گزارشهای پر سروصدای خبرگزاریهای استکباری در مورد اظهارات صریح جیفرباتی وزیر مشاور در امور جنگ جزیره انگلیس که اکنون در دیار شیطان بزرگ بسر میبرد ، در مورد رفتار دولت آمریکا با همپیمانانش در ناتو ، این واقعیت را باثبات رسانیده که شیطان بزرگ حتی با دوستان و اذناب خویش نیز سلوک دشمنانه و آکنده از دروغ دارد .
شیطان بزرگ که در ماجراجوئیهای سیاسی و نظامی خود با فشار و ارعاب و تهدید به جنگ باصطلاح «محدود هستهای» همپیمانان اروپائی خود را به مشارکت هر چه بیشتر فرا میخواند ، بقول باتی ، درمسایل مربوط به تکنولوژی نظامی قیدوبندهائی را ایجاد کرده و از مشارکت خود در دادن چنین تکنولوژیهای آدمکشی ، خودداری میکند . این خودداری تفسیری جز قرار دادن اروپائیان درمقام «قمر»های دست بین و محتاج ، به «متروپول» که همان شیطان بزرگ است ندارد و توجیهی نیز غیر از ادامه وابستگی اروپا به آمریکا نمیتواند داشته باشد .
سال گذشته یکی از نویسندگان مجله آلمانی «اشپیگل» نیز در این مقوله گفته بود که آمریکا باید اخلاقاً با اروپائیان طوری رفتار کند که اروپائیان در دوران استعمار با ملل تحت استعمار خود رفتار ! میکردند . یعنی برخورد شیطان بزرگ با اروپائیان ، بمراتب بدتر از رفتار استعمارگران اروپائی با ملل مستعمرات آنان در سدههای 15 تا 19 میلادی است و هدف آن نویسنده بیشتر شکایت از انبار سلاحهای میکروبی و شیمیائی در سرزمینهای اروپاست که کمترین اثر سوء این سلاحها ، آلوده ساختن دائمی آب و هوای اروپاست که باعث مرگ تدریجی و مسمومیتهای مستمر ملتهای این قاره کوچک میشود .
ما هنوز هم بخاطر داریم که کیسینجر صهیونیست ، در زمانیکه وزارت خارجه شیطان بزرگ را بعهده داشت ، سال 1973 را «سال اروپا» خوانده بود و هدف او تقویت اروپا در قبال بحران نفت و جبران شکستهای سیاسی و نظامی اروپا در قضایای مربوط به قیامهای ملل مستضعف جهت رهائی از چنگال عفریت استعمار آنان بود . شاید هدف کیسینجر در آنزمان ارائه یک برنامه کمک به اروپائیان نظیر «برنامه مارشال» بود که جبران خرابیهای ناشی از جنگ جهانی دوم را کرد . در آنزمان بوقهای آمریکائی به دوستان اروپائی خود وعدههای بلندبالائی را میدادند که کمترین اثر آن وعدهها ترمیم فاصلههای موجود در صفوف همپیمانان ناتو بود .
اکنون از آن زمان 10 سال میگذرد ، نه تنها یک سال بلکه یک دهه نیز نتوانست اروپای ورشکسته را نجات بدهد یا لااقل موج روزافزون ضدآمریکائی که سرتاسر اروپا را فراگرفته است ، را کاهش دهد . گلودشسون وزیر امور خارجه سوسیال صهیونیستهای فرانسه نیز که برای کسب رضایت خاطر ارباب ، در خاورمیانه و شمال آفریقا ، میدانداری خستگیناپذیر و ولی شکستپذیر را بعهده گرفته است اخیرا مجبور شد اعتراف کند که در سال 1983 مشکلترین سال برای اعضای ناتو خواهد بود و بقول او از سال 1949 تا امروز که سازمان ناتو تشکیل شد ، چنین سال بدی برای اروپائیان وجود نداشته است .
جنبش ضدهستهای که سرتاسر اروپا را در برگرفته است ، در واقع تجلی نارضایتی عمومی ملتهای اروپائی از سیاستهای دولتهای دستنشانده شیطان بزرگ در این کشورهاست که بحران اقتصادی و منازعات بازرگانی و افزایش نرخ تورم و طولانی شدن صفهای بیکاران ،مزید بر علت شده و همه بروشنی پی بردهاند که دست شیطان بزرگ در پس این معرکه بوده و همه بدبختیهای ملل اروپائی از آمریکای جنایتکار است .
از جانب دیگر روند جریان مذاکرات کاهش تسلیحات و یا تجدید میزان موشکهای استراتژیکی پیمانهای ورشو و ناتو در اروپا ، بخوبی نشان داده است که در این میان بازنده واقعی اروپائیان خواهند بود که قربانی سازش آمریکا و شوروی میشوند . پیشنهاد شوروی و اصرارش در کم کردن تعداد موشکهای اساس20 از 220 به 162 موشک یا مجموعاً 486 کلاهک جنگی هستهای ، و استقرار همین تعداد موشکهای کروز و پرشینگ ، در حقیقت مانعی خواهد بود بر استقرار 572 موشک پرشینگ و کروز ناتو که نتیجه آن نقض تصمیمات نظامی ناتو و ایجاد یک اروپای بیدفاع خواهد بود . این مسابقه خطرناک را نحستین بار آمریکا شروع کرد و اکنون نیز بر خلاف آنچه در ظاهر امر موضعگیریهای احمقانه و لجوجانه ریگان نشان میدهد ، معاملهای بر روی اروپا با شوروی در حال انجام است که اروپائیان بخوبی بدان پی بردهاند . زیرا میدانند که در مذاکرات مشترک اروپائیان بویژه انگلیس و فرانسه در مقام بخشی ازنیروهای کلی شرکت میکنند و آمریکا و شوروی فرصت خواهند یافت برای موشکهای خویش سقف پرواز و میدان برد برابر در سرزمینهای اروپا تعین کنند .
با این تفصیل ، ملتهای دربند اروپا اکنون سال مشکلی را سپری میکنند . در بعد اقتصادی نیز آمریکا سرنخهای «دلارهای اروپائی» را در دست دارد و با ایجاد نوسانهای تصنعی در بالا و پائین بردن نرخ بهره بانکی به امکانات سرمایهگذاری و میزان سرمایهگذاری و ایجاد اشتغال در کشورهای اروپائی صدمه میزند . از نظر سیاسی نیز با رشتههای باریکی که بر گردن حکومتهای اروپائی افکنده است « میکشد هر جا که خاطر خواه اوست . » بنابراین اروپائیان درمانده را وارد گودهای بازی خطرناکی میکند که رهائی از آنها ، ممکن نیست . شیطان بزرگ فرانسه را در قضایای خاورمیانه و بویژه جنگ تحمیلی رژیم عراق بر جمهوری اسلامی درگیر کرده و عواقب بدفرجامی را برای سوسیال صهیونیستهای فرانسه پدید آورد که با سقوط رژیم آمریکائی صهیونیستی صدام ، حکومت میتران سوسیال صهیونیست نیز بمزبله بیکفایتی سیاسی سقوط خواهد کرد و آنگاه اروپائیان یکی از صدها مورد را عملا تجربه میکنند و در مییابند که شیطان بزرگ کلاه گشادی بر سر آنان گذاشته است !!