چشمانداز فرآیندی مملو از خلاقیت است که اطلاعات شناخته شده و آرای جدید را ترکیب میکند و سپس آنها را در فنآوریهای نوین تلفیق مینماید و با لحاظ الزامات سازمانی آنها را در فرآوردهای بدیع ترکیب میکند.
چشمانداز در قلمروی برنامهریزی استراتژیک یابد آینده محور باشد و به عنوان یک مبنای عینی در خدمت سازمان و جامعه قرار گیرد. از این رو چشمانداز را نمیتوان در هر سال تغییر داد، بلکه باید دارای ثبات باشد. چشمانداز موفق تصویری روشن از آینده را ترسیم میکند و هر چند مربوط به آینده است ولی با فعل حال صرف میگردد گو آنکه هم اکنون تجلی یافته است. در این نگاه چشمانداز باید به اعضای جامعه احساسی منتقل نماید مبنی بر اینکه حیات فردی و اجتماعی آنان با اهداف مشروع و قابل درک سند چشمانداز در هم تنیده گردیده است.
چشمانداز یعنی آنچه که فرد یا جامعه در آیندهای مشخص و در چارچوب عمل به اصول برنامهریزی شده به آن میرسد. از این رو در این تعریف چگونگی کشف و خلق چشمانداز و همچنین آگاهی از فنون تحقق و مدیریت چشمانداز از اهمیت خاصی برخوردارند. در این تعریف فعل شدن واژهای کلیدی است. به عبارتی چشمانداز پاسخی است شفاف و روشن به این سوال که جامعه (یا فرد) دارای چه نوع حیاتی است و دارای چه رسالتهایی میباشد. در این تعریف چشمانداز از جمله واژگانی است که به کرات به کار گرفته میشود ولی به ندرت درک میشود. در این راستا بسیاری از مدیران مفهوم چشمانداز را درک نمیکنند و از علت اهمیت آن اطلاعی ندارند. واژگانی همچون ارزشها، رسالتها، نیات و اهداف استراتژیک پیوسته و به غلط هم معنی چشمانداز تلقی میگردند. با این حال یکی از شناخته شدهترین تعاریف چشمانداز از جانب برتنانوس به عنوان یک متخصص سرشناس در این حوزه مطرح گردیده است. در نگاه وی چشمانداز یعنی آیندهای واقعی، قابل وثوق و معتبر و جذاب که برای یک فرد، سازمان و یا جامعه متصور میشود. چشمانداز باید بر اساس واقعیتها طراحی گردد تا بتوان آن را معنادار تلقی نمود، چشماندازی که مبتنی بر واقعیات جامعه نباشد خیال و وهم است. قابل وثوق بودن و میزان باورپذیری یک چشمانداز به اصل مرتبط بودن آن برمیگردد، یعنی چشمانداز باید برای چه کسی باورپذیر باشد آیا برای مدیران و مجریان و یا آنکه برای اعضای جامعه باید باورپذیر باشد چشماندازی که قابل وثوق کلیه عوامل دخیل در آن نباشد هرگز نمیتواند اهداف و رسالتهای خود را محقق سازد. جذابیت چشمانداز نیز باعث الهامبخشی آن میگردد. چشمانداز بدون جذابیت نمیتواند در عمل فعل شدن را صرف نماید و نکته نهایی آنکه چشمانداز جایگاه آینده ما است و به ما میگوید باید در آینده کجا باشیم و چشماندازی که بر زمان حال تاکید دارد، اساسا مفهومی متناقص است. ناتوس معتقد است یک چشمانداز خوب یعنی چشماندازی که مبتنی بر واقعیات است، چشماندازی که جذاب و همچنین قابل وثوق است و البته چنین چشماندازی میتواند کارکردهای مهم ذیل را داشته باشد:
ـ مهمترین کارکرد چشمانداز آن است که به مردم انرژی و نیرو میدهد و تعهد آنها به سیستم را جذب مینماید: به عبارتی دارای ویژگی انگیزشی است و در جامعه باعث ایجاد شور و حرکت و تعهد میگردد.
ـ چشمانداز زندگی افراد جامعه (یا سازمان) را معنیدار میکند: در پرتو سند چشمانداز افراد خود را به عنوان جزیی از کل یک مجموعه بزرگتر میدانند و از این رو پیشرفت خود را در گرو توسعه کل میدانند.
ـ چشمانداز بهترین معیار عمل را در اختیار کارگزاران قرار میدهد: در یک جامعه معمولا مدیران و برنامهریزان و کارشناسان جابجا یا تغییر مییابند ولی چشمانداز ثابت است و معیار سنجش پیشرفت هر کدام از آنان میزان عمل و حرکت آنان به سوی تحقق اهداف چشمانداز خواهد بود.
ـ چشمانداز پلی است بین حال و آینده: چشمانداز خوب فعالیتها و آرمانهای اعضای جامعه را متمرکز بر آینده میکند و آنان را از دایره ساکن حال جدا میکند. چشمانداز اجازه نخواهد داد که مسایل سطحی و دغدغههای روزانه جایگزین رسالتها و اهداف بلندمدت گردد. از این رو برای نیل به چشمانداز لازم است برنامههای استراتژیکی تدوین گردد که ناظر بر چگونگی حرکت جامعه از وضعیت فعلی به وضعیت ایدهآل یعنی همان چشمانداز باشد.
ویژگیهای یک چشمانداز مطلوب
ـ چشمانداز مطلوب ـ الگوی ذهنی ـ یک وضعیت مشخص در آینده است. چشمانداز در برگیرنده تفکر پیرامون آینده است و همچنین در برگیرنده الگوپردازی وضعیتهای آینده محور است. چشمانداز در زمان حال وجود ندارد و البته هم احتمال حصول آن در آینده موجود است و هم احتمال عدم تحقق آن.
ـ یک چشمانداز خوب آرمانگرا است: واقعا چگونه یک چشمانداز میتواند هم واقعگرایانه و هم ایدهآلیست باشد. روش مصالحه این دو ویژگی متناقض در چشمانداز به این صورت است که واقعگرا بودن چشمانداز به این معنا است که مردم به عملی شدن و حصول اهداف آن اعتقاد دارند و از دیگر سو دامنه توسعه اهداف آن (ایده آلیست بودن چشمانداز) به این معنا است که به آسانی قابل حصول و عملی شدن نمیباشد.
ـ چشمانداز مطلوب، منطبق با فرهنگ (ارزشها و باورهای ثابت) در زمان مختلف است: چشمانداز خوب به گونهای است که ارزشها و باورهای جامعه را تقویت میکند و فرهنگ شناختی را از طریق توسعه فرهنگ عینی مبتنی بر باورهای اجتماعی بسط میدهد و چشمانداز نباید در زمانهای متفاوت ارزشهای متفاوت را مبنای برنامهریزی قرار دهد.
ـ چشمانداز مطلوب در برگیرنده ایدهآلها و معیارهای متعالی برای سنجش میزان تحقق اصول خود است: از آنجا که ممکن است مدیران و کارگزاران سازمانها، وزارتخانهها و نهادهای اجتماعی دستخوش تغییرات و تحولات متداول گردند، لازم است معیارهای دایمی در قالب چشمانداز، راهنمای تمرکز فعالیتهای اجرایی و برنامهریزی قرار گیرد. سلایق و اولویتهای افراد در زمانهای مختلف باید منطبق با استانداردهای چشمانداز باشد و سنجههای اثربخشی جهت خوبی یا بدی فعالیتها یعنی انطباق یا عدم انطباق آنها با چشمانداز فعال گردند.
ـ چشمانداز مطلوب الهامبخش است و شور و تعهد در جامعه میآفریند: افراد باید از طریق چشمانداز به شور و حرکت در آیند و در خود احساس تعهد و التزام نمایند. چشمانداز منبع الهام زندگی افراد است و آینده مجسم و آیینه امیال آنهاست.