تاریخ انتشار : ۳۰ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۱۳:۰۲  ، 
کد خبر : ۳۰۴۶۴

حزب‌الله لبنان؛ محبوب همه


«تاریخ آزادی، از تاریخ مقاومت جدا نیست» وودرو ویلسون

ابوخلیل کارگر ساختمانی که در جنگ تابستان گذشته با ترکش بمب زخمی شده است می‌گوید: ‌ما به حزب‌الله و به کشورهایی که به ما کمک می‌کنند متکی هستیم و به آن‌ها اعتماد داریم. من و ابوخلیل بیرون از روستای او واقع در جنوب لبنان که به وسیله اسرائیل ویران شده، در آفتاب سوزان بهاری به گفت‌وگو ایستاده بودیم که او احساس خود درباره حزب‌الله را با این جمله ابراز داشت و اضافه کرد:‌ «ما برای در امان بودن از تهاجم بعدی اسرائیل به حزب‌الله اتکا داریم، زیرا دولت ما این کار را نمی‌تواند بکند و نخواهد کرد.»

اسرائیل در یورش وحشیانه 33 روزه خود به لبنان امیدوار بود که دقیقاً‌ چنین احساسی را از بین ببرد. یکی از هدف‌های مشخص این جنگ که در آن بیش از هزار لبنانی و حدود 40 اسرائیلی کشته شدند، برگرداندن نظر لبنانی‌ها علیه حزب‌الله بود، به این دلیل که در ظاهر و به ادعای تل‌آویو این سازمان آغازگر جنگ بود. خیال باطل تغییر نظر مردم نسبت به حزب‌الله با توجه به این امر در اسرائیلی‌ها ایجاد شده بود که اصولاً به وجود آمدن حزب‌الله، واکنش مستقیم حمله پیشین اسرائیل به لبنان بوده است.

حزب‌الله که در سال 1982 و برای مقاومت در برابر اشغال جنوب لبنان، تشکیل شد، در سال 1985 به سازمانی سیاسی تبدیل شد. واشنگتن به این حزب، به عنوان دشمن قسم خورده اسرائیل - متحد وفادار آمریکا - برچسب «سازمان تروریستی» زده است. تبلیغات پیگیر و مستمر و موضع ستیزه‌جویانه دولت آمریکا درباره این تشکیلات، سبب شده است بیش‌تر آمریکاییان از طبیعت واقعی این حزب بی‌اطلاع بمانند و از این واقعیت اطلاع نداشته باشند که بسیاری از لبنانی‌ها در حال حاضر با حزب‌الله متحدند و با دعوت حزب‌الله برای بی‌اثر کردن سیاستی که دولت بوش در لبنان بر آن پافشاری می‌کند موافق هستند.

شگفت این است که تقریباً نیمی از کسانی که متحد حزب‌الله علیه دولت لبنانی مورد حمایت آمریکا هستند، مسیحی‌اند. مایکل سماهه، یک مسیحی مارونی است که از سال 1992 تا 1995 وزیر اطلاعات لبنان بوده است، او جزو مسیحیان دروزی است که در حرکت حزب‌الله برای تشکیل یک حکومت دموکراتیک در لبنان، به شیعیان لبنان پیوسته‌اند. دلایل او برای این کار، نظیر بقیه این استنباط بوده است که سیاست آمریکا نسبت به کشورشان مداخله‌جویانه و توهین‌آمیز است.

سماهه می‌گوید: فؤاد سینیوره، نخست‌وزیر لبنان و وزرای کابینه او، سعد حریری و ولید جنبلاط بر آنند که با همراهی و تطبیق دادن خود با اولویت‌های نومحافظه‌کاران آمریکا و بازهای اسرائیلی، موقعیت خود را در ادارۀ لبنان، تقویت کنند. سماهه می‌گوید: شیعیانی که در لبنان از حزب‌الله طرفداری می‌کنند، برخلاف ادعای آمریکا ایرانی نیستند. آن‌ها لبنانی‌اند و برنامه و هدف‌های مستقل خود را دارند. آن طور که در جنگ دوم اسرائیل همه شاهد بودیم شکست اسرائیل در خود اسرائیل بود. این ایرانی‌ها نیستند بلکه جنگجویان لبنانی‌اند، مجاهدان لبنانی که در این کارزار مهم جنگیدند و پیروزی به دست آوردند.

امروز اعتبار حزب‌الله چنان است که خیلی بالاتر از یک جنبش مقاومت مشروع قرار می‌گیرد. برنامه‌های وسیع اجتماعی در زمان صلح و تلاش برای نوسازی و مرمت خرابی‌های پس از جنگ، جایگاه حزب‌الله را بالاتر از احزابی که فقط تحسین و هورا کشیدن مردم را در انتخابات شاهدند قرار داده است.

غیرنظامیان لبنان، از افراد فقیری که با زراعت زندگی را می‌گذرانند، تشکیل شده‌اند و حمایت دولتی از آن‌ها، اگر هم باشد بسیار اندک و در حد هیچ است. این حزب‌الله است که برای آن‌ها آموزش و پرورش، خدمات درمانی و سایر خدمات حمایتی را فراهم می‌آورد، به ویژه در دوران اشغال اسرائیل که تا ماه مه 2000 به طول انجامید. ظاهراً ارتش اسرائیل برای این که درسی فراموش نشدنی به حزب‌الله و تهران بدهد، با تأیید دولت بوش در جنوب لبنان صد هزار نارنجک و یک میلیون بمب خوشه‌ای کاشته است. این نارنجک‌ها و بمب‌های منفجر نشده، خطر زیادی را ایجاد می‌کنند و عملاً زراعت را در آن منطقه غیرممکن ساخته‌اند.

نیروی هوایی اسرائیل که با سلاح‌های ساخت آمریکا و با هواپیماهای اف 16 مجهز شده‌اند، در حمله به لبنان در هر ساعت در 14 مأموریت جنگی به جاهای مختلف حمله می‌کردند و ویرانی به بار می‌آوردند. از جمله این اقدام‌ها می‌توان ویران کردن 73 پل، 400 مایل جاده، 25 جایگاه فروش بنزین، 90 ساختمان تجاری، 2 بیمارستان، 350 مدرسه و 15 هزار خانه مسکونی را نام برد. نتایج سیاسی این جنگ در اسرائیل بسیار فاجعه بار بوده است، به طوری که از میزان مقبولیت نخست‌وزیر، ایهود اولمرت پس از این جنگ بسیار کاسته شده و تا مرحله سقوط پیش رفته است. در روزهای اخیر، یک کمیسیون تحقیق اسرائیلی در بررسی‌های مقدماتی خود درباره جنگ لبنان، شواهد و مدارکی محکمی منتشر کرده است مبنی بر این که «تصمیم اولمرت در مورد حمله هوایی، دریایی و زمینی کاملاً شتاب‌زده و بدون مطالعه بوده است.» این کمیسیون او را متهم کرده است به «ضعف و ناتوانی در تصمیم، مسؤولیت و دوراندیشی» و هدف‌های اعلام شده او را که آزاد کردن دو سرباز اسرائیلی اسیر و از هم پاشیدن حزب‌الله بود «بیش از حد بلندپروازانه و دستیابی به هدفی غیرممکن» داشته است.

تابستان گذشته، وزیر دادگستری اسرائیل، حییم ریمون، در رادیو ارتش اسرائیل اعلام کرد: «همه کسانی که در جنوب لبنانند، تروریست‌هایی هستند که به نحوی با حزب‌الله مربوطند و ... روستاهای جنوب لبنان باید پیش از این که نیروهای زمینی وارد لبنان شوند، با خاک یکسان شوند.» این لفاظی‌ها و عملیاتی که پس از آن انجام شد، نتیجه مطلوبی را که آمریکا و اسرائیل خواهان آن بودند به دست نیاورد و به جای این که حز‌ب‌الله محبوبیت خود را از دست بدهد، متحدان زیادتر و تازه‌ترین به آن پیوستند.

سماهه می‌گوید: ‌«من یک مسیحی هستم ولی یک لبنانی هم هستم و نمی‌توانم هنگام رویارویی با اسرائیل خودم را از شیعیان جدا بدانم. ... برای من این غیرقابل قبول است که نهضت مقاومت از تصمیم‌گیری محروم شود. ممکن است که این نهضت مقاومت از طرف مجاهدان شیعه باشد ولی این مقاومتی لبنانی است و ریشه در جامعه لبنان دارد که مسیحیان، دروزی‌ها و سنی‌ها سنگ بستر آن هستند. سیاست دولت بوش در مورد لبنان و حمایت خارج از اندازه و بی‌وقفه آن از اسرائیل، مخالفت شدیدی را با دولت لبنان که مورد حمایت آمریکا است بر می‌انگیزد.

جورج دبیلو بوش پس از جنگ لبنان در یک کنفرانس خبری در 14 آگوست 2006، روزی که با دخالت سازمان ملل آتش‌بس میان حزب‌الله و اسرائیل برپا شد، به دروغ شرم‌آوری متوسل شد. او اظهار داشت: «حزب‌الله بود که در این بحران دچار شکست شد.» او خطاب به حزب‌الله گفت: «چگونه می‌توانید ادعای پیروزی کنید، در حالی که در جنوب لبنان دولتی درون یک دولت دیگر هستید و قرار است یک نیروی بین‌المللی جایگزین شما شود؟!» او همچنین اضافه کرد: «نیروی جدیدی در جنوب لبنان ایجاد خواهد شد.» بوش در این اظهارات خود به نیروهای UNIFIL اشاره داشت، یعنی نیروهای موقت سازمانی ملل در لبنان که قرار بود به ارتش لبنان در کنترل منطقه کمک کنند.

من که تازه از لبنان بازگشته‌ام می‌توانم بگویم که این نیروها به هیچ عنوانی جانشین حزب‌الله نشده‌اند. درجه وفاداری نسبت به حزب‌الله و علاقه به کشورهایی نظیر ایران که به بازسازی پس از جنگ کمک انسانی می‌کنند، به شکل بی‌سابقه‌ای بسیار بالاست و سربازان سست و بی‌حال سازمان ملل در جاهای عمومی ایستاده‌اند و فقط رفت و آمد اتومبیل‌ها را زیر نظر دارند. این سربازان سازمان ملل را بسیاری از لبنانی‌ها علامت غیرمستقیمی از تبعیض و جانبداری از اسرائیل تلقی می‌کنند.

محمد کاندلی یک دانش‌آموز 17 ساله دبیرستانی که از او درباره این نیروها سؤال کردم گفت:‌ «... نیروهای سازمان ملل اگر می‌خواهند کار خوبی انجام دهند، زمین‌های ما را از رژیم غاصب اسرائیل پس بگیرند. ما از آن‌ها چیز دیگری نمی‌خواهیم.»

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات