تاریخ انتشار : ۱۶ خرداد ۱۳۹۰ - ۰۹:۵۳  ، 
کد خبر : ۳۰۰۸۳

آرشیو اسناد رسمی دولت یهود افشاء می‌کند!

مقدمه: بیش از نیمی از 5/4 میلیون نفر جمعیت فلسطین آواره هستند، اما در داخل سرحدات تاریخی فلسطین (اسرائیل و سرزمین اشغالی)، نسبت جمعیت بین جامعه یهود و عرب بنفع فلسطینیان در حال تغییر است. تعداد یهودیان اسرائیل امروز 3400000 نفر و تعداد فلسطینی‌ها حدود 2 میلیون نفر است، طی یک یا دو نسل ممکن است فلسطینی‌ها مجددا اکثریت را بدست آورند. بگواهی اسناد رسمی آن زمان سران صهیونیست موقع ایجاد دولت یهود در سال 1948 تلاش زیادی کردند تا از بوجود آمدن چنین وضعیتی بهر قیمت ممکن جلوگیری نمایند. از: «آمنون کاپلیوک»

دولت اسرائیل با گشودن آرشیو اسناد رسمی خود که حاوی مطالبی راجع به سالهای اولیه تشکیل آن کشور است موجب حیرت و شگفتی محققین، روزنامه‌نویس‌ها و هم چنین افکار عمومی گردید، هر چند این اسناد به علت سری ماندن پرونده‌های زیادی تحت عنوان فوق محرمانه هنوز کامل نیست، ولی همین اسناد معتقد است پاره‌ای را در زمینه جنگ با دنیای عرب و بخصوص جنگ با فلسطینی‌ها تکان داده است.
مردم عادی تصور می‌کردند که سران رژیم اشغالگر برای دستیابی به قرارداد صلح با همسایه‌های عرب هرگز از تلاش دست برنداشته‌اند، بنابراین مسئولیت جنگ‌های پی‌درپی، مشکل پناهندگان و مسابقه تسلیحاتی در منطقه به گردن طرف مقابل است و اما در ارتباط با جنگ اعراب و اسرائیل در سال 1948.
مردم عادی اعراب را شدیداً متجاوز دانسته و معتقد بودند که کشورهای عربی برنامه تقسیم فلسطین را در نوامبر 1947 توسط سازمان ملل متحد نپذیرفته و در مقابل اجرای آن مسلحانه بپا خاسته‌اند ولی انتشار این اسناد باعث تغییر قضاوت یک جانبه و قاطعانه آنها شد.
طبق این اسناد معلوم می‌شود که تعداد معدودی از اعراب فلسطین با اینکه با تقسیم کشورشان مخالف بودند در زد و خوردهای 29 نوامبر 1947 و 15 ماه می 1948 زمان اعلان استقلال اسرائیل شرکت کردند. تا این تاریخ، داوطلبان کشورهای عرب همسایه فلسطین اولین مبارزان ضدصهیونیستی را تشکیل می‌دادند و بعد از آن نیروهای منظم نظامی جای آنان را گرفتند.
دیوید بن گوریون، رئیس جامعه یهود در فلسطین در 15 دسامبر 1947 چنین می‌نویسد: «توده‌های دهقانی (فلسطینیان) در این شورش‌ها شرکت ندارند.»
و سه ماه بعد با تأکید بر همان نقطه نظرات می‌نویسد: «اکثریت قریب به اتفاق فلسطینیان مایل به جنگ با ما نیستند.»
در مناطق بسیاری رؤسای محلی اعراب با همسایه‌های یهودی خود ارتباط برقرار کرده، حتی در پاره‌ای موارد برای جلوگیری از یک جنگ عمومی معاهده‌ای نیز با آنان امضاء کرده بودند.
