الف _ ابوالفتح
دومین دور مذاکرات صلح بوسنی هرزگوین روز پنجشنبه در ژنو آغاز شد. در این دور از مذاکرات همانند مذاکرات هفته قبل از آن سه طرف درگیر در بحران بوسنی هرزگوین با میانجیگری آمریکا در تلاشند تا راهحلی برای پایان بخشیدن به جنگ خونین بوسنی پیدا نمایند. در اولین دور مذاکرات بر سر سه اصل اساسی: به رسمیت شناخته شدن تمامیت ارضی بوسنی، خدشهناپذیر بودن مرزهای بینالمللی بوسنی و به رسمیت شناخته شدن کشور بوسنی هرزگوین از سوی بلگراد توافق حاصل شد و اکنون مشکل بعدی نحوه ترسیم خطوط مرزی داخلی میان فدراسیون مسلمان _ کروات و جمهوری صرب میباشد که حتی ممکن است ناکامی در این مرحله روند مذاکرات را به خطر اندازد.
دولت آمریکا که اکنون گرداننده اصلی تحولات سیاسی _ نظامی بوسنی محسوب میشود با دست زدن به ابتکار مسالمتآمیز جدید و همچنین انجام عملیات نظامی ناتو به دنبال اهداف ملی خویش میگردد. اگرچه هم اقدامات سیاسی واشنگتن و هم عملیات نظامی ناتو تا حدودی فشار نظامی صربها را به مسلمانان کاهش داده و برای اولینبار طی نزدیک به چهار سال جنگ صربهای جنگطلب تنبیه میشوند اما به هرحال آن چیزی که برای آمریکا اهمیت دارد و به همین علت و در این مقطع دست به چنین تحرکاتی میزند منافع ملی خود در قاره اروپا میباشد . در نتیجه در قبال سیاستهای اخیر واشنگتن باید با احتیاط برخورد کرد، نه آنکه هورا کشید و یا آنکه آنرا نفی کرد.
بیل کلینتون 7 هدف عمده را مدنظر قرار داده است:
1_ اثبات ناتوانی اروپا: جنگ بوسنی هرزگوین ثابت کرد اروپائیان به هیچ عنوان توان خاموش کردن جنگ را در قاره خود ندارند. آنان هنوز به بلوغ سیاسی دست پیدا نکردهاند بنابراین همچنان به قیمی همانند آمریکا نیازمند هستند.
2_ حضور آمریکا در ناتو: فروپاشی سازمان ورشو زمزمههایی را در اروپای غربی بوجود آورد که اینک ناتو نیز باید منحل شود. انحلال ناتو به منزله خروج سربازان آمریکایی از اروپا بود و این اقدام ضربه سنگینی به منافع آمریکا وارد میکرد. اما اکنون اروپائیان مشاهده میکنند تنها نیرویی که میتواند ناسیونالیسم افراطی را مجازات کند ناتو و آنهم تحت فرماندهی و با استفاده از تکنولوژی نظامی آمریکا میباشد. پس همچنان به پیمان ناتو و سربازان آمریکایی مستقر در اروپا نیاز است.
3_ رقابت با روسیه: پیروزی صربها در بوسنی عملا به منزله پیشروی نفوذ روسیه در بالکان به شمار میرود. بنابراین آمریکا برای خنثی کردن اقدامات روسیه باید از دشمن صربها یعنی مسلمانان حمایت کند.
4_ ایجاد پایگاه در بالکان: شبه جزیره بالکان در جنوب اروپا برخلاف شمال از گسترش حوزه ناتو کنار مانده است، بنابراین برای اینکه آمریکا بتواند نفوذش را با استفاده از پایگاههای نظامی در بالکان افزایش دهد به نفع مسلمانان وارد جنگ شده است. هم اکنون آمریکا در مقدونیه پایگاه نظامی تاسیس کرده و پایان جنگ در بوسنی به واشنگتن اجازه میدهد با بهرهگیری از نفوذش در سارایوو، در بوسنی جای پایی ایجاد نماید.
5_ کاهش خشم افکار عمومی: ملل اسلامی طی جنگ بوسنی همیشه غرب را به دلیل سهلانگاری در قبال جنایات صربها محکوم کردهاند. اما اقدامات اخیر واشنگتن در بمباران صربها میتواند خشم جهان اسلام را از آمریکا کاهش دهد. بویژه اینکه حساسیت جهان اسلام در خصوص روند مذاکرات صلح اعراب و رژیم صهیونیستی و همچنین استمرار تحریمهای جهانی علیه بغداد موجب نگرانی سیاستمداران آمریکایی شده است. عملیات نظامی ناتو در بوسنی میتواند تا حدودی جبهه آمریکا را در نزد کشورها و ملل اسلامی بهبود بخشد و این در حالی است که موج انتقاد نسبت به رقیب اقتصادی آمریکا یعنی اروپا همچنان ادامه خواهد داشت.
6_ خنثی کردن اقدامات کنگره: کنگره آمریکا برخلاف سیاستهای رسمی کلینتون طرح لغو تحریم تسلیحات بوسنی را به تصویب رساند. به دنبال آن رئیسجمهور از حق وتو استفاده کرد. اما اگر کنگره پس از پایان تعطیلات تابستانی بار دیگر این طرح را تصویب کند، کلینتون مجبور به پذیرش و اجرای آن خواهد بود. در چنین صورتی اروپائیان نیروهایشان را از بوسنی خارج خواهند کرد و بوسنی فرو رفته در آتش جنون صربها را برای سربازان آمریکایی باقی خواهند گذاشت. کاخ سفید از هیچ چیزی به اندازه وارد شدن به جنگ زمینی در بوسنی و آنهم در غیاب همپیمانانش در ناتو هراس ندارد.
عملیات اخیر ناتو، بهانه را از دست کنگره برای لغو تحریم تسلیحاتی دولت سارایوو خارج میکند.
7_ رقابت انتخاباتی: در آستانه آغاز رقابت انتخابات ریاست جمهوری سال 1996 در آمریکا دموکراتها به پیروزی در بوسنی برای پیروزی در انتخابات به شدت نیازمند هستند. اگر دموکراتها توانستند با استفاده از ضعف جمهوریخواهان در بوسنی روند تبلیغاتی را در سال 1992 میلادی در دست گیرند بعید به نظر نخواهد رسید که این بار جمهوریخواهان خود را ناجی بوسنی معرفی کرده و آرای بیشتری به خود اختصاص دهند.