علی مزروعی
ترکیه وارث تاریخ پرفراز و نشیبی در نسبت با اسلام، غرب و اندیشههای سکولاریستی، ملیگرایی و چپگرایی بوده است. بهویژه تاریخ معاصر این کشور دورانی از تضادها و تنشهای ایدئولوژیک و سیاسی را به نمایش میگذارد. از دورانی که با فروپاشی خلافت عثمانی (که در لوای دین اسلام توجیه میشد) تا روی کار آمدن اسلامگراها با رای مردم در ترکیه (در قالب احزاب رفاه، فضیلت و عدالت و توسعه) مردم این کشور تجربههای سخت و گرانسنگی را پشتسر نهادند که دوران حاکمیت کمال آتاتورک و برنامه اسلامزدایی او و تحمیل یک حکومت سکولار بر مردم مسلمان ترکیه از نقاط کلیدی تحولات سیاسی و فکری این کشور به شمار میرود.
طرفه آنکه راهی را که آتاتورک برای اداره ترکیه در پیش گرفت هرگز نتوانست مشکلگشای مسائل و مشکلات این کشور بهسوی رشد و توسعه باشد، و از اینرو پس از مرگ او نوعی عدمتعادل و نوسان فکری و سیاسی جامعه ترکیه را دربرگرفت و عرصه عمومی این کشور همواره میدان تاختوتاز نیروهای سیاسی سکولار ملیگرا و چپگرا شد و در برخی مقاطع حتی کار به سنگربندی نظامی نیروها در دانشگاهها و خیابانها میکشید، و در حالی که عامه مردم نظارهگر این تنازعها بودند ارتش ترکیه برای فصل خصومت و اعاده نظم وارد عمل شده و کار را تمام میکرد. هرچند این اقدام ارتش ترکیه در لوای قانون اساسی توجیه و تعلیل میشد اما آنچه به کار ارتش مقبولیت میداد وضعیت حادی بود که عامه مردم را از آن بهرهای نبود و جز سیاستمداران و روشنفکران سکولار درگیر آن نبودند.
اما جالب آنکه در همه این دوران که اسلامزدایی از طریق مجاری رسمی و حکومتی پیگیری میشد جریان نواندیشی دینی و پایبندی به مناسک و احکام اسلام راه خود را میجست و در اعماق جامعه ترکیه ریشه میدواند. مجموعه تحولات فکری و سیاسی جهان اسلام و بهویژه پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، ترکیه را در محل تلاقی اندیشهها و گرایشهای موجود قرار داده بود و با توجه به تاریخ گذشته این کشور و روابط ویژهای که با جهان غرب داشت نوعی اسلامگرایی در ترکیه ظهور کرد که مرحله تکاملی آن را امروز میتوان در قالب «حزب عدالت و توسعه» دید.
این حزب که در یک دوره چهار ساله اداره حکومت ترکیه را با رای مردم به عهده داشت و کارنامه موفقی از خود در اینباره ارائه داد آنقدر به خود مطمئن بود که بر سر چالش تعیین رئیسجمهور و در یک جدال و مناقشه جدی و پر سروصدا با نیروهای سکولار ملیگرا و چپگرا خواستار برگزاری انتخابات پیش از موعد مجلس شد، و اینک با بهدست آوردن رای اعتماد اکثریت مردم و کرسی مجلس، مرحله جدیدی از حیات فکری و سیاسی خود را در تاریخ ترکیه رقم خواهد زد، اما آنچه اهمیت این رخداد را بیشتر میکند بررسی «تجربه ترکیه» در سپهر جهانی و دنیای اسلام با توجه به مجموعه رخدادهای سالهای اخیر در روابط کشورهای اسلامی با غرب (آمریکا و اتحادیه اروپا) بهویژه ظهور پر قدرت بنیادگرایی اسلامی در قالب گروههای طالبان، القاعده و... و دخالت آمریکا و همپیمانانش به همین بهانه در افغانستان و عراق و دیگر مسائل منطقه خاورمیانه است.
«تجربه ترکیه» در سایه حکومت «حزب عدالت و توسعه» درپی ارائه نوعی همسازی دین و دموکراسی و سنت و مدرنیسم است و تا اینجای کار تجربه موفقی مینماید چرا که اسلامگراها در یک انتخابات رقابتی و آزاد توانستهاند رقبای سکولار ملیگرا و چپگرای خود را برای دو دور شکست دهند و در این دور عمده موفقیت آنها نیز مدیون پاسخگویی مناسب به مطالبات مردم بوده است. البته این جای بحث و تامل دارد که بهرغم این رخداد در ترکیه هنوز غرب بهطور کلی و اتحادیه اروپا بهطور خاص نتوانستهاند پذیرای ترکیه در دل خود باشند و به نظر میرسد سایه نظریه جنگ تمدنهای هانتینگتون بر سر روابط ترکیه با کشورهای غربی سنگینی میکند اما قطعاً «تجربه ترکیه» میتواند تجربه تازهای را پیشاروی کشورهای اسلامی و روابطشان با کشورهای غربی قرار دهد.
در عین حال «تجربه ترکیه» میتواند آموزههای بسیاری برای مسلمانان جهان که در میان دو سر طیف بنیادگرایی و غربگرایی سرگردانند داشته باشد، و شایسته است ما ایرانیان که تجربه انقلاب و جمهوری اسلامی را داریم و از پیروزی اسلامگراها در ترکیه خوشحالیم نیز درسهای لازم را از این تجربه بیاموزیم. تجربهای که آموزههای بسیار برای اهل خرد و نظر دارد.