قسمت اول
گروه اسلامی جمعیت طلبا
این گروه که آغازگر حرکتهای اسلامی روشنگرانه بر مبنای تدوین و ترویج ایدئولوژی انقلاب اسلامی است در سال 1980 میلادی شکل گرفت. گروه اسلامی جمعیت طلبا پس از یک سلسله کشمکشها از درون جماعت اسلامی بوجود آمده است.
گروههای سنتی همچون (جماعت اسلامی) بخاطر مشی انقلابی این گروه همیشه آن را محکوم کردهاند. دولت هند نیز هدف اصلی حمله خود را در جهت نابودی و محو و حرکتهای ضد اسلامی را متوجه این گروه کرده چرا که به سرعت میرفت تا اندیشهها و خطوط فکری آن در سرتاسر منطقه و حتی فراتر از آن در کشمیر آزاد (کشمیر پاکستان) گسترده شود.
شیخ تجمل اسلام یکی از رهبران پیشرو انقلابی در یک کنفرانس خبری که در پانزدهم اوت 1980 در هند جهانگیر سرینگر برگزار شد مواضع اسلامی جمعیت طلبا را چنین عنوان داشت:
«هند کشور ما نیست و لذا قانون اساسی آن کشور نیز بالتبع نمیتواند در مورد ما به مرحله اجرا گذاشته شود. وفاداری ما تنها به یک قانون اساسی اسلامی امکانپذیر است.
کشمیر یک خطه مستقل است که بطور غیرقانونی از سوی هند اشغال شده است.»
وی در مصاحبه دیگری اعلام کرده بود:
«قبل از تاسیس گروه اسلامی جمعیت طلبا ما در یک بررسی همه جانبه از اوضاع و احوال تاریخی / اجتماعی سیاسی و فرهنگی کشمیر به این نتیجه رسیده بودیم که در گذشته تمامی رهبران سیاسی کشمیر به آرمان این سرزمین خیانت کردهاند. ما میدانستیم که بزرگترین و در عین حال مهمترین ضعف ما عدم حضور و فقدان یک ایدئولوژی مشخص و تعریف شده بویژه در قالب حزب یا گروه سیاسی است.
ما همچنین دریافتهبودیم که دولت هند برای مستحکم ساختن جای پای خود در کشمیر، تمایل زیادی به شرکت احزاب و گروههای مختلف در انتخابات ایالتی دارد. زیرا شرکت این گروهها در احزاب مان در حقیقت به معنای به رسمیت شناختن اشغال کشمیر توسط هند بود. چون تمامی احزاب و گروههای شرکتکننده در انتخابات میباید طی مراسمی وفاداری خود را به هند اعلام دارند. لذا تعداد زیادی از احزاب و گروهها بدین ترتیب بدام افتادند. ما در بررسیهایمان به این نتیجه رسیدیم که تنها با یاری جستن از مکتب حیاتبخش اسلام میتوانیم به حقوق پایمال شدهمان دست یابیم، لذا به این ترتیب گروه اسلامی جمعیت طلبا را پایهگذاری کردیم.»
بدین ترتیب رهبران انقلابی معتقد به آزادی کشمیر شروع به تدوین پیامها و خطوط روشنگر اسلامی با الگو گرفتن از انقلاب اسلامی ایران و رهبری امام خمینی(ره) نمودند و این آثار و نشریات را در قالب شبنامهها و اعلامیهها (که کاری بدیع در کشمیر محسوب میشود) با امضای گروه اسلامی جمعیت طلبا در سطح شهرهای دره کشمیر پخش کردند. رهبران و اعضاء این گروه تماس خود را با مردم و بویژه جوانان قطع نکردند و هیچگاه تحت نفوذ گروههای جماعت اسلامی و جبهه آزادیبخش جامو و کشمیر نرفتند.
رئیس گروه اسلامی جمعیت طلبا، سید محمد عنایتالله اندرابی است. از وی به عنوان راهنمای ایدئولوژیکی گروه یاد میشود.
سازمان الجهاد و یا گروههای اسلامی
سازمان الجهاد که اخیرا توسط رسانههای گروهی هند معرفی گردیده تنها یک گروه کوچک با چندین عضو است. که اعضای آنرا کارمندان موسسات دولتی تشکیل میدهند میباشد. این سازمان یا گروه نه تنها دارای هیچ دفتر یا مرکزی نبوده بلکه اهالی ایالت جامو و کشمیر چندان به فعالیتهای آن آگاه نیستند اهالی این ایالت در سال 1982 پس از انتشار نشریاتی توسط این گروه در مساجد بوجود آن پی بردند این گروه در نشریات خود خواستار برقراری جمهوری اسلامی در ایالت جامو و کشمیر شده است. گروه مذکور همچنین در نشریات خود با به چاپ رساندن چندین حدیث و آیاتی از قرآن مجید از رهبران مسلمانان خواسته است تا جهت برقراری حکومت اسلامی و آزادی در جامو و کشمیر همکاری و تلاش کنند. در این نشریات همچنین آمده است که اگر رهبران مسلمان برای اشاعه اسلام و برقراری حکومت اسلامی همکاری نکنند در آینده مجازات خواهند شد، این گروه (سازمان الجهاد) با هیچیک از جنبشهای اسلامی در کشمیر از جمله جماعت اسلامی و یا جنبش دانشجویان مسلمان رابطه ندارد.
حزب المجاهدین
حزب المجاهدین نام گروهی است که نزدیک به دو سال پیش سازمان «جماعت اسلامی» آن را پایهگذاری کرد. در اساسنامه این گروه برقراری نظام اسلامی با توجه به اهداف و سیاست سازمان جماعت اسلامی را هدف قرار داده است.
این گروه نیز وابستگیهای خاص خودش را به ایدئولوژی جماعت اسلامی دارد و فاقد رهبری مستقل است. با اینهمه شاخه نظامی حزب المجاهدین تمامی پایگاههای فرهنگی و اداری و مالی هند که در کشمیر مستقرند را به کثرت مورد تهاجم قرار داده است. در چند ماه گذشته تفوق چریکی با حزب المجاهدین بوده بدین خاطر افراد و اعضای این گروه بیشتر در مظان اتهام و دستگیری هستند. در رابطه با گروگانگیریهای اخیر نیز گفته میشود میرمصطفی نماینده قبلی مجلس محلی که بدست حزب المجاهدین گروگان گرفته و اعدام شد، دارای افکاری نزدیک به جبهه آزادیبخش جامو و کشمیر بود یعنی یک لائیک معتقد به حقوق ویژهای برای کشمیر بود. از جمله اتهاماتی که بوی زده شد، جاسوسی و ارتباط با مراکز اطلاعاتی رژیم هند بوده است. این اعدام مورد مخالفت جبهه آزادیبخش جامو و کشمیر قرار گرفت. همچنین گروگانگیری و کشتن رئیس دانشگاه جامو و کشمیر بهمین اتهام توسط حزب المجاهدین از فعالیتهای این جبهه بوده است هر چند براساس گزارشاتی که در دست است دولت جاک موهان موجبات گروگانگیری وی را فراهم کرده و با تن ندادن به خواسته چریکها منجمله عدم لغو مقررات ویژه منع عبور و مرور در طول ماه مبارک رمضان عملا موجب اعدام او شده اما بهرحال گروگانگیری وی توسط حزب المجاهدین بدلیل ضدیت حزب با حاکمیت هند بوده است. ضمنا تبلیغ میشود که هندوها تحت فشار حزب المجاهدین که عملیات وسیع کشتار علیه روحانیون هندو را براه انداخته است کشمیر را به قصد سایر نقاط هند ترک کردهاند در عملیات حزب المجاهدین گرایش اصلی مبارزه بسوی نیروهای داخلی است که به بهانههای مختلف شکار میشوند و اولویت مبارزه با هند در مرحله بعدی قرار دارد.
دختران ملت
پایهگذاران دختران ملت اصل آگاه ساختن زنان به وظائف سنگین اسلامی و متوجه ساختن آنان به واقعیتهای سیاسی، اجتماعی عصرشان را از جمله اهداف خود میدانند. این سازمان به موازات گروه اسلامی جمعیت طلبا شکل گرفت و هدف بیشترین حملات از جانب دولت هند قرار گرفته است، تا جائیکه دولت هند در خلال تهاجم شش ماه گذشته خود این سازمان را غیرقانونی اعلام کرد. سیده آسیه اندرابی روح اصلی این جریان میباشد که خود نیز همگام با جنبش آزادی مردم کشمیر حرکت میکند. وی عمیقا تحت تاثیر برادر بزرگترش دکترسید محمد عنایتالله اندرابی - رئیس گروه است جمعیت طلبا - میباشد. در حالیکه آسیه اندرابی ریاست گروه را بر عهده دارد، هیئت مشاوران با عنوان مجلس شورا در رأس ساختار سازمانی قرار دارند و ناهید نسرین نیز بعنوان دبیرکل سازمان انجام وظیفه میکند.
در ابتدا آسیه اندرابی با بخش زنان (جماعت اسلامی) کار میکرد اما از آنجائیکه چارچوب فکری این حزب برای او قابل قبول نبود رسما از حزب کنارهگیری کرد و خودش مستقلا گروهی از زنان انقلابی مسلمان را در قالب حزب دختران ملت برای مبارزه با هند بسیج نمود.
سید آسیه اندرابی عمیقا تحت تاثیر انقلاب اسلامی ایران و ضوابط حاکم بر انقلاب است. گروه دختران ملت اکنون تقریبا در تمامی تظاهرات مردم کشمیر حضور دارد و با حمل پلاکاردها و دادن شعارهای ضد هندی و شعارهائی مبنی بر برقراری حکومت اسلامی سعی کرده است تا حضور ویژه زنان را همواره نمایش بگذارد.
(دختران ملت) یکی از ده گروه سیاسی است که حزبی سیاسی بنام تحریک حریت کشمیر را تشکیل دادهاند. هدف این حزب که در مارس 1990 و به رهبری قاضی میان عبدالقیوم تشکیل شده بود، همسو کردن اهداف مشترک گروههای معروف و صاحب نام کشمیر و اتحاد بیشتر در بین رهبران مبارزه میباشد. که بدو دلیل: 1- حزب جماعت اسلامی بزور میخواست در رأس قرار گیرد. 2- شرایط بنحوی بود که ضرورت اتحاد از طرف گروههای متحده درک نشده بود و اقداماتی جدی صورت نگرفت این حزب سیاسی شکست خورد.
اصول مهم اعتقادی و فکری و اجرائی گروه دختران ملت عبارتند از:
1- تاکید به زنان کشمیری بر حفظ اعتقادات مذهبی و پایبندی به سنن ملی و اسلامی.
2- طرفداری از اتحاد مسلمانان.
3- اعتقاد به اسلام انقلابی و الگو گرفتن از انقلاب اسلامی ایران.
4- اعتقاد به عدم وجود مرز در جهان اسلام و تلاش در جهت اتحاد درونی جهان اسلام برای نیل به تفوق جهانی.
5- توصیه به زنان برای دیدن آموزشهای نظامی.
6- ایجاد اردوگاههای پرستاری بمنظور مراقتبهای لازم از مبارزین مجروح در موارد ضروری.
پیدایش گروههای جدید در میان زنان جامو و کشمیر باعث نشده تا موقعیت گروه دختران ملت و رهبران آن تضعیف گردد و محبوبیت آنها در میان زنان کشمیری از بین برود بلکه سبب استقبال روزافزون زنان و دختران جوان از این گروه شده است. این گروه از نظر مالی متکی به اعضاء و هوادارانش است. این سازمان با گسترش فعالیتهای خود تاکنون حدود سی کلاس قرآن را در سطح دره کشمیر برپا داشته است و با شناسائی دختران و زنان متعهد آنان را آماده جذب گروه و ورود به جنبش اسلامی مردم کشمیر میکند.
البته احزاب و دستجات گوناگونی هم اکنون در کشمیر فعالیت میکنند که میان مردم ناشناخته هستند و فقط با ائتلاف با یکدیگر و تشکیل جبهه وسیعتر و گستردهتری خود را شناساندهاند. در راستای اتخادهای ناپایدار اخیرا شش گروه:
1- حزب المجاهدین 2- تحرک جهاد اسلامی 3- حزبالله 4- مجاهدین العمر 5- نیروی جانباز مسلمان 6- گروه عملیات پالاکوت یک مجمع مشترک بنام شورای متحده جهاد تشکیل دادند.
البته بیشتر این گروهها و سازمانها بسیار کوچک هستند و دارای تشکیلاتی وسیع و شناخته شده نمیباشند و بهمین دلیل اکثرا تابع نیروهای وسیعتر و گستردهتر میباشند. یا سعی میکنند طی ائتلاف با یکدیگر قدرت یابند. از دیگر احزابی که میتوان نام برد:
حزب کنفرانس مسلمانان (خواهان کشمیر آزاد)، کنفرانس خلق جبهه آزادیبخش ملی و اتحادیه آزادیبخش نام برد که دو جبهه اتحادیه آزادیبخش و آزادیبخش ملی دارای پیمانی نظامی برای عملیات چریکی و طرفدار مراجعه به آراء عمومی میباشند.
در بررسی عملکردها و دیدگاههای احزاب و گروههای مختلف منطقه میتوان اینطور نتیجه گرفت که بدلیل تفرق و اختلاف در بینش، استراتژی و تاکتیک گروههای موجود در دره کشمیر، چه آنهائی که مستقل هستند و چه آنهائی که وابستگی به پاکستان و یا هندوستان دارند و اغلب بر سر تاکتیکها و انتخاب هدف و شیوههای مبارزاتی اختلاف دارند، دولت محلی هم از آنها حداکثر استفاده را برده است و برای تضعیف بیشتر آنها اقدام میکند و باانتشار اعلامیه های دروغین بنام یکدیگر آنها را از دید مردم تضعیف میکند. همچنین گاهی بخاطر عدم هماهنگی و فقدان انسجام عملیات، یک گروه سبب دستگیری افراد گروه دیگر میشود بعنوان مثال وقتی یک سازمان عملیاتی چریکی را در منطقهای بر علیه نیروهای ساکسنا پیاده میکند و از معرکه میرود نیروهای امنیتی بلافاصله راهها را بسته و شروع به تفتیش و دستگیری مظنونین میکنند و در این میان عدهای از چریکهای گروه دیگر دستگیر میشوند که این مسئله سبب بروز درگیریهای بین خود گروهها گردیده است.
با توجه به احزاب و گروههای نام برده شده میتوان آنها را در 4 دسته منظم جای داد که این تقسیمبندی با توجه به عملکرد و اساسنامه و دیدگاههای آنان صورت گرفته است و کلا 4 جریان را ما شاهد هستیم:
1- احزابی که خواهان استقلال هستند مثل جبهه آزادیبخش جامو و کشمیر همانگونه که شرح دادیم و اکثریت اعضایش دارای عقاید مارکسیستی و چپ هستند و از امکانات تسلیحاتی و مرزی پاکستان استفاده میبرند ولی زیر چتر حمایتی پاکستان نمیروند.
2- جریان دوم افراد و احزابی هستند که طرفدار الحاق به پاکستان هستند که در اقلیتند و دارای قدرت نظامی زیادی نیستند. و الان در دره کشمیر افرادی را تربیت میکنند و از طریق گلبدین حکمتیار و از راههای جغرافیائی پاکستان کمکها عربستان سعودی به این مبارزان میرسد مثل المجاهدین.
