علی شکوریراد
بهمن 58 ماه بسیار پرکاری برای من که تازه 18 سال را به پایان برده بودم، بود. من به اتفاق سه نفر دیگر از اعضای کانون فعالیتهای اسلامی (انجمن اسلامی)1 دانشکده پزشکی دانشگاه تهران مسوول اجرایی برگزاری نمایشگاه بزرگ اولین سالگرد انقلاب اسلامی در دانشکده بودیم. یک سال پیش هواداران مجاهدین خلق در کریدور جنوبی دانشکده پزشکی نمایشگاهی از عکس و اسناد مبارزاتی خود را برگزار کرده بودند و در آن سال ما با محوریت انقلاب اسلامی و رهبریت امام و بدون هیچگونه کمک مادی و معنوی از بیرون دانشگاه نمایشگاه بزرگی را در همان کریدور برگزار میکردیم که شامل عکسها و بریده روزنامههای دوران انقلاب، عکس و شرح حال شهدای انقلاب اسلامی و تحلیلهایی در مورد دورههای مختلف پیش و پس از انقلاب بود. چنین کاری تجربه اول ما در نوع خود بود و بسیار وقت و انرژی میگرفت. بسیاری از اعضای فعال کانون پس از تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در آنجا مانده بودند و افراد جدیدی فعالیتهای کانون را در دانشکده پی میگرفتند. روزی دعوتنامهای به کانون رسید که در آن خواسته شده بود نمایندهای جهت شرکت در جلسهای که در دانشگاه پلیتکنیک و با حضور نمایندگان انجمنهای اسلامی برگزار میشد اعزام شود. قرار شد از طرف کانون من در آن جلسات شرکت کنم و این اولین جلسهای بود که من در خارج از دانشکده در آن شرکت میکردم. 2و3
در اولین جلسهای که در اتاق شورای دانشگاه پلیتکنیک برگزار شد و نمایندگان انجمنها در آن شرکت داشتند گرداننده جلسه اعلام وزارت علوم4 در حال تهیه لایحه استقلال دانشگاههاست و سازمان ملی دانشگاهیان5 طرحی پیشنهادی را بدین منظور تهیه و ارائه کرده است و خوب است ما نیز بهعنوان دانشجویان طرفدار انقلاب اسلامی و امام طرحی تهیه کنیم و به وزارت علوم بدهیم. آن جلسات هر هفته در دانشگاه پلیتکنیک برگزار میشد و مباحث مختلفی در باب مفهوم استقلال دانشگاه و چگونگی تعامل آن با دولت و حاکمیت مورد بحث قرار میگرفت. با نزدیک شدن پایان سال و تنگنای زمانی جهت ارائه طرح پیشنهادی به وزارت علوم قرار شد ادامه کار به صورت فشرده در ایام تعطیلات نوروزی سال 59 انجام شود. برای این منظور نمایندگان انجمنها در ایام نوروز در یک برنامه فشرده صبح و بعد از ظهر در دانشگاه تربیت معلم تهران مباحث را دنبال میکردند تا روز سوم یا چهارم که بحثها متوجه پیام نوروزی امام شد که در یکی از بندهای آن به مساله ضرورت انجام انقلابی اساسی در دانشگاهها اشاره کرده بودند. از آن پس بحثها معطوف به آن شد که چگونه میتوان پیام امام را در دانشگاهها تحقق بخشید. برخی میگفتند باید دانشگاهها منحل و مجدداً براساس معیارهای انقلابی تاسیس شوند. برخی دیگر میگفتند باید اصلاح ساختار اداری و آموزشی صورت بگیرد و برای این منظور پیشنهاد تعطیلی موقت از سه روز و یک هفته تا بیشتر را جهت اصلاح سیستم مدیریتی و متون آموزشی میدادند اما یک اتفاقنظر وجود داشت و آن اینکه باید جهت ایجاد تحول لازم یک اقدام انقلابی صورت بگیرد.6 در فاصله نهم تا سیزدهم فروردینماه طبق برنامهای که از قبل تدارک شده بود برنامه چهار روزه کوهنوردی صعود به قله شیرکوه یزد برای اعضای کانون فعالیتهای اسلامی دانشکده پزشکی داشتیم و لذا من در جلسات این چند روز حاضر نبودم. پس از بازگشت از آن برنامه متوجه شدم آن گروه از دانشجویان طرحی جهت تعطیلی موقت دانشگاهها با عنوان انقلاب فرهنگی تهیه کردهاند و به دفتر تحکیم وحدت که پس از تسخیر لانه جاسوسی آمریکا مجدداً توسط افراد جدیدی در حال شکلگیری بود ارائه دادهاند و دفتر تحکیم ضمن پذیرش آن در حال آمادهسازی و هماهنگی انجمنها به منظور انجام آن است. در این فاصله رایزنیهایی نیز با برخی بزرگان سیاسی در حال انجام بود که بعضاً موافقت یا مخالفت میکردند و هنوز تصمیم قطعی بر اجرای طرح حاصل نشده بود. در آن موقع یکی دیگر از اعضای کانون که سال بالاتر بود و تجربه بیشتری داشت به جای من در جلسات هماهنگی شرکت میکرد و من مسوولیت دیگری را بر عهده گرفته بودم.7
روزهای پایانی فروردین 59 هماهنگیهای لازم بین انجمنها انجام شده بود و حالت انتظاری برای اعضای انجمنها جهت اجرای طرح ایجاد شده بود اما روشن نبود چرا مرکزیت تحکیم وحدت تصمیم به اجرا نمیگیرد و به نظر میرسید تردیدی به وجود آمده است. در این فاصله و به دنبال این تاخیر، نسخهای از طرح مکتوب دفتر تحکیم توسط یکی از هواداران سازمان مجاهدین خلق از دفتر مرکزی تازهتاسیس دفتر تحکیم به سرقت رفت و یک روز صبح توسط آنها این طرح چند صفحهای به حالت افشاگرانه در دانشگاهها توزیع و بر دیوارها نصب شد. به دنبال آن دانشگاهها حالت تشنج به خود گرفتند و کلاسهای درس اکثراً تعطیل شدند.8 پس از افشای طرح که تا آن زمان محرمانه نگاه داشته شده بود در حالی که دفتر تحکیم وحدت هنوز تصمیم به اجرای آن نگرفته بود انجمنهای اسلامی دانشگاههای علم و صنعت9 و تربیت معلم تهران تصمیم گرفتند رأساً طرح را در دانشگاههای خود اجرا کنند و به همین دلیل در آن دو دانشگاه درگیری پیش آمد. دانشگاه علم و صنعت یکی دوبار توسط اعضای انجمن اسلامی و گروههای مخالف دست به دست شد و هر گروه که غلبه میکرد گروه دیگر را از دانشگاه بیرون میراند. دانشجویان سایر دانشگاهها نیز از گرایشهای مختلف به محل درگیری گسیل شده بودند و شدت درگیری روبه افزایش بود. در دانشگاه تربیت معلم یک نفر از مردمی که به محل درگیری وارد شده بودند کشته شد. با رسیدن اخبار درگیریها به دانشگاههای سایر شهرها فضای آنها نیز متشنج شد و کنترل اوضاع از دست مرکزیت تحکیم خارج شد. در دانشگاه تهران بین دانشجویان درگیری صورت نگرفت اما فضا به شدت متشنج بود و گروههایی از مردم در حمایت از حرکت دانشجویان در مقابل در اصلی دانشگاه گرد آمده و گاهی نیز به داخل دانشگاه هجوم میآوردند و با هواداران گروههای مخالف درگیر میشدند. در این هنگام شورای انقلاب که ریاست آن را بنیصدر که تازه انتخاب شده بود بر عهده داشت اطلاعیهای صادر کرد و به کلیه گروهها سه روز مهلت داد که دفاترشان را در دانشگاهها تعطیل کنند و اعلام کرد دانشگاهها نیز تا 15 خرداد امتحانات را برگزار کنند تا پس از تعطیلی تحولات لازم در دانشگاهها به وجود آید. در آن سه روز فضای دانشگاهها به شدت متشنج بود و صفآرایی نیروها در مقابل یکدیگر هر آن بیم درگیری را به وجود میآورد. بنیصدر در دانشگاه سخنرانی کرد و با ابلاغ مصوبه شورای انقلاب از گروهها خواست دفاتر خود را تعطیل کنند. اعضای انجمنها در حالی که هنوز عرصه دانشگاهها پر از ازدحام و متشنج بود با نارضایتی و بنا به درخواست شورای انقلاب و رئیسجمهور وقت دفاتر خود را تعطیل و دانشگاه را ترک کردند و در یک برنامه کوهنوردی مشترک در شمال تهران شرکت کرده و نماز وحدت را بر فراز یکی از تپهها برگزار کردند.10
پس از آن دفتر تحکیم وحدت از اعضای انجمنها خواست که در امتحانات پایان ترم شرکت نکنند، زیرا به تصمیم شورای انقلاب معترض بودند، و اقدام به تشکیل کمیته جذب نیرو کرد تا به واسطه آن دانشجویان عضو انجمنها را به نهادهای انقلاب گسیل داشته یا با آموزش دادن آنها در زمینههای مختلف، آنان را برای خدمت به انقلاب اسلامی توانمند سازد.11
دانشگاهها تا 15 خرداد ترم را به پایان رساندند و یک هفته پس از آن حضرت امام(ره) در تاریخ 23 خرداد فرمان تشکیل ستاد انقلاب فرهنگی را صادر و با نصب یک شورای هفت نفره ماموریت آن را برای ایجاد تحولات لازم در دانشگاهها مشخص کردند.