هر چند به نظر میرسد که رئیسجمهور جدید فرانسه، فعالیتهای خود را بر اصلاحات اجتماعی و اقتصادی داخلی متمرکز خواهد کرد، اما بهعنوان رئیس کشوری که معمولا علاقمند است در نظم جهانی دخالت داشته باشد، ناگزیر به در پیش گرفتن سیاستی فعال در حوزه خارجی نیز خواهد بود.
محدوده قدرت سارکوزی در دو حوزه داخلی و خارجی، قاعدتا به ترکیب پارلمان فرانسه که انتخابات آن قرار است بزودی برگزار شود، بستگی خواهد داشت، اما اگر وی موفق به کسب اکثریت پارلمانی شود، در آن صورت احتمال تغییر در سیاستهای سنتی فرانسه در حوزه خارجی دور از انتظار نخواهد بود.
سارکوزی پیش از این، «تونی بلر» نخستوزیر انگلیس را الگوی مناسبی از یک رهبر سیاسی توصیف کرده بود، الگویی که وی درصدد است در فرانسه نیز آن را در پیش بگیرد.
تونی بلر بهعنوان سیاستمدار واقعگرا که نظرات خود را با شفافیت اعلام و پیگیری میکند معروف است، حتی اگر این سیاستها، مورد علاقه روشنفکران نباشد.
در مقابل شفافیت واقعگرایانه رهبر انگلیس که محبوبیت هم ندارد، رهبران فرانسه اغلب به داوری جامعه روشنفکری نسبت به عملکرد خود حساس بوده و از همینرو، گاهی اوقات و بویژه در سیاست خارجی، در انتخاب بین امور واقعی و انتزاعی سردرگم هستند.
سیاستهای ناشی از چنین نگرشی، معمولا ابهامآمیز است و در صحنه عمل حاصلی جز عدمقاطعیت ندارد.
به نظر میرسد سارکوزی درصدد آن است تا مناسبات فرانسه با جهان خارج را نه بر مبنای ایدههای روشنفکری که در فرانسه به صورت سنتی قدرتمند است، بلکه بر مبنای واقعیات ساده، اما شفاف جامعه بینالمللی پایه بگذارد.
نخستین کشوری که ظاهراً سارکوزی در نظر دارد روابط کشورش را با آن بهبود بخشد، آمریکاست. کشوری که در اغلب سالهای پس از جنگ جهانی دوم، روابط چندان گرمی با فرانسه نداشته است و از همینرو، سارکوزی در نطق پیروزی خود به صراحت تأکید کرد که آمریکا میتواند بر روی دوستی فرانسه حساب کند.
تغییر در مناسبات آمریکا و فرانسه، بهطور طبیعی بر نگرش دولت جدید فرانسه نسبت به خاورمیانه نیز تأثیر میگذارد.
هرچند در یکی دو سال اخیر، آمریکا و فرانسه سیاست مشترکی در برابر سوریه و لبنان و همینطور تا اندازه زیادی نسبت به برنامه هستهای ایران، داشتهاند، اما تفاوت دیدگاههای دو کشور درباره بحران عراق و روند صلح میان اسرائیل و فلسطینیها، در بیاعتمادی نسبی دو کشور به یکدیگر بیتأثیر نبوده است.
هرچند نمیتوان نسبت به رفع سریع تمام اختلافات فرانسه و آمریکا در مورد بحران خاورمیانه و عراق مطمئن بود، اما سارکوزی به احتمال زیاد، برخی از اصطکاکهای بین دو کشور را در اینباره رفع خواهد کرد.
«ایهود اولمرت» نخستوزیر اسرائیل و «شیمون پرز» معاون وی از پیروزی سارکوزی در انتخابات ریاست جمهوری فرانسه به گرمی استقبال کردند و او را «دوست اسرائیل» نامیدند.
«بنیامین نتانیاهو» رهبر اپوزیسیون راستگرای اسرائیل نیز موضعی مشابه کابینه در برابر پیروزی سارکوزی گرفته و رئیسجمهور فرانسه را نه فقط دوست اسرائیل که دوست شخصی خود هم دانسته است.
آنچه بهویژه باعث جلب توجه شیمون پرز به سارکوزی شده، اظهارات رئیسجمهور جدید فرانسه درباره خاورمیانه در نطق پیروزی اوست.
سارکوزی در نطق خود، تمام طرفهای درگیر در خاورمیانه را به غلبه بر نفرت خود فراخواند و تأکید کرد کشورهای خاورمیانه لازم است از حرکتی که کشورهای اروپایی 50 سال پیش برای آفرینش اتحادیه اروپا از خاکستر جنگ دوم جهانی آغاز کردند، الگوبرداری کنند و «اتحادیه مدیترانهای» را پایه بگذارند.
تشکیل اتحادیهای از کشورهای خاورمیانه و حوزه جنوبی مدیترانه، همواره مورد علاقه سران چپگرای اسرائیل بهویژه شیمون پرز بوده است، اتحادیهای که تشکیل آن، هدف اصلی طرح خاورمیانه بزرگ آمریکا نیز هست.
نزدیکی سارکوزی به اسرائیل و حمایت وی از تشکیل اتحادیه کشورهای خاورمیانه، البته به معنای رها کردن فلسطینیها از طرف فرانسه نیست، زیرا فرانسه در هر حال به ایجاد توازن بین منافع اعراب و اسرائیل نیاز دارد.
با این حال، مواضع سارکوزی نسبت به بحران خاورمیانه به گونهای نخواهد بود که اسرائیلیها، آن را به جانبداری کامل از اعراب متهم کنند، اتهامی که بعضاً به «ژاک شیراک» وارد میشد.
علاوه بر این، به نظر نمیرسد سیاست سارکوزی در برابر بحران لبنان و دولت سوریه تغییری نسبت به دوران ریاست جمهوری ژاک شیراک پیدا کند.
هر چند دولت سوریه و حزبالله لبنان امیدوارند ورود سارکوزی به کاخ الیزه باعث تعدیل مواضع فرانسه نسبت به آنها شود، چرا که سارکوزی برخلاف شیراک، دوستی شخصی خاصی با خانواده «رقیق حریری» نخستوزیر فقید لبنان ندارد، اما به نظر میرسد که این امیدواری در عمل حاصلی درپی نداشته باشد.
در مورد بحران عراق هم اگرچه سارکوزی به همپیمان نزدیک آمریکا تبدیل نخواهد شد، اما به احتمال زیاد، زخمهای برجای مانده در روابط دو کشور بر سر این موضوع را التیام خواهد داد.
به هر حال، به قدرت رسیدن سارکوزی در فرانسه برای دولت آمریکا امیدبخش است. آمریکاییها به چهرهای مانند تونی بلر در فرانسه نیاز داشتند، آن هم زمانی که تونی بلر خود در حال ترک صحنه قدرت در انگلیس است.