تاریخ انتشار : ۳۰ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۱۰:۴۰  ، 
کد خبر : ۳۰۴۲۳

ابعاد مختلف اعدام صدام


فرید مرجایی

همانطور که عارف اجتماعی، علی طهماسبی متذکر شد، با مرگ یک دیکتاتور، الزاماً فرهنگ و مناسبات دیکتاتوری و «دیکته‌پذیری» از بین نمی‌رود. تصاویر پخش شده اعدام صدام برای بسیاری از مردم جهان، به دلیل خصوصیت پدیده رسانه و «نمایش»، در یک انزوای تاریخی _ مفهومی مشاهده می‌شود. به همین علت است که بحث‌هایی که در مورد این تصاویر مطرح شده است کامل و وابسته به قراین نیست. این تصاویر تلویزیونی اعدام صدام، از تاریخ اخیر عراق، از صدام و داستان و تاریخ قربانیان وی جدا است. در حقیقت اگر پیش از انتشار صحنه اعدام صدام، تصاویری از شکنجه شدن قربانیان صدام منتشر می‌شد، بحث‌هایی که پس از تماشای فیلم صورت می‌گرفت می‌توانست متفاوت باشد. تجربه قدرتمند پدیده رسانه و فیلم که ماجرا را در شأن تاریخی مناسبی منتشر نمی‌کند، این امکان را به وجود می‌آورد که بیننده نتواند دردها و رنج‌های قربانیان را به تجربه فوری و آنی تصویر مجازات مرتبط کند. لذا این مساله باعث می‌شود که به هنگام تماشای این فیلم، ما بسیاری از قربانیان صدام که نام و چهره آنها را در آن لحظه مشاهده نمی‌کنیم، فراموش کرده و از سرنوشت آنها بریده و جدا شویم.

در اروپا، یکی از دلایل اعتراض نسبت به اعدام صدام به خاطر مخالفت و خشم کلی مردم دنیا از سیاست‌های آمریکا در این منطقه است. لذا کاملاً قابل درک است که خشم دنیا از آمریکا، از نظر روانشناسی به حادثه مجازات صدام، انتقال یابد. ولی ما باید این مساله را نیز درک کنیم که مجازات صدام در درجه اول یک عنصر و فرآیند بومی عراق است. زیرا در عراق عنصری از حقیقت و تجربه، مستقل از طرح‌های آمریکا و سیاست سلطه در منطقه وجود دارد. این مساله یادآور یوگسلاوی در اوایل دهه 1990 است که برخی از فعالان سیاسی، فقط و فقط به خاطر مخالفت با سیاست‌های آمریکا، در مقابل عملیات قتل‌عام توسط صرب‌ها سکوت کرده و پاکسازی‌های قومی که در بوسنی صورت می‌گرفت را کم اهمیت جلوه می‌دادند. ولی در بوسنی یک حقیقت بومی مطرح بود و در تمامی این مسائل یک بخش بوسنیایی خارج از معادلات و دستکاری‌های آمریکایی نیز وجود داشت.

در منطقه خاورمیانه، برخی از عصبانیتی که مطرح شد چه بسا ارتباطی با تاریخ اعدام صدام (مصادف بودن آن با عید قربان) ندارد. بلکه اگر نگاهی عمیق‌تر داشته باشیم می‌بینیم که ممکن است علت اصلی این خشم کلی به خاطر کنار گذاشتن صدام و به خطر انداختن نظم و تنظیمات سیاسی سنتی بوده است. این نظم سیاسی سنتی، مورد علاقه حاکمان غیر دموکراتیک منطقه است که هیچگاه در برابر آمریکا ایستادگی نکرده و در نتیجه باعث ناتوانی جمعی و عصبانیت مردم کشورشان می‌شوند. در پاسخ به آن فرآیند و در نبود ابزار سالم دموکراتیک برای ابراز نارضایتی از اوضاع منطقه، اقلیتی به طور بیمارگونه در ذهنیت خود به قلدرها، جنایتکار بعثی و جزم‌اندیشانی چون اسامه متوسل شده و آنها را ناجی شرف ملی از دست رفته خود تصور می‌کنند. از طرفی، روند جدید به قدرت رسیدن حزب‌الله، حماس و دولت شیعه عراق از طریق انتخابات دموکراتیک، باعث نگرانی بعضی از حاکمان منطقه شده است.

در مورد روز عید قربان نیز سوءتفاهم‌هایی به وجود آمده است. در قوانین اسلامی یا کتب فقهی هیچ موردی وجود ندارد که در آن اجرای حکم مجازات و اعدام مجرمان و قاتلان محکوم شده در روز عید قربان ممنوع باشد. علمای سنی و شیعی هر دو به این مساله واقف هستند.

موردی که وجود دارد این است که آیا صدام به خاطر جنایت علیه بشریت گنهکار بوده است یا خیر. کاملاً ‌مشخص است که این دادگاه تا اندازه‌یی تحت نفوذ مقامات اشغالگر آمریکایی بوده است. به همین خاطر در این دادگاه به این مساله رسیدگی نشد که چگونه صدام از طریق رابط‌های خود در سازمان سیا و سفارت آمریکا در بغداد در سال 1964 در حزب بعث به قدرت رسید و پس از آن جناح چپ حزب بعث را نابود کرد.

این واقعاً تاسف‌آور است که اعدام صدام اندکی از کنترل خارج شد. ولی اساساً برگزاری مجازات صدام توسط سیستم قضایی داخل عراق به گونه‌یی طراحی شده بود که به صورت انسانی برگزار شود. البته بدون شک حکم اعدام صدام بسیار انسانی‌تر از اجرای حکم قربانیان صدام اجرا شد. صدام و دستگاه فاشیستی وی در حزب بعث قربانیان را با شکنجه به قتل می‌رساندند. به عنوان مثال آنها پیش از آنکه آیت‌الله محمدباقر صدر را به قتل برسانند میخ بر سر او فرو کرده بودند. پس از آن نیز تعداد زیادی از خانواده وی به قتل رسیدند. خواهر او بنت‌الهدی صدر که شخصی روشنفکر و شاعر بوده است پس از شکنجه شدن و چهار ماه زندان به قتل رسید. صدام به صورتی معین سیاست ریشه‌کنی خانوادگی را دنبال می‌کرد. از خانواده حکیم نیز تعداد اندکی باقی مانده‌اند. حدود 65 تن از اعضای این خانواده به قتل رسیده‌اند. سیدمحمدتقی خویی پسر آیت‌الله خویی نیز از این غائله مستثنی نبود و او نیز به قتل رسید. تمامی اعضای خاندان بحرالعلوم نیز توسط حکومت صدام به قتل رسیدند و تنها یکی از پسران وی توانست از مرگ فرار کند. این مثال‌های به خصوص ارائه شده است تا سابقه‌یی عینی از قربانیان صدام ارائه شود. البته نباید آن دسته از قربانیان ناشناسی را که در گورهای دسته‌جمعی صدام حسین کشف شده‌اند نیز فراموش کرد.

در برخی مناطق اینگونه عنوان شده بود که اعدام صدام باعث ایجاد خشم و تضعیف مصالحه در عراق خواهد شد. با توجه به درگیری‌های فرقه‌یی در عراق، طرح آشتی بین اقوام مختلف یکی از مهمترین مسائل و اهداف است. رهبران شیعه و سنی بایستی با یکدیگر وارد دیالوگ و مذاکره شوند تا بتوانند از تشدید درگیری بین شیعه و سنی جلوگیری کنند. با هدف سلطه‌جویی در منطقه، در حال حاضر نیروهایی خارجی به این مشکل دامن می‌زنند. آن دسته از بمب‌گذاران انتحاری که دائماً زنان و کودکان را در بازارها، مساجد و اکنون دانشگاه هدف قرار می‌دهند، به هر حال همه تلاش خود را پیش از اعدام صدام در 30 دسامبر به کار گرفته بودند. طرح آشتی ملی نمی‌تواند تنها از یک سو دنبال شود. این مساله تنها در صورتی قابل دستیابی است که دو طرف همدیگر را به رسمیت بشناسند و به هم احترام بگذارند. صدور بیانیه‌های ضدشیعی توسط روحانیون سنی و وهابی و عریضه‌هایی که در آن شیعیان را افرادی مرتد معرفی می‌کنند اصلاً ‌کمک نمی‌کند. حدود چهار هفته پیش 35 مفتی وهابی یک عریضه این چنینی را امضا کرده بودند.

سناتور آمریکایی «جوزف بایدن» ‌همواره می‌گوید بخش بیشتری از درآمدهای نفتی باید تقسیم شود. این در حالی است که بمب‌گذاران انتحاری که دارای تفکراتی مذهبی ـ روانی بوده و غیرنظامیان را در اماکن عمومی هدف قرار می‌دهند تحت تاثیر یک نگرش جزم‌اندیش افراطی هستند که دیگران را به صورت ساختاری و بنیادی تحمل نمی‌کنند. یک فرهنگ تساهل و تسامح راه چاره این معضل است و گرنه به نظر نمی‌رسد که «تکفیری‌ها» به خاطر پول نفت انعطافی به خرج بدهند. این مساله، دستیابی به آشتی ملی را دشوار می‌سازد. طی سال‌های گذشته «ابن‌باز» عالی مقام‌ترین مفتی وهابی در عربستان فتواهای ضدشیعی بسیار زیادی را صادر کرده است که آنها را مرتد خوانده است. اگر کسی واقعاً در مورد مصالحه جدی است بررسی جدی این موضع‌ها کمک‌کننده خواهد بود. یکی از الزامات طرح آشتی ملی این است که شیعیان به عنوان شهروندان این کشورها به رسمیت شناخته شوند و از تمامی حقوق خود برخوردار باشند و مورد سرکوب قرار نگیرند.

در دوران حکومت عثمانی، بریتانیا و بعثی‌ها، شیعیان عراق مورد سرکوب قرار گرفته و اجازه مشارکت در روند سیاسی را نداشتند. این در حالی است که اصلاً درست نیست اکثریت یک جمعیت را بی‌قدرت نگاه داریم. در حال حاضر شیعیان که اکثریت جمعیت عراق را تشکیل می‌دهند حق دارند به صورت سیاسی سازمان‌دهی شوند و در حوزه عمومی نیز شرکت داشته باشند. اکثر ناظران نیز ممکن است با این مساله موافق باشند که اگر آنها در مدتی طولانی مورد هدف قرار گیرند حق دارند از خود دفاع کنند. بهتر است این را فراموش نکنیم که بیش از دو سال جامعه شیعیان از انجام حملات تلافی‌جویانه خودداری می‌کرد. این در حالی بود که بازارها، مساجد و دیگر اماکن عمومی آنها مورد بمب‌گذاری قرار می‌گرفت. نفوذ آیت‌الله‌ العظمی علی سیستانی نیز یکی از دلایل این خودداری‌ها بوده است. لذا اگر دیگر رهبران مذهبی سنی و دیگر فرقه‌ها نیز چنین اقداماتی را انجام دهند بسیار کمک‌کننده خواهد بود.

البته همه اعراب سنی نسبت به اعدام صدام دیدگاه مشابهی ندارند. به خصوص که قربانیان صدام شامل سنی‌ها، شیعیان، کمونیست‌ها و دموکرات‌های سکولار نیز بوده‌اند. هزاران کردی که توسط رژیم صدام مورد حمله شیمیایی قرار گرفتند اکثراً سنی بودند. هر چند ممکن است مجازات صدام در اردن عصبانیت‌هایی به وجود آورده باشد، ولی این خشم ظاهراً بیشتر به خاطر تصویر بزرگ‌تر «مخمصه اعراب» و جریانات جدید در خاورمیانه است. صدام و اعدام او تنها وسیله قابل لمس برای ابراز عصبانیت‌های تحتانی است که البته گذرا خواهد بود. به طور کل این خشم طی 30 تا 35 سال گذشته به وجود آمده است که جمعیت کشورهایی همچون عربستان، اردن و مصر شاهد آن هستند که دولت آنها چاپلوسی آمریکا را می‌کند ولی در عین حال آنها از حقوق دموکراتیک خود محروم هستند و از یک سیاست عادلانه آمریکایی نیز در منطقه برخوردار نیستند. بسیاری به خاطر نومیدی به دنبال یک «فرد قدرتمند» ‌هستند تا به کمک آنها بیاید. صدام از آزادی اعراب صحبت کرده بود ولی در برخی زمان‌ها او به عنوان سلاح آمریکا عمل می‌کرد و در زمان‌های دیگر به عنوان یک حربه حکومت‌های سنتی منطقه عمل می‌کرد که از تغییرات و اصلاحات می‌ترسند. ولی او به اندازه‌یی مردم خود را مورد خشونت و تحقیر قرار می‌داد که گاهی از آن به عنوان خیانت علیه هدف ملی اعراب یاد می‌شود. حکومت فاسد و پلیسی صدام در حقیقت باعث شرمساری نهضت فلسطینیان و جنبش عدم متعهدها در سطح جهانی شده بود. آنچه صدام با آرمان ناسیونالیستی اعراب انجام داد بسیار بدتر از کاری بود که چائوشسکو در قبال سوسیالیسم انجام داد. از نظر تاریخی، واژه «Caudillo» در آمریکای لاتین به حاکمی مستبد و قدرتمند گفته می‌شود. این در حالی است که صدام و پینوشه در گرایش‌های کاملاً خشونت‌آمیز خود حتی مرزهای احترام و شرف Caudillismo را نیز نقض کردند.

به نظر می‌رسد که فیلم اعدام صدام با این هدف به نمایش درآمد تا در حقیقت پایانی بر کیش شخصیت صدام واز بین بردن گذشته‌یی تاریک باشد تا بتواند فضای جدیدی را برای آینده به وجود آورد. در عین حال ما باید تلاش کنیم تا به مجازات اعدام در همه جا از جمله عراق پایان دهیم. طی و سال گذشته صدام فراموش شده بود و کاملاً از موضوعات خارج شده بود. تا پایان ماه فوریه نیز او بار دیگر فراموش خواهد شد و در پشت چالش‌های دشواری که پیش رو داریم قرار خواهد گرفت. «فردرید» که یک ژورنالیست کانادایی است در مورد ابزارسازی درگیری شیعه و سنی توسط کسانی همچون آمریکا و اسرائیل که می‌خواهند کنترل منطقه را به دست گیرند اظهار نظر کرده است و این یکی از همان چالش‌ها است. نصر نیز در کتاب خود تحت عنوان «احیای شیعه» به بخشی از تاریخ سیاست‌های انگلیس در هند و استفاده ابزاری آمریکا از سنی‌های بنیادگرا برای تضعیف انقلاب ایران در دهه 1980 اشاره کرده است.

«اسلاوی ژیژک» از روشنفکران اروپا نیز در مقاله‌یی انتقادی که در 5 ژانویه 2007 در روزنامه نیویورک تایمز منتشر کرده بود، نوشت: «چرا حرف زیادی در مورد تحویل دادن صدام حسین یا «مانوئل نوریگا» به دادگاه بین‌المللی لاهه زده نشد؟ چرا تنها دادگاهی که علیه نوریگا برگزار شد فقط در مورد قاچاق مواد مخدر بود، و نه قتل‌هایی که او به عنوان یک دیکتاتور انجام داده بود؟ آیا به خاطر این نبود که او روابط گذشته خود با سازمان سیا را افشا می‌کرد؟» ژیژک در ادامه گفته بود: ‌«به همین صورت، دستگاه صدام حسین نیز یک حکومت منفور استبدادی بود که جنایات زیادی را به خصوص علیه مردم خود مرتکب شده بود. ولی به این مساله که یک حقیقت بسیار کلیدی است باید توجه کرد که وقتی نمایندگان آمریکا و قضات عراقی به بررسی رفتارهای شیطانی صدام می‌پرداختند، آنها بدون شک یکی از بزرگترین جنایات صدام از نظر تلفات انسانی و نقض عدالت بین‌المللی که تهاجم به ایران بود را حذف کردند. چرا؟ به خاطر اینکه آمریکا و اکثر کشورهای خارجی در آن زمان به عراق کمک می‌کردند.»

«مومیا ابوجمال» ‌که یک فعال سیاه‌پوست سیاسی آمریکایی است در تفسیر رادیویی خود به این مساله پرداخته است و این سوال را مطرح می‌کند که اگر صدام به خاطر جنایت علیه بشریت گناهکار است پس آن غربی‌هایی که به او ابزار جنگی می‌دادند، چه هستند. پس آنهایی که به او کمک کرده و او را تشویق کردند چه هستند؟ به گفته وی اگر صدام به خاطر نقض حقوق بشر در سال 1982 محاکمه شد، پس چرا آمریکا دو سال بعد، در 1984 با عراق قرارداد دیپلماتیک امضا کرد؟ ابوجمال در ادامه تفسیر خود تصریح کرد که آمریکا، قطعنامه سال 1986 شورای امنیت سازمان ملل متحد را که سعی داشت عراق را به خاطر استفاده از گاز خردل علیه ایرانیان محکوم کند، وتو کرد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات