رامین رهبر یعقوبی
جدال میان لیبی و بلغارستان که به تازگی به صدر اخبار جهان راه یافته در نظر اول ممکن است خندهدار بنماید ولی این جدال بیش از 400 قربانی برجا گذاشته است. در سال 1999 ماموران امنیتی لیبی دریافتند که یک پزشک فلسطینی به همراه پنج پرستار بلغاری حدود 400 کودک لیبیایی را به ویروس اچ.آی.وی یا ایدز مبتلا کردهاند. این شش نفر در دادگاهی در لیبی محاکمه و به جرم قتل عمد به اعدام محکوم شدند. اما پس از گذشت هشت سال ناگهان هفته گذشته دولت لیبی پس از یکسری مذاکرات دیپلماتیک این متهمان را آزاد کرد و به دولت بلغارستان تحویل داد. بسیاری گمان بردند که با آزاد شدن تیم پزشکی پول زیادی عاید لیبی شده است، اما در همین حال بعضی کارشناسان اعلام کردند که لیبی جریان ایجاد رابطه با جهان خارج را تسریع بخشیده است. در دسامبر سال 2006 این تیم پزشکی پس از دو دادگاه طاقتفرسا که به مرگ محکوم شده بودند بار دیگر به دادگاه آمدند. عده زیادی از دانشمندان و متخصصان بیماری ایدز نیز در این دادگاه شهادت دادند خونی که به این کودکان انتقال یافته پیش از ورود تیم پزشکی به لیبی، آلوده بوده است.
یکی دیگر از دلایل انتقال بیماری ایدز به این کودکان عدم رعایت بهداشت و استفاده مجدد از سرنگهای استفاده شده بوده است.
اما ماه گذشته حوادثی رخ داد که جریان این احکام صادر شده به کلی دگرگون شد. پس از آنکه اعلام کردند مبلغی در حدود 460 میلیون دلار به خانواده قربانیان پرداخت میشود و اولیای دم از خونخواهی فرزندانشان گذشتاند به ناگاه حکم اعدام به حبس ابد تغییر یافت. چنین تغییری اگرچه در کشورهای مسلمان به نظر عادی میآمد ولی برای مردم غرب توجیهپذیر نبود.
نیکولا سارکوزی، رئیسجمهور جدید فرانسه و همسرش سسیلیا به طور ناگهانی وارد ماجرا شدند و نقش مهمی در رابطه با آزادسازی تیم پزشکی ایفا کردند.
سارکوزی پیشتر و در جریان مبارزات انتخاباتی خود اعلام کرده بود در صورت پیروزی در انتخابات، آزاد کردن این تیم پزشکی از اولویتهای حکومت جدید فرانسه خواهد بود. او در ماه گذشته دوبار همسر و رئیس دفتر خود را به «طرابلس» پایتخت لیبی اعزام کرد تا این دو بتوانند نظر مساعد معمر قذافی، رهبر لیبی را به آزادسازی این تیم شش نفره جلب کنند. از این ماجرا چیزی نگذشت که تیم پزشکی با هواپیمای ویژه رئیسجمهور فرانسه به بلغارستان پرواز کردند.
صاحبمنصبان اتحادیه اروپا از این واقعه به شدت دلخور شدند. این عده مدتها بود که بر سر آزادسازی تیم پزشکی بلغاری با لیبی مذاکره میکردند ولی از شیوه معامله با قذافی آگاهی نداشتند. طبیعی است که آنان میپندارند سارکوزی افتخاری را که باید نصیب دیپلماتهای اروپایی میشد، ربوده است. کمیسیونر روابط خارجی اتحادیه اروپا پیشتر به لیبی وعده داده بود که در صورت تعدیل در مجازات تیم پزشکی، کمکهای پزشکی و دارویی را به لیبی اعزام میکند و روابط دیپلماتیک اروپا و لیبی را دوباره از سر میگیرد. اما همین کمیسیونر از مداخله فوری سسیلیا سارکوزی در امر آزادسازی تیم پزشکی در حیرت فرو رفت.
نیکولا سارکوزی نیز بدون ائتلاف وقت جلو میکروفن رسانهها حاضر شد و از موفقیت همسرش در این ماجرا سخن گفت. یک روز پس از آزاد شدن تیم پزشکی، سارکوزی شخصا به لیبی رفت و توافقنامه همکاریهای هستهای میان فرانسه و لیبی را به امضا رساند.
دیپلماسی شلغمی
به هر صورت احتمال آن وجود دارد که به طور موقت از سارکوزیها قدردانی شود ولی در درازمدت اروپا به اقدامهای مثبت و سازمان یافته کمیسیونر خارجی خود پی خواهد برد. از آنجا که پرداخت هرگونه وجه نقد به لیبی تابع مقرراتی رسمی است، اروپا پرداخت هرگونه پاداش نقدی در ازای آزاد شدن این تیم پزشکی را انکار میکند. با این حال انتظار آن میرود که پاداشهای غیرنقدی ویژهای به طرابلس ارسال شوند، زیرا خوزه مانوئل باروسو، رئیس کمیسیون اتحادیه اروپا، به تازگی متذکر شده که عادیسازی روابط لیبی با اتحادیه اروپا چندان دور از ذهن نیست.
عبدالرحمان شلغم، وزیر امور خارجه لیبی، معتقد است که ایجاد روابط با اروپا میتواند به همکاری و مشارکت همه جانبه لیبی با اروپا منجر شود. وزارت امور خارجه لیبی در این حال انتظارات بسیاری از اروپاییان دارد. لیبی در صورت دریافت دارو و تجهیزات پزشکی میتواند به وضع بیمارستانهای خود سروسامان بدهد. بعضی از بناهای باستانی لیبی برای مرمت نیازمند همکاری کارشناسان اروپایی است. لیبی حتی برای بهبود وضع آموزش خود به کمک اروپا دل بسته است. در عوض اروپاییان نیز انتظار دارند که لیبی از مهاجرت غیرقانونی خیل عظیم جوانان خود به کشورهای اروپایی جلوگیری کند.
از طرف دیگر معمر قذافی در سخنرانیهای اخیر خود جملههایی را به کار برد که جهان غرب را به خود جلب کرد. او اعلام کرد: «لیبی نمیتواند در مقابل فشار روند جهانی شدن مقاومت کند. دوران عداوت و دشمنی پایان یافته است.» قذافی حتی وعده داد روزی فرا خواهد رسید که مردم لیبی دیگر نیازی به رهبری وی نخواهند داشت.
دیپلماسی قذافی و شلغم ریشه در اقدامهای اخیر لیبی برای نزدیک شدن به اروپا دارد. حدود سه سال پیش قذافی به ناگاه تصمیم گرفت از برنامه هستهای مخفی خود چشمپوشی کرده و این برنامه را برای بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی افشا کند.
بلافاصله معلوم شد که برنامه هستهای لیبی برای دستیابی به سلاحهای هستهای بوده و کارشناسان آژانس احتمال دادند که لیبی تجهیزات خود را از طریق بازار سیاه هستهای و عوامل «عبدالقدیرخان»، دانشمند هستهای پاکستانی، تهیه کرده باشد.
در آن دوران شلغم انتظار داشت که به محض افشای برنامه هستهای نظامی و پس از سالها خصومت با جهان غرب، به یکباره روابط تجاری و سیاسی با اروپا و آمریکا آغاز شود. اما او یک چیز را کاملا از یاد برده بود: اینکه جهان غرب در مقابل یک اقدام داوطلبانه نمیتواند پاداش چندانی در اختیار لیبی قرار دهد. خواستههای غرب از قذافی و شلغم کم نیستند. غرب انتظار دارد فضای سیاسی داخل لیبی آزاد باشد تا مردم این کشور بتوانند آزادانه در امور سیاسی تصمیم بگیرند و احزاب سیاسی را تشکیل بدهند.
به خاطر ضعف سیاسی شلغم، اکنون قذافی حق دارد عصبانی باشد. قذافی مدعی است که آمریکا و بخصوص انگلیس او را فریب دادهاند.
پیشتر بریتانیا به وی وعده داده بود که در صورت تسلیم کردن برنامه هستهای نظامی و پذیرش مسئولیت انفجار هواپیما در لاکربی به سال 1988، لیبی میتواند از سیل پاداشهای غرب بهرهمند شود. اما این واقعه هرگز رخ نداد و در عوض غرب سعی کرد شرطهای جدیدی را به شلغم و قذافی پیشنهاد کند.
به محض آزاد شدن تیم پزشکی دولت لیبی خواستار آزادی مامور مخفی خود به نام «علی مقراهی» شد. علی مقراهی در سال 2001 به جرم دست داشتن در حادثه هواپیمای لاکربی توسط یک دادگاه اسکاتلندی محاکمه و به حبس ابد محکوم شد. با این حال بعید به نظر میرسد که دولتهای غربی بخواهند اجازه آزادی وی را صادر کنند.
مخالفان دولت لیبی بر این عقیدهاند که حتی در صورت آزادی مقراهی بعید به نظر میرسد که لیبی از آزادیهای سیاسی برخوردار شود و اقتصاد آن رونق بگیرد، زیرا در لیبی اولویت امور فقط با انجام کارهای سیاسی توسط شلغم و قذافی است.