علی تتماج
برخورداری از آزادی دینی و عقیدتی از اصول اولیه کنوانسیونهای حقوق بشر میباشد. بر اساس ماده 18 اعلامیه حقوق بشر (1948) هر شخص و یا گروه حق دارد آزادانه به برگزاری مراسم دینی بپردازد. به رغم تاکید معاهدات حقوق بشر بر آزادی دینی و لزوم احترام به اقلیتهای مذهبی، روند تحولات غرب حکایت از نگاه منفی سران این کشورها به اسلام دارد که چالشهای بسیاری برای مسلمان ایجاد کرده است. هر چند که اسلامستیزی در اروپا و آمریکا امری تازه نمیباشد و همواره در این جوامع اجرا گردیده اما در مقطع کنونی روندی روبه رشد را نشان میدهد. در حالی که پس از اهانتهای نشریات اروپایی به پیامبر اعظم (ص) که با اعتراض شدید محافل جهان اسلام مواجه شد، تا حدودی غرب برای تعدیل سیاستهای گذشته و به نوعی جلب رضایت مسلمانان روی آورد اما بار دیگر شاهد تکرار روند گذشته میباشیم. تاکید مقامات اروپایی بر لزوم هضم مسلمانان در جوامع اروپایی بدون داشتن آیینهایی دینی و اعتقادی که در چارچوب منع حجاب و حذف مساجد و مراکز دینی اجرا میشود، تبلیغات گسترده رسانههای غربی برای تخریب چهره مسلمانان و معرفی آنها به عنوان عامل تروریسم و بحران امنیتی در اروپا (در این تبلیغات مسلمانان به ناقضان حقوق شهروندی متهم گردیدهاند که هر لحظه امکان انجام عملیاتهای خرابکارانه را دارند)، وضع قوانین جدید در بسیاری کشورهای اروپایی و آمریکا برای مبارزه با تروریسم که صراحتا بر اعمال فشار بر مسلمانان تاکید دارد و ... از نشانههای رویکرد گسترده غرب به مبارزه با اسلام است. بسیاری از نهادهای دینی هشدار دادهاند که سیاستهای سران غرب به بحرانآفرینی برای مسلمانان مبدل گردیده که ادامه این روند بسیاری از حقوق اولیه آنها را نقض خواهد کرد. با عنایت به این که اسلامستیزی غربیها پس از مدتی پنهان کاری باز هم به صورت آشکار گسترش یافته است دلایل این تحرکات را میتوان بر اساس تحولات جهانی و اهداف غرب مورد ارزیابی قرار داد.
1- اروپا و آمریکا از محورهای سیاست مشترکشان اجرای طرح سپرموشکی برای حفظ فضای امنیتی کشورشان میباشد. در حالی که آنها برای انجام این مهم به بهانههایی فراگیر نیاز دارند، امنیتی ساختن فضای غرب از اولویتهای کاری آنها است. سران غرب از یک سو بر بزرگنمایی خطر روسیه و چین تاکید دارند و از سوی دیگر حملات تروریستی را محور این طرح قرار دادهاند. با عنایت به اینکه آنها محور حملات تروریستی را گروههای القاعده (وابسته به گروههای اسلامی) میدانند، جوی از اسلام ستیزی میتواند ابزاری برای اجرای طرحهای امنیتی باشد. به عبارتی دیگر آنها با تشدید تخریب چهره مسلمانان و معرفی آنها به عنوان ناقضان امنیتی برآنند اولا فضایی کاملا امنیتی بر کشورشان ایجاد نمایند ثانیا رضایت مردم را برای استقرار سیستم دفاع موشکی آمریکا جلب کنند.
2- این حقیقت را نمیتوان رد کرد که سران کلیسا همواره از رشد اسلام در هراس بوده و خواستار مقابله با آن میباشند. بر اساس گزارشهای منتشره در حالی که سران واتیکان بر تعامل با سایر ادیان تاکید میکنند اما در مناسبات فردی با سران غرب خواستار مقابله با اسلام شدهاند. در این راستا نامهها و درخواستهای بسیاری از رهبران کلیسا با محوریت اسلامستیزی انتشار یافته است.
3- نکته مهم در اسلامستیزی غربی نقش و جایگاه صهیونیستها در شکلدهی و اجرای این تفکرات میباشد. در مقطع کنونی که رژیم صهیونیستی سیاستهای توسعهطلبانهای را در اراضی اشغالی اجرا میکند، اولا ملتهای غربی تاکید دارند که صهیونیستها عامل تمام سیاهروزیها و مشکلات اروپا هستند و باید ترد گردند ثانیا گرایش افکار عمومی غرب به اسلامشناس افزایش یافته است ثالثا اتحاد اسلام و مسیحیت برای صهیونیستها بهای سنگینی دارد و... سران صهیونیست با اعمال فشار بر رسانهها و سران غرب علیه مسلمانان تلاش دارند تا به هر نحو ممکن با معرفی مسلمانان به عنوان تروریست و عامل بحران در غرب، جنگ مسلمان و مسیحی با صهیونیست را به جنگ مسلمان - مسیحی، مبدل نمایند تا در سایه آن به اهداف خود دست یابند. مهم آنکه در نقطه مقابل آنها با تبلیغات گسترده به ایجاد جو یهودستیزی در اروپا میپردازند تا ضمن کوچ یهودیان به سرزمینهای اشغالی، اروپا را وادار به دادن امتیازاتی به تلآویو نمایند.
4- از طرحهای اروپا و آمریکا اجرای روند سازش میان اعراب و رژیم صهیونیستی است. این سیاست در حالی پیگیری میشود که از ابزارهای آنها برای واداشتن اعراب به مصالحه، تخریب چهره اسلام در غرب میباشد. آنها در نهایت برآنند تا با معرفی مسلمانان به عنوان مخل امنیت جهانی، جهان اسلام را وادار به پذیرش رژیم صهیونیستی نمایند.
بر اساس آنچه ذکر شد، میتوان گفت: هر چند اسلامستیزی غربیها امری جدید نمیباشد اما در مقطع کنونی با گرایش غرب به اهداف توسعهطلبانه، تشدید گردیده است. محوریت این طرح خواستههای رژیم صهیونیستی و طرحهای امنیتی ایالات متحده در سراسر جهان است که با قربانی کردن میلیونها مسلمان اجرا میشود. البته تحرکات کنونی بیش از هر چیز پیش زمینه تحولات آینده غرب علیه اسلام است که جنبه افکارسنجی مسلمانان را دارا میباشد.
بر این اساس جا دارد تا ملتهای مسلمان (بویژه در قالب سازمان کنفرانس اسلامی) با حفظ وحدت به مقابله با این توطئهها بپردازند چرا که سکوت کنونی، تشدید اسلامستیزی غرب را به همراه دارد که حداقل آن تکرار اهانتها به پیامبر اعظم (ص) در محافل سیاسی و نشریات غرب خواهد بود.