از زمانی که دولت فواد سینیوره در لبنان بر سر کار آمده تا به امروز این کشور شاهد بحرانهای خارجی و داخلی گستردهای بوده؛ بحرانهایی که لبنان را بهسوی وابستگی به ابرقدرتهای خارجی چون آمریکا و فرانسه سوق داده است. سیاستهای این دولت تا این لحظه کشور را با شکافهای سیاسی بسیار عمیق مواجه ساخته است، شکافهای سیاسی که میتواند در آینده نهچندان دور این کشور را با خطر از سرگیری مجدد جنگهای داخلی مواجه سازد. ناتوانیهای این دولت در طول جنگ اخیر لبنان با اسرائیل شاید قابل بخشش و چشمپوشی باشد اما اقدامات این دولت یا به تعبیری بهتر باید گفت تبانیهای این دولت با متحدان اسرائیل در جنگ علیه لبنان بگونهای بود که هرگز قابل بخشش یا چشمپوشی نیست. هر زمان که یک طرف داخلی از منطقه چون ایران، عربستان یا اتحادیه عرب برای حل بحران سیاسی این کشور پادرمیانی کرده و طرحهایی را به مسئولان و رهبران احزاب لبنانی در این زمینه ارائه کرده، این دولت سینیوره بود که این طرحها را حتی پیش از مطرح شدن متوقف کرده است. بهطور مثال در حالی که تلاشهای مشترک ایران و عربستان و اتحادیه عرب در حال به نتیجه رسیدن بود و تمامی گروههای معارض لبنانی با مفاد طرحهای پیشنهادی این طرفهای منطقه موافقت کرده بودند احزاب درونی حزب حاکم به ریاست سینیوره با کنفرانسهای خبری مختلف و وارد کردن اتهامات مجدد به گروههای معارض بر سر راه به نتیجه رسیدن این طرحها سنگاندازی کردند.
اگر بخواهیم مثال ملموستری در راستای ضعف و ناتوانی دولت سینیوره و فعالیتهای مشکوک این دولت ارائه دهیم باید به ترورهای سیاسی لبنان اشاره کنیم. از زمان به قدرت رسیدن دولت سینیوره لبنان شاهد چندین فقره ترور سیاسی از میان شخصیتهای برجسته حزبی در این کشور بوده است که البته این ترورها در کنار انفجارهای متعددی انجام گرفته است که در نقاط مختلف لبنان به وقوع پیوست. بهرغم آنکه عوامل این ترورها و انفجارها تا به امروز مشخص نشده است اما دولت سینیوره بهترین استفاده ممکن از وقوع این ترورها و انفجارها را برده است. دولت سینیوره به همراه تمامی احزاب همپیمان خود که از همان ابتدا مخالف سیاستهای دمشق در لبنان بود از به قدرت رسیدن خود برای کمرنگتر کردن نقش سوریه در این لبنان استفاده کرد. متاسفانه مردم لبنان بهای زیادهخواهیهای این احزاب و گروههای حاکم در این کشور را داد.
اولین اقدام در راستای حل بحران لبنان آن است که تمامی درگیریهای مسلحانه داخلی لبنان از جمله بحران نهرالبارد در سریعترین زمان ممکن حل و فصل شود و فعالیت گروههای شبهنظامی مشکوک در لبنان که وابستگیها و گرایشهای آنها بر همگان پوشیده نیست ریشهکن شود. همچنین دستگاه قضایی لبنان که در حالتی از انفعال است باید از این وضعیت خارج شود و به دور از دخالتهای حزبی حاکم در لبنان به معرفی و محاکمه تمامی بحرانهای اخیر در لبنان اقدام کند. بحران نهرالبارد بحرانی نبود که دولت لبنان تا به امروز برای حلوفصل کردن آن وقت خود و ارتش این کشور را که به تازگی از تجربه یک جنگ سخت با اسرائیل خارج شده بود تلف کند. این بحران میتوانست تنها طی 48 ساعت بدون درگیری و خونریزی پایان یابد. دومین اقدام برای حل بحران لبنان آن است که دولت سینیوره تمامی نشستهای کذایی خود با طرفهای غربی را که بینتیجه پایان مییابد متوقف کند و بهجای آن وقت خود را برای از سرگیری گفتوگوهای جدی میان احزاب لبنانی با هدف برقراری آشتی ملی صرف کند.
سومین اقدام در راستای حل بحرانهای داخلی لبنان آن است که یک دولت متحد ملی لبنان با حمایت تمامی احزاب و طوائف مختلف لبنانی در این کشور تشکیل شود و بدینصورت دست بسیاری از دخالتهای خارجی برای اتخاذ تصمیمهای مهم و سرنوشتساز برای این کشور کوتاه خواهد شد.