علیاکبر اعتمادی
حسنی مبارک رئیسجمهور مصر دیروز راهی فرانسه شد تا برای نخستین بار پس از حضور سارکوزی در کاخ الیزه به رایزنی با مقامات این کشور بپردازد. دو کشور مصر و فرانسه به دلیل سابقه تاریخی بویژه دوران حضور فرانسویها در این کشور- به عنوان استعمارگر- دارای روابط فراگیر و همهجانبهای بودهاند بگونهای که بسیاری قاهره را منطقه نفوذ و اولین متحد پاریس در خاورمیانه ارزیابی میکنند. با تمام این تفاسیر در سالهای اخیر به دلیل گرایش آمریکا به اجرای اصلاحات در خاورمیانه برای خارج کردن سایر رقبا از منطقه، این روابط با فراز و نشیبهای بسیاری همراه شده است. بر این اساس و با توجه به دگرگونی در ساختار سیاسی فرانسه و سیاستهای آینده این کشور از یک سو و نگاه مبارک به اروپا بویژه به متحد اصلیاش یعنی فرانسه، این دیدار میتواند با چند هدف صورت گیرد:
1- چنانکه ذکر شد دو کشور دارای روابط گسترده و عمیقی میباشند که در ابعاد گوناگون توسعهیافته است. حضور مبارک در الیزه پس از پایان دوران شیراک که روابط صمیمی با مصر داشت را میتوان به نوعی بیان اتحاد دوباره دو کشور دانست که محوریت آن را اموری سیاسی و اقتصادی تشکیل میدهد. قاهره تلاش دارد تا از امکانات فرانسه برای توسعه اقتصادی، افزایش توان هستهای و ... برخوردار گردد. نکته مهم آنکه افکار عمومی مصر از گرایش سرانشان به آمریکا ابراز نارضایتی میکنند و خواستار تعدیل این مناسبات هستند. بر این اساس مبارک با رویکرد به فرانسه تا حدودی در چارچوب خواست مردم حرکت میکند تا رضایت آنها را نیز جلب کرده باشد هر چند که به دلیل ماهیت استعماری فرانسه در دهه گذشته، مردم چندان تمایلی به استمرار مناسبات فرانسه نیز ندارند و روابط با کشورهای شرقی نظیر روسیه و چین را خواستار میباشند.
2- مصر تلاش دارد تا به عنوان بازیگری مهم در عرصه منطقهای و جهانی ایفای نقش کند از سوی دیگر فرانسه نیز از جایگاهی نسبی در خاورمیانه بویژه در لبنان، سوریه و حتی سرزمینهای اشغالی فلسطین برخوردار است. بر این اساس سفر مبارک به پاریس در حالی که بیانگر نقش مصر به عنوان بازیگری صلحجو که از تمام ظرفیتها برای حل بحرانهای خاورمیانه استفاده میکند، باشد، موقعیتی برای حضور فعالتر فرانسه در خاورمیانه خواهد بود. البته گرایش مطلق فرانسه به حمایت از رژیم صهیونیستی میتواند تاثیر منفی بر این رایزنیها داشته باشد هر چند که آنها در ظاهر بر اصل گفتگوی فراگیر در فلسطین تاکید دارند.
3- نکته مهم در سفر مبارک، همزمانی آن با برگزاری اجلاس کشورهای شورای همکاری خلیج فارس به علاوه اردن و مصر و آمریکا در شرمالشیخ میباشد. تقارن این دو موضوع را میتوان از یک سو بیانگر دیپلماسی فعال مصر برای به اصطلاح صلح خاورمیانه و از سوی دیگر تلاش جهت جلب رضایت سایر کشورها برای همسویی و حمایت از طرح آمریکا و مصوبات نشست شرمالشیخ دانست. در شرایط کنونی همسویی سایر کشورها با طرح بوش برای کنفرانس صلح بینالمللی امری مهم میباشد که مصر میتواند در اجرای آن ایفای نقش نماید.
4-از اولویتهای سیاست خارجی فرانسه حضور در آفریقا و به نوعی احیای امپریالیسم فرانسه در این قاره است. دیدارهای مکرر سایر کشوری از کشورهای آفریقایی و تلاش برای حل بحرانهای آنها بویژه سودان، لیبی و ... از عزم جدی این کشور برای تحقق اهدافش در آفریقا حکایت دارد. در نقطه مقابل مصر به عنوان بازیگری استراتژیک و تاثیرگذار در قاره آفریقا ایفای نقش میکند. پاریس امیدوار است تا با حفظ مناسبات با قاهره از جایگاه آن برای تحقق اهدافش در آفریقا برخوردار گردد. در همین حال مصر نیز تلاش دارد تا در چارچوب خواستهها و حمایتهای فرانسه ضمن توسعه بازیگریاش در آفریقا منافع خود را در این قاره تامین کند. بنابراین از محورهای روابط استراتژیک دو کشور را میتوان محور مذاکرات سارکوزی و مبارک باشد تحولات آفریقا و چگونگی بازیگری در آن است.
بر این اساس هر چند که مصر و فرانسه دارای روابط استراتژیک و بنیادین میباشند اما سفر کنونی مبارک به پاریس پس از روی کار آمدن سارکوزی را میتوان نوعی تجدید پیمان میان آنها دانست که با محوریت بررسی پرونده خاورمیانه و اجرای طرحهای مشترک در آفریقا اجرایی گردد. در این میان برخی چالشهای ایجاد شده میان آمریکا و مصر و تلاش مبارک برای امتیازگیری از این کشور میتواند تا حدودی به ارتقای مناسبات قاهره با پاریس منجر شود هر چند در نهایت چندان تاثیری بر آن نخواهد داشت و صرفا در چارچوب فعالیت در آفریقا ارتقا خواهند یافت.