با وجود چنین وضعی هاگانا (ارتش سری یهود) و گروههای تروریستی انشعابی مانند ایر گون برهبری مناخیم بگین و گروه اشترن، استراتژی تهاجمی را توسعه دادند، نمونه‌ای از پیشنهادات و نظرات مشاورین بن گورین عبارت بود از «برپا کردن یک جنگ تمام عیار، وارد کردن ضربات قاطع در مناطق وسیع و بدون هیچ ملاحظه و رحمی، وارد آوردن ضربات کاری به امور حمل و نقل و بازرگانی فلسطینی‌ها.»
بن گوریون در آغاز سال 1948 در دفتر خاطرات خود چنین می‌نویسد:
«در زمان حمله، ما باید آماده باشیم تا ضربه نهائی و کاری را وارد سازیم، بدین معنی که یا شهر را ویران سازیم یا ساکنین آنرا مجبور به ترک آن ساخته، و خود جای آنها را بگیریم.»
قراردادهای حسن همجواری نتوانست از نابودی روستاهای اعراب جلوگیری کنند، همچنانکه علیرغم امضای قراردادی بین شهرک یهودی گیوات شائول و روستای عرب‌نشین دیر یاسین واقع در حومه غربی قدس این دهکده عرب‌نشین در دهم آوریل 1948 توسط گروه ایر گون و اشترن مورد حمله قرار گرفت و بدست آنها افتاد، نتیجه این یورش قتل‌عام 254 نفر از ساکنین دیر یاسین بود که اکثریت آنان زن و کودک بودند. هاگانا، ارتش آینده اسرائیل نیز مرتکب اعمال وحشیانه‌ای شد که در اسناد آن زمان مکتوب است ولی مقامات صهیونیستی از انتشار آن به بهانه لطمه خوردن منافع ملی جلوگیری کرده‌اند.
در اکتبر 1986 یکی از همکاران مجله ژروزالم پست درخواستی به دادگاه عالی قضائی تسلیم کرد و ضمن آن درخواست نمود اسناد و مدارک چندین فقره قتل‌عام جنگ 1948 بوسیله اسرائیلیها در اختیار محققین قرار گیرد، ولی دادگاه این درخواست را رد کرد.
با وجود این برخی از این اسناد مانند قضیه روستای نصرالدین نزدیک طبریه و یا دول آیما در شرق هبرون که در اکتبر 1948 اتفاق افتاد، اخیرا برملا شده است. در روستای اخیر دهها روستائی و یا بقول آقای حسن محمود کدخدای سابق، صدها روستائی با خونسردی تمام توسط نظامیان هنگ 89 اسرائیل به قتل رسیدند.
از طرف دیگر کمی بعد از آغاز مخاصمات، نقشه نابودی 22 نفر از سران عرب فلسطین بوسیله رهبران جامعه یهود مورد تصویب قرار گرفت. طی یک نشست در اول و دوم ژانویه 1948، 17 نفر از شخصیت‌های یهودی که در رأسشان بن گوریون قرار داشت، فهرست اسامی قربانیان را تهیه کردند، قربانیان انتخاب شده ساکنین قدس، یافا، حیفا و صفد بودند.
اوری میل اشتین، روزنامه نگار اسرائیلی و کارشناس تاریخ جنگ‌های اسرائیل می‌گوید که چهار روز بعد از این نشست گروه‌های واحد کماندوئی ارتش صهیونیستی فرمان قتل عام این افراد را دریافت کردند محمد نمر الخطیب یکی از رهبران حیفا طی یک سوءقصد زخمی شد در حالیکه چند نفر از همکارانش طی زد و خوردهای 1948 جان باختند.
همه چیز امکان‌پذیر است
از سال 1948 به بعد، بموازات سیاست جنگ تمام عیار بر علیه فلسطینیان، «راه‌حل اردنی» نیز مورد توجه قرار گرفت. اسناد اسرائیلی توافق بین رهبران یهود و ملک عبدالله شاه اردن را تائید می‌کنند.
طبق این توافق فلسطین بین اردن و اسرائیل تقسیم می‌شد، تعیین حدود و ثغور سرحدات می‌بایستی بعداً مشخص گردد.
