علی تتماج
با گذشت یک سال از جنگ 33 روزه لبنان، پسلرزههای آن همچنان رژیم صهیونیستی را با بحران مواجه میسازد. در کنار پیامدهای آشکار این جنگ برای صهیونیستها، ناکامیهای آنها در برابر مقاومت فلسطین که الگویی از مقاومت ملت لبنان است، نکتهای قابل تامل میباشد. هرچند که صهیونیستها در یک سال گذشته تمام نیروی خود را بر غزه و اراضی فلسطینینشین متمرکز کردهاند، اما همچنان در برابر انتفاضه ناکام ماندهاند. نکته مهم در تحولات کنونی فلسطین در کنار اختلافات ایجاد شده میان گروهها و سیاسیون، تلاش غرب و رژیم صهیونیستی برای نابودی حماس است. در شرایطی که آنها تاکید دارند از تمام ابزارهای خود علیه حماس استفاده خواهند کرد اما موانع بسیاری وجود دارد که موجب میشود تا تحرکات آنها ناکام مانده و اجبارا با پذیرش جایگاه حماس به مذاکره با آنها روی آورند.
1- نکته غیرقابل انکار جایگاه و منزلت حماس در میان مردم است. ملت فلسطین از حماس بهعنوان رهبری سیاسی و نظامی یاد میکند که در برابر تمام چالشها ایستادگی کرده و در راه تحقق آرمان تشکیل کشور مستقل فلسطین به پایتختی قدس شریف گام برمیدارد. رژیم صهیونیستی و متحدان غربی آن آگاهند که حماس دارای منزلت و اقتدار ملی و مردمی است لذا اولا حذف آن به معنای تقابل مردم با آنها و حتی تشکیلات خودگردان است که انتفاضهای جدید را ایجاد خواهد کرد. ثانیا برای ایجاد آرامش و تحرکات نظامیان و حتی مردم حماس عنصری کارآمد میباشد در حالی که ابومازن و تشکیلات خودگردان و فتح دارای چنین رهبران کاریزمایی برای هدایت مردم نمیباشند.
2- تلاش حماس و سایر گروههای فلسطینی برای تشدید مقاومت و مقابله با تجاوزگریهای صهیونیستها، ارتقای توان نظامی آنها را به همراه داشته است. صهیونیستها و غرب آگاهند که با استمرار سیاستهای خصمانه شاید بتوانند شاخههای سیاسی این جنبش را حذف کنند اما مسلما در بعد نظامی توانایی این اقدام را ندارند. افزایش اعمال فشارهای سیاسی به منزله تشدید عملیاتهای شهادتطلبانه و پاسخهای موشکی است که هماکنون نیز بهعنوان بزرگترین چالش صهیونیستها میباشد. عملکرد نظامی حماس و جهاد اسلامی سبب شده تا جامعه صهیونیستها در برابر دولتمردان قرار گیرند و خواستار برکناری آنها شوند.
3- آنچه غربیها از آن وحشت دارند و مانع میگردد تا در برابر حماس نتوانند اهداف خود را عملی سازند مشروعیت بینالمللی آن است. هرچند که غرب بر تحریمهای دولت اتحاد ملی به رهبری حماس تاکید دارد اما همگان اعتراف دارند که حماس از طریق دموکراسی و با رای مردم انتخاب شده و حکومتی کاملا قانونی دارد. آنها اعتراف دارند که حذف حماس به منزله حذف دموکراسی و بیتوجهی به خواست یک ملت میباشد لذا چارهای جز پذیرش آن ندارند. در این راستا مشاهده میشود که حتی سازمان ملل متحد طرح آمریکا برای به رسمیت شناختن دولت اضطراری سلام فیاض را مردود و دولت اتحاد ملی حماس را تنها دولت قانونی معرفی میکند. در همین حال بسیاری از بزرگان سیاسی جهان نیز بر لزوم مذاکره با حماس بهعنوان تنها دولت قانونی فلسطین تاکید کردهاند چنانکه کالین پاول وزیر خارجه اسبق آمریکا و حتی نمایندگان پارلمان انگلیس که از حامیان صهیونیستها میباشند صراحتا هشدار دادهاند که بدون حماس تحولات فلسطین قابل حل نمیباشد.
با تمام این تفاسیر با توجه به جایگاه حماس و ناکامیهای صهیونیستها و متحدانش برای حذف آن، اکنون سناریوهایی برای مقابله با آن تدوین گردیده است از جمله اولا: آزادسازی سران و بزرگان فتح و تشکیلات خودگردان برای تقویت جایگاه مردمی و نیز بهرهگیری از این افراد برای تحریک مردم علیه حماس. این در حالی است که بسیاری از رهبران مقاومت بازداشت و یا ترور میگردند، ثانیا افزایش کمکهای نظامی به تشکیلات خودگردان برای برتری نسبت به حماس و سرکوب مقاومت ثالثا استمرار تحریمها و اعمال فشارها بر غزه جهت رویارو قرار دادن مردم در برابر حماس.
رابعا ایجاد جنگ تبلیغاتی در عرصه بینالمللی با محتوای معرفی مقاومت به عنوان عامل بیثباتی و عدمتحقق صلح در فلسطین و منطقه. آنها چنان وانمود میسازند که وجود حماس مانع از تحرکات جهانی برای پایان بحران فلسطین میشود چنانکه بوش نیز در طرح خود حذف حماس را از شرایط نشست بینالمللی صلح فلسطین عنوان کرده است.
با تمام این تفاسیر هر چند که غرب، صهیونیستها و برخی کشورهای عربی فریب خورده تلاش دارند تا حماس را از صحنه خارج سازند اما همچنان چتر حمایتی ملت فلسطین از مقاومت دغدغهای است که توطئه آنها را با شکست مواجه ساخته چرا که هرچه بر فشارها بر حماس افزوده میشود گرایش مردم به آن تشدید میشود چرا که حماس همچنان پیرو آرمان تشکیل کشور مستقل فلسطین به پایتختی قدس شریف است که مردم فلسطین خواستار آن میباشند.