تاریخ یهودیان ایران
نوشتن تاریخ «کلیمیان ایران» در یک مقاله میسر نیست و خود نیاز به نگارش چندین جلد کتاب دارد.1 ولی بیمناسبت نیست که اشاره کوتاهی به عمل آید:
دوره باستان
سکونت و قم یهود در ایران به تاریخی در حدود 190 سال پیش از فتح بابل توسط کوروش و صدور زمان بازگشت یهودیان به «اورشلیم» باز میگردد. آنها اغلب در همدان و اصفهان سکنی گزیده بودند... در زمان جانشینان کوروش، مصر به تسخیر سپاه هخامنشی در آمد و فرمانی مبنی بر عدم تعرض به معبد یهودیان در مصر صادر شد. در عصر داریوش (552 ـ 486 ق.م) متصرفات ایران توسعه یافت و سرزمینهای یهودینشین هم بخشی از قلمرو حکومت داریوش بود. بنابر اساطیر بنیاسرائیل، یهودیان در دوران سلطنت خشایارشاه (522 ـ 286ق.م) به واسطه «استر» همسر و ملکه یهودی ایران، از توطئهای که برای قتلعام آنان چیده شده بود، نجات یافتند! با کشتهشدن داریوش سوم و سقوط دولت هخامنشیان تمامی خاک ایران به دست اسکندر مقدونی افتاد و جامعه یهود ایران، مانند بقیه ایرانیها تحت حاکمیت یونانیان قرار گرفتند... سیاست مذهبی سلوکیها، جانشنیان اسکندر، موجبات انزجار قوم یهود را فراهم آورد. برخی از پادشاهان سلوکی مجسمه ژوپیتر را در معبد یهود برپا داشته و آنان را مجبور به قربانی نمودن «خوک!» برای بتهای یونانی مینمودند... و اجرای بعضی از مراسم مذهبی آنان هم ممنوع گردید... در عصر اشکانیان بنابر روایات یهودیان، جامعه یهودی ایران مورد حمایت پادشاهان اشکانی قرار گرفت و روایات اهل مذهبی که در این عهد معمول بود، نسبت به یهودیان نیز اجرا شده است.
یهودیان در این دوره به بازسازی و ساماندهی تشکیلات و ساختار اداری ـ مذهبی پرداختند و معباد خود را در شهرهایی که در قلمروی اشکانیان بود، مرمت و بازسازی نمودند. در دوران حاکمیت ساسانیان، سیاست مذهبی شاهان ساسانی تحت تأثیر نفوذ موبدان تعییر یافت و روش تساهل و تسامح مذهبی تا اندازهای کاهش یافته و امتیازات مذهبی و استقلال محاکم یهودی لغو و اجرای احکام طبق مقررات مذهبی آنها، از سوی ساسانیان تعطیل شد. قبض و بسط آزادی مذهبی یهودیان ایرانی در دوران ساسانیان کاملاً مشهود است. به طور مثال میتوان اشاره کرد که در دوران بهرامگور، یهودیان از آزادی مذهبی برخوردار بودند، ولی در دوره حاکمیت یزدگرد دوم که تحت نفوذ موبدان بود، فرمانی صادر شد که یهودیان را مجبور میساخت روز شنبه را مقدس ندانند...! و تعطیل نکنند!
یهودیان در پناه حاکمیت مسلمانان
...اتخاذ روش مدارا و تسامح نسبت به پیروان ادیان (مسیحیان و یهودیان و زرتشتیها)، از هنگام فتح ایران توسط نیروهای اسلام یک سیاست ثابتی بوده که منبعث از تعلیمات آئین اسلام بوده است.
به گواهی اغلب مورخان اسلامی و غیراسلامی، قوم یهود هم چون سایر پیروان مذاهب، در کنف حمایت حاکمیت اسلامی، از آزادی مسکن و کسب و کار و آزادی عبادت و انجام مراسم مذهبی برخوردار بودند... تاریخنگاران یهودی اعمال پارهای تضییقات علیه یهود را یادآوری میکنند، از آن جمله میتوان به منبع استخدام آنها در ادارات دولتی، انجام عبادات به آهستگی، متمایز ساختن آنها با رنگ مخصوص در لباس2 اشاره کرد، ولی در دوران حاکمیت مغول بر ایران یک یهودی به نام سعدالدوله وزیر ارغون شاه شده و موقعیت یهودیان بهبود یافت. در حمله تیمور لنگ به ایران بسیاری از شهرها ویران گشت و جمیعت زیادی از ایرانیان، از جمله یهودیان متحمل خسارات جانی و مالی فراوانی شدند. بنا به روایات تاریخی؛ تیمور هنگام حمله به اصفهان 70 هزار تن را از دم تیغ گذراند و بسیاری از یهودیان هم در آنجا قتلعام شدند. و بنابر یک افسانه قدیمی، یهودیان اصفهان لنگشدن پای تیمور را از آن دو میدانند که در مراسم روزه بزرگ سال 1387م هنگامی که یهودیان در کنیسه مارون ولایت، با صدای بلند جمله توحید را ادا میکردند، تیمور که اتفاقاً از محله یهودیان عبور میکرد، بر اثر رم کردن اسبش، به زمین افتاد و پایش شکست و لنگ شد!
از این رو، او حکم قتلعام یهودیان را صادر کرد و کنیسه را به مسجد مبدل ساخت.3
اما یهودیان دوران عثمانی و صفوی برخلاف همکیشان خود که در اروپا مورد خشم و تعرض و قتل قرار داشتند، از توجه خاص سلاطین دولتهای عثمانی و صفوی برخوردار بودند. «حبیب لوی» در کتابش «تاریخ یهود ایران» به ذکر برخی از فشارها و سیاست تضییق مذهبی علیه یهودیان ایران در دوران صفویه میپردازد از جمله اینکه به هنگام باران، یهودیان حق آمدن به کوچه و خیابان و یا حق سوارشدن بر اسب و حق پوشیدن جوراب بلند را نداشتند.4 ولی باید اشاره کرد که انگیزهها و علل مذهبی، تنها محرک تعقیب کلیمیها در بخشی از دوره صفویه نبوده، بلکه اعمال آنها باعث این امر میشد، چرا که یهودیان ایرانی گاهی متهم به اشاعه فساد و فحشا و یا جادوگری و شرابسازی میشدند و تحت تعقیب قرار میگرفتند و همین سیاست و فشار شاهان صفوی، موجب مهاجرت یهودیان به خاک عثمانی گشت.
با سقوط دولت صفوی، وضع یهودیان ایرانی دگرگون گشت... در زمان نادرشاه، هفت خانواده کلیمی به عنوان خزانهدار به مشهد اعزام شدند که این تعداد تا قبل از شهریور 1320ش، حدوداً به پانصد خانوار رسید.5