تاریخ انتشار : ۲۹ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۱۵:۱۶  ، 
کد خبر : ۳۰۵۰۴

با پوزش از آقای شریعتمداری


محمد اسلامی

وقتی نوشته آقای حسین شریعتمداری تحت عنوان (با پوزش از آقای رفسنجانی) را خواندم پس از اندکی تاملی دریافتیم که این همه ‌کم‌لطفی‌ها در حق یک شخصیت بزرگ و اصیل حوزی و سیاسی و انقلابی کشور تنها نمی‌تواند به اقتضای طبیعت باشد و بلکه احتمال حقد و کینه هم در آن محتمل است. تازه اگر هم قبول کنیم اقتضای طبیعت بوده باز این عمل از یک آدم آن چنانی، حرکت غیراخلاقی و ضدارزشی به شمار می‌آید. به عبارت روشن‌تر، این نوشته در هر صورت از ناهنجاری‌های اخلاقی مزمن در عرصه سیاسی کشور بخصوص در میان اصحاب مطبوعات حکایت می‌کند و بیش از آن که به مرحله بحران برسد لازم است در این مورد به چاره‌اندیشی اساسی اقدام شود. اللهم اشفع مرضنا و سلم دیننا و دنینا. البته تجربه تاریخی و عینی در همین 28 سال گذشته به خوبی نشان داده است آنهایی که به دنبال تخریب چهره‌های ماندگار انقلاب رفتند به زودی و رسوای عالم شدند و از شدت خفت و خواری به دنبال سوراخ موش افتادند. چنان که تخریب گران چهره‌ی مظلوم شهید بهشتی که متاسفانه اغلب هم از جبهه خودی‌ها و در ظاهر جزو انقلاب‌ها بودند، در نهایت به همین سرنوشت زشت گرفتار آمدند و امروز هیچ نام و نشانی از آنها نیست ولی شهید بهشتی هم چون آفتاب عالمتاب و خورشید درخشان می‌درخشد. در مورد تخریب آقای هاشمی هم باید گفت: این زمستان نیز می‌گذرد و روسیاهی به ذغال می‌ماند. راستی چرا بعضی آدم‌ها وقتی اندکی مسئوولیت و شهرتی به دست می‌آورند و یا تریبونی را دراختیار می‌گیرند این گونه غرور و تکبر سراپای وجود آنان را تسخیر می‌کند؟ و خیال می‌کنند (قسیم الجنه و النار) شدند؟ بی‌پروایی و جسارت را به آن حدی می‌رسانند که با کمال پررویی از جایگاه رهبری حرف می‌زنند، هیچ حریمی به پیشکسوتان انقلاب و کشور نمی‌شناسند حتی در صدد نصیحت و تعیین تکلیف بزرگان حوزه و روحانیت بر می‌آیند؟ آیا این همه که برشمردیم برای کسی که ادعای ارزشی و اصولگرایی می‌کند، سقوط از ارتقاع بلندی به قعر پستی نیست؟

بنابراین لازم است نکاتی را به صاحب مقاله فوق متذکر شوم:

1- شما که بخشی از کتاب (به سوی سرنوشت) آقای هاشمی را بهانه قرار داده و بر ضد ایشان این گونه سم‌پاشی و فضاسازی می‌کنید چه انگیزه و اهدافی از این عمل دارید؟ این کتاب چندین ماه پیش از چاپ خارج و منتشر شده است در این مدت شما کجا تشریف داشتید؟ چرا امروز در آستانه انتخابات ریاست مجلس خبرگان رهبری اقدام به این کار کردید؟ آیا این عمل شما، دلیل روشنی بر سیاسی‌کاری عالی جناب نیست؟‌ اگر چه سرتان را زیر برف گرفتید و خیال می‌کنید مردم اینها را نمی‌بینند و حقایق را نمی‌فهمند ولی بدانید که این تصور باطلی بیش نیست.

