1- مقدمه: پس از شکلگیری "اوپک"، و رشد فعالیتهای آن سازمان به عنوان یکی از بازیگران مؤثر نفتی جهان، کفه ترازو در تقابل "بازار فروشنده" و "بازار خریدار" به سود صادرکنندگان سنگین شد و به تدریج با قوت گرفتن اوپک و هماهنگی بیشتر میان اعضای آن، کشورهای عمده مصرفکننده انرژی که اغلب از میان کشورهای صنعتی نیز بودند در موضع ضعف قرار گرفتند.
در دهه 70 میلادی بحران انرژی و شوک اول نفتی رخ داد، این بحران اساسا به معنای برهم خوردن تعادل بین میزان ذخائر شناخته شده نفت نسبت به روند مصرف آن بود. در آستانه این دهه، تولید و مصرف نفت به اوج خود رسید و تحقیق برخی پژوهشگران حکایت از آن داشت که با توجه به رکود فعالیتهای اکتشافی نفت و نظر به روند فزاینده مصرف، در حوالی سال 2000 تقریبا عمر اغلب منابع نفت به پایان میرسد. این امر از یک سو عامل فلجکنندهای برای بروز رکود و بحران اقتصادی و پیامد آن بروز بحرانهای اجتماعی بود و از سوی دیگر، کشورهای بزرگ صنعتی برای تامین انرژی و نفت مورد نیاز و تضمین رفاه و ثبات اجتماعی و سیاسی با یکدیگر به رقابت و منازعه بر میخواستند و مناقشات نظامی و سیاسی سخت و فراگیری جهت تصرف منابع نفت در عرصه نظام بینالملل ظاهر میشد. اما تحلیل غالب پژوهشگران آن است که در آن زمان هیأت حاکمه وقت آمریکا به رهبری نیکسون و کسینجر با توجه به منافع درازمدت امنیتی و اقتصادی آمریکا به این نتیجه رسیده بودند که قیمت نفت باید یکباره چند برابر شود و به خاطر حصول این هدف به طرق مختلف از جمله همسویی با اوپک متوسل شدند. سرانجام جنگ چهارم اعراب و اسرائیل و تحریم نفتی اعراب علیه اسرائیل بهترین ابزار برای بروز بحران انرژی و چهار برابر شدن قیمت نفت گردید. سپس آمریکا با ریاست مستقیم کسینجر وزیر امور خارجه خود پیشتاز تأسیس "آژانس بینالمللی انرژی" با شرکت اعضای OECD شد. این سازمان با توصیههای خود از جمله تعبیه ذخائر استراتژیک صرفهجویی، جایگزینی سایر منابع انرژی و بسط حوزههای نفتی خارج از اوپک به تدریج اعضاء خود را کمک کرد تا امنیت نفتی- سیاسی خود را تضمین نمایند. اگر بحران انرژی را عمدتا ناشی از اراده آمریکا بدانیم تشکیل آژانس بینالمللی انرژی در واقع حرکتی برای مدیریت بحران بوده است.
به عبارت دیگر در دهه 70 کشورهای صادرکننده نفت به ویژه اعضای اوپک اختیار تعیین قیمت نفت را بدست آوردند. آنها در صورت تمایل میتوانستند قیمت را افزایش دهند. این امر باعث شد تا نفت به شکل یک ابزار سیاست خارجی در کشورهای صادرکننده نفت درآید و به عنوان اسلحه مورد استفاده قرار گیرد، که البته مهمترین استفاده آن در جنگ اعراب و اسرائیل و در تحریم نفتی کشورهای عربی عضو اوپک علیه آمریکا و هلند آغاز شد.
در مقابل و در واکنش تحریم نفتی اعراب، آژانس بینالمللی انرژی توسط ایالات متحده پایهگذاری شد و هدف اصلی آن ایجاد سازوکاری برای خنثیسازی استفاده از نفت به عنوان اسلحه بود.
سیاست آژانس در مجموع موجب کاهش تقاضای اعضای آژانس برای نفت شد. همچنین اعمال مالیات بر نفت و فرآوردههای نفتی در میان اعضای آژانس نه تنها منبع عظیم درآمدی برای دولتها بود بلکه وسیلهای برای صرفجویی در مصرف انرژی شد، که منجر به کاهش تقاضا برای نفت میشد ضمن آنکه بار تعدیل یا تطبیق نسبت به نوسانات قیمت نفت را دوباره به دوش تولیدکنندگان اوپک قرار میدادند. به عنوان مثلا در سال 1985 مصرف جهانی نفت (دنیای غیرکمونیست) روند افزایش قرنی خود را معکوس ساخت و به 5 میلیون بشکه کمتر از سال 1979 یعنی 7/35 میلیون بشکه در روز رساند. این سیاستها، بطور کلی جدید انرژی در فرایند جهانی شدن، کار ویژگیهای دیگری نیز بصورت ایجابی برای خود تعریف نمود تا در شرایط عادی نیز بتوان جهت بهبود وضعیت انرژی در جهان برنامهریزی کند. در حال حاضر، مدیر اجرایی آژانس، "کلود ماندیل"، "Claude Mandill" میباشد.
2- اعضای "IEA" کشورهای عضو که در زمره کشورهای توسعه یافته بلوک غرب محسوب میشوند، بدلیل آنکه برای رشد اقتصادی خود، نیاز حیاتی به تامین انرژی دارند و این انرژی را میبایست از کشورهای تولیدکننده وارد کنند، موضوع امنیت عرضه انرژی و غیرسیاسی شدن آن برای این کشورها درجه اهمیت بسیار زیادی دارد، لذا سعی نمودند که با تشکیل "IEA" این دغدغه را تا حدودی حل کنند کشورهای عضو "IEA" شامل: استرالیا، بلژیک، چک، فنلاند، آلمان، مجارستان، ایتالیا، کره جنوبی، هلند، نروژ، اتریش، کانادا، دانمارک، فرانسه، یونان، ایرلند، ژاپن، لوکزامبورگ، نیوزلند، پرتغال، اسپانیا، سوئد، سوئیس، ترکیه، انگلیس و آمریکا هالبته به طور کلی منطقه اروپا با این سازمان همکاری گسترده دارد، ضمن آنکه کشورهای لهستان و اسلواکی متقاضی عضویت در آن هستند.
3- اهداف و کار ویژههای "IEA" و اهداف مشترک جهت تضعیف اوپک اتخاذ میشد و منجر به کاهش سهم تولید اوپک در بازار جهانی نفت گردید.
این نهاد بینالمللی، به عنوان یکی از زیرمجموعهها و سازمانهای تابعه نهاد "OECD"، (سازمان همکاری اقتصادی کشورهای صنعتی) میباشد و اعضای آن را نیز اعضای این نهاد بینالمللی تشکیل میدهد "IEA" (INTERNATIONAL ENERGY AGANCEY) پس از سقوط و فروپاشی بلوک شرق و کمرنگ شدن نقش اوپک در بازار نفت جهانی نسبت به گذشته و نیز شرایط اعضای آن در سال 2005 م، این سازمان توسط گروه (هشت کشور صنعتی) مامور نظارت و هدایت مقوله "انرژی" در جهان شد تا از این طریق بتواند با تحقق همکاری و تشریک مساعی میان کشورهای تولیدکننده و مصرفکننده انرژی و نیز کشورهای عضو و غیرعضو IEA، در جهت دستیابی به انرژی پاک، امن و قابل نگهداری گام بردارد. بطور کلی میتوان اهداف این نهاد بینالمللی را در موارد ذیل به اختصار بیان نمود:
- فراهم کردن زمینه همکاری در حوزه پیشرفت تکنولوژی انرژی.- راهبری برنامههای وسیع تحقیقات انرژی.
- تکمیل دادههای خام و ارائه آنها در مقوله انرژی.