در 11 ماه می 1948 ناهوم گلدمن اظهار داشت که آژانس یهود مایل است که شاه اردن نمایندگی فلسطینی‌ها را بعهده بگیرد و سازمان ملل نیز آنرا برسمیت بشناسد، بالعکس موشه شارت وزیر امور خارجه کشور نوپا موافق یک قرارداد مستقیم با فلسطینی‌ها، و حتی تا اوایل سال 1949 موافق یک حکومت مستقل فلسطینی بود، او در اقلیت بود و بهمین جهت بعدها این موضع را ترک کرد، در آستانه اعلان استقلال اسرائیل، بن گوریون با تعیین سرحدات کشور اسرائیل مخالفت کرد و سایر همکارانش این سیاست را تائید کردند. بن گوریون در جواب پیناس روزن وزیر آینده دادگستری که بدلایل حقوقی خواستار تجدید نظر سیاستش شده بود چنین پاسخ داد:
«همه چیز امکان دارد، اگر ما (حکومت موقت) در اینجا تصمیم بگیریم که از سرحدات سخنی بگوئیم همان خواهد شد که ما می‌خواهیم، هیچ چیز از قبل تعیین نشده است، حتی قوانینی را انسانها بوجود می‌آورند.»
طی یکی از جلسات حکومت موقت او بطور وضوح چنین اظهار داشت: «اگر کشورهای عرب جنگ کنند، ما جلیله غربی و راه قدس را اشغال خواهیم کرد، این مناطق جزء سرزمین ما خواهد شد، پس چرا از حالا تصمیم بگیریم؟»
در واقع جنگ 1948 به اسرائیل امکان دارد تا سرحدات خود را گسترش دهد. طبق نقشه تقسیم فلسطین 55 درصد از سرزمین فلسطین به دولت صهیونیستی و 45 درصد متعلق به دولت عربی می‌شد. (در پایان سال 1947 تعداد اعراب 1250000 نفر و یهودیان 600 هزار نفر تخمین زده می‌شدند، یهودیان فقط 6 - 5 درصد از زمین‌های فلسطین را در اختیار خود داشتند) پس از قرارداد ترک مخاصمه در سال 1949 تقریباً 80 درصد از سرزمین فلسطین در اشغال اسرائیل بود. اما بن گوریون در سال 1948 اهداف وسیع‌تری داشت. در 24 ماه مه در دفتر خاطراتش چنین می‌نویسد: «هنگامی که لژیون عرب (ارتش اردن) را شکست دهیم و عمان را بمباران کنیم، اردن را نیز از پا درآورده و آنوقت سوریه نیز سقوط خواهد کرد.
طرح‌های او در مورد لبنان نیز جاه‌طلبانه است: «قدرت مسلمانان پوشالی است و بلرزه درآوردن آن خیلی ساده است، باید یک دولت مسیحی با سرحدات جنوبی در طول شط لبنانی بوجود آورد، پس از آن ما یک قرارداد صلح با این کشور امضاء خواهیم کرد.»
جستجو در این اسناد رسمی اسرائیل برای پیدا کردن اثری حاکی از تمایل به صلح که مقامات اسرائیلی در اظهارات رسمی خود همواره از آن دم می‌زنند، کاری بیهوده است.
در ژانویه 1949 شکری القوتلی رئیس‌جمهوری سوریه نماینده‌ای به پاریس می‌فرستد تا موافت‌نامه‌ای را به نمایندگان اسرائیل پیشنهاد بنماید که بر اساس آن فلسطین در چهارچوب یک کنفدراسیون به دو دولت تقسیم گردد، اسرائیلی‌ها با نماینده سوریه بطور اهانت‌آمیزی برخورد کردند.
