ناصر بهرامیراد
سفر روز جمعه احمدینژاد به سوریه و دیدار چهرههای برجسته مقاومت لبنان و فلسطین مانند سیدحسن نصرالله، خالد مشعل، رمضان عبدالله، احمد جبرییل و نایف حواتمه با او در دمشق، با موجی از تبلیغات سوء رسانههای صهیونیست و غربی همراه شد.
شبکه ده تلویزیون رژیم اشغالگر قدس از این دیدارها باعنوان «نشست خطرناک سران» یاد کرد و تحلیلگران آن هدف از برگزاری آنها را صدور دستورهایی از سوی تهران خطاب به نمایندگان منطقهای ایران برای اقداماتی که باید در منطقه انجام دهند، ذکر کردند.
تحلیلگر روزنامه هاآرتص از وقوع جنگی که جزئیات آن در کابینه و کمیسیونهای خارجی و امنیتی کنست مورد بحث قرار میگیرد، خبر داد و نوشت: دو روایت وجود دارد، یکی اینکه ایران و سوریه و حزبالله بهطور مشترک در روزهای آینده به اسرائیل حمله میکنند، و دیگر آنکه حزبالله حمله را آغاز و سپس سوریه با موشکهای دوربرد به جولان هجوم خواهد برد.
یدیعوت آحارنوت بزرگترین تیتر خود را به این جمله اختصاص داد: میلیونها نفر و نیز تأسیسات زیربنایی اسرائیل از حملات موشکی آسیب خواهد دید.
روزنامه معاریو با اشاره به رزمایش اخیر سوریه، از زبان صهیونیستهای ساکن مناطق اشغالی اظهار داشت: آیا همانطور که آبراهام برگ توصیه کرده باید ویزا بگیریم و از اسرائیل خارج شویم یا برای پیشگیری جنگی که منجمان پیشگویی کردهاند تعطیلات آب (مرداد) خود را در جاهایی مثل لندن سپری کنیم؟
روزنامه الشرقالاوسط چاپ لندن یکی از اصلیترین مدافعان سیاستهای خاورمیانهای آمریکا ادعا کرد به جزیئاتی از توافقنامه همکاریهای ایران و سوریه دست یافته که شامل اقلام نظامی از جمله هواپیماهای میگ و سوخو، تانکهای ذوالفقار و تی72، موشکهای میانبرد، موشکاندازهای آرش و نازعات، موشکهای سطح به سطح سی 801 و سی 802 و همچنین کمکهای فنی در زمینه تحقیقات هستهای و تسلیحات شیمیایی میشود!
شایعاتی که رسانههای صهیونیستی و حامیانش درباره محتوای دیدارهای رئیسجمهوری اسلامی ایران در دمشق با اصرار تمام منتشر میکنند، بیش از هر چیز حکایت از هراس فزاینده کارگزاران رژیم اشغالگر نسبت به آینده پیشرویشان دارد، و اینکه نهتنها نظامیان صهیونیست بلکه حتی ارتشهای مدرن ناتو و آمریکا هم قادر نیستند تغییری در سرنوشت محتوم این رژیم غاصب و جعلی ایجاد کنند. صرف نمایش روحیه و همدلی میان ایران، سوریه و جریان مقاومت اسلامی در لبنان و فلسطین اشغالی توانسته چنین موجی از وحشت را به ارکان متزلزل رژیم اشغالگر حاکم کند و سکوت معنادار حامیان قسم خورده رژیم صهیونیستی هم خواسته یا ناخواسته، بر این واقعیت مهر تأیید میزند. طبعاً روی دیگر این سکه آرامش و اطمینانی است که در میان ملتهای ستمدیده منطقه بخصوص دو ملت مظلوم فلسطین و لبنان پا میگیرد و آنان را به آیندهای روشن امیدوار میکند.
اما روی دیگر تبلیغات و شایعهپراکنی گسترده رسانههای غربی و صهیونیست، ترسیم چهرهای مظلوم از رژیم اشغالگر برای ساکنان مناطق اشغالی و افکار عمومی اروپا و آمریکاست.
سران رژیم صهیونیستی که با برآوردی نسبتاً صحیح از شرایط منطقهای، یعنی توانمندی سیاسی و نظامی و امنیتی اسرائیل و آمریکا و ناتو از یکسو و اقتدار سیاسی و نظامی و امنیتی و دیپلماتیک جمهوری اسلامی ایران، سوریه، حزبالله لبنان، دولت حماس و مقاومت اسلامی فلسطین از سوی دیگر، از هر نوع اقدام تجاوزکارانه جدید مأیوس و از نتایج چنین اقدامی نگرانند، ترجیح دادهاند به خیال خام خودشان با مظلومنمایی و تحریک افکار عمومی، حریم امنی بسازند. اما آیا وصله مظلومیت و در معرض هجوم قرار گرفتن به رژیم صهیونیستی میچسبد؟
در پاسخ این پرسش حتی اگر از سابقه بیش از نیمقرن تأسیس رژیم غاصب صهیونیست هم بگذریم، نگاهی به حوادث یکی دو سال اخیر به روشنی از خوی تعطیلناپذیر تجاوزگری و وحشیگری صهیونیستها حکایت دارد. رژیم اشغالگر قدس از زمان اعلام تأسیس تا به حال همواره در حال تجاوز بوده و طی چند دهه همواره از دستاوردهای جنایت و خونریزی بهرهمند شده است، تا آنکه با ظهور پدیده مقاومت اسلامی در لبنان و فلسطین مسیر تجاوزگری و جنایت، بهجای پیروزی و گسترش و تداوم اشغال، به سمت شکستهای خفتبار صهیونیستها تغییر جهت داد.
جنگ سیوسه روزه سال گذشته اشغالگران با حزبالله لبنان واضحترین شکستی بود که ارتش و رژیم صهیونیستی متحمل شدند ولی حتی در آن جنگ نیز متجاوز و حملهکننده صهیونیستها بودند. در هفته دوم این جنگ حماسی بود که دان حالوتس رئیس ستاد مشترک رژیم صهیونیستی اعتراف کرد: ما از دو ماه قبل آماده حمله بودیم و میخواستیم آن را اجرا کنیم ولی حزبالله پیشدستی کرد. ژنرال بازنشسته آمریکایی وتسی کلارک هم در کتاب «پیروزی جنگهای مدرن» فاش کرد بعد از حادثه یازده سپتامبر حمله به لبنان در چارچوب طرح خاورمیانه بزرگ از سوی بوش برنامهریزی شده بود.
ارتش اسرائیل حتی پس از شکست در جنگ سیوسه روزه لحظهای از جنایت و خونریزی بخصوص در نوار غزه خودداری نکرده، و علاوه بر آن تهدید کشورهایی مانند لبنان، سوریه و ایران را بهطور مداوم ادامه داده است. بلافاصله پس از جنگ سیوسه روزه، روزنامه مصری الاهرام به نقل از مقامات آگاه صهیونیست از احتمال حمله قریبالوقوع آمریکا و اسرائیل به سوریه خبر داد. اواخر آبانماه سال 85 ایران از تهدیدات مکرر رژیم صهیونیستی در خصوص حمله نظامی، رسماً به سازمان ملل شکایت کرد، و اردیبهشتماه امسال وزیر جنگ رژیم صهیونیستی گفت: با وجود گزارش کمیته وینوگراد، ممکن است دوباره به حزبالله لبنان حمله کنیم.
اواسط زمستان سال گذشته در همان حال که بررسیهای جدی درباره دلایل شکست نظامیان صهیونیست در دستور کار این کمیته قرار داشت، سایت دبهکا (DEBKA) که وابستگی خود را به سرویس اطلاعاتی رژیم صهیونیستی به صورت علنی و رسمی اعلام میکند از وجود تابستان داغ در سال 2007 میلادی و حمله گسترده اسرائیل و آمریکا به لبنان، سوریه، غزه و ایران خبر داد. اگرچه تبلیغات گستردهای که حول این موضوع صورت گرفت بیشتر مصرف داخلی داشت و برای کاهش فشارهای سیاسی انجام میشد ولی هدف آن «یکسره کردن تکلیف خاورمیانه» و «جبران شکست جنگ سیوسه روزه» اعلام شد.