* مدتی است که تیم رسانهیی دولت نهم بر مفهومی با عنوان «کودتای خزنده رسانهها» تاکید میکند و میکوشد با القای این مفهوم به جامعه، افکار عمومی را تحت تاثیر قرار دهد، آیا مشییی که دولت در برابر مطبوعات منتقد در پیش گرفته درست است؟
** من فکر میکنم پیش از آنکه به ریشهیابی این مفهوم بپردازیم، بایستی به این نکته توجه کنیم که دولت آقای احمدینژاد از نظر پشتوانه رسانهیی و بهرهمندی از ابزار رسانهیی بسیار ضعیف است. شاید همین ضعف هم موجب شود که نگاهش به انتقاد مطبوعات، نگاه سختی باشد.
* یعنی شما معتقدید که دولت به اندازه کافی رسانه در اختیار ندارد؟
** بله، تصور دولت این است که از ابتدای ورود به عرصه رقابت انتخاباتی با سایر شخصیتهای سیاسی از پشتیبانی رسانهیی محروم بوده است و در چارچوب یک تقابل رسانهیی کار آمده است و یکی از ابزارهایی که به شدت با آقای احمدینژاد قبل از انتخابات ریاست جمهوری مقابله کرده است، رسانهها بودهاند. این تصور همچنان پایدار مانده است.
*چرا؟
** به دلیل اینکه دولت پشتوانه رسانهیی قوی هم بعد از روی کار آمدن نتوانسته به وجود بیاورد.
* آیا این تصور از مطبوعات درست است؟
** قبول دارم. اما نحیف بودن رسانههای حزبی را قبول ندارم. رسانههای مستقل در کشور بسیار نحیف هستند اما رسانههای برخوردار از پشتوانه حزبی چنین قاعدهیی در موردشان صدق نمیکند. این طبیعی است که آقای احمدینژاد قبل از انتخابات با چنین رسانههایی مواجه بوده، بعد از انتخابات هم از نیش قلم آنها همچنان بهرهمند شود. اما هر نیتی نمیتواند تبدیل به یک فرصت شود اگر آقای احمدینژاد عناصر قوی رسانهیی در اختیار داشت برای جامعه مطبوعاتی هم بسیار مفید خواهد بود. هر حمله رسانههای رقیب اگر توسط آقای احمدینژاد و تیمی که در اختیار دارد پاسخ داده شود، طبیعتاً هم به نفع احزاب رقیب است و هم به نفع جامعه و هم به نفع فضای رسانهیی کشور است که به دلایل کاملا قابل درکی تیم رسانهیی احمدینژاد وارد این فضا نشدند. یعنی تا حدود دو ماه پیش ترجیح دادند در محضر مردم از انتقادات رسانههای رقیب گلایه کنند و کمتر از فرصت برای رشد آگاهیهای جامعه استفاده کنند.
* بر این اساس شما رسانههای منتقد و موافق دولت را چگونه تقسیمبندی میکنید؟
** برخی رسانهها مستقل هستند و چون مستقل هستند اگر تیم رسانهیی آقای احمدینژاد آنها را نسبت به موضوعی ترغیب یا مطلع کنند، قطعاً رسانههای مستقل بدون هیچ چالشی، حرف دولت و موضوع دولت را منعکس میکنند. در عین حال نظارت خودشان را هم منعکس میکنند. دسته دیگر رسانهها گرایش جدی به دولت دارند اما روزنامه حزبی آقای احمدینژاد نیستند.
این روزنامهها در حدود 20 درصد از دولت انتقاد دارند و بیش از 80 درصد نقطه نظرات دولت و آقای احمدینژاد را منعکس میکنند.
* صدا و سیما در این دستهبندیهای شما جایی دارد؟
**خیر، فقط درباره روزنامهها بحث میکنیم. روزنامهیی مانند کیهان انتقاداتی به دولت دارد بارها انتقادات بسیار تندی نسبت به معاونین رئیسجمهور و سایر مقامات داشته است، اما در عین حال 80 درصد در خدمت مواضع مشترک خودش با دولت هم بوده است. بنابراین این حرف خیلی قابل پذیرش نباشد که دولت بگوید من هیچ رسانهیی در اختیار ندارم. این رسانههای 80 درصدی امکان خوبی برای تبلیغ مواضع دولت هستند. رسانههایی که به هیچ وجه برخورد منصفانهیی با دولت ندارند میتوانند تبدیل به یک فرصت برای دولت شوند.
* یعنی برخی رسانهها برخوردشان با دولت هرگز منصفانه نبوده است؟
** در این تردیدی نیست.
* برخورد منصفانه یعنی چه؟
** یعنی ما بپذیریم که دولت آقای احمدینژاد دولت همه ما است ما چه با آقای احمدینژاد قبل از انتخابات موافق بوده باشیم و چه مخالف باشیم وقتی دولتی متوسط اکثریت جامعه انتخاب میشود، ما میبایست نگاهمان به دولت به عنوان دولت کل جامعه باشد.
* آیا دولت چنین نگاهی داشته است که خودش را دولت همه مردم بداند؟
** آن یک بحث دیگر است. من از نظر رسانهیی دارم بحث میکنم. من چنین چیزی را در رسانههای رقیب دولت هرگز ندیدم که دولت را حتی در عرصه بینالملل دولت خودشان بدانند.
* مصداق مشخصی برای این اظهارنظرتان دارید؟
** بله، مصادیق برای این گونه موارد خیلی زیاد است.
* میتوانید به یکی از آنها اشاره کنید؟
** در بعد سیاست خارجی عملکرد دولت در بسیاری از حوزهها قابل قبول است و باید به عنوان یک شهروند از آن دفاع کنیم.
* مثلاً کدام عملکرد؟
** ارتباطاتی که آقای احمدینژاد در جهان خارج در ارتباط با شکستن محاصره آمریکا علیه ایران برقرار کرده است. این اقدام بسیار مثبتی است که آقای احمدینژاد در رابطه با کشورهای آفریقایی و آمریکای لاتین انجام میدهد. طبیعتاً توانسته است موفقیتهای خوبی کسب کند که اینها باید مورد تقدیر قرار بگیرد. اما مطبوعات گاهی اوقات هماهنگ عمل میکنند. «شرق» و «هممهین» هر دو یک تیتر انتخاب میکنند، طبیعی است که این دو با هم هماهنگ هستند.
* البته این دو روزنامه یک مدیریت واحد ندارند.
** خیلی خوب معلوم میشود با هم هماهنگ هستند. خب این منطقی نیست که با سیاست خارجی کشور این گونه برخورد شود. چون ارتباط با آمریکای لاتین میتواند پیامدهای اقتصادی و سیاسی خوبی داشته باشد و حتی فشار جدی آمریکا علیه را خنثی کند.
* این مفهوم کودتای خزنده از چه تحلیلی ناشی میشود؟
** اینکه دولت چنین تلقی دارد ناشی از این است که دولت انتقادات مطبوعاتی را برای خود بزرگنمایی میکند و این اصلاً درست نیست، یعنی رقابت رسانهها به عنوان ابزارهای حزبی یا انتقادات رسانههای مستقل را من هرگز کودتای خزنده نمیتوانم از آن یاد کنم. این مساله پذیرفتنی نیست، به خصوص از جانب وزیر محترم ارشاد که او در انتقادات از مطبوعات باید رعایت بسیاری از جوانب را به عمل بیاورد، چون در جامعه ما افرادی هستند که تحمل کمی دارند و نباید ارشاد حتی انتقادات منطقی خود را از مطبوعات به نحوی مطرح کند که بهانهیی دست آنها بیفتد و آنها به مطبوعات فشار بیاورند که آزادی قلم در جامعه محدود شود. من این نوع انتقادات وزیر ارشاد را نمیپسندم ضمن اینکه قبول دارم انتقادات نامربوطی یا حملههای نامربوطی به عملکرد درست دولت صورت میگیرد و نگاه منصفانهیی در بسیاری از روزنامههای رقیب نیست، البته انتظار هم ندارم که صورت مساله به گونهیی دیگر باشد. هنوز که هنوز است احزاب ما تقوای سیاسی ندارند که با بدیها بدی کنند و از خوبیها استقبال کنند. به تبع احزاب از روزنامههای حزبی هم نمیتوان انتظار داشت که در برخی مقولات برخورد منصفانه را شاهد باشیم، اما تکرار میکنم این تصور از جانب دولت که روزنامههای رقیب بیابند اذعان کنند به برخی دستاوردهای دولت، تصور نادرستی است. دولت باید آماده باشد که انتقادات غیرمنصفانه از او بشود، حتی اتهامات ناروا به آن بزنند، این چیزی است که در عالم سیاست بیتقوای ما وجود دارد و احزاب سیاسی با این شیوهها رقیب را از صحنه دور میکنند. بنابراین دولت باید بداند و به جای اینکه انتقاد و گلایه کند از این فرصت استفاده کند. در پاسخ به انتقاد روزنامهها، دولت پاسخ بدهد و مخاطب آن روزنامه را با یک سری ادله دیگر مواجه کند، یعنی به مخاطب روزنامهها رشد بدهد.
*با اینکه صدا و سیما کاملاً در اختیار دولت است آیا این انتقادات نیمبند مطبوعات تاثیری در عملکرد دولت دارد؟
** این گونه نیست. شما به همه خبرنگاران و دستاندرکاران رسانه ملی توهین میکنید. آنها هم به شیوههای خودشان انتقاداتشان را از دولت مطرح کردهاند، آنها هم بعضاً انتقاداتشان، انتقادات منصفانهیی نیست. از رادیو جوان و رادیو گفتوگو انتقاداتی که مطرح میشود، منصفانه نیست، البته در بعضی از کانالهای سیما قبول دارم که آن نقدی که باید نسبت به عملکرد دولت صورت بگیرد، صورت نمیگیرد.
* شما عملکرد صدا و سیما را در مقایسه با دولت خاتمی و احمدینژاد مقاسیه کنید باز هم همین نتیجه را میگیرید؟
** رسانه این گونه نیست که به صورت فرمایشی، حرفی را دنبال کند. عنصر رسانهیی به شیوههای مختلف میتواند عدم همراهی خودش را در موضوعی نشان دهد. شما گاهی وقتها میبینید که در یک بخش خبری با نوع بیان موضع خودش را مشخص میکند. این گونه نیست که عناصری در رسانه ملی حضور دارند، فرمایشی هر کاری را انجام نمیدهند و علیالقاعده متناسب با فرصتی که در اختیارشان هست، موضع خودشان را بیان میکنند. بنابراین فکر نمیکنم چنین چیزی در کشور ما ممکن باشد. هیچ دولتی این قدرت را ندارد که رسانه ملی را در مسیری که دوست دارد، قرار بدهد.
* پس این دولت خیلی خوششانس است؟
** حتی اگر این درست باشد، به نفع دولت نیست. من این مطلب را قبول ندارم، اما اگر به طور فرمایشی گفته شود انتقاد از دولت ممنوع، به نفع دولت نخواهد بود. شما این را موهبت برای دولت پندارید. اگر در دولت آقای خاتمی رسانه ملی را علیه این دولت میپنداشتید اگر دولتنشینان از انتقاداتی که در رسانه ملی به آنها میشد استقبال میکردند و در مقام تصحیح خودشان بر میآمدند مردم به این جمعبندی نمیرسیدند که اصلاحطلبان را کنار بگذارند.
* خاستگاه تصورات احمدینژاد را چه میبینید؟
** ضعف عناصر رسانهیی دولت. برخی از عناصر و دستاندرکاران رسانهیی دولت، اصلا رسانهیی نیستند. فردی مانند آقای کلهر اصلا رسانهیی نبوده و نیست یا فردی مثل آقای جوانفکر به دلیل اینکه محل ماموریتش در داخل ایران نبوده است، عناصر رسانهیی را نمیشناسد و ارتباطی با مدیران رسانهها ندارد، طبیعی است که بسیاری از مشکلات را نمیتواند حل کند.
* پیشنهاد شما چیست؟
** بسیاری از مسائل بین دولت و رسانهها باید با تعامل حل شود. یعنی برای رسانهها باید احترام قائل باشیم و در عین حال توضیحات دولت را در اختیارشان قرار دهیم، چون بسیاری از انتقادات از دولت میتواند موجب همهجانبهنگری در رسانهها شود و موجب شود دریچههای جدیدی پیش اهل رسانه هم قرار بگیرد. افرادی مانند آقای جوانفکر به دلیل اینکه از فضای رسانهیی کشور به دور بودهاند، نمیتوانند ارتباط و تعامل خوبی را بین مطبوعات ایجاد کنند. نظر من این است که آقای کلهر و آقای جوانفکر نمیتوانند رفع مشکلی کنند در ارتباط بین رسانهها و دولت. این ضعف در دولت جدی است. لذا دولت همواره راه گلایه کردن از مطبوعات را دنبال میکنند. میتوانند گلایه نکند و میتواند تعامل با آنها داشته باشد.
* آیا شیوهیی که وزیر ارشاد برای بیان «گلایهها» انتخاب کرده، درست است؟
** من این شیوه را نمیپسندم و ای کاش وزیر ارشاد گلایههایش را در جلسات خصوصی با مطبوعات مطرح کند. این گلایهها بعضاً درست است اما لازم نیست این گلایهها حتماً از طریق رسانههای عمومی منعکس شود. آقای صفارهرندی میتواند این گلایهها را با بدنه مطبوعات داشته باشد و مسائل خودش را در جمع همکاران مطبوعاتی منتقل کند. به عنوان کسی که متولی تقویت رسانهها است با دستاندرکاران جامعه مطبوعات مطرح کند و بسیار سازنده هم خواهد بود، اما طرح گلایههایی که به صورت خصوصی باید مطرح شود، علنی کردن آن موجب تضعیف رسانهها و وزارت ارشاد خواهد شد. چون عدهیی هستند که سعه صدر لازم را برای تحمل رسانهها ندارند، بنابراین حتی ارشاد هم تحت فشار قرار خواهد داد. چون اگر برآیند کار رسانهها این گونه منعکس شود، طبیعتاً اختصاص بودجه برای رسانهها در وزارت ارشاد بلاموضوع خواهد شد. من معتقدم میتوان درددلهایی در جامعه داشت که این ضروری هم است.
* دولت پس از دو سال که از عمرش میگذرد دیگر نمیتواند با نفی گذشته، خودش را در نزد افکار عمومی موجه جلوه بدهد. بنابراین به جای گزارش دادن از عملکرد خود به انتقاد از مطبوعات میپردازد.
** این مساله به تیره بودن رابطه دولت با رسانههای مکتوب نه همه رسانهها، با انتخابات نهم ریاست جمهوری برمیگردد. حالا شما شاید به آن توجه نکنید، چون در آن فضا پول حرف اول را در عرصه رسانهیی کشور میزد. خیلی ماهنامهها در قبال پول در خدمت یک کاندیدا قرار گرفتند. همین موجب شد که تعامل رسانهها با دولت مثبت نشد و این هم ربطی با عملکرد دولت احمدینژاد ندارد. اما اینکه امروز این تیرگی خودش را بیشتر نشان میدهد به دلیل این است که رسانههای رقیب در آستانه انتخابات قرار گرفتند و فضای سیاسی هر چه به انتخابات مجلس نزدیکتر شود، هم تعداد مطبوعات حزبی بیشتر میشوند و هم انتقاداتشان از رقیب بیشتر خواهد شد. پیشبینی میکنم فضا تندتر شود یعنی شده است.
* پس از نظر شما آقای صفار از جایگاه رقابتی به نقد مطبوعات میپردازد؟
** من نظر خودم را درباره مطالب ایشان گفتم ولی این واقعیت است که ما چند ماه به انتخابات مجلس داریم، بنابراین روزنامههایی که حزبی هستند، کمی مسائل سیاسی و اهداف سیاسی خودشان را پررنگتر کنند. خب این حق هم به آنها داده شده است که در فضای رقابتی کار خودشان را دنبال کنند. این موضوع هم ربطی به عملکرد دولت ندارد. این سیاسی شدن فضای کشور طبیعتاً فشار بیشتری به دولت میآورد. بنابراین انتخابات مجلس هشتم پرالتهاب خواهد بود. بنابراین مطبوعات منتقد لبه تیز انتقادات خود را متوجه دولت خواهند ساخت. ما یا نباید انتخابات آزاد داشته باشیم و وقتی انتخابات داریم، دولت باید تحمل خود را زیاد کند و سعی کند در وادی دیگری از این فضای آزاد به نفع خودش استفاده کند برای تبیین عملکرد و نقطه نظرات خودش.