جانشین قوتلی، سرهنگ حسنی زعیم در اوایل سال 1949 به نوبه خود پیشنهاد یک ملاقات راجع به مذاکره صلح را بن گوریون مطرح ساخت. سوریه موافقت می‌کرد تا برای همیشه نیمی از 700 هزار نفر پناهنده فلسطین را در سرزمین خود جای دهد. جواب اسرائیل به این پیشنهاد هم دلسردکننده بود، بن گوریون، در 16 آوریل 1949 در دفترش چنین می‌نویسد:
«سوری‌ها قرارداد یک صلح جداگانه و هم چنین همکاری نظامی با اسرائیل را پیشنهاد نموده‌اند، اما در عوض خواستار نیمی از دریاچه طبریه هستند، (بعدها دمشق رجعت به وضعی را که در زمان تحت‌الحمایگی وجود داشت پیشنهاد نمود). من گفتم که خیلی روشن به سوریها بگویند که آنها قبل از هر چیز باید یک قرارداد آتش‌بس بر اساس سرحدات بین‌المللی امضاء کنند.
با وجود کوشش‌های آقای دین آچسن، وزیر امور خارجه آمریکا، اقدام خارق‌العاده سوریه به نتیجه نرسید. حتی یک میانه‌رو مانند آباابان از نخست‌وزیر اسرائیل جانبداری می‌کرد و فکر می‌کرد که:
«توافق‌های آتش‌بس برای ما کافی است، اگر ما برای صلح تلاش کنیم اعراب قیمت زیادی تقاضا خواهند کرد (بهتر است) چندین سال صبر کنیم».
مشکل‌ترین مسئله
درام پناهندگان بهیچ وجه مشغله ذهنی سران کشور نوپا نبوده است. موشه شارت معتقد شده بود که گذشت زمان کار خودش را خواهد کرد. او در یادداشتی در وزارت امور خارجه دقیقا چنین اظهارنظر می‌کند: «پناهندگان جای خود را در «آوارگی» پیدا خواهند کرد، در پرتو انتخاب طبیعی پاره‌ای مقاومت خواهند کرد و پاره‌ای خیر، اکثریت بصورت پس مانده‌های جنس انسان درخواهند آمد و در فقیرترین طبقات کشورهای عرب حل خواهند شد.»
حکومت یهود خود را مسئول این وضع نمی‌داند، زیرا مدعی است و مکررا اظهار داشته است که این کشورهای عربی و رهبران فلسطین بودند که فلسطینیان را به مهاجرت تشویق کرده‌اند. مع ذالک یک گزارش که توسط بخش عربی آژانس یهود در تاریخ اول مارس 1948 تهیه شده خاطرنشان می‌سازد که:
«کمیته عالی اعراب (یا سازمان رهبری‌کننده جامعه عرب فلسطین) کوشش زیادی می‌کند تا از فرار غیرنظامیان جلوگیری کند و یک گزارش از سرویس اطلاعات هاگانا مورخ 30 ژوئن 1938 تائید می‌کند که 70 درصد از پناهندگان متعاقب عملیات خصمانه ایر گون و اشترن خانه و کاشانه خود را ترک کرده‌اند.» این گزارش، مربوط به اولین موج فراریان یعنی 400 هزار نفر می‌شود، که قبل از اول ژوئن کشور را ترک کرده‌اند و قبل از پایان سال، 300 هزار نفر دیگر به آنان ملحق شدند.
بدین ترتیب چندین شهر و 250 روستا از سکنه خالی شدند. این حرکت (گرچه بطئی‌تر) تا سال 1949 و حتی تا سال 1950 (اخراج روستائیان مجدل در جنوب) تحت دستور حکام نظامی ادامه یافت.
قسمتی از خاطرات سانسور شده اسحق رابین نخست‌وزیر صهیونیستی در سالهای 77-1974 و وزیر دفاع فعلی که در مطبوعات آمریکائی منتشر شد نشان می‌دهد که ارتش پس از فتح شهرهای لیدا و رمله در ژوئیه 1948 طبق دستور بن گوریون 50 هزار نفر عرب را از این شهرها اخراج کرده است.
پس از 7 فوریه 1948 بن گوریون «تغییرات بزرگ» را در ترکیب جمعیت کشور اعلان می‌کند.
