تاریخ انتشار : ۳۱ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۰۹:۴۷  ، 
کد خبر : ۳۰۴۳۴
موج تازه مهاجرستیزی در قاره سبز

چهره عبوس اروپا


حسین قنبری گرمی

حوادث تازه خطه اروپا بویژه ماجراهای تروریستی لندن بار دیگر نگاه‌ها را به سوی اتباع و مهاجران خارجی جلب کرده است. اکنون موضوع مهاجران در اروپا از ردیف مسائل اجتماعی خارج شده و حالت یک مسأله مهم سیاسی و حتی امنیتی را پیدا کرده است. تغییر نگاه شهروندان میهمان و مهاجر اروپا که روزی اینجا را سرزمین ثروت و رفاه تلقی می‌کردند باعث شده است که این مسائل به تهدیدی جدی برای آینده اتحادیه اروپا تبدیل شود. سیاست‌های اتخاذ شده توسط کشورهای عضو و همین طور توسط خود اتحادیه تاکنون نتوانسته است باری از این بحران بکاهد. از همین روست که با وقوع هر حادثه‌ای امنیتی یا سیاسی، موجی تازه از تهدید و اضطراب جامعه مهاجران را فرا می‌گیرد. به نظر می‌آید در این وضعیت از پرتغال ریاست دوره‌ای اتحادیه نیز چندان کاری ساخته نیست. شاید به این خاطر که لیسبون خود به عنوان یکی از کشورهای مهاجر فرست به سایر نقاط اروپا است و کشوری با این خصوصیات نمی‌تواند جدیت لازم را در مقابله با این پدیده و اصلاح سیاست کشورهای مهاجرستیز داشته باشد.

مشکل امروز مهاجران فقط این نیست که آنها امنیت ندارند یا در معرض تهدید و تحقیر هستند بلکه انواع گوناگون مشکلات اجتماعی به آنان روی آورده است. چنان که حادثه ناگوار تولون که اخیراً اتفاق افتاد و طی آن 18 مهاجر مخفی در دریای مدیترانه غرق شدند سؤالات بسیاری را درباره سیاست اتحادیه اروپا نسبت به مهاجران غیرقانونی مطرح کرد. فرانسه نیز برای نخستین بار اجازه داد تا این اجساد روز 7 ژوئن در گورستانی در غرب تولون دفن شوند. حتی وزیر مهاجرت و هویت ملی فرانسه نیز شخصاً در مراسم تدفین این مهاجران به اصطلاح زیرزمینی شرکت کرد.

این مهاجران که چهار نوجوان نیز در بین آنان دیده می‌شد زندگی خود را از دست دادند تنها به این امید که به دور از فقر، بدبختی و خشونت موجود در سرزمین‌هایشان در آفریقا، بتوانند زندگی بهتری را در اروپا تجربه کنند. اما در نهایت نه تنها به این رؤیای خود دست نیافتند بلکه بهره آنان از زندگی در اروپا مرگ و سنگ قبری بود که روی آن نوشته شده است: مرگ در دریا، ناشناس، ماه مه 2007.

خانواده‌های این قربانیان نیز حداقل باید 5 سال منتظر بمانند تا بتوانند اجساد آنها را از دولت فرانسه تحویل بگیرند.

این تنها فرانسه نیست که چنین مهاجرانی در آنجا دفن شده‌اند. جزایر قناری در اسپانیا و جزایر لامپه دوسای ایتالیا نیز مدفن صدها تن از این مهاجران ناشناس هستند که به دلایل نامعلوم سیاسی و اجتماعی سر به نیست شده‌اند. تنها ویژگی که این مهاجران نسبت به همتایان قربانی خود دارند این است که مراسم تدفینی برایشان برگزار شده است، زیرا بسیاری دیگر نیز بوده‌اند که در اعماق دریای مدیترانه یا شنزارهای صحرای آفریقا ناپدید شده‌اند و دیگر اثری از آنان یافت نشده است.

گزارش‌ها از میزان تلفات جانی مهاجران در قاره سبز بسیار تکان‌دهنده است؛ از سال 1998 یعنی کمتر از ده سال قبل، بیش از 5 هزار مهاجر مخفی در بنادر کشورهای عضو اتحادیه اروپا جان خود را از دست داده‌اند که از این تعداد بیش از 1500 نفر در دریا غرق شده‌اند. این آمارها که در ماه سپتامبر توسط سازمان عفو بین‌الملل اعلام شد بی‌شک بسیار پایین‌تر از آمار واقعی است. حتی در سایر موارد مشابه همانند سوتا و ملیلا کمه، دریا و بیابانی نیز در کار نبوده و شمار قربانیان نامشخص باقی مانده است.

آنچه ما می‌دانیم و واقعیت پیش روی ما این است که خشونت، امروز چاشنی برخورد اروپایی‌ها با مهاجران شده است. در یک رشته حوادث نیروهای امنیتی اسپانیایی، مهاجران را هنگام عبور از مرزهای شمال مراکش به رگبار بستند یا عده زیادی در زیر ضربات باتوم این نیروها در پائیز سال 2005 جان خود را از دست دادند؛ اتفاقی که پس از 11 سپتامبر بارها در اروپا رخ داده است. آمارهای به رگبار بستن آن روز شمار مهاجران کشته شده را 15 نفر اعلام کردند. در رباط، پایتخت مراکش، گزارش رسمی در این باره از سوی شورای مشورتی حقوق بشر منتشر شد که اعلام داشت در ماه اکتبر 14 مهاجر آفریقایی جان خود را از دست داده‌اند اما این گزارش جان باختگان ماه سپتامبر (4 یا 5 نفر) و ماه اوت (حداقل 4 نفر) را شامل نمی‌شد. این در حالیست که دیگر مشخص نشد اجساد این قربانیان کجا و چگونه به خاک سپرده شدند. طی این اتفاقات وزیر مهاجرت فرانسه سعی داشت ظاهراً خود را نگران جلوه دهد در چند مرحله فرمان و جواز سرکوب مهاجران را صادر کرد دولت پاریس تلاش کرد که مشکل اروپا با مهاجران را موضوعی اجتماعی و به عبارتی جنایی نشان دهد لذا وزیر مهاجرت این کشور اظهار داشت که به شدت با قاچاقچیان انسان و گروه‌های هنجارشکن که سعی دارند از فقر این مهاجران بهره‌برداری کنند مبارزه خواهد کرد. از این روست که اکنون در پاریس یا بروکسل مقر اتحادیه اروپا گفته می‌شود که تدابیر شدیدتری علیه این جریانات اتخاذ خواهد شد.

کسی منکر این نیست که بخشی از مشکل مهاجران به مسأله آمد و شد آنان و یا ورود غیرقانونی مربوط می‌شود و قاچاقچیان انسان و مواد مخدر بیشترین سوء استفاده را از این شهروندان معصوم می‌کنند. بر اساس گزارش منابع سازمان ملل تعداد مهاجران غیرقانونی که از سوی اتحادیه اروپا اعلام شده است حدود 500 هزار نفر در سال است که تنها 14 درصد از این‌ها از راه دریا مهاجرت می‌کنند و بقیه از مرزهای خاکی وارد اروپا می‌شوند.

اما آیا این مشکلات می‌تواند مجوزی برای بدنام سازی مهاجران و اتباع و گنجاندن آنان در لیست‌های سیاه مراکز امنیتی شود؟ آنها در سال 2004 پس از تأسیس آژانس نظارت بر مرزهای اتحادیه اروپا تحت عنوان Frontex، طرح دیگری توسط این اتحادیه به نام ‌Rabit به کار بسته شد تا مرزهای این اتحادیه هر چه بیشتر امنیتی‌تر شود. Rabit در واقع مخفف عبارتی انگلیسی به معنای گروههای مداخله سریع در مرزها است که وظیفه مقابله با مهاجران غیرقانونی را بر عهده دارند. این گروه‌ها که از مأموران یگانهای ملی حافظ مرزهای کشورهای عضو اتحادیه اروپا تشکیل شده‌اند سریعاً برای سرکوب گروههایی از اتباع کشورهای جهان سوم در خاک کشورهای اتحادیه فراخوانده می‌شوند. به عبارت دیگر بنا به ادعای مسئولان اتحادیه اروپا در صورت هجوم گسترده مهاجران، این نیروها بلافاصله به کمک همکارانشان به سوی کشورهای مهاجرپذیر گسیل خواهند شد. اما این سؤال مطرح است که برای چه؟ پاسخ این سؤال به روشنی در متنی آمده است که در ماه آوریل توسط پارلمان اروپا آن هم با اکثریت مطلق به تصویب رسید: صلاحیت تفتیش و بررسی اسناد هویت مهاجران و بازجویی از آنان.

اروپای جدید راه تازه‌ای را در برخورد با مهاجرانی بویژه در پایتخت‌های مهمی مانند لندن و پاریس در پیش گرفته‌اند. نسل جدید دولتمردان اروپا با تفکری که بن مایه آن تفکیک نژادی است با مهاجران و اتباع خارجی روبرو می‌شوند سهم  غالبی از این نگاه خشونت‌آمیز عاید شهروندان مسلمان و عرب خاورمیانه‌ای شده است. ابهام‌ها، سؤالات و بیم فراوانی درباره رفتار امروز و فردای اروپا نسبت به مهاجران وجود دارد که برای هیچ یک از آنها پاسخی داده نشده است. از جمله این که چرا اروپا در اوج ادعای حقیقت بشری و نوع دوستی به آسانی بدیهی‌ترین هنجارهای سازمان ملل درباره مهاجران را زیر پا نهاده است و اساساً با وضعیتی که نیروهای امنیتی اروپا با این مهاجران با خشونت رفتار می‌کنند کدام مرجع ذیصلاحی وجود دارد که به شکایت آنان رسیدگی کند؟ این عناصر به اصطلاح نامطلوب پس از دفع از اروپا به کدام سمت برگردانده خواهند شد؟

جلسات اخیر اتحادیه اروپا در این باره پاسخی ندارد. می‌توان گفت بین قربانیان سوتا و میلیا در دو سال پیش و قربانیان تولون و لندن تفاوت چندانی وجود ندارد. چند قطره اشک و چند ضربه باتوم و چندین روز حبس با اعمال شاقه. کشورهای ثروتمند اروپا دیگر بیش از این چیزی ندارند تا به اینها بدهند. برخورد با مهاجران و مهاجرت، این حلقه مفقوده جهانی‌سازی- به گفته دو تن از محققان یونسکو به نامهای آنتونی پکود و پل دو گوشتان ایر- مسأله ساده‌ای نیست. دو محقق برجسته یونسکو که طرفدار عملی حقوق مهاجرت هستند توصیه می‌کند علاوه بر این که باید موانع و تبعیض‌های حاکم بر مرزهای خاکی اروپا برچیده شوند باید مرزهای فهم انسان‌ها و سیاستمداران اروپایی نیز باز شوند. آنها اظهار می‌دارند که بسیار ساده‌لوحانه است برخی فکر کنند با اعمال تغییرات اندکی در رفاه مهاجران یا با اعمال تحریم‌های مالی، خواهند توانست مرهمی کارساز بر زخم عمیق مهاجران پیدا کنند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات