احمد یوسف*
دولت وحدت ملی فلسطین به لیست دولتهایی پیوست که در یک قرن اخیر به دلیل سیاستهای مداخلهگرایانه غرب به ورطه سقوط افکنده شدند. دولتهایی که با شعار دموکراسی و در پی انتخابات ظاهر شدند.
واشنگتن که در تخیلات، با نقشه راه در پی دموکراسی خاص خود برای فلسطینیها بود، اکنون متهم این ماجراست. اما استراتژیستهای نومحافظهکار در محاسبات خود راه غلطی را پیمودند. زیرا حماس قویتر از قبل شده است.
غزه برای نخستین بار در ماههای گذشته آرامش نسبی را از سر میگذراند. البته این ممکن است آرامش قبل از توفان باشد و برای مدتی کوتاه امنیت به این شهر سایه افکند تا اسرائیل در حال آمادهسازی خود برای حملهای دیگر باشد. اما به هر حال تا این لحظه هیچ کدام از قدرتها و نیروهای حاضر در منطقه وارد عرصه بحران (به طور مستقیم) نشدهاند تا آتش به پا شده را خاموش کنند.
حرکت حماس در برقراری امنیت در غزه از خشونتهایی که به تازگی بر فلسطینیها اعمال میشد، جداست.
از دید حماس آن خشونت جنبه دفاع شخصی داشت. اکنون ترور مقامات و هواداران حماس، تهدید به قتل نخستوزیر انتخابی و آدمربایی و بمبگذاریها به وسیله نیروهای محمود عباس متوقف شدهاند. به لحاظ قانونی نیز این وظیفه دولت است که جلوی چنین اعمالی را در صورت لزوم با نیروهای قانونی بگیرد و امنیت مردم فلسطین را تأمین کند.
این رفتار حماس نیست که دولت را به سمت و سویی غیرقانونی برده است. تغییرات حزبی نتیجه 4 دهه کار سخت در امنیت فلسطین است. این بازتابی از اعتماد مردم است. کسانی که با اشغالگران همکاری میکنند تا از عواقب انتخابات بپرهیزند، هرگز موفق نخواهند شد. «دولت اضطراری» عباس و در واقع همکاران او آمریکا و ارتش اسرائیل بر غزه غالب نخواهند شد و تشنگی آزادی سیاسی در کرانه غربی را سیراب نخواهند کرد.
برخی پرچم قرمز «القاعده» را بالا بردهاند و میگویند: حماس و پارلمان مأمنی برای سلفیها هستند. اما واقعیت آن است که همواره چنین اتهامهایی متوجه کسانی که با اسرائیل مخالفت کردهاند، بوده است. حماس یک جنبش آزادیخواه فلسطینی و ملیگرایانی اسلامی است. اما در این دریای مبارزات اعتقادات این بیخانمانها بر عشقشان به شهادت بنیانگذاری شده است. با آن که چنین اتهاماتی متوجه ایران، سوریه و حزبالله هم بوده است.
واقعیت آن است که مردم فلسطین سالها در رنج زندگی کردهاند و همواره سپاسگزار همسایگان و دوستان دور و نزدیک خود در میان اعراب، غربیها، مسلمانان و... که به آنها کمک کردهاند، بودهاند. این کمکها در نقطه مقابل کمکهای چندین بیلیونی آمریکا به اسرائیل است. پولهایی که صرف حوادثی تراژیک میشوند. خواستههای فلسطینیها، خواستههایی مشابه همان چیزهایی است که در هر جامعه غربی وجود دارد: مدرنیزم، اقتصاد قابل قبول، قدرت خرید بالا، آزادی، امنیت و... کسانی که میگویند «حماس» و «دولت شکست خورده» مکانی برای تروریسم است، به همین مطالبات غرب آویختهاند.
دولت آمریکا نیز با همین دستاویزهاست که حماس را دور از دسترس همه نگه داشته است. اما چه میتوان کرد تا از تنشها در دولتی که چند حزبی است، جلوگیری کرد؟ کسانی که مدعی غیرقابل حل بودن بحران چنین دولتی بودهاند و به اشغالگران پیوستهاند، از سوی بوش و اولمرت حمایت میشوند بودجه فلسطینیها را میگیرند. بوش و اولمرت به این ترتیب تلاش میکنند به حکومت عباس در منطقه کمک کنند.
حماس هنوز هم علایق مشترک با فتح و دیگر احزاب دارد. همه آنها یک هدف مشترک دارند و آن این که باید به اشغالگری پایان داد. باید زندانیهای سیاسی را آزاد کرد، حق بازگشت را برای همه فلسطینیها فراهم کرد و به آنها آزادی داد تا دولتی مثل همه داشته باشند. امنیتی بر مرزهای آنها حکمفرما شود که صلح به ارمغان بیاورد. بیش از 60 سال است فلسطینیها دیوارها و گشتیهای خیابانی را متحمل شدهاند. چیزهایی که آنها را از یکدیگر دور نگه داشته، حالا آنها میخواهند در مقابل اشغالگران محکم بایستند.
از دولت بوش میخواهیم دیگر اشتباه گذشته را تکرار نکند و خاورمیانه را جولانگاه جاهطلبی خود نسازد. به خاطر اهداف خود، مردم فلسطین را زیر فشار قرار ندهد. بگذارند مردم فلسطین راه خود را طی کنند و مشکلاتی بیش از این برای مردم فراهم نیاورید. آن هم در شرایطی که راهحلی برای این قضیه و جانشینی برای آن تقریباً غیرقابل پذیرش است.