بقول تام سگوف این گفته اشاره‌ای مستقیم به فرار اعراب است که در نظر او به عنوان یک جریان مثبت ارزیابی می‌شود، او در 16 مارس در کمیته مرکزی حزب اعلام می‌کند: «یک سرزمین بدون اعراب با یک سرزمین با اعراب کاملاً متفاوت است.»
ایگال آلن، فرمانده «پالما» در فتوحاتش از همین تاکتیک استفاده می‌کند، او می‌گوید: «هنگام فتح شهر ساخد در ماه می 1948، ما راههای خروج را باز و آزاد گذاشتیم تا به عزیمت ساکنین، کمک کنیم.»
روش دیگری در جلیلیه مورد استفاده قرار گرفت، رؤسای محلی یهود شایعاتی پخش کردند. طبق این شایعات آنها منتظر نیروهای کمکی مهمی بودند تا به روستاهای عرب هجوم ببرند، آنها نصایحی را نیز چاشنی این شایعات می‌کردند: «از همین حالا اینجا را ترک کنید» در نتیجه دهها هزار دهقان راه فرار را در پیش گرفتند، نقشه معروف دی (D) که در ماه مارس 1948 توسط سرهنگ ایگال یادین معاون وزیر آتی تهیه شده بود، انواع اقدامات را برای امنیت شبکه دفاع یهود پیش‌بینی کرده بود، و آن عبارت از «نابودی و تخریب روستاهائی که نمی‌توان آن را اشغال کرد. و اخراج ساکنین به پشت خطوط جبهه و اشغال محل آنان.
شارت میانه‌رو، در 15 ژوئن 1948 می‌نویسد، که این فرار جمعی در حکم «یک پدیده درخشان و عالی در تاریخ کشور است و از برخی نقطه‌نظرها، جالب‌تر از ایجاد اسرائیل است، امکانات وسیعی را بوجود می‌آورد، تا بطریقی قاطع و دائمی مشکل‌ترین مسأله را که دولت ما با آن روبروست حل کند.»
میشل بارزهر نویسنده زندگی‌نامه بن گوریون حکایت می‌کند که بن گوریون با مشاهده فرار جمعی اعراب در حیفا در خاطراتش چنین می‌نویسد: «چه منظره دل‌انگیزی» و در ناصره راجع به ساکنین عرب با خشم از ژنرال جیم لاسکوف می‌پرسد: «اینها هنوز در اینجا چه می‌کنند؟.»
بنا بر پاره‌ای از منابع، فرمانده نظامی، فرمان ضمنی اخراج اهالی بومی را اجرا نکرده بود.
پس از ماه مه 1985 آرشیو دولتی در ارتباط با اینگونه مسائل بر روی محققین بسته شد، تام سگف نمونه‌هائی از این پرونده‌های «نفرین شده» را ذکر می‌کند.
«اخرج ساکنین»، «انتقال ساکنین»، «ویران کردن روستاهای اعراب» و غیره.
روستاهای خالی از سکنه اعراب تخریب و یا بوسیله یهودیان مهاجر اشغال شد، حتی دیر یاسین علیرغم انتقادات لیبرالها، از جمله فیلسوف معروف مارتین بوبر به چنین سرنوشتی دچار شد. یکی از وظایف حکومت نظامی که در مناطق عرب‌نشین برقرار شده بود، جلوگیری از بازگشت پناهندگان و اقدام به یک سری اخراج‌ها بود.
اموال زیاد بجا مانده توسط دولت پاکیپوتص‌ها و یا افراد یهودی مصادره گردید.
آریه الیاف رهبر سوسیالیست می‌نویسد: «این اموال بجا مانده یکی از منابع و سرچشمه ناراحتی‌هاست»، در سال 1949 یوسف لام عضو برجسته مجلس ماپی، با آنکه نماینده حزب بن گوریون بود چنین اظهار می‌دارد:
«رفتار همگی ما، طی این جنگ در قبال احوال و زندگی انسانها رفتاری نبود که از ملت یهود انتظار می‌رفت، همگی ما باید از این طرز رفتار خود شرم داشته باشیم.»
سرویس خارجی کیهان

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات