علی تتماج
کاندولیزا رایس وزیر امور خارجه آمریکا دیروز در حالی که تظاهرات ضدآمریکایی اسپانیا را فرا گرفته بود وارد مادرید گردید. وی که اولین مقام بلند پایه آمریکایی است که پس از آغاز نخستوزیری «خوزهلوئیس رودریگز» به این کشور سفر میکند در حالی وارد مادرید گردید که: خروج نیروهای اسپانیایی از عراق (پس از به قدرت رسیدن «رودریگز»)، گرایشات مادرید به کشورهای آمریکای لاتین و ایران، اعتراض اسپانیا به سیاستهای جنگطلبانه و تکقطبی آمریکا و... به تیرگی روابط طرفین منجر گردید. با توجه به تیرگی روابط دو کشور و سیاستهای ایالات متحده در عرصه جهانی حضور رایس در اسپانیا با چند هدف صورت میگیرد:
1-هر چند که در سالهای اخیر روابط اسپانیا و آمریکا روندی منفی داشته است اما در ماههای اخیر سیاست خارجی ایالات متحده بر اصل گفتگو با مخالفان استوار گردیده است. آنها که در برابر کنگره و افکار عمومی تحت فشار قرار دارند تلاش دارند تا با گرایش به کشورهایی که در صفوف مخالفان سیاستهای آنها هستند، به نوعی اولا حرکت در چارچوب خواست مردم برای بهبود مناسبات بینالمللی را اجرایی نمایند ثانیا با کاهش مخالفان جهانی بیش از گذشته به تبلیغات انتخاباتی 2008 و خروج از بحران عراق و افغانستان بپردازند. بر این اساس آنها برآنند تا با گرایش به اسپانیا تا حدودی این سیاست را در اروپا نیز اجرایی گردد چنانکه پیش از این نیز خواستار گفتگو با ایران و سوریه، چین و روسیه برای کاهش اختلافات شده بودند (البته این تحرکات میتواند مقطعی و برای برخی سیاستهای کوتاه مدت اجرا گردد).
2-سیاست خارجی اسپانیا بر اصل گرایش به حضور فعال در معادلات جهانی استوار گردیده است. در این چارچوب آنها فعالیت با اتحادیه اروپا، توسعه مناسبات با ایران و کشورهای آمریکای لاتین را در دستور کار قرار دادهاند. در نقطه مقابل ایالات متحده از این روند ابراز نارضایتی کرده و تلاش دارد تا با مشوقهای سیاسی و اقتصادی، به تعدیل این مواضع بپردازد. واشنگتن امیدوار است تا با استفاده از تغییرات ایجاد شده در پارلمان اسپانیا که به تقویت مخالفان دولت منجر شده است، بتواند این اهداف را محقق سازد در حالی که تظاهرات مخالفان آمریکا همزمان با سفر رایس تا حدودی این امر را با شکست مواجه ساخت.
3-از طرحهای ایالات متحده اجرای طرح سپر موشکی در اروپا است در این میان اسپانیا از جمله کاندیدهای اجرای این طرح میباشد. هر چند که مردم این کشور با طرح فوق مخالف هستند اما برخی گرایشات مقامات مادرید به توسعه همکاری با ناتو، حضور فعال نظامی در معادلات جهانی و... این امید را برای آمریکا ایجاد میکند که بتواند بخشی از طرح سپر موشکی را در این کشور اجرایی نماید. (انفجارهای اخیر در اسپانیا میتواند بهانهای برای اجرای این مهم باشد).
4-هر چند که اسپانیا حضور چندانی در معادلات جهانی ندارد و بعضا قدرت درجه دوم اروپا قلمداد میشود اما در تحولات فلسطین اشغالی و صلح اعراب و رژیم صهیونیستی نقشی فعال داشته است. با عنایت به سیاست آمریکا برای اجرای طرحسازش (نقشه راه) در خاورمیانه و با عنایت به پیشینه اسپانیا، بخشی از مناسبات دو کشور بر اصل طراحی و اجرای طرحهای مشترک در این زمینه میباشد. (بلر از نشست مادرید، اسپانیا توانست به نوعی حضورش، در صحنه فلسطین اشغالی پررنگتر نماید هر چند که گرایش آن به فلسطینیان تا حدودی مانع همکاریاش با آمریکا میشود).
5-نکته تبلیغاتی سفر رایس را میتوان در تقارن آن با رایزنیهای لاریجانی و سولانا در مادرید ارزیابی نمود. در حالی که اسپانیا میزبانی این نشست را برعهده داشت حضور رایس در مادرید به عنوان برگ دیگری از جنگ تبلیغاتی آمریکا در قبال پرونده هستهای ایران ارزیابی میگردد. میتوان گفت وی تلاش نمود تا به نوعی، سایه واشنگتن را بر مذاکرات القاء نماید که عملکرد ایران و اروپا را براساس تحرکات آمریکا نشان میدهد.
در نهایت میتوان گفت: سفر رایس به اسپانیا هر چند گامی برای کاهش تنش میان دو کشور بوده اما به دلیل سیاست خارجی اسپانیا و اهدافی که ایالات متحده در اروپا و جهان پیگیری میکند نتایج چندان مثبتی به همراه نخواهد داشت که تظاهرات مردم اسپانیا علیه آمریکا گواهی بر این اصل میباشد. البته چنانکه ذکر شد آمریکا با این تحرکات امیدوار است تا ضمن جلب رضایت افکار عمومی در داخل، حمایت اروپا را برای طرح سپر موشکی و جنگ با رژیم کسب نماید هر چند که در دیدار رایس چندان به این مهم دست نیافت.