محمدعلی مهتدی
پیشنهاد شاهزاده سعودالفیصل، وزیر امور خارجه عربستان سعودی برای ایجاد یک کنسرسیوم مشترک بین جمهوری اسلامی ایران و کشورهای عضو شورای همکاری خلیجفارس برای بهرهبرداری مشترک از انرژی هستهای در زمینههای صلحآمیز و استقبال وزیر امور خارجه کشورمان از این پیشنهاد میتواند نقطه عطفی در روابط دو طرف محسوب شود.
البته چنین پیشنهادی قبلا از سوی ایران با هدف جلب اعتماد بینالمللی در خصوص صلحآمیز بودن چرخه تولید سوخت هستهای مطرح شده و تهران ابراز آمادگی کرده که حاضر است غنیسازی اورانیوم را در چارچوب یک کنسرسیوم با مشارکت دیگر کشورها در منطقه یا در سطح بینالمللی دنبال کند، درست مانند کنسرسیومهایی که برای استخراج، پالایش و فروش سوختهای فسیلی تشکیل میشود، اما این پیشنهاد در گذشته، عمدتا به دلیل فشارهای آمریکا و اسرائیل، مورد استقبال قرار نگرفت و اینک چنانچه همین پیشنهاد از سوی وزیر امور خارجه عربستان سعودی مطرح میشود، طبیعی است که مورد استقبال جمهوری اسلامی ایران قرار گیرد.
واقعیت این است که غرب و به طور مشخص آمریکا، انگلیس و اسرائیل پیوسته کوشیدهاند ایران را به عنوان منبع تهدید در منطقه مطرح کنند و مانع گسترش روابط مبتنی بر تفاهم و همکاری بین ایران و همسایگانش در خلیجفارس شوند در مقابل، تهران کوشیده است با اقدامات گوناگون در جهت اعتمادسازی با همسایگان این سمپاشیها را بیاثر کند که در این زمینه توفیقاتی نیز داشته است، هر چند این توفیقات هرگز به سطح مطلوبی نرسیده است.
در گذشتهای نه چندان دور، تهران پس از آن که احساس کرد دید و بازدیدهای رسمی و اطمینانبخشیهای کلامی کافی نیست، راهبرد توسعه همکاری مشترک را مطرح کرد، با این امید که ایجاد منظومهای از منافع مشترک در چارچوب طرحهای بزرگ منطقهای، نه فقط نیکبختی نسلهای آینده تضمین شود، بلکه شرایطی پدید آید که هیچ کس احساس ناامنی و تهدید نکند، چرا که در این صورت هر زیانی که در هر نقطه از این منظومه پدید آید متوجه منافع همگان میشود. این امر- منهای هدف اعتمادسازی- یک ضرورت برای تضمین آینده است؛ چرا که منابع سوخت فسیلی جایگزین نمیشوند و دیر یا زود به پایان میرسند. آن وقت بازگشت به دوران صید ماهی و مروارید به طور حتم پاسخگوی نیازمندیهای جوامع نخواهد بود و ملتهای منطقه خلیجفارس چارهای ندارند، جز آن که از درآمدهای نفتی کنونی برای ساختن زیربنای آینده استفاده کنند. بررسیها نشان داده است که ملتها در این منطقه در بسیاری از زمینهها بویژه در زمینه آب و غذا امنیت ندارند و نمیتوان تا ابد به واردات از خارج متکی بود بنابراین سیاست هم تکمیلی بویژه در زمینههای اقتصاد، کشاورزی و پیشرفتهای علمی، هر چند میان کشورهای ساحل جنوبی خلیجفارس، به دلیل همسانی منابع و شرایط جغرافیایی و محیطی کارساز نیست، اما با ورود ایران به این منظومه تا حدود زیادی میتواند منطقه را به سطحی از خودکفایی و امنیت برساند، بویژه که جمهوری اسلامی ایران با برخورداری از تنوع جغرافیایی و محیطی و منابع عظیم طبیعی و توفیق چشمگیر در زمینه طرحهای مربوط به مهار منابع آبی و نیز پیشرفتهای علمی و فناورانه میتواند نقش موثری در زمینه توسعه مشترک منطقهای داشته باشد و تجربیات و دستاوردهای خود را در اختیار همسایگان قرار دهد. در این صورت برقراری اعتماد و امنیت میتواند یکی از نتایج این راهبرد عظیم باشد.
اما پیش از هر چیز، همه کشورها در این منطقه حساس، باید به این نتیجهگیری بدیهی برسند که غرب به منافع خود میاندیشد، نه به منافع ما و کوچکترین کاری که باید بکنیم این است که تسلیم القائات شیطانی غرب در خصوص اختلافات قومی و فرقهای نشویم و با ایجاد و حفظ انسجام اسلامی به منافع خود و نسلهای آینده بیندیشیم.