* آقای کاسپاروف، قصد داشتید در حاشیه کنفرانس سران اتحادیه اروپا و روسیه در سامارا علیه ولادیمیر پوتین دست به تظاهرات بزنید اما فقط تا فرودگاه مسکو توانستید بیایید.
** به من اجازه ورود به هواپیما داده نشد. آنها پاسپورتها و بلیتهای ما را جمعآوری کردند و 5 ساعت ما را نگه داشتند، بدون آنکه توضیح بدهند بر چه اساسی چنین رفتاری میکنند. دست آخر هم گفتند که باید بررسی کنند بلیتها جعلی نباشند!
*چه کسانی بودند؟
** نیروهای عملیات ویژه. نیروی شبه نظامی نبودند بلکه اینطور که بین ما معروف است «مردان لباس شخصی»، همکاران سازمان امنیت داخلی روسیه که از بالا دستور میگیرند و عمل میکنند، ماموریت داشتند که نگذارند ما اقدام به راهپیمایی و تظاهرات کنیم.
* پوتین در اجلاس سامارا بر این نکته تاکید کرد که در هیچ کجای جهان حتی در آلمان یک دموکراسی ناب و بیعیب و نقص وجود ندارد. شما قائل به چه درجهای از خلوص دموکراسی در سیستم سیاسی روسیه هستید؟
** ما طبعا میتوانیم در این باره که چه شکلی از دموکراسی در آلمان، فرانسه و آمریکا وجود دارد، بحث کنیم اما تا آنجا که به روسیه مربوط میشود، نباید درباره دموکراسی صحبت کنیم زیرا اینجا ابدا چنین چیزی وجود ندارد. روسیه یک کشور پلیسی تمام عیار است.
* آنگلا مرکل، صدر اعظم آلمان به طور حیرتآوری از پوتین به شدت انتقاد کرد. ارزیابی شما از مشاجرهای که در سامارا اتفاق افتاد چیست؟
**برای اولین بار، رهبران اروپا بسیار جدی اظهاراتی رسمی را نثار پوتین کردند. مرکل، پوتین را دچار یک وضعیت بغرنج کرد. باید این نکته را در نظر گرفت که پوتین معمولاً عادت به چنین انتقادات آشکار و شفافی ندارد.
مرکل به درستی مصلحت را در آن دید که وضعیت حقوق بشر در روسیه را مطرح کند و همچنین اظهارات خوزه مانوئل باروسو مبنی بر اینکه اتحادیه اروپا موضعی واحد در حل و فصل اختلافات اعضایش با روسیه دارد، هشدار مهمی از نظر همبستگی و وحدت نظر اتحادیه اروپا درباره روسیه است.
* آیا اجلاس سامارا اعلام آغاز دوران جدیدی در مناسبات شرق و غرب است؟
** سامارا یک نقطه عطف بود. برای بیان یک انتقاد، مکان تعیینکننده است. اگر کسی فقدان دموکراسی در کشورهای حوزه بالتیک را زیر سوال ببرد، آن طور که دیک چنی، معاون رئیسجمهور آمریکا این کار را کرد، طبعا واکنش منفی روسها را در پی دارد اما مرکل در خود روسیه این انتقادات را بیان کرد. سامارا قلب سرزمین روسیه است. مرکل بسیار تند و آشکارا به ارزیابی سیاست پوتین پرداخت. این یک فتح باب بود.
* بنابراین دوره الفاظ مهربانانه آن طور که معمولاً گرهارد شرودر بیان میکرد سپری شده است؟
**عامل مهمتر این است که اکنون رئیسجمهور جدید فرانسه سارکوزی به اینجا برسد که تونی بلر از صحنه خارج شده و برلوسکونی رفته است. فضا تغییر کرده و هیچ کس دیگر خود را فدای توهم پوتین نمیکند.
* پوتین عنوان کرد که اپوزیسیون روسیه، مرکب از گروههای سیاسی حاشیه است و گفت که اینها دیگر مزاحمی برای من ندارند.
** اگر کسی به منابع و امکاناتی که این دولت علیه ما به کار میبرد، نگاه بیندازد، میبیند که ما گروه کوچک قابل صرفنظر شدن نیستیم. از وقتی که پوتین به قدرت رسیده است، آن قدر که برای ما وقت گذاشته است، حتی یک درصد هم اعتنایی به نیروهای مخالفی نظیر احزاب کمونیست و ملیگراها نکرده است. جنبش ما با نام «روسیهای دیگر» واقعیتی مسلم و رقیب اصلی کرملین است.
* آیا پوتین باید از شما بترسد؟
** پوتین از هر مخالفی که در لوله آزمایش آزمایشگاهش در کرملین پرورش داده، میترسد. جنبش ما برای اهالی کرملین یک جسم خارجی است چون این جنبش در برنامههای خلقت موجودات آنها درج نشده است و اینکه این جنبش در خیابانها نیرو و انرژی میآفریند. آنها از این جنبش میترسند زیرا آن را نمیفهمند.
* چرا کرملین از نظر روانی بر خود مسلط نیست؟
** کرملین به راحتی میتواند به شما اجازه تظاهرات بدهد و بعد توجهات را به این نکته جلب کند که آزادی تجمعات در روسیه چندان هم بد و ناگوار نیست. موضوع اینجا بر سر رفتار عقلایی نیست. هر چه به انتخابات ریاست جمهوری سال 2008 نزدیکتر میشویم دستپاچگی و عصبانیت در کرملین بیشتر میشود. واضح است که نمیتوانند روی جانشین پوتین اتفاق نظر پیدا کنند. جنگ قدرت در داخل کرملین بیداد میکند.
* حرکت بعدی شما چه شکلی است؟
** تنها وقتی میتوان حرکتها را پیشاپیش محاسبه کرد که قواعد روشنی برای بازی وجود داشته باشد. بازی ما بیشتر شبیه رولت روسی است. ما فقط میتوانیم حدس بزنیم. در تابستان راهپیماییهای اعتراضآمیز دیگری را در مسکو و سنت پترزبورگ برنامهریزی خواهیم کرد.
ما باید به مردم این امکان را بدهیم در چنین برنامههایی شرکت کنند و به این ترتیب کرملین را وادار کنیم که قواعد دیگر بازی را هم بپذیرد. رفتار کرملین از نظر سیاسی باعث بهتزدگی و وحشت شهروندان بیطرف میشود. آنها هم شیوه عمل نیروهای امنیتی را دیگر پذیرفتنی نمیدانند.
* با این سیاست به چه چیزی میخواهید برسید؟
** من هیچ جاهطلبی و بلندپروازی شخصی ندارم. من وظیفه خودم را در این میبینم که در نقش هماهنگکننده این جنبش باقی بمانم تا ائتلاف ما یک شانس واقعی برای پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری داشته باشد.
* تا چه حد یک کاندیدای واحد میتواند برای اپوزیسیون مهم باشد؟ شما رئیس سابق بانک مرکزی روسیه ویکتور گراشچنکو را وارد بازی کردهاید.
** گمان میکنم به اتفاقنظر در مورد یک کاندیدا خواهیم رسید. وقتی گراشچنکو رئیس سابق بانک مرکزی و میخائیل کاسیانوف به عنوان نخستوزیر سابق حاضر هستند کاندیدا شوند این نشان میدهد که ما در حاشیه نیستیم.
ما یک دسته از نیروهای مخالف قوی و نیرومند را کنار هم میگذاریم.
*اخیرا به مرکز امنیتی لوبیانکا احضار شده بودید. آیا کرملین درصدد مرعوب کردن شماست؟
** تا آنجا که به ماهیت قانون و حقوق در روسیه مربوط میشود نباید خود را دچار توهم قانون کرد. قانون در روسیه با فرمول استالینی عمل میکند: کسی که بازداشت شد مجرم و گناهکار هم هست. کسی که خودش را قاطی سیاست میکند پیشاپیش مقصر است. ما این را میدانیم.
* از امنیت جانتان میترسید؟
** من محافظ شخصی دارم و میتوانم از خودم در یک حمله مستقیم دفاع کنم. وکلایی هم دارم اما برایم روشن هم هست که در یک حمله شدید اینها برایم فایدهای نخواهد داشت. فعالان دیگر در جنبش ما حتی چنین و پشتیبانیای را هم ندارند.