در دهه هفتاد، زمانی که کشورهای بزرگ صنعتی توافق کردند دیدارهای منظمی با یکدیگر داشته باشند، مسأله صرفا به یک دیدار داوطلبانه محدود میشد. ملاقاتهای شخصی، تبادل آزادانه افکار بدون اجبارهای ناشی از تنظیم پروتکلهای دیپلماتیک و به دور از دوربینها و میکروفونهای رسانههای همه جا حاضر، شاخص اصلی دیدارهای یاد شده بود. حالا اما آن روزهای گپ و گفتگو در پای شومینه به سرآمده است. اینک اجلاس رهبران گروه 8 دارای دستور کار رسمی است و آنها قصد حل مشکلات جهانی را دارند. و ضعف اصلی گروه 8 هم دقیقاً همین جاست، آنها میخواهند مشکلاتی را حل کنند که اغلب خود به وجود آورندهاشان بودهاند و یا دستکم در ایجادشان سهم داشتهاند. نمونهاش، مشکلات آفریقا. نمونه دیگرش، تخریب جو زمین. این فهرست را به راحتی میتوان ادامه داد. قدرتهای استعماری سابق و کشورهای فاقد سابقه استعماری که با آفریقا صرفاً به عنوان یک منبع مواد خام رفتار میکنند اینک میخواهند در اجلاس گروه 8، برنامههای کمک به «قاره سیاه» را گسترش دهند. و در همین اجلاس، بزرگترین تخریبکنندگان محیط زیست میخواهند فکری به حال جو زمین بکنند. این هر دو، البته نیات و مقاصدی نیک هستند، ولی وقتی که قول و قرارها کمتر جنبه عملی پیدا میکنند آن وقت تهی مایگی و توخالی بودن آنها اثرات خود را نشان میدهد.
به گزارش دویچهوله آنهایی که در اجلاس گروه 8 برنامههای بزرگ سرهم میکنند، ظاهراً در پی سرپوش گذاشتن بر تقصیرات خویشاند و همچون جمعی از نخبگان رفتار میکنند که انگار برای جهانیان حرفی برای گفتن دارند. جهان اما نسبت به اولین اجلاسهای گروه 8 تغییر کرده است. اینک مدتهاست که چین و هند در زمره قدرتهای بزرگ اقتصادی جهان قرار گرفتهاند، ولی در اجلاس گروه 8 صرفاً به عنوان مهمان حضور دارند. گویی چیزی که روزی درست بوده است همیشه درست خواهد بود. ترکیب شورای امنیت سازمان ملل نیز به همین گونه، نمونهای از تلاش برای حفظ قدرت و رفتار ناشی از تفرعن است. حصار بدترکیبی که در هایلیگندام به دو محل اجلاس گروه 8 کشیدهاند نیز چنین درک و احساسی را در بیننده القاء میکند، هر چند که بر پاکنندگان آن چنین منظوری نداشتهاند.
حالا شاید استدلال بشود که گروه 8 اگر با مقتضیات و تغییرات زمان خود را تطبیق دهد میتواند به جایگزینی برای سازمان ملل بدل شود. دقیقاً. منتهی گام بعدی میتواند این باشد که موضوعات اجلاس گروه 8، در چارچوب سازمان ملل مورد بحث و بررسی قرار گیرد. این موضوعات هم طبعاً مسائل جهانیسازی خواهند بود که به همه مربوط میشوند و همگان هم باید آن را مورد بحث و بررسی قرار دهند، و نه در جمعی که عدهای در اتاق اصلی و در کنار شومینه نشستهاند و بقیه پشت در اتاق.
تاریخچه گروه هشت
گروه 8 در تلاش برای پاسخ به یک بحران پدید آمد، در اواسط دهه هفتاد، بحران نفتی و از همپاشی سیستم تبادل ارز برتون وودز منجر به بحرانی در اقتصاد جهانی شد. برای کشورهای بزرگ صنعتی این موضوع مطرح بود که چگونه میتوان بر مشکلات غلبه کرد. رئیسجمهور وقت فرانسه، ژیسکار دستن، و صدر اعظم آن هنگام آلمان، هلموت اشمیت، غلبه بر بحران را در راه کاری بینالمللی دیدند و این ایده را پی گرفتند.
دیدار سالانه
اولین کنفرانس اقتصاد جهانی سال در ماه مه یا ژوئن، برگزاری میشدند بر عهده گرفت.
هدف از این نشستها در آغاز شور و مشورت درباره مسائل روز، راهبردهای اقتصادی جهان در میان جمعی کوچک بود. شرکتکنندگان در اولین اجلاس، سران کشورهای فرانسه، آلمان، انگلیس، ایتالیا، ژاپن و آمریکا بودند.
کانادا و روسیه به جمع گروه پیوستند
در سال 1976 با پیوستن کانادا به جمع کشورهای عضو، این گروه به گروه 7 (7 G)تبدیل گردید. در پایان جنگ سرد در سال 1989 روسیه خواستار پیوستن به این گروه شد. پذیرش روسیه در این گروه رفته رفته انجام شد و 9 سال بعد در سال 1998 این کشور به عضویت رسمی گروه در آمد. در سال 2006 روسیه برای اولین بار ریاست گروه 8 را بر عهده گرفت و اجلاس سالانه گروه 8 در سنپترزبورگ برگزار شد.
گروه هشت یک عضو دیگر هم دارد و در حقیقت میتوان حتی از گروه 9 هم سخن گفت. چرا که از سال 1981 رئیس کمیسیون اروپا هم در این اجلاس شرکت میکند. از سوی دیگر گروه 7 بدون روسیه کماکان به موازات گروه 8 وجود دارد.
زیرا مسکو هنوز به همه نهادهای زیر نظر گروه 8 راه ندارد، از جمله رایزنیهای اقتصادی که گاهی بدون شرکت روسیه انجام میگیرند.
این اجلاس نهادی بینالمللی نیست
اولین کنفرانس اقتصاد جهانی بسیار غیررسمی بود. در ضمن گفتگوهای شبانه در کنار شومینه، سران کشورهای عضو شرکتکننده در دیدار، به مزیت امکان تبادلنظر مستقیم درباره مسائل مهم پی بردند.
اجلاس گروه 8 نهادی بینالمللی نیست. گروه 8 فاقد سازمان مدیریتی است و قطعنامههای این اجلاس الزامآور نیست. اجلاس سالانه همیشه از سوی کشور میزبان سازماندهی میشوند و کشور میزبان ریاست اجلاس را بر عهده میگیرد.
روح از دست رفته رامبولیه
در سالهای آغازین نشست سران، گفتوگوها درباره مسائل مالی و موضوعات مربوط به سیاست ارزی کانون این دیدارها را تشکیل میدادند. در دهه 82 مسائل سیاست امنیتی بیشتر در کانون توجه قرار گرفتند. از سوی دیگر مسائل مبرم روز مانند حمله اتحاد شوروی سابق به افغانستان یا فاجعه چرنوبیل احساس نیاز به همکاری را تشدید کردند.
روح رامبولیه - گفتوگوهای غیررسمی در جمعی کوچک - در سایه سازماندهی نشستهای بزرگ به فراموشی سپرده شد. هماهنگ کردن موضوعهای گوناگون رفته رفته پیچیدهتر شد. امروزه نه تنها سران کشورها با یکدیگر دیدار میکنند بلکه وزرای کشورهای عضو هم پیرامون مسائل گوناگون به بحث و گفتوگو مینشینند. اقتصاد دیگر موضوع اصلی مذاکرات نیست، بلکه در کنار آن به موضوهایی دیگر مانند تغییرات جوی با توریسم بینالمللی هم پرداخته میشود.
آیا گروه 8 همچنان متناسب با زمان است؟
یکی از انتقاداتی که در سالهای اخیر نسبت به گروه 8 مطرح بوده عدم عضویت کشورهای مهم و تازه قدرت یافته، مانند چین و هند و برزیل و اسپانیا در این گروه است.
گروه 8 که از سال 1977 نشستهای سالانه برگزار میکند تنها آمریکا، کانادا، انگلستان، ایتالیا، آلمان، فرانسه و روسیه را در بر میگیرد.
گروه 8 امروزه در برگیرنده قویترین کشورهای اقتصادی جهان نیست. هر چند که 8 کشور عضو تقریبا دو سوم درآمدهای ناخالص ملی دنیا را به خود اختصاص میدهند، ولی مثلا بدون چین، که چهارمین درآمد ناخالص ملی را دارد، این اجلاس کامل نیست. همچنین اسپانیا (که بر اساس درآمد ناخالص ملی جلوتر از کانادا و روسیه قرار دارد) بر شرکت در این اجلاس اصرار میکند.
آینده اجلاس گروه 8 چگونه خواهد بود؟
دو امکان وجود دارد: یا کشورهای تازهای به عضویت این گروه پذیرفته میشوند و عملکردها سازماندهی میشوند که برای آن وجود دستگاهی مدیریتی الزامی است- یا باید تلاش کرد که فضای غیررسمی کنفرانس یعنی گفتوگوهای غیررسمی در کنار شومینه، دوباره از نو، زنده شود.