک – غیرقابل تحمل خواهد بود!
2- روز 15 مارس 2003- 5 قبل از حمله نظامی آمریکا به عراق، روزنامه انگلیسی گاردین به نقل از چند کارشناس امور خاورمیانه در وزارت خارجه آمریکا که نخواسته بودند نامشان فاش شود به جرج بوش هشدار داده بود «پیآمد قطعی حمله به عراق روی کار آمدن یک دولت اسلامگرا و نزدیک به ایران خواهد بود». گاردین در توضیح این نظریه نوشته بود، خاورمیانه تحت تأثیر انقلاب اسلامی در ایران و تأکید جمهوری اسلامی بر آرزوهای مردم مسلمان منطقه نظیر نوشته حاکمیت قوانین اسلامی، براندازی رژیم اسرائیل، ایستادگی در مقابل آمریکا، مخالفت با حکومتهای غیردموکراتیک در کشورهای عربی و... حالتی برانگیخته دارد و از این روی اگر در این کشورها به آراء مردم مراجعه شود، آنها به خمینیهای دیگری رأی خواهند داد.
بعد از سقوط حکومت دیکتاتوری صدام که پیش از آن و در جریان جنگ تحمیلی، مورد حمایت همه جانبه آمریکا و متحدانش بود، قدرتهای اشغالگر تلاش گستردهای را برای روی کار آوردن یک دولت دست نشانده در عراق آغاز کردند و نسبت به موفقیت خود چنان امیدوار بودند که از یکسو شرکتهای بزرگ آمریکایی و صهونیستی برای سرمایهگذاری در عراق نوین! - واژهای که دیکچنی برای اولین بار درباره آینده عراق به کار گرفت – به این کشور اشغال شده سرازیر شدند و از سوی دیگر، جرج بوش از ایران اسلامی به عنوان کشوری که باید تغییر ماهیت دهد وِِ یا آماده برخود نظامی آمریکا باشد سخن میگفت! اما، به رغم همه تلاشها، مردم مسلمان عراق در انتخابات مجلس این کشور به لیست پیشنهادی اسلامگرایان که مورد تأیید آیتالله سیستانی بود رای دولتی مردمی و اسلامگرا زمام امور عراق را در دست گرفت. دولتی که از آغاز شکلگیری تاکنون با خشم پنهان و نیمه آشکار آمریکاییها روبرو بوده است.
3- بعد از پیروزی لیست اسلامگرایان در انتخابات مجلس عراق که مقدمه غیرقابل تردیدی از تشکیل یک دولت اسلامی در ایران کشور بود، دیکچنی معاون بوش به طور غیرمنتظره و با عجله وارد بغداد شد و به عنوان اولین گام برای نشان دادن خشم آمریکا از نتیجه انتخابات، 25 تن از سران حزب بعث را که به جرم جنایت جنگی و کشتار مردم بیدفاع عراق بازداشت شده بودند، از زندان آزاد کرد و سه روز بعد، سناتور «براون بک» که به کینهتوزی علیه ایران اسلامی شهرت دارد، طی مصاحبهای به کنایه گفت؛ این احتمال وجود دارد که آقای بوش در حمله به عراق فریب ایران را خورده باشد، چرا که تحولات عراق به نفع ایران پیش میرود. البته، براون بک چند ساعت بعد در تماس با «یو.اس.ای.تودی»، این بخش از اظهارات خود را «یک شوخی نه چندان دلچسب» توصیف کرد، ولی آنچه اتفاق افتاده بود حکایت از آن داشت که «شوخی» سناتور آمریکایی، «جدی» بوده است!
4- دیدار روز پنجشنبه ـ 18/5/1386 – نوری مالکی نخستوزیر عراق با رهبر معظم انقلاب که آقای مالکی از آن با عنوان «دیدار تاریخی» یاد کرد، بازتاب گستردهای در محافل سیاسی غرب داشت و مخصوصآ خشم جرج خشم جورج بوش و برخی دیگر از مقامات آمریکایی برانگیخت. نوری مالکی در دیدار از مواضع و حمایتهای دولتی و ملت ایران قدردانی کرد و رهبر معظم انقلاب بر شکست قطعی آمریکا در عراق تاکید ورزیده و حمایت از دولت مردمی عراق را وظیفه همه گروهها و جزئیات سیاسی فعال درایران کشور دانسته بودند.
چند ساعت بعد از اولین دیدار، جرج بوش طی مصاحبهای به طور تلویحی نخستوزیر عراق را ملامت کرده و گفت :«فکر میکنم اقای نوری مالکی میداند که ایران در منطقه یک عامل بیثباتی است»! وشون مک کورمک سخنگوی وزارت خارجه آمریکا بدون اشاره این دیدار، اظهارات نوری مالکی درباره تلاش جمهوری اسلامی ایران برای تأمین امنیت عراق را زیر سوال برده و گفت «دو دور گفتوگو میان رایان کروکر سفیر آمریکا در عراق و همتای ایرانی او آقای کاظمی قمی در بغداد و نیز، گفتوگوهای امنیتی سطح پایینتر نتیجه مثبت نداشته است و ایران کماکان به ناامنی در عراق دامن میزند»!
مک کورمک برای اثبات ادعای خود به اظهارات اخیر فرمانده آمریکایی که در آن از بمبهای ضدزرهی استفاده میشود افزایش یافته است و «ریموند اودیرنو» فرمانده دوم آمریکا در عراق اعلام کرده است که این تسلیحات ضدزرهی از سوی ایران در اختیار نیروی شورش قرار گرفته است»!
این ادعای آمریکایی در حالی است که تمامی شواهد و قرائن و اسناد موجود از دخالت مستقیم و غیر مستقیم نظامیان اشغالگر در عملیات تروریستی عراق حکایت میکند، چرا که آمریکا و متحدانش، چند سال بعد از اشغال عراق و صرف هزینههای کلان و تحمل تلفات فراوان نه فقط در تشکیل یک دولت دست نشانده، که هدف اولیه آنان بود ناکام ماندهاند بلکه شاهد شکلگیری دولتی مردمی در ایران کشور اشغال شده نیز هستند. و این، به گفته خانم «نانسی پلوسی» رئیس مجلس نمایندگان آمریکا ـ از حزب دموکرات ـ به یک «کابوس» شبیه است. کابوسی که جرج بوش و دارو دسته نئومحافظهکارش برای ملت آمریکا به ارمغان آوردهاند و اکنون با ایجاد ناامنی در عراق میکوشند ادامه حضور نظامی خود در این کشور را توجیه کنند و به قول مقام رهبر معظم انقلاب در دیدار روز پنجشنبه نوری مالکی با ایشان «آمریکاییها از طریق سفارت خود در بغداد و همچنین سرویسهای جاسوسی خود در بغداد و همچنین سرویسهای جاسوسی خود و صهونیستها در عراق دخالت نظامی، سیاسی امنیتی میکنند... اشغالگرا به گونهای تبلیغ میکنند که اگر آنها از عراق خارج شوند، عراق نابود خواهد شد در حالی که خروج اشغالگران باعث خواهد شد، مسئولان عراقی به همه وجود وارد میدان شوند و در جهت حل مشکلات گام بردارند».
5- امروز آمریکا در عراق با یک بحران «بحران مشروعیت دوسویه» روبروست، اول مشروعیت دولت نوری مالکی که برخاسته از رأی مردم و غیرقابل انکار است، مشروعیت دولت نوری مالکی از آن روی برای آمریکا ناگوار است که با مشروعیت حضور نظامی آمریکا در عراق و ادامه اشغال این کشور در تناقض است و این دومین بحران مشروعیتی است که آمریکا در عراق با آن روبروست. افکار عمومی جهانیان و از جمله مردم آمریکا که هزینه کلان مالی و تلفات جانی اشغال عراق روی دوش آنان سنگینی میکنند دولت جرج بوش را در مقابل این پرسش بیپاسخ قرار دادهاند که اگر هدف از حمله نظامی به عراق، ایجاد یک دولت دموکراتیک بود، این مقصود حاصل شده است و ادامه اشغال، آنهم به بهای هزینههای سنگین مالی و تلفات کم نظیر جانی قابل توجیه نیست، مردم آمریکا بر آن باورند که دست یازیدن به عملیات تروریستی و ایجاد ناامنی در عراق پاسخی است که بوش برای سؤال یاد شده – بخوانید برای فرار از پاسخ به این سؤال ـ تدارک دیده است.
6- دیروز «منصور فرهنگ» استاد علمی سیاسی و روابط بینالمللی در آمریکا و ضدانقلاب فراری، طی مصاحبهای با رادیو «دویچه وله» آلمان در پاسخ به این سوال که آمریکا برای خروج از بنبست عراق چه راهحلی پیش روی دارد، گفت «آرا مردم عراق به نفع دولت مالکی و در جهت همراهی با ایران است و حاکمیت یک اقلیت که آمریکا خواهان آن فقط در صورتی امکانپذیر است که یک ارتش قدرتمند و مجهز تحت فرماندهی شخصی مانند صدام و با برخورداری از یک دستگاه سرکوب قوی حاکمیت عراق را در دست بگیرد و کوچکترین اعتراضها را به شدت قلع و قمع کند، یعنی همان که در دوره 25- 30 ساله حاکمیت حزب بعث جریان داشت ولی این راهحل با شعار دموکراسی خواهی آمریکا در تناقض است این همان بنبست و باتلاقی است که گریبان آمریکا را در عراق گرفته است».