مهندس مهدی اسماعیلی
رضایتمندی مردم از نحوه عملکرد نظام سیاسی از فاکتورهای مشروعیت حکومتها محسوب میشوند. میزان سنجش رضایتمندی، کارائی سیستم سیاسی در تحقق اهداف و آرمانها؛ القای این اهداف و آرمانها به اعضای جامعه و پاسخگویی مناسب و به موقع به خواستهها و مطالبات مردمی در چارچوب قوانین موضوعه میباشد. در نظام سیاسی اسلام نیز اعتماد عمومی مردم و رضایتمندی عامه از کارگزاران حکومت، هممعیاری برای سنجش کارآمدی نظام سیاسی و عاملی مهم در جهت بقاء و تداوم حاکمیت محسوب میشود.
در این مساله تردیدی نیست که پیروزی انقلاب و تاسیس نظام جمهوری اسلامی با تکیه بر حمایت همه جانبه مردمی و اعتماد آنها به رهبران نهضت و اصول و آرمانهای اعلامی از طرف آنان صورت گرفت.
بقاء و استمرار نظام جمهوری اسلامی نیز تاکنون منبعث از اعتماد عمومی و رضایتمندی نسبی از عملکرد نظام خود بوده است. اما نمیتوان این حقیقت را نادیده گرفت که در طول 28 سال گذشته میزان اعتماد ملی مردم و رضایت آنان از عملکرد کارگزاران نظام اسلامی یکسان نبوده و فراز و فرودهایی را شاهد بوده است.
در این شرایط بود که جریان دوم خرداد که با شعارهای جذاب و امیدوار کننده پا به عرصه مدیرت کشور گزارده بود، به علت انحراف از مسیر اصلی و نشناختن خواستههای واقعی مردم، نه تنها موفق به ترمیم خرابیها و کمکردن فاصله بین مردم و مسوولان نظام بویژه در دستگاه اجرایی نشد بلکه عامل بیشتر شدن فاصلهها گردید و به میزان قابل توجهی از اعتماد عمومی مردم کاسته شد. به گونهای که اقبال مردم به این جریان یکباره برداشته شد و ایشان در انتخاباتهای پیاپی بوسیله مردم از صحنه حکومتداری به بیرون رانده شدند.
در این شرایط گفتمانی جدید در فضای سیاسی کشور تقویت شد که شعار اصلی آن تحقق عدالت اجتماعی، توجه به مطالبات و خواستههای مردمی و بازگشت به اصول و آرمانهای اولیه انقلاب اسلامی بود. رهبر معظم انقلاب اسلامی در ترسیم فضای یاسآلود برخی مقاطع انقلاب چنین فرمودند: "شاید بعضیها- حتی بعضی مخلصین انقلاب، نه بیگانهها و بددلها، حتی نزدیکان- در طول بعضی از سالهای گذشته تصورشان این بود که شعارهای اصلی انقلاب؛ سربلندی اسلام؛ مسالهی عدالت؛ مساله مبارزه با استکبار، تلاش و مجاهدت برای رفع استضعاف از مستضعفان، دیگر روزگارش تمام شده است! بعضی البته جسارت و گستاخی کردند و همینها را نوشتند و گفتند: اشتباه میکردند، معلوم بود، میدانستند اشتباه میکنند اما این گستاخیها دلها را خراش میداد." "آن روزی که بنده مسالهی مبارزهی با فساد را گفتم، توقعم این بود که مجلس شورای اسلامی سینه سپر کند و جلو بیاید و در این میدان حرکت کند تا ما دیگر احتیاج نداشته باشیم دنبال کنیم؛ اما متاسفانه این طور نشد. آنها نکردند." "من متاسفم از این که بعضی افراد از روی غفلت، همان حرفهایی را تکرار میکنند که دشمنان این ملت میزنند."
معظم له به صراحت به تاثیر عملکرد مسئولین در اعتماد مردم به نظام تاکید فرموده و به این نکته اشاره میفرمایند که: "اگر کسانی وظیفهی خود را انجام ندهند، کوتاهی کنند، به کارهای دیگر سرگرم شوند و احیانا افساد کنند- کما این که در بعضی از موارد مشاهده شده است کسانی که مردم آنها را برای کاری انتخاب کردند، به جای این که به آن کار بپردازند، به کارهایی پرداختند که مطلقا به نفع مردم نیست، بلکه به زیان مردم است- طبعا مردم دلسرد خواهند شد."
اما اکنون که مردم به جریان و گفتمان اصولگرایی اعتماد کرده و مسوولیتها به آنان سپردهاند؛ ضرورت است تا اصولگرایان به پاسداشت این اعتماد، گره از مشکلات اساسی مردم گشوده و نگذارند این اطمینان و اعتماد جای خود را به شک و تردید و ناامیدی بدهد که در چنین حالتی، جلب اعتماد مجدد مردم و حفظ موقعیت ممتاز کنونی برای خدمت به مردم، بسیار مشکل خواهد بود.
و اینگونه است که رهبری فرزانه انقلاب میفرمایند: انتظار بنده از مجلس، دولت و مسوولان در همه ردهها این است: به معنای واقعی کلمه، مسائل اساسی کشور را بشناسید. ... انتظار بنده از مجلس، دولت و مسوولان در همهی ردهها این است: به معنای واقعی کلمه، مسائل اساسی کشور را بشناسید. ... یکی از مسایل تشویق و امید دادن به دشمن برای تهاجم و حمله، این است که ما به مشکلات جامعه نرسیم. بنابراین همه باید در این زمینه تلاش کنند.
اما برای تقویت و استمرار اعتماد ملی برای تداوم جریان اصولگرایی و رشد و بالندگی نظام چه باید کرد؟
1) برقراری و گسترش رابطه عاطفی و محبتآمیز با مردم: امیرالمومنین علی (ع) در خصوص وظائف زمامدار اسلامی به مالک اشتر مینویسد: "مهربانی بر رعیت را پوشش قلب قرار ده و به آنها محبت کن و لطف داشته باش." از این دیدگاه مسوولان و مدیران نظام اسلامی همانند پدرهایی دلسوز و مهربان، مردم را دوست داشته و برای حل مشکلات آنان نهایت مساعی خود را بکار میبرند.
2) رعایت اعتدال و میانهروی: پرهیز از افراط و تفریط، عمل بر اساس عملکرد برنامهریزی اصولی و قابل اجراء از بلندپروازی و پیگیری اهداف دست نیافتنی، میتواند مردم را به مدیریت عالمانه و اصولی امیدوار نماید.
مسلما در چنین برداشتی، مردم حمایتهای خود را از مسوولیت و برنامههای آنان دریغ نخواهند کرد.
3) هماهنگی بین قوای سهگانه برای خدمت بیشتر: توجه به این نکته اساسی که مردم با هیچ جناح و گروهی عقد اخوت نبسته و مسوولیت و پست و مقام امری جاودانه و پایدار نیست میتواند هشدار و تنبهی باشد تا همت مسوولان نظام در قوای سهگانه معروف، ایجاد همدلی و هماهنگی بیشتر به منظور ارائه خدمت مفیدتر و جامعتر به مردم گردد. بر اساس سنت خداوند و با استناد به تجربه تاریخی بشر، تفرقه و تخریب از عوامل اضمحلال قدرتها و حکومتها بوده است. بیتردید جریان اصولگرا از این امر مستثنی نمیباشد.
رهبر انقلاب در این زمینه میفرمایند: آرزوی دشمن این است که قوای سهگانه به جان هم بیفتند؛ مجلس به جان قوهی قضاییه، قوهی قضاییه به جان دولت، دولت به جان قوهی قضاییه. مسوولان باید هشیار باشند و نگذارند؛ بدانند امروز کشور به چه چیزی نیاز دارد. ... امروز علاج دردهای این کشور این است که قوای سهگانه با وحدت کلمه و با همکاری با یکدیگر، برنامههای منظم و مرتبی را که برای رسیدن به هدفهای این نظام و آسایش مردم مورد نظر است، تعقیب کنند.
4) ارتقای امنیت اجتماعی: بینظمی و ناامنی در هر جامعهای، حاکمیت آن را به مخاطره انداخته و اعتماد مردم را نسبت به نظام سیاسی و مسوولان آن از بین میبرد. بالا بردن ضریب امنیت اجتماعی، ناامن کردن جامعه برای مفسدان و مجرمان و برهم زنندگان نظم و امنیت عمومی، از عواملی است که مردم را به کارآمدی نظام خود مطمئن و در سپردن مناصب و مسوولیتها به افراد توانمند و شجاع، انگیزه لازم را در آنان ایجاد مینماید.
5) حفظ روحیه سادهزیستی و پرهیز از تشریفات: یکی از عواملی که باعث پیروزی جریان اصولگرا در انتخابات نهم ریاست جمهوری گردید، برداشت و تلقیای بود که مردم از منش سادهزیستی و بدور از زندگی اشرافی دکتر احمدینژاد بود. این روش و منش را باید حفظ کرد، تداوم بخشید و تا پایینترین سطوح مدیریتی نهادینه کرد. آنگاه که مردم ببینند مسوولان و مدیران دولتی همچوی آنان یک زندگی ساده دارد بیشتر به آنها اعتماد خواهند کرد.
6) مبارزه بیامان با مفاسد اقتصادی: یکی از مسائلی که جزو مطالبات اصلی مردم و رهبری بوده و متاسفانه در دولتهای پیشین تا حد زیادی مورد غفلت قرار گرفته است، مبارزه با مفاسد اقتصادی بوده است. در درجه اول وظیفه دستگاه اجرایی است که با اتخاذ راهکارها و تدابیر مناسب از بروز مفسده در دستگاههای دولتی پیشگیری نماید و چنانچه افرادی با زیرکی و دور زدن قانون دچار تخلفی شدند باید با دست توانای دستگاه قضایی گرفتار و مجازات گردد. تنها در این صورت است که امنیت اقتصادی شکل گرفته و مفسدان احساس ناامنی خواهند کرد و مردم نیز مطمئن خواهند شد عزمی جدی در پیشگیری و برخورد قاطع با مفسدان در حاکمیت وجود دارد.
7) احیاء و نهادینه کردن اصول و ارزشهای اسلامی: بازسازی چهره فرهنگی جامعه بر اساس اصول و ارزشهای اولیه انقلاب و آرمانهای امام، از مهمترین مسائلی است که مردم را نسبت به عملکرد مسوولان امیدوار ساخته و در بازآفرینی اعتماد ملی نقش بیبدیل ایفا مینماید. اقبال مردم به شعارهای انتخاباتی مجلس هفتم و ریاست جمهوری نهم، این واقعیت را آشکارتر خواهد کرد که مردم ایران همچنان به آرمانها و اصول اسلام و انقلاب اسلامی پایبند هستند و به کسانی که بتوانند آنها را محقق نمایند بیشتر دل میبندند. بنابراین تلاش هر چه بیشتر برای اسلامی کردن فضای جامعه، دانشگاهها، محصولات و تولیدات فرهنگی و هنری و آموزشی وظیفه خطیری است که باید بیشتر مدنظر مسوولان قرار گیرد.
8) حفظ وحدت درون تشکیلاتی: شرایط امروز به گونهای است که جریان دوم خرداد برای ورود مجدد به عرصه حاکمیت پا به رکاب شده و درصدد ورود قدرتمند به عرصه انتخابات مجلس هشتم است و این دغدغه دلسوزان نظام و حتی برخی از چهرههای معتدل جریان دوم خرداد است که با بازگشت دوم خردادیها به صحنه، بار دیگر افراطگریها آغاز شده و داستان غمانگیز مجلس ششم تکرار میگردد.
در این شرایط، حفظ وحدت درون تشکیلاتی اصولگرایان برای حفظ اصول نظام، تداوم خدمتگذاری و استمرار جریان مبارک خدمتگذاری و عدالت محوری از اوجب واجبات جریانات اصولگراست.