3- جریان سوم خواهان وحدت با هند در چارچوب خودمختاری در زمینههای فرهنگی و اجتماعی و غیره بجز امور مالی و دفاعی هستند که نمونه بارز آن حزب کنفرانس ملی برهبری فعلی فاروق عبدالله است که بعلت سرکوب شدیدی که نیروهای ارتش و شبه نظامی در منطقه براه انداختهاند مردم خواهان این جریان نیستند. البته اگر سیستم سیاسی جا افتاده و دمکرات مآبانه هندوستان که نشأت گرفته از سیستم سیاسی انگلستان است میخواست در قالب مواد قانون اساسی کشورش حقوق همه ایالات را رعایت کند مردم کشمیر میتوانستند زندگی بسیار راحتتری را نسبت به کسب استقلال و یا پیوستن به پاکستان دارا باشند زیرا اوضاع سیاسی در هندوستان جا افتاده است و در آنجا کودتائی صورت نمیگیرد و مردم تقریبا همه دارای بینش سیاسی هستند و نظامیان نمیتوانند در آن جا پا بگیرند ولی اوضاع در پاکستان برخلاف هندوستان است و بافت حکومت بگونهای است که نظامیان در تمام صحنهها حرف اول را میزنند.
البته مردم کشمیر نیز خود میدانند الحاق به پاکستان مستحیل شدن همین مقدار باقیمانده از کشمیر میباشد (مثل بنگلادش قبل از استقلال) و آنها زیر سلطه نظامیان از بین خواهند رفت.
مردم کشمیر اگر نتوانند استقلال را بدست آورند (که احتمال آن خیلی هم ضعیف است) میتوانند خودمختاری با توجه به قرارداد سال 1975 بین خانم گاندی و شیخ عبدالله را بپذیرند بشرطی که دولت هند بتواند پذیرای حکومت اکثریت مسلمان بر این سرزمین باشند زیرا طبق روش حکومت هندیها در هر بخشی بایستی اکثریت قدرت را در دست بگیرند (مثل مناطق آسام و ایزورام که البته آنها مسلمانان را از اکثریت انداختند و در عوض هندوها را تقویت کرده و بقدرت رساندند).
4- جریان چهارم، گروهها و سازمانهائی هستند که از انقلاب اسلامی ایران نشأت گرفتهاند و خواهان ایجاد حکومتی شبیه حکومت جمهوری اسلامی ایران در کشمیر هستند از جمله این سازمانها گروه اسلامی جمعیت طلبا و سازمان دختران ملت را میتوان برشمرد. البته این گروهها همگی جوان هستند. و دارای تشکیلات وسیع و سازمانی همانند جبهه آزادیبخش جامو و کشمیر و یا جماعت اسلامی نیستند.
این احزاب در پی افول و زوال قدرت سازمانهای لائیک و غیر مذهبی از متن مردم برای ابداع شیوههای مبارزه خلق شدهاند. افرادی تشکیلدهنده این سازمانها میباشند که دقیقا از آرمانهای انقلاب اسلامی ایران و دستاوردهای تشکیلاتیش تأثیر پذیرفتهاند. بکارگیری روشهای انقلاب اسلامی ایران توسط معتقدین این جریان در دره کشمیر، در حقیقت تلاشی سمبلیک برای ترسیم خط مشی جدیدی دراین منطقه استراتژیک بشمار میرود. اقبال و گرایش مردم به این گروهها سبب شده است که در مدت کم موجودیتشان محبوبیت فراوانی کسب نموده و در جهت سازماندهی مردم اقدام کنند. عملکرد منفی گروههای طرفدار وهابیت منجمله سازمان جماعت اسلامی و معتقدین به مارکسیسم و سوسیالیسم نظیر اتحادیه آزادیبخش جامو و کشمیر و احزاب متمایل به هند و پاکستان که متناسب با تغییرات موسمی سیاستهای دو کشور تغییر جهت دادهاند سبب خستگی مردم از این احزاب گردیده است که جمعیت اسلامی طلبا بنحو مطلوب از این خلاء ایجاد شده بهرهبرداری کرده است.
پخش شبنامهها و فرامین امام خمینی و حمل پلاکاردهای مشخص در تظاهرات مردمی و بکارگیری شیوههای مبارزه مردمی در مقابله با نیروهای هندی و اتکاء آرمانهای عمیق اسلامی از استراتژیهای مشخص این جریان میباشد.
البته در حال حاضر این جریان در مراحل جنینی بسر میبرد و با مشکلات عدیدهای روبروست از آن جمله میتوان به حساسیت مشترک جناحهای درگیر نسبت به رشد این جریان و عدم وجود تشکیلات قوی از سوی سردمداران آن اشاره نمود که با توجه به حمایت مردم مظلوم کشمیر از این جریان میتوان تا حدودی به آینده روشن آن امیدوار بود. لازم بذکر است که این جریان توانسته است از مرحله شعار صرف عبور کرده و با سازماندهی هر چند ضعیف بخشی از مردم در جهت اتحاد واقعی مردم کشمیر حول محور اسلام اصیل، موفقیتهائی کسب کند.
قسمت دوم
در گذشته، زنان ایالت جامو و کشمیر بدلیل بافت سنتی در این ایالت، کمتر دیده میشد که در تظاهرات و سیاستهائی که بر ضد سلطه دولت لائیک هند برپا میشد حضور گسترده و فعالی داشته باشند. اما به مرور نقش زنان در مبارزات عینیتر شد و اتحادیهها و سازمانهای خاص برای زنان مبارزه بمنظور حضور و شرکت فعال در تظاهرات اعلام موجودیت کردند.
نخستین بار زنان ایالت جامو و کشمیر با حضور در تظاهرات سیصد هزار نفری که به مناسبت شهادت مولوی محمد فاروق امام جمعه مسجد سرینگر و جمعی از شهدای ایالت برگزار شد شرکت کردند. بیش از چهل درصد جمعیت را زنان تشکیل میدادند و این در تاریخ تظاهرات در دره کشمیر رویدادی بینظیر بود. عمر حضور زنان در مبارزه بسیار کم است و این مسئله بخاطر تاکید فرهنگ سنتی مردم به خانهنشین بودن بسیاری از زنان و دختران کشمیری چه قبل و چه بعد از ازدواج میباشد. عدهای نیز که راه به بیرون از خانه پیدا میکنند. راهی مزارع و مراکز کار (عمدتا صنایع بافندگی، رنگرزی و هنرهای دیگر) میشوند. از آن گذشته در ایالت جامو و کشمیر اغلب مردم بیسواد هستند و این موضوع در بین زنان بیشتر بچشم میخورد. با رشد اسلامگرائی و تکیه بر اسلام، جنبش کشمیر رنگ و معنای عمیقتری یافت و با رشد این باور در بین (زنان)، جایگاه آنان در جنبش نیز مطرح گشت یک نکته دیگر را نیز باید اضافه کرد و آن اینکه وجود باورها و اعتقادات سنتی به خانوادههای کشمیری کمتر اجازه دخالت زنان در امور اجتماعی و سیاسی را داده است و فعالیت آنها در صورت ظاهر شدن در روستاها و کوچه و خیابانها همانا عمدتا محدود به کارهای کشاورزی و صنایع ظریفه بوده است. رواج این فکر که زنان هم میتوانند در صحنه مبارزات باشند را بیشتر حزب جماعت اسلامی بر عهده داشته است. با ورود جوانان به صحنه مبارزه و مطرح گشتن افکار جدید و مترقی بر مبنای اندیشههای اسلامی این رهبران سنتی رفته رفته جایگاه قدیمی خود را از دست دادند.
زنان نیز در خلال یکی دو سال گذشته توانستهاند منشاء بسیاری حرکتهای مردمی باشند و در بسیاری از مقاطع دوشادوش مردان وظائف سنگینی را بردوش بکشند.
«دختران ملت» مشهورترین و معتبرترین سازمان زنان ایالت بشمار میآید. اکنون زنان مسلمان و انقلاب جامو و کشمیر میدانند که در نبودن تشکیلات مناسب و اسلامی مربوط به این قشر از جامعه امکان هر گونه انحراف از جانب زنان میرود.
بعلاوه وظائف و مسئولیتهای زنان کشمیری در لابلای باورهای سنتی و برداشتهای غلط مذهبی میرفت که به بوته فراموشی سپرده شود.
آنجائیکه سازمان (دختران ملت) تاکنون موفق شده ارتباط خوبی را با زنان منطقه و با کل مردم کشمیر برقرار کند منشاء جریانات مثبتی در رابطه با جنبش آزادی گردد. لازم است چگونگی این ارتباط و نحوه استقبال و برخورد زنان جامو و کشمیر با آن مورد مداقه قرارگیرد.
حرکت این گروه، از کلاسهای قرآن آغاز شد در این دوره کلاسها، آسیه اندرابی به تربیت شاگردانی پرداخت که بعدها بصورت اعضای (دختران ملت) درآمدند. در یک دوره خاص از تاریخ نه چندان دور کشمیر پنج سال پیش وقتیکه تهاجم فرهنگی هند از دروازههای کشمیر عبور کرد و به عنوان یک فرهنگ مسلط میرفت تا جای خاص خود را پیدا کند، مقاومت زنان مسلمان در مقابل ترویج فرهنگ زشت و ناپسند هند قابل توجه بود. در این دوره، زنان شهری کشمیری تقریبا حجاب را کنار گذاشته بودند. جو برای پذیرفتن بیحجابی کاملا مساعد بود. اجرای مراسم رقص از سوی دختران در مدارس و دانشکدهها و در صحنههای تئاتر در مقابل شخصیتهای محلی و هندی و نیز شرکت در شبنشینیها و مجالس به عنوان امری عادی درآمده بود. در این دوران تعداد بیشماری از زنان و دختران مسلمان ایالت به آسیه اندرابی پیوستند و با پوشیدن لباسهای اسلامی عملا در مقابل این فرهنگ ایستادند. نقش اندرابی در جنبش حاضر برای تهییج زنان بسیار حساس است. وی زنان را واداشته تا با هوشیاری قدم به قدم با مردان خود حرکت نمایند.
تعداد زنانی که در صف مقدم مخالفتها و تظاهرات هدف گلولههای ارتش و نیروهای امنیتی هند قرار گرفتهاند، بویژه در خلال شش ماه گذشته (از آغاز سال 1990 که اوضاع در جامو و کشمیر بسیار بحرانی میباشد) همواره رو به فزونی رفته است. علیرغم ممنوعیت تظاهرات عمومی، راهپیمائیهای متعددی متشکل از زنان صورت گرفته است. از جمله راهپیمائیهائی زنان در شهر سرینگر در ماه مارس ماه جاری میلادی که تظاهرکنندگان طی آن به طرف دفتر سازمان ملل متحد حرکت کردند و علیرغم حمله پلیس و نیروهای امنیتی به صفوف آنان و دستگیری تعدادی از زنان و تیراندازیهای متعدد حرکت خود را به طرف آن ادامه داده و در مقابل دفتر سازمان ملل متحد یک بیانیه غیررسمی صادر کردند که در آن اقدامات وحشیانه سربازان هندی بویژه در رابطه با زنان محکوم شده بود.
به هر حال، بعد از آن که زنان کشمیری مستقیما وارد عرصه مبارزه شدند و با پاگیری (جنبش زنان) که عمدتا از جانب سازمان دختران ملت صورت میپذیرفت، گروههای دیگری نیز با هدف تشکیل زنان و بسیج آنان در مبارزه جاری مردم کشمیر متولد شدند. گروههایی همچون «حزب مرکزی خواهران اسلام، و حزب دختران اسلام» یکی پس از دیگری پا گرفتند. اولی را زنی بنام «بخشی شکیل» از اتحادیه دانشجویان اسلامی و دومی را اتحادیه مردم جامو و کشمیر سازمان داد. البته دولت هند نیز بیکار ننشست و با نفوذ افرادی در درون این گروهها سعی کرد آنها را به انحراف بکشاند و حتیالمقدور از رشد افکار و باورهای انقلابی و اسلامی در میان مسلمانان جلوگیری نماید. به همین خاطر برخی از این گروهها تازه متولد شده زنان وضعیتی به ظاهر مشکوک یافتهاند.
اکنون پس از فشارها و حملات شدید ارتش و نیروهای امنیتی هند که در آن تعداد بسیاری از زنان کشمیری دستگیر یا شهید شدهاند و بدنبال اعلام غیرقانونی بودن فعالیتهای گروه «دختران ملت» برخی از رهبران گروه همچون آسیه اندرابی و ناهید نسرین زندگی زیرزمینی را در پیش گرفتهاند.
به هر تقدیر جنبش اسلامی در میان زنان کشمیری نیز جا باز کرده است. این حق از جنبش، هر چند هنوز غنا و جهت واقعی خود را کسب نکرده، اما بهرحال بارقههائی از امید را در دل زنان و دختران کشمیری ایجاد کرده است. این روزها چهره شهرهای دره کشمیر حتی با یک سال پیش متفاوت است و به زحمت زن بیحجاب کشمیری در کوچه و خیابانها دیده میشود و تمامی زنان دارای پوششهای اسلامی هستند.
گرایش به کسب علم و ادامه تحصیل حتی در مقاطع عالیه برای زنان که روزگاری را از جانب خانوادههایشان تحریم میشد اکنون به صورت امری رایج درآمده است و با گسترش آن زنان کشمیری نیز مستقیما وارد عرصه تصمیمگیری و فعالیتهای سیاسی و اجتماعی گشتهاند و آینده روشنی را برای رشد زنان در دل اسلام بر پایه تصویر کشیده است.
بعد از بررسی اجمالی احزاب و گروههای سیاسی در منطقه و نقش زنان کشمیری در بحران و حوادث اخیر میبایستی به نحوه عملکردها و سیاستهایی که دول هند و پاکستان در رابطه با ایالت کشمیر دارند نیز بپردازیم و آنها را تجزیه و تحلیل کنیم.
سیاستهای دولت هند در رابطه با اوضاع کنونی کشمیر
کشوری که امروزه در نقشه جغرافیایی جهان هند نامیده میشود از لحاظ وسعت هفتمین کشور و از نظر جمعیت دومین کشور در جهان است. کشوری با فرقهها و گروههای قومی و مذهبی گوناگون است. دارای پیشینه تاریخی بس طولانی است و تمدنهای قدیمی در این کشور وجود داشتهاند. در حقیقت شبه قارهای میباشد که در طول زمان کشورهایی چند از آن جدا گشتهاند هر چند که در درون هر هندی هنوز خواسته الحاق مجدد مناطق از دست رفته وجود دارد. تا اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم سلسلههای پادشاهی و حکومتی مختلف بر آنها سلطه داشتهاند و در اوایل قرن بیستم انگلستان قدرت مطلقه را در آنجا دارا بود. مهاتما گاندی رهبر مخالفان در هند با استفاده از سیاست مقاومت منفی توانست در سال 1947 استقلال هند را کسب کند پاکستان مسلماننشین نیز استقلالش را بدست آورد البته جدایی پاکستان از هندوستان دارای دلایل فراوانی است که از جمله آنها میتوان به سیاستهای تفرقهافکنانه دولت انگلستان حاکم بر شبه قاره برای چند پاره کردن هندوستان و همچنین سیاست دولتمردان هندی نسبت به مسلمانان و ... اشاره کرد که در این جدایی هندیها به سختی راضی به این امر شدند و تا آنجا که میتوانستند از جدا کردن مناطق مسلماننشین از خود، اجتناب ورزیدند مثلا منطقه حیدرآباد، گورداسپور و همچنین ایالت کشمیر میبایست به علت کثرت داشتن مسلمانان به پاکستان تعلق گیرد ولی با اعمال زور و فشار جلوی آن را گرفتند.
از زمان استقلال تا چندی پیش که مسائل کشمیر به صورت حادی جلوهگر شدند نخست وزیران چند بر صدر دولت هندوستان حکومت کردهاند که نهرو، لعل بهادر، شاستری و خانم ایندیرا گاندی از جمله آنان میباشند. در زمان نهر و جنگ اول و در دوران آقای شاستری حمله چین به هند و جنگ دوم پاکستان و هندوستان صورت گرفت که با مذاکراتی در تاشکند معاهده تاشکند شکل گرفت و در دو کشور آرامش جایگزین حالت جنگ شد. بعد از فوت آقای شاستری خانم ایندیرا گاندی در سال 1966 به صدارت هند رسید. در سال 1971 و در دوران صدارت ایشان جنگ سوم هند و پاکستان بر سر ایجاد کشور بنگلادش صورت گرفت و در طی دو جنگ اخیر پاکستان، مسئله کشمیر را نیز مطرح میکرد و سعی میکرد به انحاء مختلف از آن بهرهبرداری کند و آن را به عنوان برگ برندهای در مقابل هندیها همیشه عرضه کند. اما با بستن قرارداد سیملا در سال 1972 هند و پاکستان خطوط مرزی مناطق تتحت کنترل خود را به رسمیت شناختند و بدین وسیله هندیها پاکستان را از تعرض به کشمیر و هند بازداشتند. البته از سال 1966 تا 1977 که اولین شکست نصیب خانم گاندی گشت مسئله کشمیر تازگی خود را حفظ کرده بود و دولتمردان هندی هم سعی نمیکردند که خودمختاری قانونی کشمیر را در چهارچوب قرارداد 1975 رعایت کنند و سعی فراوان در هرچه بیشتر کمرنگتر کردن مفاد آن برای نفوذ بیشتر بر کشمیر میکردند. حزب خانم گاندی در انتخابات سال 1977 نتوانست پیروز شود و در ابتدا مو راجی نسای از حزب مخالف و سپس چائو دوری سینگ صدارت را تا سال 1980 در دست گرفته تا اینکه خانم گاندی در سال 1980 مجددا پیروز شد و به نخست وزیری رسید. حاکمیت وی تا زمان ترورش ادامه داشت و بعد از او پسرش راجیو گاندی تا سال 1989 قدرت را در دست گرفت ولی در آن سال چند حزب راست افراطی هندو مثل «بهارایتا جاناتا» تشکیل جبهه ملی رادادند و آقای وی. پی. سینگ به نخست وزیری هند برگزیده شد. با این مقدمات اجمالی سابقه تاریخی، موضع کشور هند در قبال کشمیر را مورد بررسی قرار دادیم ولی در رابطه با شرح تحلیلی مسئله کشمیر لازم است که به علل آغاز جنگ میان مسلمانان و هندوها و سیاستهای متخذه دولت نسبت به آن بپردازیم.
از جنبه تاریخی کشتار هندوها توسط پادشاهان مسلمان حاکم بر هند مثل اورنگ زیب و خراب کردن معابد آنها و سپس ساختن مسجد به جایشان آغازگر تحریک و کشتارها میان هندوها و مسلمانان بوده است و این مسئله همچنان تا زمان تسلط انگلیسیها ادامه داشته است که با استفاده از تشنجات میان آنها توانستند برای چندین دهه بر شبه قاره هند مسلط باشند. آنها با تیز کردن هر روزه این کینه توانستند تا سال 1947 از استقلال هند جلوگیری کند و بعد از استقلال هم سبب جدایی پاکستان از هند گشتند. مهاتما گاندی اولین نخست وزیر بعد از استقلال خواستار مسالمت میان فرقههای مذهبی بود و بارها با روزه سیاسی گرفتن شعله اختلافات را خاموش کرد ولی آتش این شعله زیر خاکستر بود و هر از گاهی رخ نشان میداد. بعد از او در زمان نهرو اختلافات وجود داشت و او هم در مورد کشمیر و مسلمانان آنجا نتوانست خط مشی روشنی را ارائه بدهد و فقط با ضمانتها و وعدههایی به طرفداری از خواست و تمایل مردم کشمیر در مورد حکومتشان دوران حیات سیاسیش را گذراند و در دوران او بود که اولین جنگ مسلمانان و هندوها بر سر کشمیر صورت گرفت و اینک با گذشت بیش از چهل سال تمامی افکار و اندیشههایی که نهرو مطرح میکرد به بوته فراموشی سپرده شده است. مبارزان مسلمان ایالت جامو و کشمیر سالهاست همان چیز را میخواهند که در بیانات و نوشتههای نهرو منعکس است اما دولت هند با توسل به اقدامات گوناگون سعی در به انحراف کشیدن نیات و اهداف آنان دارد و هندوهای متعصب نیز به سختی به حاکمیت و یکپارچگی هند چسبیدهاند و مسلمانان را به جرم اخلال و جدائیطلبی بشدت زیر فشارهای سیاسی - روانی و نظامی گذاردهاند و با انواع روشها سعی در تحقق نیافتن خواستههای مردم کشمیر دارند. ترفندهای گوناگونی که آنها استفاده میکنند، در ابعاد اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و نظامی است و با این اقدامات سعی دارند از نضج فعالیتهای بنیادی علیه دولت هند جلوگیری کنند. از جمله شگردهایی که از طرف دولت هند در مورد مسلمانان کشمیر اعمال میشود رهبر تراشی از میان افرادی است که بنحوی مقبولیت نسبی میان مردم دارند و سعی میکنند بدین وسیله انحرافاتی در نهضت پدید آورند. در این امر با توجه به نقطه ضعف موجود در بین چریکهای انقلابی و مسلمان متاسفانه فاقد رهبری و بینش انقلابی هستند تا حدودی توفیق یافتهاند و آنها را با وارد کردن یک مسلمان در کابینه خود ابتدا رضایت مسلمانان را که به حزب مورد نظر رأی دادهاند را فراهم میکند و سپس سیاستهای اسلامی خود را از طریق چنین شخصی که عامل نفوذیشان میباشد اعمال کند، مثلا مفتی محمد سعید که در کابینه وی. پی. سینگ عضویت دارد با آنکه مسلمان است شدیدا مخالف حرکتهای اسلامی در کشمیر میباشد و همچنین او همانند بسیاری از شخصیتهای مذهبی هند معتقد است آنجا که پای منافع ملی و یکپارچگی کشور مطرح باشد حتی باید اصول مذهبی را نیز زیر پا گذاشت. که سیاست زیرکانه دولت هند در گماردن مفتی محمد سعید به پست حساس وزارت کشور با توجه به پشتیبانی وسیع حزب افراطی بهاراتیاجاناتا از وی نکته ظریفی است که از دید ناظران سیاسی پنهان مانده است.
از دیگر ابعاد مقابله با مسلمانان کشمیر فشار و تحمیل خسارتهای اقتصادی و ایجاد مانع بر سر فعالیتهای تولیدی در این منطقه است. دولت هند با آنکه خود را یک حکومت لائیک معرفی کرده است و علیرغم آنکه براساس قانون اساسی هند، دولت نباید در سیاستها و تصمیمگیریهایش گرایشهای هندویی را در اداره امور دخالت دهد پیوسته بعد از استقلال مسلمانان را تضعیف کرده و حتی در مواردی که اکثریت با مسلمانان بوده است با کاربرد انواع حیلهها و فشارها به موقعیت اقتصادی و اجتماعی آنان لطمه وارد ساخته است از جمله در منطقه حیدرآباد که با مهاجرت مسلمانان پایههای اقتصادی منطقه که براساس کارکرد مسلمانان بود بهم ریخت و این سیاست را نیز در کشمیر اجرا کردهاند. در جامو و کشمیر به علت وجود اکثریت مسلمان قدرت اقتصادی در دست آنان است. کشمیریان از دیرباز بازرگانی بسیار ورزیده بودند و همواره در سطح منطقه و بسیاری از نقاط جهان به عنوان افراد باهوش و مبتکر شهرت داشتهاند و اکثریت مسلمان منطقه در دره کشمیر که امروزه مرکز اصلی رشد و تربیت جوانان مسلح ضدهندی شده است زندگی میکنند و سرزمین کشمیر دارای توان، توسعه و رشد در زمینههای کشاورزی صنعتی و خدماتی و توریستی است از این رو دولت مرکزی هند همواره در صدد جلوگیری از رشد و توسعه اقتصادی این ناحیه بوده است زیرا معتقد است با ضربه زدن به اقتصاد کشمیر مستقیما گروههای چریکی را تضعیف میکند زیرا چریکها در ارتباطی تنگاتنگ با مردم هستند و بخش قابل توجهی از نیازهایشان را از این مردم فراهم میکنند.
به علاوه دولت هند ده ماه است که مغازهها و بنگاههای تجارتی در سراسر دره را به حال تعطیل درآورده است و توریستهایی که به کشمیر میآمدند تا هم از مناظر زیبای آنجا و هم از صنایع دستیش بهرهمند گردند به دیگر شهرهای منطقه مثل لاداخ و جامو راهنمایی میکند و حتی طوری برنامههای پرواز توریستها را مرتب کردهاند که در شهر سرینگر (مرکز کشمیر) توفقی نداشته باشند و این مسئله بعلاوه جلوگیری از صادرات صنایع دستی ضرر فراوانی هم به مراکز جذب توریست و هم به صنایع دستی کشمیر زده است و میلیاردها روپیه از این طریق به آنها خسارت وارد آمده است.
از دیگر فشارهای وارده اخراج و کاهش حقوق کارمندان مسلمان است در صورتیکه همتایان هندوی آنها از مزایا و پاداشهای بیشتری برخوردار گشتهاند. صدها تن از کارمندان بدون حکم دادگاه اخراج و یا از کار معلق گشتهاند که در نتیجه اخراج پنج تن از کارمندان عالیرتبه، کلیه کارمندان شهر سرینگر مدت طویلی است که در حالت اعتصاب بسر میبرند و این راه تا کسب امتیازات مورد نظر ادامه خواهد داد. البته دولت هند در واکنش به این عمل اتهام تمامی آنان را کمک به همکاری با چریکها و داشتن اعتقادات جداییطلبی عنوان کرده است. نرساندن دارو به بیمارستانها و مرگ صدها مسلمان با توجه به این امر که پزشکان مسلمان کمک به چریکها میکنند از دیگر اقدامات ضدمردمی دولت هند میباشد. در سرینگر اکثر سوداگران دارو هندی هستند که با تشدید اوضاع از آنجا به دیگر مناطق مهاجرت کردهاند و حتی کمک دارویی یکی از میلیونرهای کشمیری ساکن در آمریکا نیز به هندیها داده شد.
دولت هند برای مبارزه با چریکها و مبارزان مسلمان کشمیر مقررات ویژهای را برای عبور و مرور وضع کرده است که تخطی از آن مرگ را برای مردم به همراه دارد و گاهی به صورت ناگهانی اعلان منع عبور و مرور میکنند و تمامی کسانی را که در حال رفتن به خانه و یا پائین کشیدن کرکره مغازهایشان هستند به رگبار مسلسل میبندد و یا به کشاورزان اجازه نمیدهند که به سر زمینهایشان بروند و در نتیجه ذخیره غذایی مردم کاهش یافته است و مردم در خطر قحطی و گرسنگی قرار گرفتهاند. فشارهای حکام مرکزی آنقدر گسترده میباشد که حتی برخی از عناصر وابسته به دولت را نیز ناچار به اعتراض و بیان حقایقی دردناک کرده است.