تاریخ انتشار : ۰۷ خرداد ۱۳۹۰ - ۱۰:۳۰  ، 
کد خبر : ۲۹۹۸۱

ژاپن، ژاندارم آمریکا در آسیای خاوری


ترجمه از: مسلم مدیا
بند 9 قانون اساسی ژاپن کاملاً صریح و روشن است:‌
«ملت ژاپن ضمن آنکه صمیمانه آرزوی صلحی بین‌المللی مبتنی بر عدالت و نظم می‌نمایند، برای همیشه از جنگ به عنوان حق حاکمیت ملت چشم‌پوشی کرده و تهدید یا استفاده از زور به عنوان وسیله‌ای جهت حلّ مناقشات بین‌المللی را نمی‌پذیرند.»
«به منظور نیل به هدف مندرج در پاراگراف قبل، نیروهای زمینی، دریائی و هوائی، همینطور سایر قوای جنگی هیچگاه تقویت نخواهند شد. حقّ جنگ برای کشور به رسمیت شناخته نمی‌شود.»
تنها اشکال در این است که مؤلف قانون اساسی ژاپن یک فرد ژاپنی نیست. او یک آمریکائی به نام ژنرال داگلاس مک آرتور می‌باشد.
از سال 1945 قانون حاکم بر ژاپن قانون کشور فاتح بوده است. پیمان صلح و پیمان امنیتی بین ژاپن و آمریکا که در سال 1951 در سانفرانسیسکو به امضاء رسید ژاپن را بطور رسمی تبدیل به یکی از اقمار آمریکا کرد. این وابستگی هنوز باقی مانده است ولی حالا از ژاپن انتظار می‌رود که بهای حفظ این وابستگی را بپردازد. در سال جاری، واشنگتن گستاخانه به ژاپن پیشنهاد نمود این کشور به حمایت از کشتیرانی در آبهای خلیج فارس کمک کند. از این جهت از یک کشور آسیائی برای انجام این کار استفاده می‌شود تا خشم مسلمانان بجای آنکه متوجه آمریکا گردد ژاپن را هدف قرار دهد.
بهانه آمریکا در مورد مداخله ژاپن (خلیج‌فارس) این بود که اگر چه آمریکا تنها 7 درصد از احتیاجات نفتی خود را از خلیج فارس تأمین می‌کند ولی این مقدار برای ژاپن 70 درصد است. ژاپن محتاطانه از پذیرفتن این پیشنهاد ممانعت کرد ولی بطور کلی طرح چنین پیشنهاداتی نشاندهنده مقدار سودمندی ژاپن برای منافع آمریکا بوده و دلیلی بر آن است که چرا آمریکا هم‌اکنون خواستار تجهیز مجدّد نظامی ژاپن می‌باشد، به هر طریق که بیندیشیم حضور ژاپن در خلیج‌فارس نمی‌توانست ارتباطی با موضوع «دفاع از خود» داشته باشد. دلایل مالی موجب این چرخش موضع ژاپن بوده است. ژاپن از مقدار یک درصدی که صرف هزینه‌های دفاعی خود می‌نمود اولین بار در سال 1985 تخطی کرد، ولی این یک درصد تا زمانی که پابرجا بود ژاپن را قادر می‌ساخت توان خود را صرف توسعه و ایجاد یک پایگاه عظیم صنعتی نماید (در مقابل، کشورهای مسلمان چیزی حدود 70 درصد بودجه خود را صرف تسلیحات نظامی می‌کنند). ژاپن با اختصاص حتّی همین یک درصد توانست 50 فروند ناوشکن و ناو جنگی، 14 زیردریائی، 430 هواپیمای جنگی و 1100 تانک داشته باشد. انقیاد این کشور در مقابل منافع آمریکا بالاخص در زمینه امور هسته‌ای قابل مشاهد است. آمریکا که قادر به شکست ژاپنیهای خشن در جنگ نبود مبادرت به استفاده از سلاحهای اتمی کرد. ژاپن به عنوان تنها کشوری که تاکنون متحمل حمله اتمی شده است تنفر قابل درکی نسبت به هر چیز اتمی از خود نشان می‌دهد. این کشور به سه اصل عمده هسته‌ای چنگ زده است:
1- عدم تولید سلاحهای اتمی. 2- عدم تصاحب چنین سلاحهائی. 3- عدم اجازه ورود این سلاحها به خاک یا قلمرو آبی خود.
با این حال کشتی‌های آمریکائی حامل سلاحهای اتمی بطور معمول در بنادر ژاپن پهلو می‌گیرند. دولت ژاپن سکوت خود در قبال این عمل آمریکا را زیرکانه توجیه می‌کند. هنگامیکه یک کشتی آمریکائی حامل سلاح اتمی قصد پهلو گرفتن در یک بندر ژاپن را داشته باشد باید قبلاً با مقامات ژاپنی مشورت نماید، ولی به دلیل آنکه این مقامات مورد مشورت قرار نمی‌گیرند، مسئله اینگونه توجیه می‌شود که هیچگاه کشتی حامل سلاح اتمی در هیچیک از بنادر ژاپن پهلو نگرفته است.
تحت شرایط مندرج در پیمان 1951 و اصلاحیه این پیمان در سال 1960، ژاپن مجبور است «زمین بدون اجاره بهاء» جهت پایگاههای آمریکا در مواقع لزوم فراهم نموده و نیروی پنجم هوائی و ناوگان هفتم آمریکا اجازه استفاده از حریم هوائی ژاپن و سایر تسهیلات را خواهند داشت. تحقیرآمیزتر از همه این است که ژاپن مجبور به صرف سالانه 275 میلیون ین به منظور نگهداری از این پایگاهها می‌باشد. این موضوع بدان معنی است که آمریکا می‌تواند به هر تعداد که بخواهد در خاک ژاپن پایگاه ایجاد کند، همانگونه که در سال 1987 در «زوشی» درست خارج از توکیو در مقابل دیدگان خشم‌آلود مخالفین داخلی پایگاهی بنا نمود. اگر چه اشغال ژاپن بطور رسمی در سال 1951 با امضای پیمان صلح خاتمه یافت ولی این کشور هنوز مانند آلمان غربی یک کشور تحت اشغال می‌باشد. شصت هزار نیروی نظامی خارجی در این کشور حضور دارند که 35 هزار نفر از آنان در اوکیناوا که فقط بطور رسمی جزو قلمرو ژاپن محسوب می‌شود مستقر می‌باشند. شرایط پیمان صلح همچنین ژاپن را ملزم به تهیه مسکن و تسهیلات مربوطه برای پرسنل ارتش و نیروی دریائی آمریکا می‌نماید. یکی از دلائلی که توکیو مایل است آمریکائیها را در رابطه با پایگاهها ملزم نماید آزاد کردن پولی است که آمریکا می‌تواند بعداً برای حضور نیروهای خود در خلیج‌فارس صرف کند. در حالیکه آمریکا مواجه با مسئله استرداد پایگاههای خود در پرتغال و اسپانیا می‌باشد ژاپن به منظور افزایش سهم خود در هزینه‌های مربوط به تعمیر و نگهداری این نیروهای اشغالگر پیشنهاداتی ارائه می‌کند. در این مسیر، تاکشیتا نخست‌وزیر جدید ژاپن که نمی‌خواهد از سلف خود ناکازونه در دوستی با ریگان عقب بیفتد در پی تغییراتی قانونی است که ژاپن را قادر خواهد نمود سهم بیشتری از هزینه اشغال سرزمین خود را جذب نماید. در حال حاضر ژاپن 50 درصد اجاره بهای مسکن آمریکائیها و پانسیون بازنشستگان آمریکائی را می‌پردازد.
در سال 1957 یک اعتراض عمومی به منظور تجدیدنظر در شرایط پیمان صلح صورت گرفت. آمریکا با سیاست وقت‌کشی (که به نظر می‌رسد موثر افتاده باشد) توانست در قبال این خواسته مقاومت نماید. پیوند ژاپن با غرب چنان تام و تمام است که سخنان ناکازونه در سال 1983 در «ویلیامزبورگ» طی اجلاس سران کشورهای صنعتی غرب مبنی بر اینکه «امنیت کشورهای ما جدائی‌ناپذیر بوده و باید با بینشی جهانی با آن برخورد نمود» به ندرت باعث ایجاد زمزمه‌ای در بین سران گردید. دو سال بعد به آمریکا اجازه داده شد چهارمین پایگاه خود را در میساوا در هون سوهو تأسیس نماید. در حقیقت، ژاپن حتی شروع به انتقال تکنولوژی نظامی به آمریکا نموده است. تا سال 1983، قانونی وجود داشت که صدور چنین تکنولوژی را منع می‌نمود ولی ناکازونه تحت این عنوان که در مورد آمریکا می‌توان استثناء قائل شد آن را لغو کرد.
به هر حال این موضوع برای ژاپنی‌ها بدلیل بنیان قوی صنعتی خود کار آسانی است. ژاپن 80 درصد نیازهای دفاعی خود را تولید می‌کند. کشورهای مسلمان 90 تا 100 درصد این نیازها را وارد می‌کنند. این موضوع خیره‌کننده است. بنابراین چه دلیلی دارد که یک کشور خودکفا حرکتی در جهت استقلال بیشتر خود انجام نمی‌دهد؟ یک دلیل ممکن است این باشد که ژاپنی‌ها محتاطانه گام برمی‌دارند. آژانس دفاعی ژاپن (یا در حقیقت همان وزارت دفاع) بطور مبهمی در مورد تولید ناوهای هواپیمابر «دفاعی» یا هر چیزی شبیه به آن صحبت می‌کند. نیروی دریائی ژاپن در طول جنگ دوم جهانی بیشتر متکی بر ناوهای هواپیمابر بود و اگر این کشور تعداد بیشتری از این ناوها و تعداد کمتری ناو جنگی بکار می‌گرفت امکان داشت در جنگ شکست نخورد. آنچه مسلم است، رادارهای با برد وسیع این کشور که ژاپنی‌ها را قادر خواهد نمود تا دو هزار مایل داخل خاک شوروی و چین را تحت کنترل خود داشته باشند بزودی نصب خواهد شد و البته این یک موضوع کاملا دفاعی است!
این موضوع که شوروی جزایر ساخالین را که جزو قلمرو ژاپن است تحت اشغال خود دارد (خبر مربوط به این جزایر در سپتامبر 1983 هنگامیکه روسها یک هواپیما مسافربری خطوط هوائی کره را سرنگون ساختند انتشار یافت) و اینکه هیچ پیمان صلحی بین شوروی و ژاپن نیست. به ندرت مورد تأثیر قرار می‌گیرد. در سال 1945 هنگامیکه ژاپن در آستانه شکست واقع شده بود، شوروی خیانتکارانه جزایر مذکور را به تصرف خود درآورد و در حقیقت بطور یکجانبه پیام عدم تجاوز بین دو کشور را زیر پا گذاشت. ژاپن در طول سالهای منازعه، به این پیمان وفادار مانده بود اگرچه در سال 1942 حمله‌ای از جانب شرق می‌توانست به امپراطوری روسیه پایان بخشد در حقیقت کشف این مطلب توسط جاسوسان کمونیست در توکیو که ژاپن بجای حمله از شمال قصد تهاجمی از ناحیه جنوب را دارد شوروی را قادر نمود جبهه خود را تقویت کرده و مارشال زوکوف و نیروهای او را از منچوری به سمت مذکور انتقال دهد.
میساوا منطقه‌ای که پایگاه چهارم آمریکا در آن واقع است در ناحیه شمالی «هون شو» یعنی در کنار هوکایدو قرار دارد که قلمرو ژاپن را از جزایر تحت اشغال شوروی (ساخالین) جدا می‌کند. بنابراین تصمیم آژانس دفاعی ژاپن که در فوریه گذشته فاش شد مبنی بر اینکه این کشور قصد دارد این جزایر بزرگ ولی با جمعیت پراکنده را به یک دژ دفاعی به منظور حفاظت از سرزمین اصلی ژاپن تبدیل کند، حائز اهمیت است. این طرح مستلزم نقشی بیش از یک نقش دفاعی است طوری که قابلیت دفع تجاوز، نه صرفاً حمله از جانب شوروی را داشته باشد. امپریالیزم تزارها همیشه به ژاپن به عنوان طعمه‌ای مشروع می‌نگریسته است: گام بعدی حرکت بیرحمانه شوروی پس از ولادیوستک به سمت شرق.
جنگ بین ژاپن و شوروی دقیقاً به منظور جلوگیری از این حادثه صورت گرفت و رویاهای روسیه در مورد یک امپراطوری آسیای خاوری همراه با ناوگان دریائی این کشور در تسوشیما به قعر آبها فرو رفت. پس از جنگ تراخالگار این جنگ بزرگترین پیروزی دریائی برای یک کشور به حساب می‌آمد. در سیاستهای بعدی ژاپن انعکاسی از عقل و هوشیاری این کشور در سال 1902 دیده نمی‌شد ولی باید تصدیق کرد که همیشه تقصیر از جانب ژاپن نبوده است. آمریکا بوسیله پیمان واشنگتن در سال 1921، جای خالی انگلیس در خاور دور را پر کرد تا بتواند راه را برای تفوق خود بر منطقه اقیانوس آرام هموار سازد.
ژاپن شکست خورده، هم اکنون ابزاری جهت طرحهای آمریکا در منطقه و شاید فراتر از آن، به عنوان تلاشی عقیم مانده به منظور وادار نمودن ژاپن نسبت به ارسال نیروهایش به خلیج‌فارس گشته است. در حال حاضر ژاپن تا فاصله یکهزار مایلی از خطوط دریائی خود محافظت می‌نماید. این مطلب در مورد کشوری که کلاً وابسته به سوخت و مواد خام از خارج می‌باشد قابل درک است ولی فرا رفتن از حد مذکور این نکته را تأئید می‌کند که این کشور بیش از خطوط دریائی خود به کار حفاظت و نگهداری پرداخته است. از سال 1942 تا 1945 ژاپن به منظور آزاد کردن آسیا و همینطور حفاظت از خود به جنگ پرداخت (سقوط سنگاپور نشانه شکست امپریالیزم غرب در تاریخ است) ولی پس از 1951 ژاپن هم به منظور حفظ خویش (در هوکایدو) و همچنین حفظ منافع فاتح قبلی خود به جنگ پرداخته است.
اگرچه کاخ سفید از هزینه‌های تسلیحاتی ژاپن تا حدّی که این کشور بار اقتصادی را خود به دوش بکشد استقبال نموده است چشم‌پوشی آمریکائیها از تخلّفات قانون اساسی خود که در سال 1945 به منظور اینکه ژاپن را برای همیشه تحت انقیاد خود داشته باشند محدودیتهائی دارد. این قانون به ژاپن اجازه نمی‌دهد که در جهت استقلال نظامی خود گام بردارد. شاید واشنگتن با یادآوری بلای عظیمی که در «پرل‌هاربور» بر سر آمریکائیها آمد به ژاپن اجازه تولید جنگنده‌های خود یعنی (اف - اس - ایکس) را نداده است. در عوض توکیو مجبور است هواپیماهای اف - 16 آمریکائی را خریداری نماید. کنگره آمریکا از ژاپن خواسته است یکصد عدد اف - 16 به مبلغ چهار میلیارد دلار خریداری نماید. اگر چه دلیل ارائه شده برای این کار برابری موازنه تجاری است ولی کنگره در مقابل چیزی به ژاپن نخواهد داد. در حقیقت آمریکا در حال حاضر، در مراحل گذراندن لایحه‌ای علیه کالاهای ژاپنی است. آمریکا به اندازه کافی هوشیار است که به دلایل این فشارها اقرا نکند: ترس آمریکا از این است که ژاپن همینطور که روز به روز به سمت تبدیل شدن به یک قدرت نظامی عمده پیش می‌رود می‌تواند روزی از نقطه نظر سیاسی به استقلال برسد. البته در حال حاضر قرائن کافی بر این موضوع مشاهده نمی‌شود. ژاپن خواستار آن بود که به نیروی دریائی خود دو عدد ناوشکن جنگی از نوع ایجیز (AEGIS) بیافزاید. اگر چه این کشور همراه با کره دارای بزرگترین تسهیلات ساخت کشتی در جهان می‌باشد ولی فقط اجازه ساختن بدنه کشتی‌ها را دارد. بقیّه چیزها از آمریکا خریداری خواهد شد. هر یک از این کشتی‌ها حدود یک میلیارد دلار قیمت خواهند داشت.
در حالیکه توکیو با اجرای تاکتیکهای ضعیف در پی آرام کردن جناح طرفدار صنایع داخلی در کنگره آمریکاست عناصر بخصوصی منجمله یهودیان کنگره، در مقابل جاذبه‌های ژاپنی تأثیرناپذیر باقی مانده‌اند. زمانی کیسینجر گفته بود برای تاریخ کاری بس مشکل است این مطلب را باور کند که مسلح شدن مجدّد ژاپن اساساً به منظور شراکت در بدوش کشیدن مسئولیتهائی است که در آمریکا برای این کشور تعیین گردیده و همینطور حصول مقاصدی که در طول اقیانوس آرام در نظر گرفته شده است. اعراب فاقد بنیانهای اقتصادی بمنظور حصول به استقلال سیاسی هستند. ژاپن چنین پایه‌ای را داراست ولی از آن استفاده نمی‌کند. دلایل این موضوع پیچیده است و ممکن است بخشی از آن به دلیل تغییرات در بافت جامعه ژاپن که در طول دوران اشغال تحت تأثیر قرار گرفته است باشد. یکی از اهداف این تغییرات تبدیل ژاپن به یک دولت بورژوازی تحت حاکمیت طبقه‌ای بوده است که خود را با منافع آمریکا مشخص می‌کند. استقلال ژاپن اگر صورت بگیرد، در درازمدت تحقّق خواهد یافت ولی می‌تواند هنگام تحقق هر کسی را دچار حیرت نماید.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات