یاسر مرادی
در مراسم افتتاح خط لوله باکو ـ تفلیس ـ جیحان که روز 22 تیر با حضور سران بسیاری از کشورها در بندر جیحان ترکیه برگزار شد سران و وزرای امور خارجه و انرژی 45 کشور در آن شرکت کردند. این مسیر انتقال نفت، از باکو آغاز شده پس از گذشتن از تفلیس، پایتخت گرجستان از قسمتهای شمالی ترکیه عبور کرده به بندر جیحان در جنوب غربی ترکیه ختم میشود. این پروژه با سرمایهای بالغ بر 4 میلیارد دلار و با حمایت آمریکا به مرحله بهرهبرداری رسیده است. خط لوله باکو ـ تفلیس ـ جیحان که با طول 1774 کیلومتر یکی از طولانیترین از انواع خود به شمار میآید، مسیر خود را در خاک ترکیه به میزان 1074 کیلومتر طی میکند.
همچنین 440 کیلومتر از آن در خاک جمهوری آذربایجان و 260 کیلومتر در خاک گرجستان قرار دارد. این خط لوله برای انتقال پنجاه میلیون تن نفت خام در سال طراحی شده است و میتواند نفت کشورهای حاشیه دریای خزر را به بندر جیحان در کناره دریای مدیترانه منتقل کند. اولین محموله نفت منتقل شده به وسیله این خط 4 ژوئن به طور آزمایشی توسط یک کشتی نفتکش از بندر جیحان به سوی ایتالیا رهسپار شد. اما چه ویژگیهای این مسیر انتقال انرژی را آنقدر مهم کرده است که به خاطر افتتاح آن بسیاری از کشورهای دنیا نمایندگان خود را میفرستند و اعتباری همچون کنفرانسهای مهم بینالمللی به آن میدهند؟
آغاز به کار خط لوله نفت باکو ـ جیحان به معنای تغییر در جغرافیای انرژی منطقه است. از این پس، کشورهای آسیای میانه و قفقاز میتوانند بدون اینکه به روسیه و ایران نیاز داشته باشند نفت خود را به هر جای دنیا که خواستند صادر کنند و مکان تحویل نفت خام خود را بندر جیحان در کناره دریای مدیترانه انتخاب کنند. آمریکا در خصوص احداث این خط لوله از هیچ کوششی فروگذار نکرد؛ جورج بوش در ماه مه نامههایی برای روسای جمهور آذربایجان و قزاقستان نوشت و در آن تاکید کرد ذخایر نفت قزاقستان باید از طریق خط لوله باکو ـ جیحان منتقل شود و خواستار امضای توافقنامهای در این مورد بین دو کشور شد که این توافقنامه یک ماه بعد به امضای دو کشور رسید.
کشورهای اروپایی نیز علاقه فراوانی به احداث این خط لوله داشتهاند. این خط لوله توسط کنسرسیومی که BP (شرکت نفت انگلیس) بزرگترین سهامدار آن است احداث شده است و میتواند کاری کند که تا مدتها، اروپاییها نگرانی چندانی در مورد دسترسی به نفت خام نداشته باشند. اما با وجود حمایت آمریکا و کشورهای اروپایی، تضمینی برای امنیت درازمدت این خط لوله وجود ندارد. جداییطلبان اوستیا، آجاریا و آبخازی در گرجستان میتوانند مانعی مهم برای پایداری جریان انرژی از این مسیر به حساب آیند. همچنین کردهای ترکیه که در جنوب این کشور ساکن هستند به دلیل سرکوب شدن توسط دولت مرکزی دلایل زیادی برای انجام عملیات خرابکاری در مسیر این خط لوله برای خود دارند.
به همین دلیل دولت ترکیه سعی کرده اکثر مسیر لوله را از مناطق ترکنشین شمال کشور عبور دهد اما برای اتصال آن به بندر جیحان که در جنوب غربی این کشور قرار دارد مجبور شده انتهای مسیر خط لوله را در جنوب این کشور احداث کند. عربهای ساکن استان اسکندرون ترکیه نیز به این مسیر نزدیک هستند و میتوانند تهدید بالقوه برای آن به شمار آیند. علاوه بر دریافت حق ترانزیت، ترکیه به دلایل دیگری نیز از این پروژه سود خواهد برد. مزیت این خط لوله آن است که از ترافیک شدید تنگههای بسفر و داردانل میکاهد. در حال حاضر تنگه بسفر چهارمین آبراه پرتردد جهان است و هر ده دقیقه یک کشتی حمل گاز یا نفت از این تنگهها عبور میکند که این حجم بالای عبور و مرور مخاطرات زیست محیطی و ایمنی زیادی با خود به همراه دارد.
لذا اگر نفتکشها بتوانند از بندر جیحان بارگیری کنند در جست و جوی نفت کمتر به دریای سیاه کشانده خواهند شد و از خطرات آن در امان خواهند ماند. ترکها به یاد دارند در سالهای 1979 و 1994 تصادم نفتکشها در تنگه بسفر چه فجایعی برای آنها به بار آورد. با توجه به شرایط جدید به وجود آمده، کشورهایی در منطقه خواستار همکاری در این پروژه شدهاند. ایران از تمایل خود جهت پیوستن به این طرح در آینده نزدیک سخن گفته است. محمد خاقانی مدیر بخش نفت و گاز خزر در وزارت نفت گفت در صورت استخراج نفت در قسمت جنوبی دریای خزر، امکان دارد ایران از این خط لوله برای صادرات آن استفاده کنند.
هند علاقهمند است این خط لوله به سوریه ادامه پیدا کند. اسرائیل نیز برای پیوستن به این پروژه ابراز تمایل کرده است. اما ترکیه نگران آن است که با پیوستن اسرائیل، خطر حمله به این خط لوله توسط گروههای اسلامگرا افزایش یابد و لذا تاکنون در این زمینه نتیجهای حاصل نشده است. اما کشوری که در مرکز توجهات در مورد این پروژه قرار دارد قزاقستان است. این کشور بزرگ و صاحب منابع بیشمار انرژی از مدتی پیش نظر قدرتهای جهانی را به خود جلب کرده است. رئیسجمهور این کشور نور سلطان نظربایف کار سختی پیش رو دارد که عبارت است از ایجاد یک موازنه بین همسایههای قدرتمند خود یعنی روسیه و چین و نیز آمریکا که منافعی در آسیای میانه دارد. در حال حاضر، قراقستان در میان کشورهای آسیای میانه بهترین روابط را با آمریکا دارد (در هفته پیش روابط آمریکا با قرقیزستان متحد دیگرش در منطقه به دلیل اخراج دو دیپلمات آمریکایی به بهانه ارتباط با تشکلهای غیردولتی قرقیزستان تیره شد.) در چند ماهه اخیر تماسهای زیادی بین سیاستمداران آمریکایی و قزاق وجود داشته است که از گرمی روابط این دو حکایت میکند. در ماه مه، دیکچنی معاون رئیسجمهور آمریکا در سفر خود به قزاقستان نظربایف را ستود که با وجود اینکه بین دو کشور سلطهگر چین و روسیه محاصره شده است، امور را در این کشور به پیش میبرد.
با حمایت آمریکا، قزاقستان و آذربایجان در 16 ژوئن موافقتنامهای را امضا کردند که عبور نفت قزاقستان از خط لوله باکو ـ جیحان را تضمین میکند. قزاقستان همچنین به درخواست آمریکا برای عدم احداث خط لوله به ایران پاسخ مثبت داده است. وی همچنین با ارسال نامهای برای احمدینژاد از وی خواسته است که برنامه هستهای خود را متوقف کند همانطور که خود قزاقستان زرادخانه هستهای خود را پس از استقلال از شوروی به کنار نهاده است. از سوی دیگر، قزاقستان جزء اعضای اصلی پیمان شانگهای است که قدرتهای اصلی آن چین و روسیه هستند. این دو کشور سعی دارند این کشور را در بسیاری از زمینهها از جمله صادرات انرژی به خود نزدیک کنند و باعث شوند نفت قزاقستان از لولهای که به چین ختم میشود ـ و نه از خط لوله باکو ـ جیحان ـ عبور کند. قزاقستان شبکه خط لوله نفت خود را تا بندر روسی نووروسیسک گسترش داده و از سوی دیگر یک خط لوله به چین احداث کرده است.
در مجموع، قزاقستان در نظر دارد کشور نیمه استبدای خود را که به خاطر وجود منابع فراوان نفت و گاز از درآمد سرشاری برخوردار است از یک کشور صادر کننده موادخام به یک کشور صنعتی تبدیل کند و در این راه سعی دارد از جاهطلبیهای آمریکا، روسیه و چین حداکثر استفاده را به عمل آورد و کاری کند این کشورها در رقابت با یکدیگر امتیازات بیشتری به قزاقستان اعطا کنند. لذا به هیچ یک از این کشورها بیش از حد نزدیک نشده و با دیگران فاصله نگرفته است لذا خط لوله باکو ـ جیحان تنها گزینههای این کشور را جهت صادرات نفت بیشتر کرده و توان چانهزنی آن را افزایش میدهد.
این کشور در نظر دارد تا سال 2012 تولید نفت خود را به 5/3 میلیون بشکه در روز برساند و لذا از حالا باید در فکر پیدا کردن بازارهای مختلف برای نفت خام خود باشد. در این شرایط، ایران باید با محاسبه دقیق واکنش بازیگران منطقه موقعیت خود را در شرایط جدید ارزیابی کند و فرصتها و تهدیدهای به وجود آمده در این شرایط را در نظر بگیرد و با ایفای نقش فعالتر سعی کند از فرصتها به بهترین شکل استفاده کند. درست است که با احداث خط لوله باکو ـ جیحان رقیبی برای حمل و نقل حاملهای انرژی پدید آمده است اما ایران میتواند کشورهای آسیای میانه را متقاعد کند که برای انتقال نفت از شرق دریای خزر به غرب آن، خاک ایران یکی از بهترین گزینههاست.
همچنین میتوان این گزینه را در پیش روی آنان قرار داد که سواپ نفت با ایران ـ یعنی تحویل دادن نفت به ایران در مرزهای شمالیاش و تحویل گرفتن آن در بنادر خلیج فارس دریای عمان ـ برای آنها بسیار به صرفه است. همچنین همان طور که مقامات ایرانی اعلام کردهاند در صورت موفقیت عملیات حفاری در دریای خزر و استخراج نفت از آنجا، این خط لوله میتواند در رساندن نفت به بنادر دریاهای آزاد به ایران کمک کند. لذا ایران باید از هرگونه موضعگیری علیه احداث این خط لوله پرهیز کند و به جای آن با کشورهای مرتبط با این قضیه در راستای تامین منافع ملی خود مذاکره کند. در حال حاضر بازی سختی بین کشورهای غربی از یک طرف و روسیه و چین از طرف دیگر در منطقه اوراسیای مرکزی جریان دارد که در غرب دریای مازندران، کشورهای غربی و در شرق آن روسیه و چین از موقعیت غالب برخوردارند. ایران باید سعی کند خود را در هیچ یک از این جبههها به طور مطلق قرار ندهد اما با سیاست مسالمتجویانه، مسیرهای انرژی را به سمت خود بکشاند و این را به عنوان یک امتیاز در چانهزنیهای خود مطالبه کند و با حمایت از گسترش این خط لوله به کشورهای همسایه باعث کاهش تنش در روابط این کشورها و تبدیل این پروژه به خط لوله صلح شود. ایران به خاطر منابع زیرزمینیاش به عنوان عرضهکننده مهم حاملهای انرژی و به دلیل موقعیت ژئواستراتژیک خود به مثابه مسیر انتقال انرژی میتواند نقش مهمی را در دنیای آینده ایفا کند. دنیایی که تامین انرژی در آن یکی از مهمترین ضروریات خواهد بود.