2- شما با این تکاپوهای ناشیانه در تلاش هستید فضای کشور را در آستانه این انتخابات آلوده کنید و به خیال خود اذهان شریف اعضای محترم مجلس خبرگان را به آن سمت و سوی سوق بدهید که خود می‌خواهید. ولی زهی کم لطفی و خیال باطل می‌کنید و یقین داشته باشید که حریم روحانیت و فقهای شیعه در طول تاریخ از این آلودگی‌ها مبرا بوده است و فقها و علمای علام در عرصه‌های گوناگون بدون تاثیرپذیری از فضاسازی‌های کاذب همواره به وظیفه شرعی، عقلی و تشخیص توام با مسئولیت خویش عمل کردند. معلوم می‌شود نویسنده مقاله از فقهای شیعه و حوزه و روحانیت اطلاعات کافی ندارد و اگر هم شناخت داشته باشد به آن ایمان ندارد.

3- موضع صاحب مقاله نسبت به آقای هاشمی با یک نوع نفاق و دورویی آلوده است. معلوم نمی‌شود که بالاخره وی در ردیف تخریب گران ایشان قرار دارد یا جزو طرفدارانش محسوب می‌شود. گاهی به نعل می‌زند و گاهی به میخ می‌کوبد. (البته به تصور خود) به حق باید نوشت در این مورد به خانم فاطمه رجبی باید تبریک گفت زیرا مردانگی او به مراتب از مردانگی صاحب مقاله بیشتر است و لاجرم تکلیف همه نیز با وی مشخص است به عبارت روشن‌تر اگر در میان تخریب گران آقای هاشمی چند نفر مرد وجود داشته باشد به طور یقین یکی از آنها همین خانم رجبی است. بنابراین قبل از هر چیز جا دارد نویسنده‌ی مقاله خود را از این نفاق و دورویی پاک و آزاد سازد و حداقل در حد یک زن شجاعت خود را به معرض نمایش بگذارد.

4- شما که با همان خصلت نفاق و دورویی خود، افتخار حوزه و روحانیت را متهم به دروغ‌گویی می‌کنید و با عبارت‌پردازی‌های حساب شده سعی در القای این تهمت به مخاطب می‌نمایید، آیا می‌دانید و می‌فهمید که اگر در این کشور اسلامی هاشمی‌ها هم دروغ‌گو باشند آن وقت مردم مسلمان حرف‌های چه کسانی را باید باور کنند؟ به حرف‌های شما عالی جنابان که اگر کوه باشید در برابر ترفندهای آمریکا به کاه و کلوخ تبدیل می‌شوید. این تجربه تاریخ شما هم اگر چیزی دارید از صلابت و مقاومت و جهاد و مبارزه‌ی روحانیت اصیل است. خیال می‌کنید با چند مقاله و سرمقاله نوشتن و با چند روزی بازجوی اداره‌ی اطلاعات شدن، همه چیز تمام شده است؟ مواظب باشید بازی دشمن را نخورید و به دام آنان گرفتار نشوید.

5- لازم است جناب آقای شریعتمداری جایگاه خود را در این کشور روشن نماید تا مردم بدانند که وی از کدامین جایگاه حرف می‌زند و موضع نصیحت به خود می‌گیرد. شما از کدام جایگاه به روحانیت اصیل و افتخار حوزه، درس مرگ بر آمریکا و مبارزه با استکبار می‌دهید. به نظر می‌رسد این لباس بر تن شما خیلی گشاد است. این بدان منزله است که مرده‌ای مرده شور را بشوید. از کجا معلوم که در پشت این ماجرا دست‌های پلید و پوسیده‌ی دشمن و استکبار وجود داشته باشد و شما هم بازی خورده‌‌ای آنان باشید. این محتمل به قدری مهم است و جا دارد به احتمال یک درصد آن هم ترتیب اثر داد، امید است از تذکرات جدی حقیر آزرده خاطر نشده باشید و در این ایام مبارک و ماه‌های شعبان و رمضان که در پیش است فرصت را غنیمت شمرده با خود و خدا خلوت کرده و در رفتار و کردار و موضع‌گیری‌های خود تجدیدنظر نمایید. والسلام علی من اتبع الهدای

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات