«بیلدربرگ» یک سازمان جهانی مرموز است که محافل مختلف سیاسی به دیده مشکوک به آن نگریسته و بسیاری آن را «دولت پنهان جهان» میدانند.
صهیونیستها در راستای اهداف خود برای تسخیر جهان و تشکیل یک «دولت واحد» تحت کنترل خود، پس از برنامهریزی برای در دست گرفتن اهرمهای سیاسی، اقتصادی و تبلیغاتی جهان، حال به این نتیجه رسیده بودند که باید این اهرمها را در یک نقطه جمع کرده و از یک منبع فکری و ایدئولوژیک تغذیه کنند. «بیلدربرگ» این منبع ایدئولوژیک است که تقریبا هر سال یکبار رهبران سیاسی جهان، رئیسان شرکتهای بزرگ و محافل مالی عظیم که بازوهای اقتصادی و بازرگانی دنیا را در انحصار دارند، و نیز صاحبنظران عرصههای سیاسی، اجتماعی و تبلیغاتی را در یک نقطه جمع کرده و پشت درهای بسته دستور کار سال آینده را تعیین میکند.
این نهاد تحت کنترل صهیونیستها همه ابزارهای لازم را برای تحقق اهداف خود در اختیار دارد. با بهرهگیری از رسانهها و منابع عظیم مالی، قدرت و حکومت در کشورها را به افراد موردنظر خود میسپارد؛ با استفاده از اهرمهایی چون بانک جهانی، صندوق بینالمللی پول، سازمان تجارت جهانی و مانند آنها، قیمت نفت و طلای سال را تعیین میکند. به واسطه بازوهای اجتماعی و حقوقی خود قوانینی را برای کشورها وضع میکند که جلو هرگونه تحرک علیه اهداف صهیونیسم را بگیرد.
براساس مدارک موجود، پیوند اروپا و آمریکا به وسیله ناتو، ایجاد بازار مشترک اروپا، روی کارآمدن کسانی چون کلینتون، بلر و بسیاری که هنوز نامشان در خفا مانده، استعفای مارگارت تاچر، وقوع جنگ خلیجفارس، تحول نهضت اروپا، تخریب وجهه ژان ماریلوپن ناسیونالیست در فرانسه، تحریم آرژانتین در جریان جنگ «فالک لند»، تقسیم آلمان به دو قسمت شرقی و غربی، همه و همه در جلسات بیلدربرگ تصمیمگیری شدهاند.
بیلدربرگ به دنبال ایجاد یک دولت جهانی است. دولتی که اقتصاد و سیاست و حتی مذهب آن فقط یک بعد داشته باشد: صهیونیسم.
جلسات بیلدربرگ هر سال در یکی از هتلهای پنج ستاره دنیا و تحت شدیدترین تدابیر امنیتی تشکیل میشود. از آنجایی که صهیونیسم، رمز موفقیت خود را «پنهانکاری» میداند، هیچ رسانهای حق ورود به جلسات آن را ندارد. هتل موردنظر 48 ساعت قبل از شروع اجلاس قرق میشود. ماموران سیا و کشور برگزارکننده، در جای جای هتل مستقر میشوند. به آنها دستور داده میشود که هر جنبندهای را در محدوده چند کیلومتری هتل تحت کنترل داشته و در صورت نیاز، افراد مشکوک را به قتل برسانند.
کشور برگزارکننده اجلاس، از سوی منابع مالی بیلدربرگ برای رزرو هتل تغذیه میشود. اسامی دعوتشدگان به اجلاس کاملا محرمانه میماند و کشور میزبان برای دعوتشدگان ویزا هم صادر نمیکند تا نام آنها در جایی ثبت نشود. محتوای اجلاس کاملا محرمانه میماند و هیچیک از اعضا حق انتشار مطالب مطروحه در جریان نشستها را ندارد.
تمامی ورود و خروجها در جریان این نشستهای چهار روزه تحت کنترل است. حتی میوهها و مواد غذایی که برای شرکتکنندگان تهیه میشود، کاملا بازرسی میشوند. سؤال منتقدان این است که «اگر هدف از برگزاری این اجلاس توطئهچینی علیه ملتها و کشورها، استثمار جهان سوم، استحمار افکار عمومی، و پیشبرد اهداف شوم صهیونیسم نیست، چرا این اصل دموکراسی مبنی بر «بحث و تبادلنظر علنی در مورد مسائل» در بیلدربرگ رعایت نمیشود؟»
سالها بود که حتی مکان و زمان برگزاری اجلاس بیلدربرگ نیز فاش نمیشد اما خبرنگاران جسوری هستند که سالها به تعقیب «بیلدربرگی»ها پرداخته و به اسناد قابل توجهی در این مورد دست یافتهاند. (در ادامه این نوشتار از این خبرنگاران و اسنادی که آنها بهدست آوردهاند نیز سخن خواهیم گفت).
از آنجایی که سران رسانههای بزرگ دنیا خود در خدمت بیلدربرگ هستند، این رسانهها هیچگاه اقدام به تشریح کارکرد این سازمان مخوف نکردهاند. «گوردن تتر» ستوننویس روزنامه انگلیسی «فایننشال تایمز» در سال 1974 طی مطلبی فقط چند سؤال در مورد جلسات بیلدربرگ مطرح کرد، اما بلافاصله توسط گردانندگان روزنامه مذکور، از کار برکنار شد.
تاریخچه
اولین اجلاس بیلدربرگ از 29 تا 31 مه 1954 در هتل «بیلدربرگ» متعلق به پرنس «برنهارد» ولیعهد هلند برگزار شد. «جوزف ریتنگر» یهودی، مشاور سیاسی پرنس برنهارد که در سال 1948 «نهضت اروپا» را بنیانگذاری کرد، چند سال بعد از آن نیز، در راستای اهداف صهیونیسم، پیشنهاد تشکیل این گروه را داد. وی پس از جلب موافقت برنهارد، با سفر به اروپا و آمریکا، با نخستوزیران، روسای جمهور، رهبران کارگری، مدیران صنایع و حکام غیرکمونیست دیدار، و از آنها برای شرکت در یک نشست غیررسمی در هلند دعوت کرد. این نشست که برای نخستینبار در هتل بیلدربرگ برگزار شد، بعدها به همین نام به فعالیت خود ادامه داد.
رتینگر توانسته بود با این ابتکار خود اروپا و آمریکا را به هم پیوند زند. بهطوری که «جرج مکگی» مقام برجسته وزارت خارجه آمریکا مدعی شد که «سوءتفاهمهای موجود میان اروپا و آمریکا در اولین اجلاس بیلدربرگ از بین رفت.»
موفقیت نخستین نشست باعث شد که سازماندهندگان آن درپی طرحریزی برای برگزاری سالانه اجلاس «بیلدربرگ» باشند. یک کمیته سازماندهی دائمی تشکیل و رتینگر یهودی دبیرکل دائمی آن شد. این کمیته علاوهبر سازماندهی جلسات و ارسال دعوتنامه به اشخاص مورد نظر، اسامی شرکتکنندگان و اطلاعات دقیق آنها را جمعآوری میکرد. اینگونه بود که یک شبکه غیررسمی نیز تشکیل شد تا اعضای بیلدربرگ بتوانند بهطور محرمانه با یکدیگر در تماس باشند.
حال صهیونیسم توانسته بود پا را از تشکیل «نهضت اروپایی» فراتر گذاشته و آمریکا را نیز برای دستیابی به اهداف خود، در کنار اروپا، به خدمت گیرد. از سال 1954 به بعد، تقریبا هر سال یکبار، صهیونیسم سران قدرت و سرمایه را در یکی از هتلهای اشرافی جهان جمع کرده تا به واسطه آنها ـ که خود اغلب یهودی هستند ـ در مورد آینده جهان تصمیمگیری کنند.
همانطوری که پیشتر نیز اشاره رفت، هر تصمیمی که در اجلاس بیلدربرگ گرفته میشود، به دلیل نفوذ و تأثیرگذاری بالای شرکتکنندگان، خود به خود ضمانت اجرایی پیدا میکند. از اینرو آنگونه که خبرگزاری بیبیسی اعتراف کرده است، «بیلدربرگ هدایتگر سیاستهای بینالمللی از پشت درهای بسته» بوده و تمامی جلسات رسمی و علنی از جمله اجلاس گروه 8 و تصمیماتی که در آنها «اعلام میشود»، فقط یک «نمایش» است (در سال 2003 مانند سال جاری، اجلاس گروه 8 دقیقا چند روز بعد از نشست بیلدربرگ برگزار شد.)
حال به راحتی میتوان به علل اتحاد اروپا و آمریکا علیه روسیه، و نیز تنها مسئله حل نشدهای که باعث تبدیل اجلاس گروه 8 سال جاری به صحنه مناقشه بوش و پوتین شد، یعنی استقرار سامانه موشکی آمریکا در خاک اروپا، پی برد. روسیه در سازمان بیلدربرگ جایی ندارد و سیاستی که در قبال اسرائیل اتخاذ کرده، متفاوت با چیزی است که آمریکا و اتحادیه اروپا در آن اتفاقنظر دارند. صندلی روسیه در اجلاس بیلدربرگ 2007 خالی بود و «مذاکره با مسکو» تنها گزینه باقی مانده برای بحث در اجلاس گروه 8 شد.
شرکتکنندگان بیلدربرگ
رتینگر که بیلدربرگ را بنیان نهاد و تا آخر عمرش (1960) دبیرکل آن بود، اساسنامهای برای بیلدربرگ تهیه کرد. او سیمای شرکتکنندگان جلسات بیلدربرگ را اینگونه ترسیم میکند: «شهروند هر کشوری که به دفاع از اصول اخلاقی و ارزشهای فرهنگی غرب اعتقاد داشته و در ترویج آن شخصا سهیم باشد، شایسته دعوت به اجلاس بیلدربرگ است. اما از آنجایی که موفقیت نشستها به سطح شرکتکنندگان وابسته است، دعوتنامهها برای افراد مهم و عمدتا سرشناسی ارسال میشود که از کانال تجارب، اطلاعات ویژه و نفوذشان در دوایر ملی و فوقملی، میتوانند اهداف موردنظر بیلدربرگ را تحقق بخشند.»
شرکتکنندگان عمدتا بانکداران بزرگ، متخصصان جنگی، سران رسانههای تأثیرگذار و پرمخاطب، وزیران کلیدی، سرمایهگذاران بینالمللی و رهبران سیاسی اروپا و آمریکای شمالی هستند. براساس اسناد موجود از اعضای فعال بیلدربرگ میتوان به سران رسانههایی چون «لوفیگارو»، «اکونومیست»، «تایمز»، «هرالدتریبیون» و...، افرادی چون دونالد رامسفلد وزیر جنگ سابق آمریکا، «دیوید راکفلر» میلیاردر و غول نفتی جهان، «هنری کیسینجر» از وزیران اسبق خارجه آمریکا، «پل ولفو ویتز» رئیس مستعفی بانک جهانی، دیک چنی معاون بوش، رئیسان شرکتهای بزرگ بینالمللی مانند نوکیا، کوکاکولا، مایکروسافت، پپسی و... اشاره کرد.
خبرنگاران جسور
در 53 سال گذشته هیچگونه لیستی از اسامی شرکتکنندگان و یا محتوای جلسات، از سوی گردانندگان بیلدربرگ منتشر نشده است. اما «جیم تاکر» و «الکس جانز» از جمله خبرنگارانی هستند که موفق شدهاند پس از سالها تعقیب و گریز از پژوهش، اطلاعات ارزندهای را در مورد اهالی بیلدربرگ بهدست آورند. تاکر بیش از 35 سال از عمر خود را در تعقیب بیلدربرگ بوده است. او یک روزنامهنگار ورزشی در نشریه کمتیراژ Spotlight بود، اما پس از اینکه در دهه 70 به وجود بیلدربرگ پی برد، بازی موش و گربه را با اهالی بیلدربرگ آغاز کرد. تاکر هدف خود را افشای ماهیت شوم بیلدربرگ عنوان کرده و میگوید: «آنها از من متنفرند، چرا که من اجازه نخواهم داد بیلدربرگ با خیال راحت بر دنیا حکومت کند.»
این خبرنگار جسور اولین کسی بود که به جستجوی مکان برگزاری اجلاس بیلدربرگ پرداخت. شاید علت اینکه در سالهای اخیر «کمیته سازماندهی» بیلدربرگ خود اقدام به اعلام شهر و تاریخ برگزاری اجلاس میکند، افشاگریهای مستند تاکر باشد.
او میداند که اجلاس بیلدربرگ همیشه در ماه مه یا ژوئن و در یکی از هتلهای پنج ستاره برگزار میشود. گاه، رسانههای تحت کنترل بیلدربرگ به منظور انحراف افکار عمومی، نام هتلهای دیگری را محل برگزاری اجلاس معرفی میکنند. اما تاکر به خوبی میداند که چگونه از عهده این فریبکاری برآید. او به تمام هتلهای پنج ستاره شهر اعلام شده مراجعه کرده و در تاریخ مورد نظر بیلدربرگ، درخواست اتاق میکند. وقتی مطمئن شد که هتل خاصی در آن تاریخ معین سرویس نمیدهد، مرحله بعدی جستجوی خود را آغاز میکند.
در سال 1999 که اجلاس بیلدربرگ در پرتغال برگزار میشد، تاکر به آنجا رفت و هتل موردنظر بیلدربرگ یعنی هتل قیصر شهر «سینترا» را شناسایی کرد. او سپس با دفتر هتل تماس گرفت:
- «ببخشید، من به اجلاس بیلدربرگ دعوت شدهام، اما متأسفانه دعوتنامهام گم شده است. درست تماس گرفتهام؟ مکان برگزاری نشست همانجاست؟
- بله، اینجا دقیقاً همان مکانی است که شما باید حضور داشته باشید.»
در پرتغال، مأموران سیا به حضور تاکر پی برده و به تعقیبش پرداختند. او که در اطراف هتل قیصر مشغول تهیه عکس بود، سریعاً خود را به اتومبیلش رساند و با «رانسون» همراه انگلیسی خود اقدام به فرار کرد. در حالی که اتومبیل سیا به دنبال تاکر افتاده بود، «رانسون» با سفارت بریتانیا در پرتغال تماس گرفت و درخواست کمک کرد. اما پاسخ سفارت به او این بود: «بیلدربرگ بسیار بزرگتر از قد و اندازه ماست، ما خیلی کوچک هستیم، فقط یک سفارتخانه کوچک. تنها کمکی که میتوانیم به شما بکنیم این است که بگوئیم، سریعاً به محل اقامت خود برگشته و از آنجا تکان نخورید.» تاکر و همراهش به سختی توانستند از دست سیا جان سالم به در برند.
شیوه تاکر این است که در اطراف هتل استتار میکند و با دوربین خود از خودروهایی که وارد محل میشوند، عکس میگیرد. او تمامی افراد را شناسایی میکند. این خبرنگار جسور همه این افراد را در حال ورود به هتل اجلاس بیلدربرگ دیده است: «دیوید راکفلر» رئیس بانک منتهن، «آمبرتو آگنلی» رئیس کارخانه فیات، «ورنون جردن» دوست صمیمی بیل کلینتون، «هنری کسینجر» که هماکنون از سران بیلدربرگ به شمار میرود، «ریچارد هولبروک» نماینده سابق آمریکا در سازمان ملل، «روبرت زولیک» معاون وزیر خارجه آمریکا و نامزد احراز پست ریاست بانک جهانی، «کانراد بلک» مدیر مسئول روزنامه «دیلی تلگراف» و صاحب بیش از 480 نشریه در سراسر جهان، و بسیاری دیگر از اشخاص قدرتمند و صاحب نفوذ در عرصههای مختلف.
تاکر هماکنون بهعنوان «پیشگام جبهه ضد بیلدربرگی» از تمامی ابعاد پیدا و پنهان این سازمان مرموز آگاه است. او میگوید که بیلدربرگیها از سال 1954 بر دنیا حکومت میکنند. به عقیده وی، بیلدربرگیها تصمیم میگیرند که جنگها چه زمانی آغاز شوند، چقدر طول بکشند، و کی پایان یابند.
پیام تاکر به جهانیان این است: «من از مردم میخواهم بفهمند که این اجلاس، یک نشست عادی محرمانه نیست که در آن نخبگان گردهم آیند و در مورد مسائل مختلف به تبادلنظر بپردازند. بیلدربرگیها تقریباً تمامی امور جهان را در دست دارند... و اگر این حرف مرا باور کنید، لطف بزرگی در حق «خود» کردهاید.»
در کنار تاکر، میتوان نام «الکس جانز»، از گردانندگان سایت prisonplanet را نیز به عنوان یکی از افشاگران ماهیت بیلدربرگ ذکر کرد. او موفق شد سال گذشته در سفری که به «اوتاوا» در کانادا داشت، به لیست کامل اشخاص دعوت شده به اجلاس کانادا (11 - 8 ژوئن 2006) دست پیدا کند.
اجلاس 2007 اسلامبول
صهیونیسم در سال جاری نیز، بار دیگر سران اقتصادی و سیاسی، بانکداران بزرگ، اعضای کمیسیون اروپا و عوامل اجرایی غرب را گردهم آورد.
«آمریکن فری پرس»، دستور کار اجلاس 2007 بیلدربرگ را «ایجاد یک اتحادیه آمریکایی متشکل از کشورهای غربی با واحد پول مشترک موسوم به «آمرو» (ترکیبی از دو کلمه Europe و America)، تعیین رئیس جدید بانک جهانی، چگونگی برخورد با روسیه، تعیین رئیسجمهور آینده آمریکا، مسئله هستهای ایران» و... عنوان کرد.
سایت جانز ریپورت نوشت، «یکی از محورهای اصلی نشست بیلدربرگ 2007 نگرانی آمریکا و اروپا از توان بالای روسیه در بخش انرژی است. به گفته یک آمریکایی عضو بیلدربرگ، روسیه بعد از سالها رکود اقتصادی هماکنون علیه ایدئولوژی «جهان تکقطبی» موضع گرفته و در جهت تضعیف ابزار اصلی تحقیق این ایدئولوژی یعنی «ناتو» تلاش میکند.»
جیم تاکر نیز اینگونه ابراز عقیده کرد که «کشورهای اروپایی به دلیل سرمایهگذاریهای میلیاردی خود در ایران، در مقابل هرگونه تئوری آمریکا مبنی بر مقابله نظامی با تهران، موضع خواهند گرفت.»
هفتم مه 2007 سفارت ترکیه در آمریکا تائید کرد که اجلاس بیلدربرگ اول تا سوم ژوئن در اسلامبول برگزار خواهد شد، اما به هیچ عنوان مکان دقیق آن را اعلام نکرد. در اسلامبول، شهری که بیش از 100 هتل دارد، پیدا کردن مکان دقیق اجلاس کار سادهای نبود.
بیلدربرگ ـ که حال دیگر از آن حالت کاملا سری خارج شده و دهها خبرنگار به دنبال افشای ماهیت آن هستند ـ سعی کرد با استفاده از رسانههای تحت کنترل خود در ترکیه، تصویر مثبتی از این اجلاس در افکار عمومی ایجاد کرده و با اعلام یک مکان جعلی، خبرنگاران را نیز به 64 کیلومتر دورتر از هتل برگزاری اجلاس روانه کند. برخی روزنامههای ترکیه نوشتند که این اجلاس در هتل «کلاسیس» شهر «سیلیوری» در حومه اسلامبول برگزار خواهد شد. اما تاکر، 31 مه، یک روز قبل از آغاز اجلاس، فاش کرد 99 درصد مطمئن است که این اجلاس در هتل «ریتز کارلتون» اسلامبول برگزار میشود. او علت این اظهارنظرش را حضور فشرده پلیس در اطراف هتل یاد شده اعلام کرد.
سایت رسمی هتل «ریتز کارلتون» نیز نشان میداد که اول تا سوم ژوئن هیچ سرویسی به مراجعهکنندگان داده نمیشود. به گفته خود تاکر، نیروهای امنیتی و پلیس مخفی او را به شدت تحت نظر داشتند. پلیس سرتاسر محدوده هتل را حصارکشی کرده بود و کل منطقه را کنترل میکرد.
هتل ریتز کارلتون 2403 متر مربع فضای برگزاری همایش و کنفرانس دارد. عکسهای گرفته شده از هتل به وضوح نشان میدهند که ریتز کارلتون برای برگزاری یک اجلاس فوقسری کاملا مناسب است. وجود جنگل و یک دریاچه بزرگ در اطراف هتل، آن را به یک جزیره تبدیل کرده است.
حدس اینکه شرکتکنندگان بیلدربرگ 2007 چه کسانی هستند، دیگر کار مشکلی نبود. اخیراً «ولفوویتز» به یک خبرنگار ترک گفته بود که در آینده نزدیک برای شرکت در یک اجلاس محرمانه، به اسلامبول خواهد رفت. کسانی چون هنری کیسینجر یهودی، دیوید راکفلر، یا «اتین داویگنون» 73 ساله که خبرگزاری بیبیسی ریاست او را در سازمان بیلدربرگ تائید کرد، «بتریکس» دختر پرنس برنهارد از بنیانگذاران بیلدربرگ، و دهها تن دیگر نیز قبلا هویتشان افشا شده بود و پای ثابت اجلاس محسوب میشدند. با این حال، تاکر، جانز، دانیل استالین و دیگر «کاوشگران بیلدربرگ» توانستند چهرههای جدیدی را در اجلاس 2007 شناسایی کنند.
سایت «جانز ریپورت»، اول ژوئن به نقل از منابع خود در داخل بیلدربرگ نوشت، «روبرت زولیک» کاندیدای ریاست بانک جهانی به بیلدربرگ قول داده است که در قدرت بخشیدن به این «دولت واحد جهانی» تمامی توان خود را بهکار گیرد؛ بیلدربرگ تصمیم گرفته است که زولیک رئیس بانک جهانی شود.» یک روز بعد، روزنامه «فایننشال تایمز»، از رسانههای تحت سلطه بیلدربرگ، این خبر را قطعی کرد: «روبرت زولیک رئیس جدید بانک جهانی است»! بانک جهانی در کنار صندوق بینالمللی پول بهعنوان ابزاری برای پیشبرد سیاستهای نئولیبرالیستی بیلدربرگ، هماکنون پس از کنار رفتن ولفوویتز، در انتظار ریاست زولیک، معمار توافقنامه تجارت آزاد آمریکای شمالی (نفتا) است.
از چهرههای جدید اجلاس 2007، «ریک پری» فرماندار تگزاس بود که دفتر مطبوعاتیاش حضور وی را در نشست اسلامبول تائید کرد. به عقیده تاکر بیلدربرگ پری را رئیسجمهور بالقوهای برای آمریکا میداند. تاکر میگوید، اگر پری سال آینده نیز در اجلاس بیلدربرگ حضور یابد، میتوان او را یکی از مدعیان اصلی ورود به کاخ سفید قلمداد کرد.
اجلاس بیلدربرگ 2007 پایان یافت و اهالی آن دستور کار سال آینده جهان را به کشورهایشان بردند تا سیاست تشکیل یک دولت واحد جهانی تحت کنترل صهیونیسم را پیش ببرند. اما آیا سران صهیونیست خواهند توانست این آرزوی خود را تحقق بخشند؟ آیا ابزاری برای جلوگیری از تحقق این امر وجود دارد؟!
بزرگی میگفت، یک شعبدهباز تا زمانی میتواند در فریفتن مردم موفق باشد که تماشاگران از «پشتپرده شعبدهبازی» او بیخبرند. اگر کسی به پشت این پرده رفته و حقایق را برای مردم بازگو کند، سکه این شعبدهباز از رونق خواهد افتاد.