تاریخ انتشار : ۲۶ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۰۹:۱۱  ، 
کد خبر : ۳۰۰۵۵
ادارۀ کشور در گفت‌وگو با احمد خرم وزیر سابق راه و ترابری:

معجزه


باران محمدی ـ سکینه صارمی

28‌ سال است که ایران قصد دارد محور ترانزیتی شرق کشور را ‌فعال کند؛ فعالیتی که علاوه بر رونق اقتصادی مانع فرار سرمایه از ‌کشور می‌شود و مواردی چون پروازهای ترانزیتی و ترانزیت کالا را به‌‌جای کشورهای همسایه به ایران باز می‌گرداند. این فرآیند علاوه‌بر ‌سود ایران به دلیل کاهش مسیر تزانزیتی، به‌نفع استفاده‌کنندگان ‌خارجی این محورها نیز خواهد بود. از سویی در شرایطی که تجارت ‌سنتی مرزنشینان و بندرنشینان جنوب و شرق در حال حاضر رنگ ‌قاچاق به خود گرفته، فعال کردن محور تزانزیتی موجب روشن شدن ‌وضعیت تجارت و رسمی شدن واردات و صادرات کالا می‌شود. فعال ‌شدن تجارت منطقه‌ای ناخودآگاه بخشی از بحث‌های تزانزیتی و ‌تجاری را به‌سوی ایران می‌راند. اگر محور شرق آمادگی ترانزیت ‌کردن کالاها را نداشته باشد دیگر شانسی برای تبیین حق ایران از ‌تجارت منطقه‌ای وجود ندارد. کشورهای عضو اپک (APEC) یعنی ‌کشورهای آمریکا و خاور دور اعم از چین، مالزی، ژاپن، سنگاپور، ‌تایلند و کره خبر داده‌اند که تا سال 2010 تولیدات‌شان 15 هزار ‌میلیارد دلار است. پیش‌بینی می‌شود حدود 1500 میلیارد دلار از این ‌رقم سهم مصرف منطقۀ خاورمیانه باشد. اگر فرض کنیم پنج درصد ‌از سهم خاورمیانه جذب ایران شود در قالب مصرف یا ترانزیت، 75 ‌میلیارد دلار سهم ایران است. در حال حاضر عملیات فعلی کشور ‌حدود 25 میلیارد دلار است، بنابراین برای جذب این 75 میلیارد دلار ‌باید عملیات ترانزیتی کشور سه برابر افزایش یابد. در حقیقت گرفتن ‌حق ترانزیتی کشور در سال 2010 تنها در مورد تولیدات کشورهای ‌اپک، نیازمند آن است که عملیات اجرایی منطقه شرق کشور سه ‌برابر شود. آنچه در ادامه می‌آید، گفت‌وگوی سرمایه با احمد خرم، ‌وزیر سابق راه و ترابری است.

*‌ ایدۀ شکل‌گیری محور شرق از چه زمانی شکل گرفت؟ و ‌علت ماندن این طرح‌ها بر روی کاغذ چیست؟

‌** از اول انقلاب و حتی قبل از انقلاب هم شرق کشور یک منطقه ‌فراموش شده است. باید عنوان کنم که هنوز موضوعی از محور ‌شرق روی کاغذ نوشته نشده تا به آن عمل شود. اکنون بعد از 28 ‌سال توسعۀ محور شرق باید مطالعه و این مطالعه توسط یک ‌مشاور ذی‌صلاح بررسی شود و به تصویب برسد، پس از آن به ‌دستگاه‌های اجرایی سپرده شود.

‌* پس این طرح بدون مطالعه شکل گرفته است؟

‌** زمانی دفتر توسعۀ مناطق سازمان مدیریت مطالعاتی روی ‌توسعۀ محور شرق انجام دادند، وظیفۀ این دفتر انعقاد قرارداد با یک ‌مشاور ذی‌صلاح و دارای رتبۀ بین‌المللی و دارای مطالعات توسعه ‌بود. فکر می‌کنم در کشور هنوز نتوانستیم چنین مشاورانی را به ‌خدمت بگیریم، حتی سازوکار انتخاب مشاور نیز به گونه‌ای نیست ‌که بتوان در مورد آن تشخیص صلاحیت کرد.

‌* یعنی بعد از 27 سال هنوز این وضعیت به وجود نیامده ‌است؟

‌** خیر. مشاوری که بتواند واجد صلاحیت باشد و بتواند در ‌طرح‌های توسعه و مسترپلان‌های بخش دارای رتبه‌بندی باشد در ‌کشور وجود ندارد و هنوز به خدمت گرفته نشده است.

‌* علت این ضعف چیست؟

‌** به دلیل این‌که ما هنوز نتوانستیم طرح‌های توسعه‌ای مناطق و ‌استان‌های کشور را به درستی تعریف کنیم، چرا که تعریف طرح ‌توسعه‌ای منطقه را نمی‌دانیم و از سوی دیگر حتی برای مشاور هم ‌تعریفی نکردیم تا بر اساس آن طرح مشاور را تایید صلاحیت کنیم.

‌* در سال 84 دبیرخانۀ (1+4) مسوول پیگیری طرح توسعۀ ‌محور شرق شد در همان سال ردیف بودجه‌ای برای توسعۀ ‌محور شرق در نظر گرفته شد، این‌طور نیست؟

‌** بله، تاکنون هم پول‌های زیادی تحت‌عنوان توسعۀ محور شرق ‌هزینه شده است. در واقع مبحث اصلی این است که ما در کشور ‌مشاوران مطالعات طرح توسعۀ مناطق نداریم، اگر هم داشته باشیم مشاوران، واجد‌ صلاحیت و در ‌رتبه‌بندی‌های منطقه‌ای و بین‌المللی نیستند، اکثرا مشاوران ‌تازه‌کاری هستند که یک استان را کار کرده‌اند و طرح‌هایی که ارایه ‌دادند قابل بررسی و تصویب نبوده و دارای ضعف اساسی بوده ‌است. اساسا در کشور به مطالعه و پژوهش اهمیتی داده ‌نمی‌شود.

‌* یعنی استراتژی مشخصی در حوزۀ راه وجود ندارد؟

‌** سلسله‌مراتب چشم‌انداز، سیاست‌های کلی، طرح آمایش ‌سرزمین، زیر طرح آمایش سرزمین (طرح کالبد ملی)، مسترپلن‌های ‌بخش و فرابخش که شامل 35 طرح جامع می‌شود و طرح‌های ‌توسعه‌ای مناطق (30 طرح) و زیر طرح آن‌ها شامل طرح‌های کالبدی ‌باید در این حوزه وجود داشته باشد، بنابراین وقتی طرح توسعۀ یک ‌منطقه را نداشته باشیم نمی‌توانیم طرح کالبدی آن را طراحی کنیم، ‌اگر کالبد را طراحی کنیم یک طرح بی‌اساس است که مبتنی بر یک ‌مطالعۀ توسعه نیست؛ در محور شرق هم همین‌طور.

‌بیش‌تر از 28 سال است که از انقلاب می‌گذرد در حال حاضر تنها ‌یک چشم‌انداز و یک سیاست‌های کلان داریم. بقیۀ آن طرح‌ها را ‌نداریم و تنها براساس سلیقۀ مسوولان در حال حرکتیم و آنچه که ‌مسلم است حرکت کشور به سمت جلو بدون طرح و توسعه بیش‌تر ‌شبیه معجزه است، چرا که بدون طرح و برنامه و مطالعه نمی‌توان ‌کشور را اداره کرد و ادارۀ آن بیش‌تر شبیه معجزه است.

‌* شما زمانی پست وزیر راه و ترابری را در اختیار داشتید، ‌آیا در همان سال‌ها درصدد آن برنیامدید که برای حوزۀ کاری ‌خود یک طرح و برنامۀ توسعه‌ای تعریف و تدوین کنید؟

‌** در همان سال وزارت راه تنها وزارتخانه‌ای بود که اقدام به انتخاب ‌یک مشاور خارجی برای سیاست کلان بخش حمل‌ونقل کشور با ‌همکاری 22 مشاور داخلی جوان کرد.

‌* سرنوشت این مشاوران چه شد؟

‌** پس از تغییر مدیریت در وزارت راه و ترابری مشاوران را از آن و‌زارتخانه اخراج کردند.

‌* مشاوران از کدام کشور بودند؟

‌** هلدینگ آن فرانسوی بود و زیرمجموعۀ اقماری آن در بخش ‌راه‌آهن آلمانی‌ها، دریایی هلند، جاده‌ای فرانسه و هوایی آن ‌انگلیسی‌ها بودند. در واقع کنسرسیومی قوی بود که مورد تایید ‌شورای اقتصاد، سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی قرار گرفته بود، اولین ‌مسترپلنی بود که می‌توانست توسط یک مشاور واجد صلاحیت و ‌دارای رتبه‌بندی بین‌المللی تهیه شود. مهم‌تر از آن، این مشاور، ‌همکار 22 مشاور ایرانی بود که در کنار او مشاوران ایرانی ‌می‌توانستند کار را از آنان یاد بگیرند، اما بعضا در کشور تفکری وجود ‌دارد که ما همه چیز را بلدیم و می‌دانیم اما باید عنوان کنم که در ‌تهیه مسترپلن هیچ چیز بلد نیستیم. در بخش اطلاعات و چارچوب‌ها ‌و متدهای مطالعه به هیچ عنوان به روز نیستیم حتی با نرم‌افزارهای ‌آن نیز آشنا نیستیم. در کشور متخصصان خوبی داریم، باید از توان ‌این متخصصان استفاده شود. راه را باید درست رفت، این‌که فکر ‌کنیم همه چیز را می‌فهمیم غرور کاذبی است که کشور را به ‌نابودی می‌کشاند و این‌که فکر کنیم همه کار را نیز می‌توانیم انجام ‌دهیم، تصور کاملا غلطی است و یا این‌که فکر کنیم برای هر کار ‌کوچک نیز باید از مشاور خارجی استفاده شود نیز غلط است اما در ‌مسترپلن حتما باید مشاور خارجی بیاوریم و با همکاری مشاوران ‌ایرانی روی هر پروژه در یک فاصله زمانی 2 الی 5/2 سال مطالعه ‌کنیم.

‌* مشاوران چند سال در ایران بودند؟

‌** یک سال و 16 ماه که فقط کار مطالعه انجام دادند. فاز صفر را ‌تحویل دادند، فاز یک نیز در حدود 60 تا 70 درصد انجام شد و پس از ‌آن عذرشان را خواستند.

‌* چقدر برای گرفتن مشاوران هزینه شد؟

‌** این قرارداد دو سال و نیم بود و در حقیقت با هزینۀ مشاوران ‌داخلی چهار میلیون دلار.

‌* آیا مسترپلنی نیز تهیه شد؟

‌** تهیه مسترپلن‌ها یکی از نقاط ضعف جدی کشور است که این ‌مسأله را هرچه زودتر باید حل کرد. در دولت هشتم با پیگیری‌هایی ‌که انجام شد، تهیه مسترپلن‌های بخش و فرابخش و طرح‌های ‌توسعۀ استان‌ها در برنامه چهارم قرار گرفت.

‌* آیا این موضوع در حال حاضر پیگیری می‌شود؟

‌** در حال حاضر این موضوع در دولت تعطیل است و یکی از موارد ‌تعطیل برنامه چهارم که دولت به آن عمل نکرده تهیه مسترپلن و ‌طرح‌های جامع بخش و فرابخش و طرح‌های توسعۀ مناطق است.

‌* در خصوص توسعۀ محور شرق چطور؟

‌** کارهای سخت‌افزاری زیادی روی محور شرق انجام شد.

‌* چه کارهایی؟

‌** طراحی‌های توسعۀ سخت‌افزاری مانند دیوار کشیدن، خندق ز‌دن و سیم‌خاردار کشیدن.

‌* در زمان شما چطور؟

‌** در آن زمان کار در بخش حمل‌ونقل محور شرق با حساسیت ‌دنبال می‌شد، همان سال ردیف بودجه‌ای نیز برای آن مشخص شد ‌اما متاسفانه پس از خروج از وزارتخانه شنیدم که این بودجه‌ها ‌منتفی و روانۀ تهران شد، گویا توسعۀ شهر تهران از توسعۀ شرق ‌کشور مهم‌تر بود.

‌* در توسعۀ محور شرق چه موضوعاتی باید لحاظ شود؟

‌** باید یک تحول اقتصادی و اجتماعی در آن منطقه صورت گیرد و ‌تحول اقتصاد منطقه مستلزم توسعۀ منابع انسانی آن است. در ‌سال 2004 یونسکو در بررسی IQ بین 19 کشور اعلام می‌کند که ‌بالاترین IQ در بین آن 19 کشور متعلق به ساکنان منطقۀ شرق ‌کشور ایران یعنی سیستان و بلوچستان و کرمان است، اگرچه قبل ‌از انقلاب دانشگاه زاهدان در آن منطقه ایجاد شد، اما پروژه‌های ‌تکمیلی توسعۀ منابع انسانی هرگز مورد توجه قرار نگرفته و تاکنون ‌کار خاصی نیز روی آن انجام نشده است. توسعۀ منابع انسانی همپای ‌توسعۀ زیربناها در توسعۀ محور شرق حائز اهمیت است.

‌* در بخش زیربناها چطور؟

‌** مهم‌ترین زیربنایی که در محور شرق تعیین‌کننده است، ز‌یربناهای حمل‌ونقل است. جاده، راه‌آهن، فرودگاه و مهم‌تر از آن ‌بندر است. به دلیل موقعیت استراتژیک بندر چابهار از طریق اتصال به ‌آب‌های آزاد و ارتباط آن با کشور افغانستان و کشورهای CIS از ‌طریق راه‌آهن، توجه ویژه‌ای به بندر چابهار شد، به‌گونه‌ای که قرار ‌شد به یک مگاپورت تبدیل شود طوری که بودجۀ بندر چابهار از چهار ‌میلیارد تومان به 40 میلیارد تومان افزایش یافت. کل پروژه‌ها به ‌صورت BOT تعریف شد. هندی‌ها حاضر شدند در بندر و راه‌آهن ‌سرمایه‌گذاری کنند و مذاکرات نیز شروع شد، اما عمر من در وزارت ‌راه کفاف عملیاتی کردن این طرح‌ها را نداد. در محور شرق با وجود ‌این‌که منابع مالی کشور بد نیست، اما زمینۀ فایناس و BOT برای ‌جذب پنج تا شش میلیارد دلار سرمایه برای این محور وجود دارد که ‌با وجود آن، این محور متحول می‌شود.

‌* اتصال راه‌آهن سراسری ایران به افغانستان برای ‌افغان‌ها خیلی حیاتی بود؟ اما هیچ اتفاقی در این زمینه ‌صورت نگرفت علت این امر چه بود؟

‌** احداث راه‌آهن برای ما هم حیاتی بود چرا که اتفاق مهمی که از ‌طریق اتصال راه‌آهن ایران به افغانستان می‌افتاد این بود که این خط ‌آهن روبه‌روی معدن سنگ آهن سنگان قرار می‌گرفت و از این طریق ‌استخراج و صادرات سنگ آهن برای افغان‌ها نیز مورد توجه قرار ‌می‌گرفت. با مذاکره‌ای که خاتمی با دولت افغانستان داشت، دولت ‌افغانستان متقاعد شد که راه‌آهن سنگان به هرات کشیده شود و از ‌کنار معدن سنگ‌آهنی که در آن‌جا وجود داشت رد شود. به این ‌ترتیب محصول این معدن از طریق خط‌آهن وارد بندر چابهار می‌شد؛ ‌بندری که تا امروز کم‌تر از یک میلیون تن عملیات تخلیه و بارگیری ‌دارد، عملیات آن به بیش از 10 میلیون تن افزایش می‌یافت. از سوی ‌دیگر کشورهای CIS و افغانستان مقصد وارداتی و صادراتی کشور ‌ایران است. ما از وجود منابع صادراتی، وارداتی و ترانزیتی که محور ‌شرق را فعال کند بی‌بهره هستیم. به هر جهت چابهار به‌عنوان ‌مرکز ترانزیت محور شرق انتخاب شد. احداث راه‌آهن بافق ـ مشهد ‌که پیش‌بینی می‌شد بیش از 19 سال به طول انجامد ظرف مدت ‌سه سال انجام شد یعنی سال 80 تا 83 این پروژه به سرانجام رسید.

‌* چرا تکلیف منابع مالی آن را روشن نکردید؟

‌** تکلیف روشن بود. ما با هندی‌ها وارد مذاکره شدیم آنان قبول ‌کردند 50 درصد سرمایه‌گذاری را انجام دهند، اما آنان به روش ‌فایناس می‌خواستند و ما به روش BOT چرا که می‌خواستیم منابع را ‌در دیگر بخش‌ها هزینه کنیم. در نتیجه هندی‌ها قبول نکردند.

‌* اما همان سال خبرهایی مبنی بر حضور شرکت‌های ‌خارجی برای سرمایه‌گذاری در بخش‌های زیربنایی کشور ‌بود، چرا از آنان استفاده نکردید؟

‌** بله، به منظور تکمیل فاز دو پروژۀ فرودگاه امام 200 میلیون دلار ‌با یک شرکت خارجی قرارداد بسته شد که دو ساله این فاز را تحویل ‌دهد. جای تعجب دارد که برای ترمینال فاز یک که الان بهره‌برداری ‌شد 160 میلیون دلار به بنیاد داده شد و بهره‌برداری از آن 10 سال ‌طول کشید. در حال حاضر کسی حتی با رقم 400 میلیون دلار هم ‌حاضر نیست وارد مذاکره شود. سه سال هم است که هیچ قدمی ‌برداشته نشده است در حالی که اردیبهشت 83 کار آن می‌خواست ‌آغاز شود، اردیبهشت 85 نیز کار تحویل داده می‌شد، اما کار متوقف ‌شد.

‌* علت توقف کار چه بود؟

*‌* مجلس هفتم آن را لغو کرد، یعنی در یک قرارداد اجرایی دخالت ‌کرد. الان مجلس هفتم باید جواب این تاخیر را بدهد. اگر ما با 200 ‌میلیون دلار قرارداد بستیم و خطا کردیم، آنان باید می‌توانستند با 150‌ میلیون دلار قرارداد ببندند. خسارتی که تاکنون به وجود آمده ‌است بیش‌تر از 500 میلیون دلار است، بنابراین ببینید که یک ‌تصمیم، یک خط و یک سطر 500 میلیون دلار هزینه به کشور تحمیل ‌کرد.

‌* در محور شرق چطور؟

‌** در محور شرق هم همین‌طور. در دو سال اخیر اعتقادی به ‌سرمایه‌گذاری خارجی در کشور وجود ندارد. شعارهایی که داده ‌می‌شود با اعداد و ارقام بین‌المللی تفاوت دارد. به‌طور مثال بنابر ‌اعلام صندوق بین‌المللی پول از 916 میلیارد دلار سرمایه‌گذاری ‌خارجی انجام شده در سال 2006 در دنیا تنها 35 میلیون دلار مربوط ‌به ایران بوده است. حال آن‌که مسوولان اعلام می‌کنند 10 میلیارد ‌دلار سرمایه‌گذاری در کشور انجام شده، مشخص نیست که این ‌آمار از کجا آمده در حالی که مراجع جهانی اعتقاد دیگری دارند، ‌شاید چون مردم در جریان این اطلاعات نیستند بپذیرند ولی برای ‌کسانی که در جریان هستند خیلی تعجب‌آور است. در حالی که در ‌دو سال پایانی دولت خاتمی قانون سرمایه‌گذاری تصویب شد، بعد ‌از گذشت دو سال این بستر تنگ‌تر شده است.

‌* شما زمانی اعلام کرده بودید پس از وزارت، یکی از ‌کارهای کلیدی که انجام خواهید داد همکاری در توسعۀ ‌محور شرق است، چه ایده‌ای برای آن داشتید؟

‌** به نظرم این‌گونه بود که در پنج سال، پنج میلیارد دلار در محور ‌شرق هزینه شود به گونه‌ای که یک و نیم میلیارد دلار را دولت تامین ‌کند و سه و نیم میلیارد دلار آن نیز از منابع خارجی جذب شود و ‌بخشی نیز از طریق فاینانس و BOT تامین شود.

‌* چقدر تحقق یافت؟

‌** به هیچ عنوان کار به این جاها نکشید، چرا که در 9 ماهۀ آخر ‌دولت خاتمی مشاور بودم و در سه ماه پایانی دولت هشتم بحث ‌توسعه محور شرق کشور فعال شد. تغییراتی که ایجاد شد به ‌گونه‌ای بود که به‌جای این‌که بخواهیم در طرح‌ها حضور داشته ‌باشیم، طرح توسعۀ محور شرق بسته شد.

‌* یعنی... اجازۀ کار ندادند؟

‌** خیر. محور شرق به فراموشی سپرده شد.

‌* اگر پیشنهادی از جانب دولت به شما مطرح شود در ‌خصوص محور شرق آیا می‌پذیرید؟

‌‌** در یک مملکت وقتی یک فرصت را از دست بدهی، ده‌ها فرصت ر‌ا از دست خواهی داد. آن زمان خواهان پذیرفتن مسوولیت محور ‌شرق بودم اما حالا آن را وقت تلف کردن می‌دانم. چرا که خدمتی ‌که با سابقۀ 30 سالۀ اجرایی می‌توانم در بخش خصوصی انجام ‌دهم بسیار باارزش‌تر است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات