زندانیان لبنانی که از یک زندان مخفی در عمق منطقه اشغالی جنوب لبنان خارج شدهاند گوشههائی از شکنجه با الکترود و نیز ضرب و شتم و شلاق زدن با کابل را بیان میکنند. قسمتهائی از این اعمال شاق همراه با جزئیات مربوطه چنان تشریح شد که مقامات سازمان ملل و کمیته بینالمللی صلیب سرخ اکنون سندیت و اعتبار آن را قبول نمودهاند. (هر چند که نتوانستند کمکی به 300 مسلمان شیعه زن و مردی بکنند که اکنون در زندان خیام دربند میباشند.) یک افسر بلند پایه سازمان ملل گفت: در آنجا اعمال وحشتناک و مخوفی روی میدهد، ما حتی فریادهائی را در شب نیز شنیدیم. ولی ما چکار میتوانیم بکنیم؟ ما قدرت و اجازهای برای ورود به زندان نداریم و اسرائیلیها میگویند آنجا خبری نیست!؟
عفو بینالملل که قبلا نگرانی عمیق خود را از گزارشهای وجود شکنجه بیان داشته است میگوید نوعی «محافظان عملیاتی» وجود دارد که موظفند از شکنجۀ زندانیان در سرزمینهای اشغالی جلوگیری کنند ولی حتی این محافظان نیز در جنوب لبنان غائبند!
در یک کشوری که با وحشیگری مدارا میشود حتی اگر به وسیله برخی نیروهای اشغالگر نیز تشویق نشود مثل سوریه، و در یک سرزمینی که ادعای شکنجه به عنوان یک حربۀ تبلیغاتی توسط تمامی گروهها استفاده میشود، تحمّل ضرب و شتم توسط زندانیان الخیام ممکن است توسط جهان خارج چشمپوشی و یا بیتوجهی شود. اما اکنون با ربوده شدن خارجیان در بیروت، جهان خارج خود را درگیر با لبنان میبیند.
برای این زندانیان، مردان و زنانی که آزادی آنها در قبال جان آمریکائیان تقاضا شده، فرانسویان و دیگر خارجیان در بیروت ناپدید شدند. برخی از آنها بدون شک اعضاء جنبش چریکی مقاومت لبنان میباشند که برای خاتمه اشغال اسرائیل مبارزه میکنند. آنها بدون محاکمه زندانی میشوند و حتی به خانوادههایشان نیز اطلاع داده نمیشود. اکثر آنها توسط سربازان اسرائیلی از منازل خود بیرون برده میشوند، بقیه نیز توسط شبهنظامیان «ارتش جنوب لبنان» که به وسیله رژیم اشغالگر قدس آموزش داده و مسلّح شده، ربوده میشوند.
زندانیانی که در طول دوازده ماه گذشته آزاد شدند، برای خبرنگاران تایمز تشریح کردند که چگونه به وسیله شوک الکتریکی که به قسمتهای آلت تناسلی، انگشتان و زبان آنها متصل میشد شکنجه شدند تا نسبت به نقش آنها در مقاومت و درباره دو مامور اطلاعاتی گمشده رژیم اشغالگر قدس اطلاعات و اعترافاتی به دست آورند. کمیته بینالمللی صلیبسرخ بارها از ورود به زندان، توسط مأموران صهیونیستی یا ارتش جنوب لبنان منع شد. عفو بینالملل که قبلاً زندان را محکوم نموده است، دسترسی به آن را بیفایده توصیف نمود. مقامات صهیونیستی، ارتش جنوب لبنان را مسئول زندان معرفی میکنند ولی زندان در عمق منطقه اشغالی قرار دارد.
زندانیان قبلی گفته بودند که در برخی مواقع افسران صهیونیستی روزهای دوشنبه و سهشنبه سلولها را جهت بازرسی زندانیان، بازدید مینمودند ولی هرگز در پیگیری شکنجههای داده شده دخالتی نمیکنند. هیچکدام از زندانیانی که با تایمز مصاحبه نمودند حاضر نشدند اسامی آنها فاش شود. یکی از آنها گفت که افسران صهیونیستی در دهکدۀ تیب به وی اعلام داشتهاند چنانچه با روزنامهنگاران صحبت کند به زندان الخیام بازخواهد گشت! امّا همۀ آنها ماجرای زندان را بازگو نمودند. دختری که مردان ارتش جنوب لبنان لباسش را پاره کرده و او را هنگام بازرسی در خارج از زندان به تجاوز تهدید نموده بودند برای روزنامه تایمز توضیح داد که چگونه او را با سیم فلزی شلاق زدند و بعداً توسط یک دکتر مسیحی لبنانی بریدگیهای روی صورتش درمان شد.
این دختر گفت که پس از آنکه در فوریه سال گذشته در شکرا دستگیر شد بارها او را به تجاوز تهدید و ارعاب نمودند و مردان ارتش جنوب لبنان بر شکم او شلاق زدند. «یک اسرائیلی به آنجا آمد و از این مردان خواست که شلاق زدن مرا متوقف کنند ولی وقتی من گفتم هیچ چیز نمیدانم، او رفت و یکی دیگر از مردان آنتوان لحد بازگشت تا شکنجه مرا ادامه دهد. او لباس مرا پاره نمود و گفت اینجا ده مرد وجود دارد که مرا مورد تجاوز قرار خواهند داد». به او گفتم ترجیح میدهم بمیرم تا آنکه مورد تجاوز قرار گیرم و او مرا به باد شلاق گرفت. یکی دیگر از زندانیان گفت که او توسط صهیونیستها فوریه سال گذشته در دهکده شکرا (حد فاصل منطقه اشغالی اسرائیل) دستگیر شد و به وسیله یکی از خودروهای آنها به زندان الخیام منتقل شد. «ما به وسیله یک کامیون اسرائیلی در حالی که دو جیپ در جلو و پشت سرمان حرکت میکرد به زندان رفتیم». وقتی به آنجا رسیدیم به ما گفتند چشمهایمان را ببندیم و مقابل یک دیوار دستهایمان را روی دیوار قرار دهیم. سپس روپوشی بر روی ما انداختند و صورتهایمان را به دیوار کوبیدند. وقتی که افتادیم از دو طرف ما را لگد زدند، ولی من نمیدانستم که چه کسی اینکار را میکند ممکن است افراد ارتش لحد بوده باشند. ما در کنار دیوار دو روز ایستادیم! سپس ما را دو نفری به اتاق کوچکی منتقل کردند، هیچ سئوالی و پرسشی از ما ننمودند آنجا کمتر از دو متر در دو متر بود، (دو یارد) و هیچ چیز قابل مشاهده نبود. یکروز تمام دستهای من را از پشت بستند و غذائی به من ندادند. سپس مرا به اتاق بازرسی بردند. آنها از من درباره مکان دو سرباز اطلاعاتی اسرائیلی که اسیر شدهاند سوال کردند. آنها از من سئوال کردند آیا عضوی از حزبالله هستم و شروع به زدن من نمودند. او گفت که بعداً مرا به روی یک صندلی کشاندند. آنها سیمی را دور انگشت من بسته و به من گفتند تا زبانم را خارج سازم. آنها سیم برقی به آن گذاشتند و من از روی صندلی پرتاب شدم، نمیتوانستم خود را کنترل کنم. سپس سیم برق را به آلت تناسلی گذاشتند و دوبار این کار را تکرار نمودند که هر سه روز این واقعه انجام میشد.
یکی دیگر از زندانیان از منطقه «شکرا» گفت که توسط مردان ارتش جنوب لبنان در یک اتاق تاریک بازپرسی شد. آنها چنان مرا زدند که فریاد کشیدم. بعد از سه روز مرا به اتاقی بردند و به انگشتم برق وصل نموده و مرا شلّاق زدند. هر زمان با برق چنین مینمودند، روی دستم آب میریختند و این مسئله به شدت مرا آزار میدهد. سپس خون از دماغم سرازیر شد. این زندانی گفت که افسر صهیونیستی با مشاهده خون، بازپرسهای آنتوان لحد را کتک زد و گفت: این طرز رفتار کردن با مردم نیست! یکی از زندانیان سابق گفت که به وسیلۀ صهیونیستها در نزدیکی دهکده هریس ربوده شد و سپس به شهر بنت جبل در منطقه اشغالی برده شد و آنگاه او را به الخیام انتقال دادند. آنها مرا به اتاقی بردند و به آلت تناسلیام برق وصل کردند و نسبت به وابستگی به جنبش امل بازپرسی نمودند. آهنی روی سرم گذاشتند که درد فراوانی داشت و برای پنج روز چنین نمودند، سپس به سلولی مرا بردند که نمیتوانستم در آن بایستم و میباید خم میشدم.
«ترجمۀ بخش سیاسی خارجی»