- انتشار آخرین تجزیه و تحلیلهای سیاسی انرژی.
- ارائه توصیهها و رهنمودهای لازم به کشورها در این حوزه.
- اصلاح بازار انرژی و نفت
- سیاستگذاری و تحقیق بر اساس تغییرات آب و هوایی مرتبط با مقوله انرژی.
-زمینهسازی مذاکره و تفاهم میان کشورهای تولیدکننده و مصرفکننده نفت.
- برقراری حفظ و گسترش ارتباط طولانی مدت با کشورهای غیر عضو مهم و تاثیرگذاری مانند چین، روسیه، هند، آفریقای جنوبی و سایر کشورهای غیر عضو.
- اجرای برنامههای تشریک مساعی میان اعضای سازمان مانند:
- سیاستهای چند جانبه و دوجانبه، همایشهای تکنولوژی و تشریک مساعی تکنولوژی.
- کنفرانسهای بینالمللی و نمایشگاهها و کارگاهها در زمینه انرژی.
- نظرسنجیهای انرژی.
- آمار و ارقام در این زمینه و مدلهای آن. - تبادل اطلاعات-. سیاستگذاری انرژی میان اعضا جهت افزایش امنیت انرژی طی تحقق "تنوع منابع انرژی" و "بهبود کارآیی و راندمان این منابع"، "رقابت اقتصادی تضمینی" و "حمایتهای محیطی".
- حل و مدیریت و پیشگیری از بحرانهای انرژی. - سیاستگذاری اهداف درازمدت بازار انرژی. - نظارت بر عملکرد کشورهای عضو در حوزه انرژی.
- مطالعات کشوری در این حوزه، به طوری که هر 4 سال یکبار، سیاستها و عملکرد هر کشور عضو بررسی و توصیههای لازم ارائه میشود.
- افزایش راندمان انرژی جهت به صرفه شدن بهتر اقتصادی. - تلاش جهت رشد اقتصادی اعضاء. - بهبود نوع تعامل انرژی با محیط زیست در جهت کاهش استفاده از سوختهای فسیلی، کاهش تولید و گازهای گلخانهای، از طریق افزایش راندمان منابع و گرایش به انرژیهای تجدیدپذیر، هستهای و ... - تلاش جهت پیشرفت و توسعه تکنولوژیکی انرژی.
- تلاش جهت حفظ تناسب قیمت در بازار انرژی.
- تحقق تجارت باز، آزاد و امن انرژی.
-ارائه توصیهها و بررسیهای لازم جهت برقراری سیستمهای انرژی در کشورهای عضو که بتواند پتانسیل حل و مدیریت مواقع بحرانی را داشته باشند.
4- ساختار و بخشهای "IEA" اهداف و کار ویژهای فوقالذکر در قالب 6 کمیته و گروه بوسیله حدودا 150 کارمند پیگیری میشوند. این کمیتهها شامل موارد ذیل هستند:
4-1- "بخش آماری انرژی" (ESD که وظیفه جمعآوری و گزارش دادهها و اطلاعات مربوط به تولید، تجارت، حمل و نقل، مصرف، قیمتها، مالیات و نشر گازهای گلخانهای در زمینه "انرژی" برای کشورهای عضو بر عهده این کمیته است. این آمارها موجب تقویت، تکمیل و بهبود عملکرد و سیاستگذاری کشورهای عضو در بازار انرژی میگردد. پوشش جغرافیایی این آمارها، شامل 26 کشور عضو و بیش از 100 کشور غیرعضو میباشد که به 4 گروه زیر شاخه تقسیم میشوند:
آمارهای مربوط به ذغال سنگ
آمارهای مربوط به نفت و گاز OECD
آمارهای مربوط به موازنه انرژی OECD، توزیع انرژی و قیمتهای آن
آمارهای مربوط به کشورهای غیرعضو
4-2- "کمیته تحقیقات انرژی و تکنولوژی" (CERT این کمیته در زمینه بهبود و پیشرفت تکنولوژی اعضا، همکاری تکنولوژیکی میان آنها و نیز تشریک مساعی با کشورهای غیرعضو در این زمینه فعالیت و تحقیق میکند، و این کار ویژه را در قالب 4 گروه تحقیقاتی انجام میدهد:
گروه سوختهای فسیلی
گروه انرژیهای تجدیدپذیر
گروه انرژیهای پایانپذیر
گروه نیروهای فوزیونی
4-3- "کمیته تحلیلهای سیاسی و همکاریهای درازمدت" (SLT) این کمیته در واقع اساس طراحی سیاستها و چشمانداز آینده این سازمان را بر عهده دارد. سیاستگذاری انرژی برای سالها و نسلهای آینده جهت استفاده بهینه و مکفی از انرژی، افزایش استفاده از جایگزینهای نفت (تنوع انرژی)، تامین طولانی مدت امنیت انرژی و صرفه اقتصادی آن، همراه با حمایت از محیط زیست، در این گروه صورت میگیرد. در واقع این کمیته 5 اصل مهم را مورد بررسی قرار میدهد:
تنوع انرژی
شرایط محیطی: مانند تغییرات آب و هوایی و شرایط حمل و نقل انرژی و جغرافیایی منابع انرژی
تحلیل اقتصادی: شامل بازار انرژی و صرفه اقتصادی آن
بازدید و بازنگری کشورها
راندمان و کارآیی
لذا این کمیته به کشورهای عضو، جهت افزایش راندمان بهرهوری از انرژی بوسیله برگزاری سمینارها و کارگاههای بینالمللی و نیز ارائه توصیههای لازم، کمک میکند و به تشویق همکاری میان اعضای سازمان با کشورهای غیر عضو در این زمینه میپردازد.
4-4- "کمیته نیازهای اضطراری (شرایط بحرانی)" (SEQ) این کمیته جهت مساعدت کشورهای عضو در هنگام بروز بحرانهای نفتی است. در واقع اولین کار ویژهای که موجب تاسیس این سازمان شد، همین مدیریت بحران بوده است که وظیفه این کمیته میباشد. این کمیته در قالب برنامه بینالمللی انرژی که در سال 1974م به توافق کشورهای OED رسید، طرحی را آماده کرد که بر اساس آن هر کشور موظف است تا به اندازه 90 روز ذخیره استراتژیک نفت داشته باشد تا در صورت بروز بحران، بتوانند از آن استفاده کنند. لذا این کمیته ضمن نظارت بر حسن اجرای طرح جهت پیشگیری بروز بحران و حل و مدیریت آن در صورت وقوع، تلاش میکند.
4-5- "کمیته بازار نفت" (SOM) این کمیته وظیفه ارائه اطلاعات و کمک به کشورهای عضو را در بازارهای نفتی بر عهده دارد تا تغییرات ناگهانی بازار و مسائل مربوط به آن را به این کشورها گزارش دهد. کمیته مذکور، به صورت ماهانه گزارش خود را تهیه میکند و هر دو سال یکبار نیز همایش برگزار مینماید.
4-6- "کمیته کشورهای غیرعضو" (CNMC) از آنجا که نیمی از بازار انرژی جهان خارج از نهاد IEA هستند و کشورهای عضو این سازمان، مصرفکننده محسوب میشوند، نوع ارتباط و تعامل با کشورهای غیرعضو از اهمیت زیادی برخوردار است. این کمیته که در سال 1993م تشکیل شده اهداف ذیل را دنبال میکند- مطالعه جهت توسعه انرژی و تبادل تجربیات و نتایج آن میان کشورهای مختلف.
- تلاش جهت توسعه همکاری، مذاکره و تشریک مساعی با کشورهای غیرعضو.
- توجه به امنیت جهانی انرژی، حمایتهای محیطی و توسعه اقتصادی.
- تلاش جهت برقراری و حفظ امنیت عرضه نفت (در راستا به تحقیق در مورد استفاده از منابع غیر اپک مانند خزر، روسیه و غرب آفریقا میپردازند.) - افزایش کارآیی و تکنولوژی در سطح جهان.
- سیاست انرژی و اصلاح منظم، جهت کشورهای در حال توسعه مانند اروپای شرقی، مکزیک و ... که در حال تغییرات عمده در سیاست انرژی خود برای ایجاد توسعه هستند. این کشورهای غیرعضو شامل مناطق عمدۀ آفریقا، منطقه خزر، آسیای مرکزی، شمالی و جنوبی، آفریقای جنوبی، مرکز و شرق اروپا، چین، هند، آمریکای لاتین، روسیه و خاورمیانه است، که برقراری ارتباط با اعضای مهم آن مانند چین، هند، روسیه و آفریقای جنوبی از اهمیت ویژهای برای کمیته برخوردار است.
سخن آخر: از آنجایی که این سازمان به دنبال ایجاد مسئولیت، تعهد و سیاست مشترک میان کشورهای جهان در زمینه انرژی است و اعضای آن در زمره کشورهای توسعه یافته و مهمترین کشورهای مصرفکننده انرژی هستند، به نظر میرسد که اولاً این سازمان میتواند در حوزه انرژی مفید باشد و ثانیاً میتوان آن را به مثابه یک بازیگر موثر در بازار انرژی دانست که رفته رفته بر اهمیت آن افزوده میشود. لذا کشورهای غیر عضو IEA، از جمله ایرانی میبایست در جریان سیاستگذاری خود در زمینه انرژی به اهداف، دغدغهها و تصمیمات این نهاد بینالمللی توجه داشته باشد. اما از سوی دیگر محدودیتها و نقائصی نیز در این سازمان وجود دارد که ذکر آنها برای شناخت بیشتر این نهاد مهم است:
1- مشکلی که گریبانگیر سایر سازمانهای بینالمللی در مسئله فقدان (هژمونی) و پرداخت هزینهها و حمایت از رژیمها و سازمانهای بینالمللی است، در مورد این سازمان نیز وجود دارد. لذا در دوره افول یا فقدان هژمون، قدرت نفوذ این نهاد و میزان همکاری اعضای آن در پرده ابهام قرار میگیرد.
2- از آنجایی که این نهاد، جهت حمایت از کشورهایOECD بوجود آمده است، جهت ایجاد اعتماد بینالمللی از سوی کشورهای غیرعضو، تلاش فراوانی را باید صورت دهد، تا به طرحهای جهانی آن توجه و اهتمام کنند.
3- با توجه به مصرف کننده بودن کشورهای عضو، قدرت چانهزنی و نفوذ این نهاد به عنوان یک بازیگر انرژی در مقابل بازیگران بزرگ تولیدکننده، پایین است، لذا این نهاد میبایست سعی کند تا برخی بازیگران تولیدکننده را نیز به لیست اعضای خود اضافه کند.
4- عمده کشورهای عضو این آژانس در زمره کشورهای صنعتی هستند، لذا عدم- توجه به شرایط کشورهای جهان سوم و عدم عضویت آنها در آژانس از دلایل ضعف آن محسوب میشود.
5- متأسفانه هدف آژانس مبنی بر عدم استفاده سیاسی از نفت به عنوان اهرم فشار و اسلحه در سیاست خارجی توسط خود کشورهای عضو نقض میشود و این هدف را تبدیل به ابزاری موقتی علیه کشورهای تولیدکننده نفت میکند. به عنوان مثال شاهد بودهایم که پس از تسخیرلانه جاسوسی آمریکا در کشورمان و نیز در دوران جنگ تحمیلی، چگونه همین نفت در قالب سیاست تحریم نفتی از سوی آمریکا و غرب و نیز سیاست عرصه زیاد نفت در بازار توسط کشورهای عربی با تحریک آمریکا به عنوان یک اسلحه در برابر جمهوری اسلامی استفاده شده و میشود.