تاریخ انتشار : ۳۱ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۰۸:۴۰  ، 
کد خبر : ۳۰۴۳۶

مرزها را باید رعایت کرد


محمدباقر اسداللهی

جهان سراسر پر از حق و باطل است. یک طرف جبهه حق‌گرایان و طرف دیگر باطل گرایانند این تقدیر الهی در جهت ارایه هدایت الهی و اختیاردهی به موجود مرموزی بنام بشر است که در جهت یافتن زندگانی پاک و باصفا و سرشار از زیبایی‌ها و خوبی‌ها در این جهان و در جهان‌های پس از این دنیا بتواند به حق عمل کند و عدالت و انصاف را رعایت کند و یا در لجنزار متعفن بدهی‌ها، زشتی‌ها، پلیدی‌ها، ناهنجاری‌ها، گناه‌ها، ستم‌ها و منکرات فرو غلطد و در دنیا دچار نکبت شود و زندگانی آخرتش جهنمی باشد.

مطبوعات و رسانه‌های دیداری و شنیداری نیز مشمول همین قانون کلی خدای متعال در این جهان هستند. در نظام جمهوری اسلامی، پس از پیروزی انقلاب ارزشی اسلام توسط مظهر پاکی‌های دنیای معاصر یعنی امام خمینی (ره) و توسط مردم متعهد و جان برکف، شاهد نشریات ارزشی و پاک و حق محور بوده‌ایم و همواره هم مطبوعاتی را دیده‌ایم که از آنها زشتی و تعفن بیرون زده و اگر در ظاهری شکیل و با عکس‌های جالب منتشر شده‌اند، جز ننگ تباهی و فساد و آلودگی چیزی به یادگار نگذاشته‌اند و نام مسئولان و قلم بدستان و تصویرگران و خبرنویسان این نوع نشریات سیاه و آلوده، به بدنامی شهره است.

روزنامه‌ها و مجلات حزب ننگین توده قبل و بعد از انقلاب، رنگین نامه‌های مسعودی‌ها و فرامرزی‌ها و مصباح‌زاده‌ها قبل از انقلاب، خیانت نامه‌هایی چون نشریات آیندگان، رستاخیز، چلنگر، فراماسونر‌نامه‌هایی که قلم از تکرار نامشان شرم دارد، نمونه و عبرت آموزند.

این نوع مطبوعات و رسانه‌ها در آغاز همه توسط بدنامانی چون عباس مسعودی و فرامرزی تاسیس نشده‌اند تعدادی هم بوده‌اند که در آغاز با سلامت پا در صحنه سیاست و در میدان مطبوعات گذاشته‌اند و سپس امواج سیاست و سیاسی‌بازی و یا گسترش امراض پنهانی و اغراض مشکوک، آنها را به راهی سوق داده که جز سقوط و تباهی چیزی برای آنها نمانده است متاسفانه در این سه دهه شاهد تعدادی نشریه، در همین وضعیت بوده‌ایم و اکنون نیز برخی نشریات دارند به همان ورطه می‌افتند آیا می‌توان به این گونه نشریات با صراحت تذکر داد. آیا آنها حاضر می‌شوند که تذکرات دوستانه دلسوزان آزادی بیان و قلم و افکار که سالهای طولانی از عمرشان را در زندان‌های سیاه طاغوت و در زیر شکنجه‌های طاقت‌فرسا گذرانده‌اند و همپای ملت در آزادی قلم و اندیشه‌ها و بیان و مواضع مطبوعات نقش داشته‌اند، بشنوند و راه خود را تصحیح کنند؟

به آن امید چنین نوشته‌ای تقدیم می‌گردد:

روزنامه شرق توقیف شد. دلیلی ندارد هیچکس از توقیف یک روزنامه، خوشحال شود.

حتی مسئولان که به حکم قانون مجبورند و الزام قانونی دارند که حکم به تعطیلی بدهند هرگز خوشحال نیستند.

اما مقصر کیست؟ آیا قانون و مجریان قانون و طرفداران ارزشها و اخلاق و ادبیات این کشور و ملت متمدن و بزرگ مقصرند؟

یا خط مشی امثال روزنامه شرق و طراحان و مدیران و مسئولانی از این نوع نشریات که علیه قانون و ارزشهای دینی ملت و علیه همه خواست‌های مشروع اسلام و ادب ایران، اقدام کرده‌اند؟

جرم روزنامه شرق، تنها این مصاحبه تبلیغی و مروج فاسد و فحشاء نیست. گرچه همین یکی هم جرم بزرگی است. بررسی تحلیلی دوره اخیر شرق، لکه سیاسی در عملکرد این روزنامه است که بدترین آن مساله اخیر است. زنی فاسد، آلوده، همجنس‌باز، دارای نشریه‌ای بنام چراغ که سراسر تباهی و فحشاء است، فراری به دامن استکبار غرب، دارای ظاهر گناه‌آلوده مورد توجه روزنامه شرق قرار گرفته و یک صفحه از او، تجلیل به عمل می‌آید که قهرمان شاعر است یا شاعر قهرمان است و اخلاقگرایی در او مستتر است و سپس او می‌گوید چرا مردان را به عنوان اخلاق، و تحمیل فرهنگ بر تن، از مادر شدن محروم می‌کنید؟

آیا این مقاله، یک اشتباه سهوی است؟ هر عضو یک نشریه، تا توافق مصاحبه را از مسئولان مربوط در نشریه نگیرد با کسی مصاحبه نمی‌کند و اگر مصاحبه کرد متن مصاحبه را به نظر سردبیر مسئول می‌رساند. هر فرد آشنای به مطبوعات و روزنامه‌نویسی می‌فهمد مفهوم محروم کردن مرد از مادر شدن یعنی چه؟

آیا اگر فردی در شهری، خانه‌ای دایر کند و در آن ترویج فساد و فحشاء و لواط و همجنس‌بازی نماید قانون با او چگونه رفتار می‌کند؟

آیا اگر کسی در نشریه‌ای سراسری و روزانه عامل فحشای سیاسی و عاملی از عوامل ناتوی فرهنگی غرب و دارنده نشریه‌‌ای فحشا را تبلیغ کند، تنها باید به توقیف آن روزنامه اکتفا شود؟

مدیر مسئول این نشریه، آنچنان که پس از توقیف، در برخی مطبوعات هم خط خود گفته است اگر به انقلاب و ارزش‌های انقلابی و اسلام اعتقاد داشت باید شب به خانه نمی‌رفت و از همسر و فرزندان دختر و پسر خود خجالت‌زده می‌شد.

باید عوامل این ننگ را از روزنامه‌اش بیرون می‌ریخت. آنها را به دستگاه قضایی می‌سپرد تا به مجازات ترویج گناه و فحشاء برسند.

باید بجای آن دو عذرخواهی بی‌سروته که دو روز در چند سطر، در نشریه خود نوشت خودش روزنامه را تعطیل می‌کرد و از خانواده شهدا و خون‌های پاک شهدا از 15 خرداد و 17 شهریور تا جنگ تحمیلی عذرخواهی و طلب بخشش می‌کرد.

متأسفانه این شخص، مصاحبه کرده که «رفع توقیف بشود که چه شود؟ دوباره توقیف شویم؟ آنها می‌گویند شما نباید روزنامه داشته باشید ما می‌خواهیم روزنامه داشته باشیم» و از این نوع سخنان که می‌رساند وی طلبکار هم شده است!!

وکیل او نیز گفته است توقیف غیرقانونی است زیرا در مصاحبه، فساد و فحشایی مشاهده نمی‌شود!

دو سه روزنامه اصلاح‌طلبان نیز تیترهای طرفدارانه زدند و عکس‌های تبلیغاتی از داخل روزنامه شرق چاپ کردند که افرادی بدحجاب در حالت غم و حزن هستند و در واقع به نوعی از شرق حمایت کرده‌اند، آیا آنها نیز در واقع حمایت از آن زن آلوده و منحرف کرده‌اند؟ اگر اینطور است آیا این نمی‌رساند که حرکتی سازمان یافته در پی این مصاحبه باید باشد؟

ممکن است در روزهای آینده برخی از اصلاح‌طلبان، این توقیف را بکوشند که سیاسی کنند. این حرکت نوعی کار برای نجات شرق از ورطه‌ای است که بدست خود و با خطی که پیش گرفته بود خود را در آن انداخته است.

اما این کار را سخت‌تر می‌کند. زیرا این روزها همه می‌دانند که روزنامه‌های اصلاح‌طلب علیه دولت و امور اداره کشور، مواضع بشدت منفی دارند و از هر نوع تضعیف و تخریب و تیترهای یاس‌آور و بحران‌زایی- تا آنجا که فضای عمومی اجازه می‌دهد- خودداری نمی‌کنند و با آنها کاری ندارند.

این مساله، مساله فساد و فحشاء و ضدیت با ارزشها و اخلاق اسلام و ایران است. ترویج و تبلیغ یک زن فاسد و مروج فحشاء و مزدور ناتوی فرهنگی استعمار است. مرزها را باید رعایت کرد!

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات