تاریخ انتشار : ۳۱ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۱۰:۳۳  ، 
کد خبر : ۳۰۴۵۵

کرۀ شمالی آغازی بر پایان تنهایی


علی نمکی        alinamki1@yahoo.com

پس از گذشت سال‌ها از استیلای ژاپنی‌ها بر شبه جزیرۀ کره با پایان یافتن جنگ جهانی دوم این شبه جزیره به محل نفوذ و قدرت‌نمایی غرب و شرق تبدیل شد. ژنرال مک‌آرتور و نیروهایش که در سراسر نیمۀ شرقی آسیا حضور فعال داشتند وارد کرۀ جنوبی شده و نیروهای کمونیست کیم ایل سونگ رهبر فقید کرۀ شمالی به پیونگ یانگ وارد شدند. در 9 سپتامبر 1948 پس از این که در جایگاه در 1945شبه جزیره به دو نیمۀ شمالی و جنوبی تقسیم شده بود جمهوری دموکراتیک خلق کره با الگوی چینی در سراسر شبه جزیره با پایتختی پیونگ یانگ اعلام موجودیت کرد ولی ادامۀ ادعاهای ارضی کیم و همراهانش نسبت به نیمۀ جنوبی و دخالت دو ابرقدرت زمان یعنی روسیه و آمریکا در بین سال‌های 1950 تا 1953 هزاران نفر از مردم این شبه جزیره را به کام مرگ کشاند. کیم‌ ایل سونگ که در جایگاه نخست‌وزیر جمهوری خلق قرار گرفته بود سعی در استیلای کامل بر سراسر شبه جزیره داشت و از طرف دیگر ژنرال مک‌آرتور و نیروهایش به کمک جنوبی‌ها شتافتند. در بخش صنعت و توسعۀ اقتصادی «جوچه» یا «خودکفایی اساسی» مبنای نگرش کمونیستی کیم ایل سونگ در پیاده‌سازی نه اصول مارکسیسم- لنینیسمی بلکه الگوبرداری از کمونیسم چینی آن هم برنامۀ «جهش به جلو» آن کشور بود و جوچه تبدیل به اصل زیربنایی تحول اقتصادی این کشور در چند دهه شد. کمونیسم پیاده شده توسط کیم را می‌توان نوعی اشتراک سوسیالیستی دانست که اساس نگه دارندۀ آن نظام کمونیستی خوداتکایی در جامعه است.

در سال 1994 و پس از مرگ کیم ایل سونگ فرزندش کیم جونگ ایل که متولد فوریۀ 1942در شوروی بود به عنوان رهبر جدید کره سعی بر ادامۀ همان مسیر پدر داشت جالب آن که این نوع نگرش کمونیستی در مبنای فلسفی هم مورد دفاع کیم پدر و پسر بوده و هست، چنانچه کیم ایل سونگ می‌گوید:‌ «ادبیات به عنوان انسانیات جوچه محور فلسفۀ زندگی است و با توصیف هنرمندانۀ زندگی مردم به پرسش‌های بشر پاسخ می‌دهد.»

حال و پس از گذشت سال‌ها از حکومت این پدر و پسر در شمال شبه‌ جزیره‌ای که دورانی متعلق به ژاپن، دورانی متعلق به چین و دورانی متعلق به روسیه و آمریکا بوده و شاید اگر درست بررسی شود روزگاری تحت سیطره امپراتوری مغول نیز بوده است این کشور دچار انزوایی بسیار سنگین و فشارهای اقتصادی سخت در داخل کشور است تا جایی که شعارهای قبلی‌اش کم‌کم رو به فراموشی است و حاضر می‌شود که پای میز مذاکره بنشیند و معامله کند آن هم معامله‌ای که هنوز چهار طرف آن روسیه میراث‌دار شوروی کمونیستی، چین، آمریکا و ژاپن است یعنی همان کسانی که روزی ادعای حاکمیت بر این شبه جزیره را داشته‌اند. از خصوصیات بارز این پدر و پسر مانند اکثر رهبران کمونیست همچون استالین یک دندگی و لجباز بودن آن‌ها بوده است که سال‌ها در برابر غرب و حتی شرق از جمله شوروی ایستادگی کرده‌اند و مکرر جهش‌های اساسی در روابط با مسکو داشته‌اند و بیش‌تر به کمونیسم چینی و رهبران پکن متمایل شده‌اند تا به سمت و سوی استالین، برژنف و دیگر رهبران شوروی کمونیستی. در سخنرانی سالانۀ 2002 جورج بوش کرۀ شمالی جزو محور شرارت قرار گرفت و در اکتبر همان سال سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (CIA) به این نتیجه رسید که پیونگ یانگ به دنبال برنامۀ غنی‌سازی است.

بر این اساس طبق ادعای آمریکا کره‌ای‌ها توافقنامۀ 1994 را نقض کرده و آمریکا هم متقابلا به تعهداتش که ساخت و تامین سوخت دو رآکتور آب سبک برای برنامۀ غنی‌سازی پلوتونیوم بود عمل نکرد. کرۀ شمالی در بدو امر با توقف برنامۀ غنی‌سازی موافقت کرد ولی از پایان بخشیدن به آن در صورت عدم همکاری آمریکا در تکمیل برنامۀ مزبور و کمک‌های اقتصادی امتناع ورزید. هنگامی که واشنگتن از این همکاری دست کشیده کرۀ شمالی از NPT (معاهدۀ منع تکثیر سلاح‌های هسته‌ای) خارج شد و بازرسان سازمان بین‌المللی انرژی اتمی را از کشور خارج کرده و برنامۀ غنی‌سازی خویش را از سر گرفت.

پس از این که در مارس 2003 یک هواپیمای جاسوسی آمریکا به وسیلۀ جنگنده‌های کرۀ شمالی در دریای ژاپن سرنگون شد در آوریل همان سال آمریکا، کرۀ جنوبی و چین مذاکرات سه‌جانبه‌ای را در پکن برگزار کردند. این مذاکرات مبنایی برای ادامۀ آن با حضور ژاپن، روسیه و خود کرۀ شمالی شد. در طول مذاکرات طی سال‌های 2003 تا 2007 تقریبا پیشرفت چشمگیری دیده نشد تا این که در فاز سه دور پنجم مذکرات کرۀ شمالی با کنار گذاشتن مسالۀ هسته‌ای در قبال کمک‌های سوخت و عادی‌سازی روابط با واشنگتن و توکیو موافقت کرد.

محورهای اساسی و زیربنایی مذاکرات عبارتند از:‌

1- تضمین امنیتی برای پیونگ یانگ از جانب آمریکا

2- ساخت رآکتورهای آب سبک در قبال تعطیلی برنامۀ هسته‌ای کره در یانگ بیون

3- استفادۀ صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای

4- برقراری روابط دیپلماتیک

5- محدودیت‌های مالی و تجاری که پس از آزمایش هسته‌ای کرۀ شمالی در 9 اکتبر 2006 شدت گرفت و از ورود کالای غیر ضروری به این کشور ممانعت به عمل آمد.

مواضع روسیه، چین و کرۀ جنوبی متعادل‌تر از مواضع آمریکا و هم‌پیمانش یعنی ژاپن است و آن‌ها به اقدام مرحله‌ای اعتقاد بیش‌تری دارند.

در آخرین دور مذاکرات در 19 مارس 2007 کریستوفر مذاکره‌کنندۀ ارشد آمریکا به کره‌ای قول مساعد برای آزادسازی 25 میلیون دلار بلوکه شده در بانک دلتا را داد و در مقابل کره‌ای هم پایبندی به تعهدات قبلی را اعلام کردند یعنی حاضر به تعطیلی رآکتور پنج مگاواتی یانگ بیون شدند.

سرانجام ماجرا هم که مشاهده کردیم پیروان مکتب جوچه از مواضع خود عقب‌نشینی کرده و حاضر به همکاری با جهان غرب و شرق شدند و احتمالا این بازماندۀ واقعی کمونیسم هم مانند برادران بزرگ‌ترش همچون چین قدم در راه اقتصاد باز خواهد گذاشت.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات