ادلای استیمونسن یکی از اعضای اسبق کنگره آمریکا طی نوشتهای تاکید میکند که «اسرائیل در جرگه کشورهای دارنده بمب اتمی قرار گرفته است». نشریه دیلی تلگراف چاپ لندن نیز مینویسد تنها کشوری که در خاورمیانه بدون تردید بمب اتمی دارد اسرائیل است.
برنامههای اتمی اسرائیل که قبلا زیر نظر فرماندهان نظامی مانند بن گوریون، موشه دایان و شیمون پرز قرار داشت اینک زیر نظر وزارت امنیت اسرائیل میباشد.
برنامه اتمی شدن اسرائیل از اواخر دهه پنجاه ولیکن خیلی بیسر و صدا آغاز شد و انگیزههای اسرائیل از عدم افشای برنامههای اتمی را میتوان بشرح زیر خلاصه کرد:
1- احتیاط کاری از اینکه مبادا برخی از کشورهای جهان غرب و بالاخص آمریکا جلوی برنامه اتمی شدن اسرائیل را بگیرند خاصه آنکه کندی رئیسجمهوری سابق آمریکا در سال 1963 به حکومت دیوید بن گوریون فشار میآورد که اگر اسرائیلیها واقعا در منطقه دیمونا رآکتور اتمی برپا کردهاند پس باید این رآکتور تحت کنترل سازمانهای بینالمللی قرار گیرد.
2- رهائی از بار مسئولیت مسابقه اتمی در میان کشورهای منطقه ویژه آنکه یکی از نخستوزیران اسبق اسرائیل «لوئی اشکول» همواره تاکید مینمود که اسرائیل اولین کشور منطقه نخواهد بود که به سلاح اتمی روی آورد. یعنی اسرائیلیها همواره تلاش کردهاند که بار مسئولیت روی آوردن به سلاحهای هستهای را بعهده کشورهای عربی بگذارند و اسرائیلیها بعنوان مقابله به مثل در این زمینه گام بردارند.
3- اسرائیلیها از برنامه اتمی شدن کشور خود بعنوان یک برگه و یا امتیاز در مذاکره با آمریکا بهرهبرداری کردند یعنی لوئی اشکول در سال 1967 از جانسون رئیسجمهوری آمریکا قول گرفت که برنامه اتمی اسرائیل را راکد سازد و در مقابل از آمریکا سلاحهای تهاجمی مدرن مانند جنگندههای اسکایهوک که میتواند بمب و یا کلاهکهای اتمی حمل کند دریافت کند.
روند اتمی شدن اسرائیل
در سال 1948 دایره مطالعات و برنامه در وزارت دفاع اسرائیل تاسیس شد تا در صحرای نقب در جستجوی اورانیوم بکاوش بپردازد. در سال 1949 دایره بررسیهای اتمی در کیبوتس رگوبن تشکیل و بلافاصله عدهای را انتخاب کرد تا بکشورهای مختلف جهان بروند و در زمینه شیوه استخراج اورانیوم از معادن گوگرد و فسفات صحرای نقب بررسی کنند.
در 13ر6ر1952 کمیسیون اتمی اسرائیل تشکیل یافت که رابطه نزدیکی با وزارت دفاع داشت و در سال 1952 گروهی از متخصصین و کارشناسان اتمی تحصیل کرده در خارج از کشور باسرائیل بازگشته و دایره شیمی اتمی را در انیستیتوی وایزمان تاسیس نمودند.
در سال 1957 بنا بدستور بن گوریون تصمیم گرفته شد که راکتور اتمی اسرائیلی در دیمونا تاسیس شود و در اواخر سال 1957 سازمان جاسوسی «سیا» آمریکا کلیه مواد تکنولوژی لازمه مورد نیاز یک راکتور اتمی را در اختیار اسرائیل گذارد همچنین آلمان غربی همکاری اتمی خود را با اسرائیل آغاز کرد.
در 21 دسامبر 1960 بن گوریون در برابر پارلمان اسرائیل که کنست نامیده میشود افشا کرد که اسرائیل در منطقه دیمونا راکتور اتمی برپا کرده است.
در 1964 راکتور اتمی اسرائیل با قدرت 24 مگاوات مشغول بکار شد که احتمالا سالیانه بین 5 تا 7 کیلو تن پلوتونیوم تولید میکند که این مقدار برای ساختن یک بمب اتمی معادل 1ر2 قدرت میباشد بمبی که در سال 1945 بر فراز جزایر ژاپنی هیروشیما پرتاب گردید میباشد.
در سال 1976 یکی از مسئولین سازمان سیا تاکید کرد که اسرائیل بین 10 تا 20 عدد سلاح اتمی در اختیار دارد. بلافاصله مجله تایم آمریکا نیز این خبر را با انتشار مقالهای در این زمینه نقل کرد که طی آن از تلاشهای اسرائیل برای به چنگ آوردن بمب اتمی پرده برداشته شده بود.
در دسامبر 1977 مجله رولینگ استون آمریکا افشا کرد که مقادیر زیادی از مواد اورانیوم و پلوتونیوم که در ساختن بمب اتمی بکار میرود در آمریکا مفقود گردیده و چنین بنظر میرسد که مخفیانه باسرائیل حمل شده است.
در ماه مارس 1980 اداره سانسور نظامی اسرائیل کتابی را زیر عنوان «پس از ما هیچکس دیگر زنده نمیماند» مصادره و مانع از انتشار آن گردید. گفته میشود در این کتاب دو روزنامهنگار اسرائیلی بنام ایلیتایکر و آمیدور اون اسرار بمب اتمی اسرائیل را فاش ساخته و توضیح داده بودند که اسرائیل دهها بمب اتمی و هیدروژنی در اختیار دارد. در این میان یک پروفسور اسرائیلی بنام سیمون یفتاح نیز تاکید کرد که اسرائیل تا سال 2000 حدود 10 راکتور اتمی در اختیار خواهد داشت.
گرچه مطالب فوقالذکر تاکید میکند که اسرائیل بمب اتمی را به چنگ آورده لیکن اسرائیل خود هنوز رسما اعتراف به داشتن این بمب ننموده است گرچه این خودداری مانع از این نمیشود که خبر راکتورهای اتمی که سرگرم ساختن بمبهای اتمی در اسرائیل هستند منتفی و یا نادیده گرفته شود چنانکه یک پژوهشگر آمریکائی عربتبار بنام پل جابر اخیرا افشا کرده که اسرائیل حداقل 68 بمب اتمی با قدرت انهدام 15 تا 20 تن را در سال 1985 در اختیار خواهد داشت و این رقم در سال 1990 بمرز 320 بمب اتمی میرسد.
وضع اتمی اعراب
در مقایسه با برخورداری اسرائیل از سلاحهای هستهای و بالاخص بمب اتمی اعراب دارای موقعیت ضعیف و غیرقابل رقابت با اسرائیل هستند گرچه مقامات اسرائیلی همواره بیم آنرا دارند که اعراب با پول نفت بالاخص در دهه هشتاد موفق بدریافت سلاحهای هستهای از ابرقدرتها گردند و یا آنکه راکتورهای اتمی قادر به ساختن بمب اتمی تاسیس نمایند.
البته سیاست اسرائیلیها در این خلاصه میشود که در انتظار مجهز شدن اعراب به سلاحهای اتمی نمانند زیرا فرض آنست که اگر اعراب نیز دارای سلاحهای هستهای شدند یا آمریکا از اسرائیل دیگر فاصله خواهد گرفت و آنطور که باید و شاید از اسرائیل در صحنههای سیاسی نظامی جانبداری نخواهد کرد و یا احتمالا میان دو ابرقدرت شرق و غرب توافقی برای برچیدن سلاحهای هستهای در خاورمیانه حاصل خواهد شد که اینهم بزیان اسرائیل تمام میشود.
بهمین جهت اسرائیل در کمین نشسته است تا هرگونه تلاش اعراب را در جهت دستیابی به بمب اتمی خنثی کند و در همین زمینه در سال 1981 راکتور اتمی عراق را که با کمک فرانسه ساخته شده بود در یک حمله هوائی غافلگیرانه بمباران و نابود کرد ناگفته نماند که بمباران راکتور عراق با آن دقتی که انجام گرفت باید بر مبنای اطلاعات دقیق و مهمی از دوست و آشنایان عراق باشد که البته خود دستگاههای جاسوسی فرانسه که در تاسیس این راکتور از نزدیک ناظر بودهاند و نیز رژیمهای مرتجع عربستان سعودی و اردن همه اطلاعات لازم را در اختیار اسرائیل گذاردند تا این طرح ضربتی عملی گردد.
در این میان تنها مصر راکتورهای اتمی داشت که آنهم سادات جنایتکار با بستن قرارداد صلح با رژیم صهیونیستی عملا نظارت بر راکتورهای اتمی مصر را زیر نظر آمریکا و سازمانهای بینالمللی قرار داد که از این بابت اسرائیل خاطر آسوده پیدا کرد.
اسرائیل همچنین تلاش مینماید هر دانشمند اتمشناسی را اعم از عرب و غیر عرب که برای کشورهای عربی تلاش مینماید بنحوی از بین ببرد و یا با تهدید و ترور و اجرای طرحهای آدمربائی ویرا از صحنه دور سازد چنانکه یک دانشمند اتمی مصر بنام یحیی مشد در اثنای دیدار از پاریس توسط عوامل موساد اسرائیل ترور گردید و در ژانویه سال 1981 نیز تلاش گردید یک دانشمند مصری دیگر که گویا جانشینی مشد شده بود در پاریس ترور شود. خلاصه آنکه تلاش پیگیر رژیم صهیونیستی در بدست آوردن سلاحهای هستهای علاوه بر تلاشهای این رژیم متجاوز در جهت نابود ساختن قدرت اتمی اعراب موجب میشود که این رژیم غاصبگر همواره بر اعراب و جهان اسلام برتری نظامی داشته باشد.
در یک چنین شرایطی بجای آنکه اعراب برقابت شدید با رژیم صهیونیستی پرداخته و درآمد هنگفت نفت را صرف تجهیز خود به سلاحهای مشابه نمایند تا از دشمن خود عقب نیفتند ملاحظه میشود که متاسفانه کنفرانس سران تشکیل میدهند تا هر آن بر خیانتهای سادات معدوم صحه گذارند و خود نیز در همان راه سازش با دشمن صهیونیستی گام بردارند و یکی از عوامل موثر قیام قهرمانانه اخیر ملت مسلمان فلسطین همین است که به توطئه و تبانی سران مرتجع عرب با رژیم صهیونیستی پی برده و بهمین جهت با دست خالی ولیکن با ایمان و شرافتمندانه قیام کرده است تا هم برژیم صهیونیستی و هم بمرتجعین عرب یک درس عبرتانگیز بدهد و البته رژیم صهیونیستی از رژیمهای سرسپرده و مرتجع عرب آنقدرها بیم و هراس ندارد که امروزه از قیام گسترده مسلمانان فلسطینی که از جانبداری مطلب ملتهای مسلمان جهان برخوردار است مضطرب میباشد و صهیونیستها در آینده نه چندان دور متوجه خواهند شد که بمب اسلام بمراتب از بمب اتمی استعمارگران نیرومندتر است و این بمب را اسرائیل هرگز نمیتواند در یک حمله غافلگیرانه هوائی نابود و یا بنحوی جبران و تلافی کند.