* یکسال قبل، جامعه جهانی با شوق بسیار از توافق صلح اسرائیل و فلسطین استقبال کرد و کشورهای اروپایی و آمریکایی قول به ارائه کمکهای مهم اقتصادی دادند تا بتوانند راه کشوری نوین را هموار سازند. چه مقدار از این کمکها را عرضه کردهاند؟
** در درجه اول باید توضیح داد که کشوری نوین نمیباشد، بلکه موقعیتی تازه است. در پروسه ایجاد یک خودمختاری هستیم، ولی سالهای متمادی نیاز است تا بتوانند وجود «فلسطین» را توجیه کنند، چون فلسطینیها هنوز برای آن آمادگی ندارند.
* آنها یا شما اسرائیلیها؟
** آنها بــاید شکر خدا را هم بکنند که شش، هفت هزار کارمنـــد عـــرب آموزش دیده و تعلیم یافته را برای آنها گذاشتهایم، وگرنه کارهایشان کاملاً میخوابید. دیگر وقت تکان دادن بیرق، سنگ انداختن و شعار و فریاد زدن خاتمه یافته و حالا باید به مردمشان غذا داده، کار برای آنها فراهم کرده، حمل و نقل را تنظیم نموده و بهداشت را تامین کنند. به عبارتی دیگر، از دست یافتن به موقعیتی نوین خیلی خرسندیم، ولی از حالا با مشکلات واقعی روبرو هستیم که ناشی از آن میباشد. در ارتباط با کمکهای جهانی، واقعیت امر بر این است که مقادیر بسیار اندکی به دست آنها رسیده است. تنها کمک واقعی که به فلسطینیها شده از سوی اسرائیل است(!) چون براساس توافقی مالیاتها راجمع آوری کرده و بخش مربوط به آنها را به خودشان میدهیم.
اضافه بر این، از نظر اقتصادی هم آنها به اسرائیل وابسته هستند، چون 48% از تولیدات ناخالص داخلی آنها ناشی از کارهائی میباشد که در اسرائیل انجام میدهند. البته در صورتی این وضع ادامه مییابد که شرایط امنیتی کاملاً بهبود یابند و عرفات بتواند تروریسم را متوقف سازد.
* آیا عرفات از شرایط به دست آمده چنین توفیقی برخوردار است؟
** البته، میتوانند به خوبی این کار را انجام دهد. ما میدانیم تروریستها چه کسانی میباشند و کجا هستند. او نیروی کافی برای کنترل آنها در اختیار دارد و اگر آماده توقیف کسی باشد، عده بیشتری کار در اسرائیل پیدا خواهند کرد وگرنه….
* آیا عرفات دیگر از دید اسرائیل تروریست نیست؟
** او میگوید چنین است و در واقع عملیاتی را علیه تروریستها انجام داده است. در این لحظه من نمیدانم آیا او از تروریسم دست برداشته است یا خیر ولی حداقل با شک داشتن به این موضوع، گامی به پیش برداشتهایم.
* آیا حقیقت دارد که سرویسهای جاسوسی و امنیتی اسرائیل از او حمایت میکنند؟
** او از سرویس امنیتی شخصی خیلی خوبی برخوردار است، ولی حقیقت دارد که گفتهاند که او از همکاری سرویس امنیتی اسرائیل برخوردار است.
* بنابراین اسرائیل در حفظ او اصرار بسیار دارد؟
** بله، بدون او هرگز به توافقی با فلسطینیها نمیرسیم، هیچکس قدرت و توانائی کاری که او انجام داد، نداشت.
* آیا واقعاً فرد تنهایی است و یا کسی را دارد که با او مشورت کند؟
** مشاورین خوبی دارد، ولی اخذ تصمیم نهایی همیشه به عهده او میباشد.
* تا چه درجهای مورد تهدید بنیادگرائی فزاینده فلسطینیها قرار گرفته است؟
** تحت خطر و تهدید بسیار حماس قرار دارد و از این موضوع اطلاع دارد، ولی نمیداند در برابر آن خطر چه کند.
* آیا شما اسرائیلیها، با توجه به حمایتی که از گروههای بنیادگرا برای مقابله با ساف کردید، خود را تا اندازهای مسئول احساس نمیکنید؟
** این موضوع اغراق و غلو است. در واقع وقتی «موشه دایان» وزیر دفاع بود سعی نمود به برخی از گروههای افراطی نزدیک شود، تا به این وسیله وحدت جبهه فلسطین را در هم بشکند و روابط با آنان را گسترش دهد. بسیاری از ما، آن زمان فکر میکردیم که این موضوع امر درستی نبوده و بر عقیده مان پا برجا هستیم.
* چه مقدار کمک از سوی کشورهای عربی به فلسطینیها رسیده است؟
** خیلی کم، نباید فراموش کنیم که آنها بعد از محاسبه غلط در جنگ خلیج فارس و حمایت از صدام حسین، متحمل کاهش یکباره عایدیهای معمول خود گردیده و مجبور به از دست کشیدن از افراطگرائی شدهاند.
* با صحبت از جنگ، آیا صدام حسین دیگر تهدیدی برای اسرائیل به حساب نمیآید؟
** صدام حسین تهدیدی برای تمام خاورمیانه است. فرد خیلی خطرناکی است و هیاتهای اعزامی از سازمان ملل مکررا اعلام کردهاند که از فکر دارا بودن تسلیحات کشتار جمعی دست برنداشته است. امری که تمام منطقه را به خطر میاندازد.
* بنابراین، آیا اسرائیل از نزدیک مراقب اوست؟
** به همین صورت است، مانند تمام جهانیان او را تحت نظر داریم، ولی بدبختانه چه در رابطه با عراق و چه در ارتباط با ایران، برخی از کشورهای اروپائی به صورت لفظی، بنیادگرائی اسلامی را محکوم میکنند ولی در همان حال به کشورهائی که باعث ترویج آن میشوند، وسائل لازم را برای مسلح شدن کامل ارائه میدهند.
* کدام کشورها؟
** آلمان، انگلستان.... نمیخواهم به ریز مطلب وارد شوم.
* افزایش بنیادگرائی اسلامی در الجزایر، مصر و حتی مراکش، حمله به تروریستها و تعداد روبه افزون سوء قصدها را چگونه ارزیابی میکنید؟
** تهدید وحشتناکی برای تمام جهان است! در واقع بنیادگرایان بیشتر توانائی عمل در الجزایر و مصر را دارند. در مراکش هم به آن عمل کردهاند، ولی در آنجا شاه خوب، کنترلشان میکند. در نیویورک، بوئنوس آیرس، لندن، ...فعال هستند، تهدید واقعی را تشکیل میدهند ولی تا هنگامی که جهانیان چشمشان را باز نکنند...
* چگونه باید این گشودن چشمها انجام گیرد؟
** جهانیان باید کاملاً آنها را منزوی کند و با ایران هم همان کاری را بکنند که با لیبی کردند. تمامی روابط دیپلماتیک را قطع، پروازها را کنسل و کشور را کاملاً منزوی نمایند، چگونه بدون هیچ شک و شبههای از تروریسم بینالمللی حمایت میکند، از جمله منفجر کردن مرکز یهودیان دربوئنوس آیرس(!)
* دو سال قبل به من گفتید که حافظ اسد مردی «بیرحم، خونخوار و شیطانی» است. در حال حاضر اسرائیل در حال مذاکره با صلح با اوست. آیا شما فکر میکنید رئیسجمهور سوریه کسی است که میتوان به او اعتماد کرد و به توافقی باثبات رسید؟
** نمیدانم که میتوانند به توافقی با او برسند یا خیر. چون واقعاً درخواستهایش افراطی بوده و حتی خواستار عقبنشینی کامل از ارتفاعات «جولان» است. موضوع اصلی در این نهفته که تا چه اندازه میتوانیم انعطاف نشان دهیم؟ این مطلب پیچیدهای است که در اسرائیل از طریق همهپرسی حل خواهد شد و هیچکس نمیتواند نتیجه آنرا پیشبینی کند. شخصاً فکر میکنم که در ارتباط با موضوع سوریه، خیلی آرامتر باید حرکت میکردیم. چون پیشرفتهای حاصله با فلسطینیها و اردن این مهلت را به ما داده است. هم چنین فکر میکنم که مانند سوریه، بیشتر از اینها باید درمذاکرات سخت گیری می کردیم.
* مذاکرات در چه مرحلهای قرار دارد؟
** در هیچ مرحله بخصوصی، در واقع مذاکرات به مبادله نقطه نظرات، از طریق آمریکائیها و بدون هیچ پیشنهاد قابل بحث، تبدیل شده است.
* آیا سوریه از مذاکره مستقیم با شما اجتناب میورزد؟
** همین طور است و به عقیده من باید خواستار چنین تماسی برای ادامه گفتگو شویم.
* اگر اسرائیل با اردن و لبنان به توافق صلح برسد و مسئله خود با فلسطینیها را حل کند، آیا سوریه هم مجبور به ادامه و پیگیری چنین راهی خواهد شد؟
** بدون پذیرش و تایید سوریه هرگز به توافقی با لبنان نخواهیم رسید. سوریه خود را صاحب لبنان فرض می کند. باید کاملاً به جاهطلبیهای اسد واقف باشیم.
* آیا تغییر و تحول در دولت اسرائیل میتواند روند صلح را تحت تاثیر قرار دهد؟
** بله، میتواند. البته هر دولت نوینی به توافقات حاصله احترام خواهد گذاشت و گرنه وجهه بینالمللی خود را از دست میدهد، ولی دیدگاه مذاکرات نوین متفاوت خواهند بود. تصور نمیکنم که حزب لیکود کاری مشابه آنچه در اسلو به انجام رسید، به مرحله عمل در آورد.
* آیا شهرکهای یهودیان که در اراضی اشغال شده استقرار یافتهاند، مسئله اقتصادی است؟
** خیر، مسائل سیاسی اقتصادی میباشد که به علت پیچیده بودن آن هیچکس دربارهاش صحبتی نمیکند. بستگی بسیار به طرز همزیستی واقعی در طول این چهار یا پنج سال دارد.