تاریخ انتشار : ۲۹ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۱۱:۳۴  ، 
کد خبر : ۳۰۵۲۹

مجسمه‌ها چه می‌گویند؟


حسین شریعتمداری

نگارنده سال 1372 همراه با یک هیئت رسمی به عراق رفته بود. مقصود از آن سفر مذاکره درباره برخی از مسائل فیمابین بود - و البته، از شما چه پنهان نگارنده با شوق زیارت عتبات عالیات که مخصوصا در آن دوران ناممکن می نمود در میان اعضای چند نفره هیئت جا خوش کرده بود-... و اما، در بازگشت، همراه با میزبانان عراقی وارد بصره شدیم و بعد از استقرار در هتل، قرار شد کنار اروندرود قدمی بزنیم... در کناره رود با فاصله چند متر از یکدیگر، مجسمه هایی از سربازان عراقی نصب شده بود که با دست راست خود به آن سوی رود- یعنی ایران- اشاره می کردند. از «عامر سعید» مسئول هیئت عراقی پرسیدم، این مجسمه ها چه می گویند؟ و او که انتظار این سؤال را نداشت با شتابی آمیخته به لکنت پاسخ داد، می گویند برادران ما در آن سوی رود کشته شده اند! نگارنده به او گفت؛ ما هم در ایران مجسمه های مشابهی می سازیم که با حیرت دست خود را به دندان می گزند. عامر سعید پرسید، آنها قرار است چه بگویند؟ جواب دادم؛ به سربازان شما می گویند، اصلا برای چه به این طرف رود آمدید که کشته شوید؟!... آن روزها، قطعنامه 598 از سوی هر دو کشور پذیرفته شده و در آن قطعنامه از دولت عراق به عنوان آغازکننده جنگ یاد شده بود...

«کشورهای عضو ائتلاف به ویژه آمریکا که نظامیان آنها در عراق خون داده اند حق دارند بر روند تحولات سیاسی این کشور نظارت کنند» رایس وزیر امور خارجه آمریکا که به اتفاق جک استراو همتای انگلیسی خود بعد از حضور سرزده در عراق و ملاقات با مقامات این کشور در یک کنفرانس مطبوعاتی شرکت کرده بود با اعلام مطلب فوق دخالت در تعیین دولت عراق را حق آمریکا و متحدانش دانست و جک استراو نیز با تایید اظهارات رایس گفت؛ آمریکا بیش از 2000 و انگلیس بیش از 100 کشته در عراق داده اند بنابراین حق دارند در شکل گیری دولت و تحولات سیاسی عراق دخالت کنند!

اظهارات مشترک رایس و استراو، اگرچه به ظاهر از موضع قدرت ابراز شده ولی در بطن و درون خود از استیصال و درماندگی این دو کشور اشغالگر در عراق حکایت می کند. هنوز افکار عمومی جهانیان، عربده های بوش را به خاطر دارد که در توجیه حمله نظامی به عراق از اهدافی چون، «انهدام سلاح های کشتار جمعی در این کشور، گسترش دموکراسی و مقابله با تروریسم» یاد می کرد و بلر نخست وزیر انگلیس که به قول یکی از نمایندگان پارلمان این کشور، نقشی بیش از «سگ بوش» ندارد، همراهی انگلیس با آمریکا در حمله نظامی به عراق را برای تامین صلح جهانی ضروری می دانست! اما...

امروز که طشت رسوایی آمریکا و انگلیس در دموکراسی خواهی با سر و صدا از بام افتاده، سلاح کشتار جمعی مورد ادعای آنها در عراق یافت نشده و نشانه های غیرقابل تردیدی از دخالت آنان در اقدامات تروریستی در عراق فاش شده است، وزرای خارجه دو کشور اشغالگر، برای توجیه اشغالگری و دخالت باج خواهانه خود در عراق به این استدلال مسخره روی آورده اند که «سربازان آمریکایی و انگلیسی در عراق خون داده اند بنابراین آمریکا و انگلیس حق مداخله در امور سیاسی عراق را دارند»!...

به یقین افکار عمومی جهانیان، برای این پرسش ها پاسخ می خواهند که؛

الف: آمریکا و انگلیس چرا به عراق حمله کردند که خون سربازان آنها ریخته شود؟!

ب: تعداد مردم بی گناهی که در حمله اشغالگران به عراق جان باخته و قتل عام شده اند بیش از صدها برابر سربازان به هلاکت رسیده آمریکا و انگلیس است و با این حساب، مردم عراق حق بیشتری برای دخالت در امور سیاسی آمریکا و انگلیس دارند.

ج: با توجه به اثبات بی اساس بودن ادعای اشغالگران درباره سلاح های کشتار جمعی عراق و افتضاح غیرقابل انکار دموکراسی خواهی آنان، به هلاکت رساندن سربازان آمریکایی و انگلیسی حق طبیعی و قانونی مردم عراق بوده است ولی قتل عام مردم عراق هیچ نامی جز جنایت وحشیانه ندارد.

بنابراین، باید از خانم رایس و آقای جک استراو پرسید، خون به حق ریخته نظامیان اشغالگر چگونه می تواند، برای اشغالگران جنایتکار حق دخالت در امور سیاسی کشور اشغال شده را درپی داشته باشد؟ و در کدام نظام حقوقی و قانونی اگر هنگام حمله چند سارق مسلح به یک خانه، یکی از آنها آسیب دیده و یا به هلاکت برسد، خون او می تواند برای سارقان مسلح منشأ و مبنای حق و حقوقی باشد؟!

... و بالاخره، استدلال مسخره وزرای خارجه آمریکا و انگلیس می تواند به عنوان یک هشدار جدی برای برخی از مسئولان کشورمان نیز تلقی شود و آنان را به خود آورده که قرار است با چه کسانی درباره امنیت عراق به مذاکره بنشینند و می خواهند در این مذاکره چه بگویند؟!... البته با توجه به اظهارات رایس و استراو، می توان حدس زد که آنچه از طرف مقابل می شنوند، چه خواهد بود؟!...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات